هشت پرده تا بهشت
قسمت دوم
راز سجده
وتَبارَکَ الله اَحسنُ الخالِقین
رو به فرشته هایش میکند ومی گوید
بهترین وکامل ترین مخلوق من
به او سجده کنید .
فَا سجُدُوا اِلّا اِبلیس
پس تمام فرشتگان مقربش سربرسجده گذاشته وفرمان پروروگارشان را مطیع
بودند به جز ابلیس.
رو به پروردگار می گوید :
من به او سجده نمی کنم
پروردگار: این یک فرمان از جانب پروروگار توست .
ابلیس: اما من از او برترم او از خاک آفریده شده .
پروردگار: اما او بالاترین مخلوق من است ومن از روح خود در او دمیدم .
ابلیس :من نزدیک به شش هزار سال تو را عبادت کردم.
پروردگار: اما اکنون از فرمان من سر پیچی کردی .
ابلیس: من هرگز به او سجده نخواهم کرد
پروردگار:
قالَ فَاخرُج فَاِنَّک رَجیم ؛
از آن جا بیرون رو که مطرودی.
ابلیس: ولی من از فرشتگان مقرب
در گاهت هستم .
پروردگار: تو تکبر ورزیدی ونافرمانی
کردی پس در این جا جایی نداری .
ابلیس: پس بندگانت را تا روز محشر
گمراه خواهم کرد.تا ثابت کنم
من از آنها برترم.
پروردگار: من به او عقل دادم وآیاتی برای نشانه آفریدم، مومنانشان هرگز گمراه نخواهند شد .
ابلیس: تمام تلاشم را خواهم کرد تا منزل بعدیشان دوزخ باشد .
پروردگار: من به او حق انتخاب دادم
می تواند با من باشد یا تو😔
ادامه دارد....
🗓1405/6/22
✍️الف.صاد
«انَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ امَّا شاکِراً وَ امَّا کَفُوراً»
ما راه را بدو نمایاندیم، خواه شاکر باشد
و یا ناسپاس.
سوره انسان
آیه ۳
«وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ»
بگو: این حق است از سوى پروردگارتان؛ هر کس مىخواهد ایمان آورد و هر کس مىخواهد کافر گردد!
سوره کهف
آیه ۲۹
واگویه های درون
هشت پرده تا بهشت قسمت اول هبوط بنده: میشه من واون پایین نفرستی ؟ خالق :نه تو رو آفریدم که نمایند
سلام وروز خوش به دوستان عزیز🌹🌹
قسمت اول از داستان مصور هشت پرده تا بهشت که ان شاءالله سعی میشه قسمتهای بعدی داستان هم تقدیمتون بشه
اگر مایل بودید در نشر این داستان همراهیمون کنید مخصوصا برای قشر نوجوان 🌹
هشت پرده تا بهشت
قسمت سوم
رقیب وعتید
چند دهه را پشت سر گذاشته است .
فاصله قالوُا بَلی تا اِلیه ِراجِعوُن
در چشم بر هم زدنی گذشت
حال او مانده وکوله ای سنگین بر روی دوشش
کوله را زمین گذاشته وشرمسار سر به زیر انداخته است .آخر روی سر بلند کردن ندارد .
فکرش را نمی کرد اینقدر زود فرصتش تمام شود
رقیب وعتید احضار شده اند برای شهادت
رقیبی که حسنات نوشته وعتیدی که
سیئات ثبت کرده
دفترهایشان را ورق می زنند .
رقیب هیچ ندارد که بگوید .
عتید می گوید نماز اول وقت .
سربلند می کند می گوید من که خوندم .
آن طرف تر فرشته ای محزون بال میگشاید
اما پر پروازش شکسته بود .
اورا نظاره میکند ومی گوید اما تو
حق مرا ضایع کردی
با لجاجت می گوید ولی من نمازم رو خوندم
به فرمان پروردگار پرده های آسمان
کنار می روند .
ادامه دارد ........
🗓1405/6/26
✍️الف.صاد
مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
هیچ سخنی را به زبان نمی گوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است؛
سوره ق
آیه ۱۸
طبق برخی تفسیرها رقیب فرشته شانه راست که نیکیها را ثبت میکند وعتید فرشته شانه چپ که بدیها را ثبت می کند
ضمیمه 👆👆
هشت پرده تا بهشت
قسمت چهارم
قرار دیر هنگام
صدای اذان از ماذنه بلند است .
اما او مشغول حساب وکتاب
رقیب می گوید مگر نمی خواستی
با او صحبت کنی الان زمان مناسبی است .
کسی در گوشش زمزمه میکند!
کارت واجب تر است.
حالا برای نماز خواندن وقت داری .
با خودش می گوید :
آره راست میگه هنوز زمان دارم .
عتیداما منتظر می ماند خودکار را در دست
می چرخاند، آخر خالقش خواسته بود به او فرصت بدهند، شاید خودش متوجه
اشتباهش بشود .
زمان می گذرد وکارش به درازا می کشد .
آخرِ وقت است قامت می بنددو با خستگی یکی در میان جملات را برزبان جاری می کند .
طوری که حتی خودش هم نمی فهمد چه گفت وچه شنید .
رقیب می نویسد اما شوقی برای نوشتن ندارد .
فرشته محزون با بالهای شکسته می نشیند تا به داد خواستش رسیدگی کنند .او حقش که ضایع شده بود را درخواست کرده بود .
🗓1405/6/26
✍️الف.صاد
أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ۖ
نماز را ضایع کردند
و از شهوات پیروی نمودند؛
سوره مریم
آیه ۵۹