eitaa logo
🛌 من‌قبل‌از‌شما‌خیلی‌"راحت"‌بودم.
14 دنبال‌کننده
11 عکس
2 ویدیو
0 فایل
این چیزها رو دوست داشتم. شاید هم این‌ها رو نه. فرستادن‌شون رو. نه برای خودم. نه بقیه. کلاً. عرض کردم که. دوست "داشتم". حالا خیلی مهم نیست دیگه. ولی خب شاید بدم نشه که اگر گذرتون افتاد، بدونید اینا کلاً برای شما بودن. حالا یا خودتون، یا از یاد بردنتون.
مشاهده در ایتا
دانلود
Vesal AlaviVesal Alavi - Ta Sahar.mp3
زمان: حجم: 7.6M
تو که کار چشات عاشق‌کشی نیست. چرا قداره بستی جای ابروت؟ 🛌 @WasCalm |
🛌 من‌قبل‌از‌شما‌خیلی‌"راحت"‌بودم.
• #شما_که_حتما_غریبه‌اید • - شبِ چهلم: "باز، بسته" همسایه‌ها آدم‌های جالبی نیستند. گرچه چندین سال ه
- شبِ چهل‌و‌یکم: "عصبانی نیستم" می‌پرسد چرا انقدر دیر حاضر می‌شوی. خب. سؤال شاهکاری می‌پرسد. او این را می‌پرسد و من هم از خودم این را. من کمی عصبانی‌تر: «چرااااا انقدر دیر حاضر می‌شیییی؟» و همان‌طور که دیدید فقط مصوت پایانی کلمات اول و آخر را کش می‌دهم که لحن‌سازی کرده باشم مثلاً. خب من چرا دیر حاضر می‌شوم؟ برای همین‌که دیر حاضر می‌شوم. یعنی چه؟ یعنی وقتی دارم حاضر می‌شوم فکر می‌کنم به دفعات متعددی که دیر حاضر شدم. غرق می‌شوم. میان لباس پوشیدن می‌نشینم. فکر می‌کنم. بررسی و تحلیل می‌کنم تعداد دفعاتی که طول کشید حاضر شدنم را. جان می‌کَنَم تا اسکن کنم یک یه یک آن دفعات را. بعد بلند می‌شوم لباس انتخاب کنم؛ تازه لباس‌ها را که می‌بینم این داغ تازه می‌شود که من فلان و فلان و فلان دفعه که فلان لباس را پوشیدم فلان‌قدر طول دادم و فلان‌‌اندازه کندم یعنی‌. من کندم؟ من که خیلی سریع تایپ می‌کنم. هم‌چنین خیلی سریع حرف می‌زنم. اگر بخواهم خیلی سریع پیاده‌روی می‌کنم. خیلی سریع صداها را تشخیص می‌دهم. خیلی سریع شیفته‌ی بازی دست‌ها می‌شوم. خیلی سریع اعتماد می‌کنم. خیلی سریع رودست می‌خورم. خیلی سریع عذاب وجدان می‌گیرم. خیلی سریع احساساتی می‌شوم و احتمالاً خیلی سریع هم می‌میرم. خب این چه انگی‌ست می‌زنید بر ما‌. البته کم‌انصافی‌ست، کندی‌هایم را نگویم. خیلی کند غذا می‌خورم. خیلی کند خوراکی انتخاب می‌کنم. خیلی کند کتاب می‌خوانم. اگر بخواهم خیلی کند راه می‌روم. خیلی کند درس می‌خوانم. خیلی کند امتحان می‌دهم. خیلی کند اعتمادم را از دست می‌دهم. خیلی کند دل می‌کَنَم. خیلی کند به خودم می‌آیم. خیلی کند می‌فهمم چه اتفاقی دارد می‌افتد. خیلی کُند هم بدبخت خواهم ماند احتمالاً. شاید با این موارد حالا غیرمنطقی به‌نظر نرسد که من همان‌طور که شاید در آیتم‌های هیجان‌انگیزی، تند هستم؛ چیزهایی هستند که کندی بی‌سابقه‌ای دارم در آن‌ها. فکر می‌کنم این تعادل چگونه در ذهن کسی از بیرون برقرار می‌شود که می‌تواند به کسی صاف بگوید: «کند!» یا شاید هم تند. یا زشت. یا بدتیپ. یا بدقواره. یا عقب‌مانده. یا خرفت. یا بی‌منطق. یا دیوانه حتی. هرچه فکر می‌کنم این مورد را واقعاً نمی‌فهمم. مرد حسابی. یا زن حسابی. تو داری یک صفت را، یک خصوصیت را نه به آن لحظه‌ی فرد، نه به بخشی از فرد، نه به این روزهای فرد، کلاً به بالا تا پایین و پس و پشت و این و آن فرد نسبت می‌دهی. یعنی تو این‌قدر کرکتر آنالیزوری؟ انقدر به درک رسیده‌ای در برابر پدیده‌ها. بابا ولم کنید شمارابه‌خدا. آقا اصلاً قضاوت چه اتفا- نپوشیده‌ام هنوز. لباس خانه همان‌قدر که بهم می‌آید؛ مانده به تنم و ایستاده‌اند دم در. حاضر و آماده و شیک و پیک و تروتمیز و من هم که. عالی. ایستادن آدم‌ها را روی پا می‌بینم. دویدن خودم را می‌بینم و نرسیدن خودم را. این ساعت کوفتی چرا بسته نمی‌شود؟ اَه. «بیا فکر کنیم این ساعت کوفتی چندبار دیگر وقتی عجله داشتی بازی درآورد.» نه. نه. تورابه‌خدا نه. دیرم شده. وای. می‌دوم مثل دیوانه‌ها تا حواسم را پرت کنم. واقعاً نیم‌ساعت ایستاده و خیره به کمد لباس پیرامون مسائل اخلاقی‌ و نوستالژی‌های کم‌اهمیت فکر کرده بودم فقط. دیگر فکردانی‌ام پر شده بود و کاسه‌ی صبر و قرارِ منتظرانم هم. می‌دوم. با تمام قوا. حاضر می‌شوم. حرص دارم. گفتند خسته شدند از روی پا ایستادن و رفته‌اند پایین. ناگهان همه‌ی آن فکرها، همه‌ی آن طوفان‌ها، همه‌ی این دویدن‌ها، همه‌ی حرصِ من از من جمع می‌شود یک‌جا، مثل استوانه‌ای که پر می‌شود و سرریز می‌شود یکهو؛ ناخواسته مشت می‌کوبم بر در آسانسور. می‌خواهم فریاد بکشم. خسته‌ام انگار از دست من‌. خستگی خسته‌ام کرده. اما باید تظاهر کرد که عصبانی نیستم. عصبانینیستم. عصبانینیستم. عصبانینیستم. عصبانینیستم. عصبانی. نیستم. – تریاق؛ ۰۵/۰۲/۱۷ 🛌 @WasCalm |
Reza Koolaghani Reza Koolaghani - Zan Nemitoone Vatan Bashe Barat.mp3
زمان: حجم: 2.1M
غربت این‌جاست؛ همین‌جوری که هست. - حتی پررنگ‌تر و غلیظ‌تر - 🛌 @WasCalm |
• "طلبکار" • • پَسِ دلتنگیِ هرکس سببی هست؛ تویی! چه بگویم ز گله؟ چون که لبی هست؛ تویی! جلوی هرکه به غیر از تو سرم پایین است؛ که بدهکارم و گر هم طلبی هست؛ تویی! • – تریاق؛ - ششِ فروردینِ هزاروچهارصدوپنج 🛌 @WasCalm |
Kabin & Haleh Seyfizadeh13 - Tahere - Kabin Haleh Seyfizadeh (320).mp3
زمان: حجم: 7.5M
مهرِ تو را دلِ حزین بافته بر قماشِ جان؛ رشته‌به‌رشته، نخ‌به‌نخ، تار‌به‌تار، پو‌به‌پو. 🛌 @WasCalm |
- فصلِ۲، طرحِ۶: "هزارداماد"
*مجو درستیِ عهد از جهانِ سست‌نهاد؛
که این عجوزه عروسِ هزارداماد است
- حافظ. 🛌 @WasCalm |
127Jahan.mp3
زمان: حجم: 7.4M
جهان؟ نباشد اعتباری باین جهان. نباشد اعتباری باین روان. چو خواهی اعتبار از آن؟ 🛌 @WasCalm |
🛌 من‌قبل‌از‌شما‌خیلی‌"راحت"‌بودم.
• #شما_که_حتما_غریبه‌اید • - شبِ چهل‌و‌یکم: "عصبانی نیستم" می‌پرسد چرا انقدر دیر حاضر می‌شوی. خب. س
- شبِ چهل‌و‌دوم: "الاغیسم" امروز، ۸ می، روز جهانی الاغ بود. خیلی فکر کردم چطور می‌شود از یک الاغ نوشت. به نتایج جالبی رسیدم که در امتداد روزنوشت امروز، برایتان شرح خواهم داد. پرداخت اول: می‌شود الاغ را نماد باربری دانست و این‌ را به انسانی که همواره مثل الاغ برای دیگران بار می‌کشد و مزدی دریافت نمی‌کند؛ نسبت داد. می‌شود الاغ را این‌طور دراماتیک توصیف کرد که او هم بدبختی‌ست مثل خیلی از ما الاغ‌ها که تا شمه‌ای محبت می‌بینیم، الاغ می‌شویم. کل بار غم و بدبختیِ طرف را می‌گذاریم پشتمان، می‌دویم که به مقصد برسانیمش. اما نمی‌دانیم که بار غم و بدبختی دیگران، کج است. به منزل نمی‌رسد. آخرسر دنیا برمی‌خیزد و تکان ریزی می‌خورد و ما الاغ‌ها را به جوب می‌فرستد، آن هم با پای شکسته. آن‌چه سعادتمند می‌شود، غم‌های دیگران است که به دست آب روان سپرده می‌شود. پرداخت دوم: می‌‌توانیم الاغ را نماد زیبایی بدانیم و به یارمان هرازگاهی بگوییم تو چقدر قشنگی د آخه الاغ. اما یار اگر از جنس شوخی‌های خاص ما آگاه نباشد، ممکن است با سُمش بزند توی فکمان. الاغ است دیگر‌. خودت گفتی الان. این پرداخت شاعرانه به الاغ را خلاصه توصیه نمی‌کنم. حالا بالفرض طرف هرقدر هم که مثل الاغ زیبا. جلوی رویش نباید بگویی که. عه. پرداخت‌ سوم: الاغ معروف است به سلسله فعالیت‌های مکانیکیِ غریزی‌اش که سخت هماهنگ می‌شود با خواسته‌ی انسان‌ها. تو، نویسنده‌ی شیرین، می‌توانی هرازگاهی که خواستی طنز سیاسیِ اصلاحیِ ریزِ ظریفِ بی‌کارکردِ نه‌سیخ‌بسوزه‌نه‌کبابی بنویسی و دل مردم عصبانی‌ات را ببری مثلاً؛ این مثل را برای مسئولینی که طرف انتقادت هستند به کار ببری. البته این را توصیه نمی‌کنم چندان. چون دیگر مشتری ندارد این طنزهای بی‌ضرر. طنز خطرناک را برگزین با رفتارهای خطرناک. این الاغ و شاخصه‌ی جالبش را جای دیگری خرج کن. این‌ها دهه‌ی نود ساختارشکن بود جوان منتقد من. پرداخت چهارم: گیر کردن الاغ توی گل. خر گیر می‌کرد البته اما الاغ کم‌تر از این نیست که توی گل گیر کند. دل دارد و می‌تواند هرجا خواست گیر کند. این را می‌شود نسبت داد به کلاً همه. هرکسی را می‌بینی برداشته کلی آب ریخته بر مساحت خاکی‌اش. یا نه. برداشتند کلی آب ریختند بر مساحت خاکی‌اش. یا بدتر. برداشتیم کلی آب ریختیم بر مساحت خاکی‌اش. و او هم گیر گرده در آن. من، تو، او، شما و ایشان؛ هر یک به طریقی در‌‌ گِلی گیریم. ادا و اطوار درنیاور دیگر. شاید بپرسی کرامت انسانی چه می‌شود؟ باید بگویم این را از مسببش بپرس که ما را برای اولین بار با گِل آشنا کرد. ما الاغ‌های شادتری بودیم. ببخشید.‌ آدم‌های شادتری. پرداخت پنجم: خر ضریب هوشی‌اش پایین است. پاشو. پاشو و شروع کن. هر جناح سیاسی‌ای که داری، تندرو شو. رادیکالیسم را به اوج برسان. ساید مقابلت را شدیداً مورد هدف قرار بده و با حروف غلیظ و کشدار و پرطنین، دهنش را صاف کن که: «چرا نمی‌فهمییییی؟ د الاغ!» و مطمئن هم باش که او با این کار خیرخواهانه‌ی تو هدایت می‌شود و از فردا می‌آید توی تیم خودت. آره. حتماً. می‌آید. فقط قبلش پیغام من را دریافت کن که: «چرا نمی‌فهمییییی؟ د الاغ. این راه هدایت انسان‌‌ها نیست.» ملاحظه فرمودید که. الاغیسم حتی دامان کسی که پیشنهادهای الاغی می‌دهد را هم می‌گیرد. الان نیازمند کسی هستیم که بیاید و به خودِ من بگوید: «چرا نمی‌فهمییییی؟ د الاغ.» و یک نفر هم به او و بعد هم یکی‌ دیگر به او. اساساً همه‌ی ما فکر می‌کنیم با یک مشت الاغِ کم‌ضریب‌هوشی طرفیم. در الاغ‌بودن هم که. دست بالای دست بسیار است. اما از میان همه‌ی این پیشنهادهای جالب و وسوسه‌انگیز، من کدام را باید انتخاب کنم؟ من روی‌ پرداخت ششم دست می‌گذارم. روی این مقوله که: «الاغه! چرا یورتمه می‌ری؟» می‌بینید چه سؤال انديشمندانه و خارق‌العاده‌ای پرسیده شده از الاغ در این شعر؟ می‌بینید چقدر قابل تعمیم است؟ آدم می‌خواهد صاف بایستد روبه‌روی کسی که دوستش دارد، اما او هی در می‌رود و فریاد بزند که «الاغه! چرا یورتمه می‌ری؟» این پرداخت، هم به اندازه‌ی کافی رمانتیک است و هم انديشمندانه. به همین جهت، روز الاغ را به هرکسی که یورتمه می‌رود و نمی‌خواهد و نمی‌گذارد با هم در آرامش زندگی کنیم؛ تبریک می‌گویم. – تریاق؛ ۰۵/۰۲/۱۸ 🛌 @WasCalm |
Safir, Otagh Band1646225290_Safir, Otagh Band - Ghaapkhoone.mp3
زمان: حجم: 5.5M
مشنگه پادشاست تو شهرِ مَنگا؛ بده‌بستون دارن با هم مشنگا. "فهم و شعور و سواد نداریم؛ با جُلُنبری پول درمی‌آریم" 🛌 @WasCalm |