هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
💠 تفسیر جمله "اجازه نخواهیم داد آمریکا با آتشبسهای فریبنده، ذخایر نفت و مهمات خود را جایگزین و پس از آن حملات خود را از سر بگیرد"
سردار محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
🔹️ این بیانیه خطابش به آمریکا و دشمن است و خطابش به داخل نیست.
🔹️این عبارت در بیانیه خطاب به دشمن است که "شما فریبکار هستيد و قبلا هم فریبکاری کرید و دیگر ما اجازه این مسیر را نمیدهیم.
🔹️معنایش این نیست که ما در این آتش بس و در این تفاهمنامه فریب خوردیم، بلکه تنها خطاب به دشمن است.
🔹️ مردم ما بدانند، که البته بصیرت دارند و میدانند، ما در داخل فریب نخوردیم. اولا تصمیم به آتش بس و انعقاد تفاهمنامه تصمیم نظام است، سپاه پاسداران هم بخشی از این نظام است. وقتی که نظام به یک تصمیم رسیده است، حتما سپاه هم آن تصمیم را تمکین خواهد کرد.
🔹️دوما، اتفاقا ما اینجا اصلا فریب نخوردیم، ما از همان اول گفتیم به دشمن بی اعتمادیم، دشمن فریبکار است و ما هم انگشتمان روی ماشه است و هر موقع که لازم باشد ما مجددا به حالت اول باز میگردیم.
🔹️سوما، ما حقیقتا از این مدت استفاده کردیم. بر خلاف آنچه که گفته میشود آمریکا استفاده کرد، آمریکا از این مدت استفاده نکرد. اگر الان ذخیر نفت آمریکا را در قبل از این آتشبس و در پایان آن ببینیم چقدر بوده و چقدر کاهش پیدا کرده است، به این نتیجه میرسیم که آمریکا نتوانسته از این فرصت استفاده کند و کسری نفتش را جبران کند.
🔹️ اینکه بگوییم آمریکا از این فرصت برای پر کردن خشاب هایش و آوردن تجهیزات استفاده کرد نیز درست نیست، چرا که در طول جنگ ۴۰ روزه آمریکا تسلیحات خود را مدام به منطقه میآورد و منعی برای آن نداشت.
🔹️ آمریکا از این فرصت آنطور که گفته میشود استفاده نکرد اما ما از این فرصت استفاده کردیم، توان خودمان را افزایش دادیم، سرعت تولید و دقت موشکهایمان را بالا بردیم، آمادگی های نظامیمان را بیشتر کردیم، پدافند غیرعاملمان را قوی تر کردیم.
🔹️ ما بودیم که از این فرصت استفاده بهینه را کردیم. مردم ما نباید فریب تبلیغات برخی افراد ناآگاه را بخورند.
🔹️الان شاید ما به خاطر شرایط خاص امنیتی نتوانیم بگوییم که چه دستاوردهای نظامی را کسب کردیم، اما در قدرت و در عمل نمایان است.
sepahnews.ir | سپاه نیوز
@sepahnews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💠 تفسیر جمله "اجازه نخواهیم داد آمریکا با آتشبسهای فریبنده، ذخایر نفت و مهمات خود را جایگزین و پس
آمریکا از این فرصت آنطور که گفته میشود استفاده نکرد اما ما از این فرصت استفاده کردیم، توان خودمان را افزایش دادیم، سرعت تولید و دقت موشکهایمان را بالا بردیم، آمادگی های نظامیمان را بیشتر کردیم، پدافند غیرعاملمان را قوی تر کردیم.
ما حقیقتا از این مدت استفاده کردیم. بر خلاف آنچه که گفته میشود آمریکا استفاده کرد، آمریکا از این مدت استفاده نکرد. اگر الان ذخیر نفت آمریکا را در قبل از این آتشبس و در پایان آن ببینیم چقدر بوده و چقدر کاهش پیدا کرده است، به این نتیجه میرسیم که آمریکا نتوانسته از این فرصت استفاده کند و کسری نفتش را جبران کند.
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📝 جمهوری اسلامی دفاع از مجاهدان لبنان را به عنوان سیاست راهبردی خود تعیین کرده است
💬 اکنون که حزبالله لبنان بهعنوان پیشگام گروههای جهادی در برابر هجوم سَبُعانهی رژیم صهیونیستی و حامیانش، چون صخرهای ستبر ایستاده است، این پایداری پیامی الهامبخش برای ملّتهای آزادهی جهان در جهت رهایی از ظلم و ستم استکبار جهانی و دستنشاندگانش شده است. بیتردید بخش قابل توجهی از این دستاورد بزرگ مرهون صبوری، نجابت، فداکاری و همراهی مردم لبنان خصوصاً منطقهی جنوب بوده است.
💬 جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّمشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنهای رضواناللهتعالیعلیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اوّل تفاهمنامهی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.
✍🏻 بخشی از پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان
#بسته_خبری | متن کامل پیام
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
هدایت شده از خبرگزاری فارس
سخنگوی ارتش: تقریباً تمام زیرساختهای آمریکا در اربیل نابود شده است
🔹امیر اکرمینیا: ما آسیبهای جدی به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه وارد کردهایم و بخش معظم این پایگاهها از نظر عملیاتی، توان اجرای عملیات بهطور جدی را ندارند.
🔹مخصوصاً در اربیل عراق تقریباً تمام زیرساختهای آمریکا نابود شده و نیروهای ضدانقلاب توان عملیات را ندارند.
🔹آمریکا از توان، تجهیزات و پایگاههای زیادی در سطح منطقه و حتی در جنوب اروپا و مدیترانه برخوردار است و تلاش میکنند خسارتها را جایگزین کنند.
🔹در هر صورت ما این آمادگی را داریم که اگر این جنگ ادامه پیدا کند مثل گذشته عملیاتهای خود را تا زمانی که آمریکاییها متوجه بشوند با تجاوز نمیتواند اراده خودشان را به ملت ایران تحمیل کنند ادامه بدهیم.
@Farsna
۱/۲
🔹مهدی خراتیان:
اخطار راهبردی خطاب به مسئولان عالی امنیت کشور: با عنایت به ورود نظامی اوکراین به حوزه کاسپین، چرا زمان تغییر رویکرد واقعگرایانه تهران نسبت به تعمیق روابط با پکن و مسکو فرا رسیده، و مذاکرات اسلام آباد نیازمند مذاکرات مکمل «جامع و راهبردی» بین تهران، مسکو و پکن است؟
با اعلام رسمی زلنسکی مبنی هدف قرار دادن کشتی ایرانی - حاوی کمکهای تسلیحاتی روسیه - و تایید این ادعا توسط وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، و همچنین قراردادهای تسلیحاتی اوکراین با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اکنون میتوان گفت دو جبهه جنگی خاورمیانه و اوکراین بیش از گذشته به یکدیگر پیوند خورده است.
پیش از این بارها در نقد دیدگاه جریان نرمالیزاسیون، هشدار داده شد که این جریان با ترویج خوشبینی نابجا نسبت به تحولات جهانی و نادیده گرفتن تلاشهای مضاعف ایالات متحده برای مهار چین، در تلاش است تا با زمینهچینی برای مذاکرات جامع با ایالات متحده، ایران را ذیل نظم مبتنی بر قواعد تعریف نماید، نظمی که بر اساس شواهد و قرائن متعدد (من جمله دو هشدار مهم از جانب ونس و لاوروف)، در ذیل آن ایران باید تجزیه شود تا مقدمات برای تسلط کامل غرب بر قفقاز شمالی و جنوبی و آسیای مرکزی فراهم شود، تا بتواند فرایند ایجاد خفگی ژئوپولتیک برای چین و روسیه را هموار نماید.
جایگاه جغرافیای منحصر به فرد ایران در مسیرهای چین به اروپا (شرق به غرب) و هند به روسیه (شمال به جنوب)، و جبر جغرافیایی تهران را وادار میکند که در فضای جنگ سرد نوین (که بارها گفته شد دارای مختصاتی کاملا متفاوت با جنگ سرد قرن بیستم است)، در سطح استراتژی بزرگ، جایگاهی متفاوت از گذشته برای پکن و مسکو در نظر بگیرد.
در حالیکه اینروزها مساله رقابت استراتژیک چین و آمریکا بر اسناد امنیت ملی بسیاری از کشورها سایه افکنده است، ائتلاف جریانهای سازهانگار و طرفداران نهادگرایی لیبرال در سیاست داخلی ایران توانستهاند ذیل عناوینی چون «امنیتیسازی» و «امکان بازی برد-برد» با ایالات متحده»، جنگ اخیر میان ایران و آمریکا را فرصتی بی نظیر برای عادیسازی روابط با آمریکا جا بزنند؛ این در حالیست که در خود آمریکا چه در دوره بایدن و چه در دو دوره ترامپ، مساله رقابت راهبردی قدرتهای بزرگ محور اصلی اسناد راهبردی NSS 2017، NSS 2022 و NSS 2025 و سایر اسناد بالادستی امنیت ملی و سیاست خارجی است، و با توجه با نقش جدید اسراییل در مهار چین و روسیه، مساله رقابت استراتژیک ایران و اسراییل در منطقه خاورمیانه خواه ناخواه به امتدادی از رقابت استراتژیک چین و آمریکا و منازعه اوکراین مبدل شده است.
این جریانها با نادیدهگیری نسخههای بروز رسانی شده «دکترین پیرامون» بن گورویون و طرحهایی چون طرح ینون، شهادت هوکابی در مورد حمایت آمریکا از طرح اسرائیل بزرگ، نقش جدید اسراییل در مهار چین و کوریدور IMEC، کلان طرح بریتانیا برای بسط گفتمان پان تورانیسم جهت تضعیف نفوذ ایران و روسیه در آسیای میانه و قفقاز از یک و نیم قرن پیش و نسبت آن با صهیونیسم سیاسی، شهادت بسیار مهم ونس دال بر اراده اسراییل برای لیبی سازی ایران، هشدار راهبردی لاوروف دال بر امکان شباهت پیدا کردن سرنوشت ایران و لیبی در صورت امتیازدهی هستهای، سخنان هشدار دهنده تام باراک در مورد تغییر نقشه خاورمیانه و معتبر نبودن میراث سایس-پیکو، طرح اسراییل در مورد کوریدور داوود و کردستان بزرگ و تهدید انگاری ترکیه و انبوهی از شواهد دیگر، این تصور نادرست را رواج داده است که در صورت عادیسازی روابط ایران و اسراییل، مشکلات ایران دفعتا حل خواهد شد.
این در حالیست که ترکیب جبر جغرافیایی و شرایط حاد جهانی ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، فضایی را برای ایران ترسیم میکند که در آن ایران ناگزیر است برای بقای خود به شکلی متفاوت بیاندیشد و خود را در حوزههایی چون تامین کالاهای اساسی، فروش نفت، تامین ارز، اتصال به زنجیره تامین فناوریهای حساس خصوصا هوش مصنوعی، تامین تسلیحات پیشرفته نظامی و غیره، از غرب جدا نماید.
جریان غربگرا اصرار دارد که ایران را به هر شکل که هست که ذیل زیست بوم آمریکایی نگه دارد، زیست بومی که بقای خود را در گروی تضعیف یا حذف کشورهایی چون ایران میداند که به دلیل عقبه اصیل تاریخی خود، قآئل به استقلال ژئوپولتیک هستند.
https://x.com/i/status/2081228585205981226
🆔@world_order
۲/۲
همچنین این جریان با علم به اینکه جمهوری خلق چین حاضر نیست ذیل نظم آمریکایی با ایران کار مهمی با ایران انجام دهد و تعمیق روابط تهران پکن مستلزم جدایی از نظم اقتصادی آمریکایی است، با نادیده گرفتن تعمدی این اصل مهم، با ارسال سیگنالهای متضاد به پکن، عملا رابطه دو کشور را در مرحله قفل شدگی در حوزه های راهبردی قرار داده است، به رغم اینکه چین در جنگ اوکراین، موضوع اسنپ بک و مخالفت با تصویب قطعنامههای تنگه هرمز در شورای امنیت و IMO، به خوبی نشان داده است که درصورت التزام کشورهای همسو به قواعد خاص کار با چین، حتی در صورت هشدارهای مکرر آمریکا از تعمیق روابط با کشورهای متخاصم با ایالات متحده هیچ ابایی ندارد.
این جریان حتی در مورد جایگاه ونس در سیاست خارجی آمریکا و نحوه پر کردن دست جریانهای محدود کننده (restrainer) و اولویتگرا (prioritizer) در سیاست داخلی آمریکا تجویزهای اشتباهی را مینماید که در عمل به پرشدن دست جریانهای برتری طلب (primacist)، نئوکانها و حتی لابی اسراییل منجر میشود.
به عبارتی این جریانها با ترویج عباراتی چون «ایران را محل نزاع قدرتهای بزرگ نکنیم» و «ایران نباید امنیتی سازی شود»، در تلاشند تا جبهه جنگ اخیر ایران تا حد امکان از جبهههای دیگر نبرد درعرصه جهانی جدا شود و به عبارتی ایران به موضوعی راحت الحقوم برای لابی اسراییل و جریان جنگ طلب واشنگتن مبدل شود؛ این در حالیست که هم از منظر اروپا و هم از منظر آمریکا این جبهه ها به هم متصل است و دلیل ورود آمریکا به جنگ با ایران، نه به دلیل ماجراجویی ایران، بلکه به دلیل تلاش برای ضربه زدن به ضعیفترین حلقه مثلث ایران، چین و روسیه و مقدمه چینی برای تسلط بر آسیای مرکزی و تثبیت هژمنی اسراییل بر منطقه خاورمیانه به عنوان عنصر کلیدی اتصال ایندوپاسیفیک به یوروآتلانتیک بوده است.
بنابراین، ایران چه بخواهد و چه نخواهد به دلیل جایگاه جغرافیای منحصر به فرد خود در مرکز منازعهای عظیم قرار دارد و باید برای بقای خود با ذی نفعان این منازعه وارد گفتگوهایی جامع و راهبردی شود، امری که جریان سازهانگار و غربگرا از درک آن ناتوان است.
این جریانها با همین برداشت نادرست از صحنه برآوردهای نادرستی از شرایط حساس کشور در آستانه جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه تولید کرد و در غافلگیریهای راهبردی این دو جنگ کاملا مقصر است.
همچنین شرط پر شدن جریانهای انزواگرا در کاخ سفید، همواره بزرگ شدن هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی جنگها بوده و در مقابل جریانهای جنگ طلب همواره با کوچک نمایی هزینههای جنگ کار خود را پیش برده اند، و جریانهای طرفدار نرمالیزاسیون همواره در مقاطع حساس جنگها با اظهار نظرها و تصمیمسازیهای نادرست، عملا کمک کار جریانهای جنگ طلب در واشنگتن بوده اند.
در مقابل شواهد نشان میدهد که به رغم تمام این کاستیها و قفل شدنهای تعمدی در سیاست خارجی ایران، پکن و مسکو در جنگ اخیر کمکهای مهمی به ایران نمودهاند که در گزارشهای اخیر نشریات معتبر بازتاب داشته و به علنی شدن هشدارهای آمریکا ناظر به لزوم فاصله گرفتن پکن و مسکو از تهران منجر شده است.
در نهایت این بخش مقدمه، ذکر این نکته ضروری است که بر خلاف القائات جریانهای غربگرا، مساله اساسی این نیست که تهران باید خود را ذیل «بلوکی شرقی» تعریف کند یا به چین و روسیه بفروشد، بلکه مساله این است که در شرایط امروز رقابت چین و آمریکا اکنون متغیر ساختاری غالب نظام بینالملل است؛ بنابراین آزادی عمل ایران نسبت به دهههای قبل کاهش یافته و سیاست خارجی ایران باید با این محدودیت ساختاری بازتنظیم شود.
در این مقاله بسیار مفصل ضمن مرور گذشته، اسناد بالادستی ایالات متحده، بیانیهها ناتو، اظهارات اخیر وزرای امور خارجه چین و روسیه در مورد جنگ و .... نشان خواهیم داد که چرا مسیر فعلی سیاست خارجی ایران، که بیشتر حول محور «نمایش» روابط با چین و روسیه و در عمل کمابیش ادامه مسیرهای نادرست گذشته است، کشور را به بیراهه و سقوط سوق خواهد داد./۱
https://x.com/i/status/2081228585205981226
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹آرش یوسفی: با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و
در ادامه این صحبتهای اقای لیلاز و به عنوان مقدمه ای بر نوشته مهم اقای خراتیان نکتهای را اضافه میکنم.
نکته متفاوت من با آنچه اقای لیلاز بیان کردهاند در این است که در واقع جنگ و یا برخورد با ایران در همان راستای برخورد و مهار چین است.
یعنی اینگونه نیست که قبل از اینکه امریکا سروقت چین بخواهد برود ( به اصطلاح چرخش به سمت چین pivoting) میخواهد پرونده ایران را ببندد، بلکه چرخش به چین به ان صورتی که قبلا تصور میشد به خاطر قدرت نظامی و اقتصادی چین عملا برای امریکا دیگر ممکن نیست و حالا حمله به ایران و یا سوزاندن ان و یا قرار دادن ان در ستون آمریکا جزء مهمی از برنامه مهار چین است.
مقابله با ایران همزمان بخشی از برنامه مقابله با چین است.
در این طرح B، آمریکا به جای مقابله مستقیم و أحيانا شاخ به شاخ نظامی با چین در شرق آسیا، در قدم اول دنیا به مناطق تحت نفوذ امریکا و چین تقسیم میشود و بعد از تثبیت این نفوذ و سلطه سعی در توسیع منطقه نفوذ امریکا و محدود و قرنطینه کردن چین میشود.
امریکا، آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا و خاورمیانه را جزء مناطق تحت نفوذ خود میداند و در مورد افریقا هم فعلا دست برتر چین را پذیرفته.
تبدیل خاورمیانه به منطقه تحت نفوذ کامل آمریکا و همراهش اسرائیل پروژه در حال جریان است و این اهمیت پیمان موسوم به "پیمان ابراهیمی" را که حالا آسیای مرکزی را هم قرار است شامل بشود را میرساند.
در اینجا یک نوع همپوشانی بین منافع و اهداف اسراییل و امریکا ایجاد میشود.
تبدیل شدن اسراییل به هژمون مطلق منطقه و خاورمیانه به منطقه تحت نفوذ امریکا در آمدن.
اینجا است که نتانیاهو میتواند با تکیه بر طمع و آرزوهای امریکا انرا فریب دهد.
اینجا ایران به همراه محور مقاومت بازی به هم زن هستند. باید تکلیفشان معلوم شود.
ایران در اینجا نقش کلیدی دارد چه هم در خاورمیانه خود بسیار موثر است و هم در دروازه ورود به آسیای مرکزی و حیاط خلوت روسیه و چین است.
از نظر آمریکا، ایران تحت نفوذ امریکا نور علی نور است، نشد ایران سوخته شده هم بد نخواهد بود.
مشکل برای امریکا الان این شده که با بسته شدن تنگه هرمز دیگر نمیتواند ایران را بسوزاند بی آنکه خودش و گاوهای شیر ده اش در خاورمیانه و رگ حیاتی پترودلار و متحدش اسرائیل هم سوخته شوند.
اگر آسیای مرکزی تحت نفوذ امریکا در بیاید و یا حداقل بیشتر متمایل به امریکا بشوند آنگاه امریکا دست برتری در رقابت با چین پیدا میکند.
در ۹ اسفند ترامپ فکر میکرد که در مدت کوتاهی کار ایران را تمام میکند و با یککارت ابر برنده به ملاقات شی جینپینگ در چین خواهد رفت.
قرار است دوباره با رییس جمهور چین در ماه سپتامبر اینبار در آمریکا ملاقات کند.
می ماند نقش ترکیه.
به نظر میاید آقای اردوغان تصمیم گرفته ترکیه را در ستون امریکا قرار دهد چه تمایل امریکا به نفوذ در آسیای مرکزی با ارزوها و توهمات پان ترکیسم و نو عثمانی گری او (از نظر او) میتواند بهتر همخوان شود.
یعنی هم امریکا و هم ترکیه میتوانند به بسط نفوذ همدیگر در آسیای مرکزی کمک کنند.
با این مقدمات این نوشته اقای خراتیان بسیار قابل توجه است.
✍فرهاد قدوسی
🆔@world_order
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اراده چین برای حمایت از ایران بسیار جدی و قوی است
▪️ بریده رویداد | دیدار سفیر جمهوری خلق چین با جمعی از اندیشکدههای ایرانی به همت کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان
💬 سونگ پی وو، سفیر جمهوری خلق چین در ایران:
➖ اگر دوستان ایرانی با دیپلماسی چین آشنا باشند، میدانند که چین در رایگیریهای شورای امنیت رویکردی محتاطانه دارد. برخلاف روسیه و امریکا که بارها از حق وتو استفاده کردهاند، ما به ندرت از این حق استفاده میکنیم؛ با این حال، چین دوبار پیشنویس قطعنامه مربوط به تنگه هرمز را وتو کرد.
#رویداد #کلیپ
#پرونده_چین
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یک پیشنهاد برای سفر قالیباف به چین
▪️ مسأله ما | قسمت پانزدهم/۲ | فرشاد عادل، پژوهشگر مطالعات راهبردی
➖ من پیشنهادی دارم که میتوانم اینجا به تیمی که مسئول پرونده چین است ارائه کنم: در سریعترین زمان ممکن، گروهی از افراد، شامل تعداد کمی از چهرههای سیاسی و تعداد بیشتری از فعالان اقتصادی، استارتاپی و حوزه فناوریهای پیشرفته، به چین سفر کنند.
➖ وقتی یک نماینده دولت همراه با ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از فعالان اقتصادی و کارآفرینان استارتاپی به چین سفر میکند، این پیام روشنی به طرف چینی میدهد که ایران قصد دارد با یک ذهنیت و رویکرد جدید وارد این تعامل شود. این اقدام نشان میدهد که ما دیدگاه چینیها را درک کردهایم.
🔗 تماشای برنامه در آپارات | یوتیوب
#مسأله_ما
#پرونده_چین
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
🗒 چرا ترامپ دستور توقف حملات را صادر کرد؟
برای رفع انسداد تنگه هرمز عجله نکنید!
▪️ یادداشت | اندیشکده سحاب: انسداد تنگه هرمز به دلیل تهاجم امریکا به ایران، قیمت نفت و سپس، تورم را در این کشور افزایش داده است. حالا این کشور در یک دوراهی خسارتبار گیر افتاده است.
یک. اگر نرخ بهره را افزایش دهد، تامین مالی پرهزینهتر شده، وضعیت رکود در بخش تولید، بورس و بازار مسکن امریکا رو به وخامت میگذارد.
دو. اگر نرخ بهره را کاهش دهد و حتی تثبیت نماید، وضعیت تورم رو به وخامت میگذارد.
➖ از آنجا که ۷ مرداد یعنی ۳ روز دیگر، نشست کمیته فدرال بازار باز (FOMC) برای تعیین نرخ بهره است، رفع محاصره هرچند موقت، برای بهبود انتظارات تورمی فوریت دارد و برای همین ترامپ به صورت یک طرفه، دستور توقف حملات را صادر کرد.
➖ پاسخ مثبت به ترامپ و رفع انسداد تنگه هرمز، کمک به مدیریت اوضاع توسط این دولت جنایتکار است.
#رصد #یادداشت
#راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!