eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ماجرای هرمز 🔵وال‌استریت‌ژورنال نوشته بر اساس پیشنهادی که در حال بررسی است، کشتی‌های ورودی به خلیج فارس از آب‌های ایران عبور خواهند کرد، در حالی که کشتی‌های خروجی از خلیج فارس از مسیر آب‌های عمان و بدون پرداخت عوارض عبور می‌کنند. 🔵به گفته میانجی‌های منطقه‌ای، دیپلمات‌های ایرانی در ابتدا از این طرح استقبال کردند، زیرا بخشی از کنترل ایران بر تنگه را حفظ می‌کرد. اما تهران اکنون خواستار دریافت حق عبور از کشتی‌ها که ممکن است با عمان تقسیم شود، شده و همچنین تضمین‌هایی برای جلوگیری از حملات مجدد، پایان محاصره دریایی آمریکا و کاهش تحریم‌های نفتی را مطالبه کرده است. 🔵این میانجی‌ها گفتند که آمریکا و دولت‌های منطقه با دریافت عوارض از سوی ایران مخالفت کرده‌اند و در مقابل، خواهان تضمین‌هایی هستند که ایران و نیروهای هم‌پیمانش دیگر امنیت کشورهای منطقه را تهدید نکنند. 🔵این پیام‌های متناقض، که پس از اظهارات ترامپ مبنی بر امکان بازگشایی تنگه هرمز از روز سه‌شنبه مطرح شد، نشان می‌دهد که کنترل این آبراه همچنان یکی از محورهای اصلی مناقشه میان ایران و آمریکا است. 🔵در حالی که مذاکرات درباره بازگشایی تنگه هرمز ادامه دارد، به گفته میانجی‌ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکنون به طور رسمی به پیشنهاد جدید پاسخ نداده است. برخی فرماندهان سپاه به میانجی‌ها گفته‌اند که هیچ توافقی را که ادعای ایران درباره کنترل تنگه را به رسمیت نشناسد، نخواهند پذیرفت و تأکید کرده‌اند تهران از موضع قدرت برخوردار است و برای ماه‌ها درگیری مجدد آمادگی دارد. 🔵میانجی‌ها می‌گویند اگر توافقی برای بازگشایی تنگه حاصل شود، گام بعدی تلاش برای احیای یادداشت تفاهم امضاشده میان ایران و آمریکا در ماه ژوئن خواهد بود. 🔵به گفته میانجی‌ها، پاکستان نیز پیشنهاد داده است که میزبان دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا باشد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
پروژه نفوذ امارات در آفریقا 🔵روزنامه فایننشال‌تایمز در گزارشی مفصل به نقش‌آفرینی ابوظبی در آفریقا پرداخته و نوشته امارات دیگر آفریقا را صرفاً بازاری برای سرمایه‌گذاری نمی‌بیند، بلکه آن را فضایی راهبردی برای ایجاد نفوذ بلندمدت در دوران پس از نفت می‌داند. 🔵این گسترش از بنادر فراتر رفته و بخش‌های کشاورزی، انرژی‌های تجدیدپذیر، معادن، امنیت و لجستیک را نیز دربر گرفته است. 🔵وسعت و سرعت این روند، یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی آفریقا از زمان آغاز حضور گسترده چین در این قاره در ابتدای هزاره جدید به شمار می‌رود. 🔵امارات این پروژه‌ها را سرمایه‌گذاری‌های جداگانه نمی‌داند، بلکه آن‌ها را بخشی از یک شبکه منسجم تلقی می‌کند. «ندیم قطیش» مشاور اماراتی گفته ابوظبی «در حال ساخت یک سبد سرمایه‌گذاری نیست، بلکه در حال ساخت یک نظام است.» 🔵در مقابل، برخی مقام‌های آفریقایی معتقدند این رویکرد، نفوذ گسترده‌ای به امارات می‌دهد که ممکن است به بهای تضعیف حاکمیت برخی کشورهای شکننده تمام شود. 🔵سرقت طلا از بانک مرکزی سودان و معدن طلای خارطوم در روزهای نخست جنگ داخلی سال ۲۰۲۳ مقدمه‌ای برای طرح این ایده بود که امارات به مهم‌ترین مرکز خارجی انتقال و تجارت طلای آفریقا تبدیل شده است. 🔵بخش بزرگی از این طلا از طریق هوایی به امارات منتقل شده است. این نشان‌دهنده جایگاه امارات در شبکه تجارت آفریقاست، نه اثبات نقش آن در سرقت طلا. 🔵کارشناسان سازمان ملل، نهادهای اطلاعاتی غربی و سازمان‌های حقوق بشری طی دو سال گذشته شواهدی از وجود شبکه‌های انتقال سلاح از طریق پایگاه‌ها، باندهای فرود و بنادر واقع در دریای سرخ و کشورهای آفریقایی هم‌پیمان امارات جمع‌آوری کرده‌اند که برای حمایت از نیروهای واکنش سریع سودان استفاده شده‌اند. 🔵سودان پیش از آغاز جنگ، یکی از ارکان اصلی چشم‌انداز امارات در شاخ آفریقا بود و پروژه‌های بزرگ کشاورزی در آن کشور جایگاه مهمی در این راهبرد داشت، اما جنگ این برنامه‌ها را متوقف کرد. 🔵در بخش معدن نیز، امارات سرمایه‌گذاری خود را در معادن مس، طلا، آهن و قلع در چندین کشور آفریقایی گسترش داده و از طریق سرمایه‌گذاری در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو، حدود ۷ درصد تولید جهانی قلع را تحت کنترل خود دارد. 🔵هدف این سرمایه‌گذاری‌ها تنها کسب سود مالی نیست، بلکه تأمین مواد اولیه مورد نیاز صنایع آینده نیز هست.
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربی: اظهارات ترامپ، مذاکرات ایران و عمان را سخت می‌کند 🔵مقام پیشین پنتاگون و کاخ سفید: روند کنونی همین است؛ ابتدا حملات لغو می‌شوند، بعد دوباره آغاز می‌شوند، سپس طرفین به میز مذاکره برمی‌گردند و بعد مذاکرات شکست می‌خورد. 🔵اظهارات ترامپ درباره دریافت هزینه از تنگه هرمز توسط آمریکا، برای عمانی‌ها که تلاش می‌کنند نوعی مسیر دریایی مشترک و مورد توافق با ایران ایجاد کنند، کار را سخت‌تر می‌کند. 🔵آخرین بار که او چنین حرفی زد، روبیو بلافاصله توضیح داد که چنین چیزی قرار نیست اتفاق بیفتد. بنابراین این اظهارات مفید نیستند. 🔵دشوار است که بگوییم ما کنترل کامل تنگه را در اختیار داریم. 🔵توانایی‌های نظامی ایران همچنان یک تهدید محسوب می‌شود و ایران هنوز قابلیت‌هایی دارد که باید در نظر گرفته شود. 🔵من زمانی روی یک کشتی خدمت کردم. در سال ۱۹۸۸، زمانی که ریگان ما را در جریان «جنگ نفتکش‌ها» برای اسکورت نفتکش‌ها به تنگه هرمز فرستاد، در آن منطقه حضور داشتم. 🔵اما این شرایط فرساینده است. وقتی چند بار در وضعیت آماده‌باش بالا قرار می‌گیرید، سپس مأموریت لغو می‌شود دوباره آماده‌باش می‌گیرید و دوباره تغییر وضعیت می‌دهید، آن هم در حالی که ماه‌ها در دریا هستید، فشار زیادی ایجاد می‌کند.
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرشایمر: توان پاسخ‌گویی ایران باعث عقب‌نشینی ترامپ شد 🔵نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل: اسرائیل برای مدت طولانی یک بار سنگین بر دوش آمریکا بوده و در حوزه سیاست خارجی آسیب‌های زیادی به منافع آمریکا وارد کرده است. 🔵اگر اسرائیل وجود نداشت، سه اتفاق بزرگ یعنی ۱۱ سپتامبر، جنگ عراق و جنگ ایران رخ نمی‌دادند. 🔵امروز هم جنگی که اسرائیل آمریکا را به سمت آن کشاند، به اعتبار آمریکا در جهان آسیب زده و منابع نظامی آمریکا را که برای رقابت با چین در شرق آسیا لازم است، مصرف می‌کند. 🔵ایران تعداد زیادی موشک‌های بالستیک دقیق و پهپاد دارد و اسرائیل تعداد محدودی سامانه رهگیری دارد. آمریکا نیز دیگر مانند گذشته ذخایر کافی برای دفاع گسترده از اسرائیل ندارد. 🔵باید به این نکته توجه کنیم که وقتی جنگ ۴۰ روزه پایان یافت، ترامپ گفت که که ایران را به عصر حجر بازخواهد گرداند و تمدن ایران را نابود خواهد کرد. 🔵اما چیزی که این موضوع نشان می‌دهد این است که او ناامید شده است. او نتوانسته یک راهبرد مشخص برای خروج از جنگ طراحی کند، بنابراین دست به تهدیدهای شدید می‌زند. 🔵اما چیزی که همیشه اتفاق می‌افتد این است که ترامپ تهدید می‌کند ایران را نابود خواهد کرد، ولی وقتی به نقطه تصمیم واقعی می‌رسد، متوجه می‌شود که این کار ایده خوبی نیست؛ زیرا ایران توان ضربه دوم دارد و چنین اقدامی نه‌تنها خسارت عظیمی به آمریکا، بلکه به اقتصاد جهان وارد خواهد کرد. 🔵به همین دلیل است که ما بارها می‌بینیم ترامپ یک روز تهدید می‌کند ایران را نابود خواهد کرد و روز دیگر از پیشرفت مذاکرات و پایان جنگ صحبت می‌کند.
ابوالفضل بازرگان: از این متحد استراتژیکتون سوخو ۳۵ و اس ۴۰۰ که نگرفتید حداقل از کلیساشون یاد بگیرید !!! https://x.com/i/status/2084730919328604246
چرا ایران حمله کرد؟ دنی سیترینوویچ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ ---------------------- ۱. رهبری فعلی ایران در پی آن است که ریتم و جهتِ تقابل را خود تعیین کند و صرفاً واکنش‌گرِ تصمیم‌هایی نباشد که در واشنگتن اتخاذ می‌شود. از نگاه تهران اقدام تهاجمیِ پیش‌دستانه ابزاری است برای اثبات این گزاره که ایران همچنان «ابتکار عمل راهبردی» را در اختیار دارد. ۲. در تهران تردید و تعلل آمریکا به معنی نشانه‌ای از ضعف و فقدان تمایل برای گرفتار شدن در یک جنگ فراگیر تفسیر می‌شود. برآورد ایران این است که افزایش فشار، دقیقاً اراده و عزم واشنگتن را می‌آزماید و بر فرآیند تصمیم‌سازی در کاخ سفید اثر می‌گذارد. ۳. از منظر ایران محاصرهٔ دریایی دیگر صرفاً ابزار فشار نیست، بلکه عملاً به‌منزلهٔ «اعلان جنگ» تلقی می‌شود. برخلاف گذشته، رهبری کنونی حاضر نیست محدود شدن آزادی عمل ایران در خلیج فارس را بپذیرد بی‌آنکه پاسخی معنادار بدهد. ۴. میان حملات امروز و فعالیت شبه‌نظامیان نزدیک به ایران در عراق علیه اسرائیل، اردن و عربستان سعودی، به نظر پیوندی مستقیم برقرار است. از دید تهران این‌ها جبهه‌های متفاوت یک کارزار واحدند؛ کارزاری که هدف آن بازآرایی توازن قوا در خاورمیانه و فرسایش جایگاه ایالات متحده و متحدانش است. ۵. این رخداد همچنین شاهدی دیگر بر تغییر دکترین ایران پس از تثبیت رهبری مجتبی خامنه‌ای تلقی می‌شود. اگر در گذشته تأکید عمدتاً بر «پاسخ» و «بازدارندگی» بود، اکنون ایران آمادگی دارد خود نیز آغازگرِ اقدامات تهاجمی باشد و به‌طور عمیق بر مجموعهٔ موشکی، پهپادها و نیروهای نیابتی منطقه‌ای اتکا کند. در تهران وضعیت کنونی فرصتی برای بازآرایی واقعیت راهبردی در خلیج فارس به سود ایران ارزیابی می‌شود. ۶. اکنون توپ دوباره در زمین واشنگتن است. در ایران این‌گونه برآورد می‌شود که پاسخ محدود آمریکا واقعیت را تغییر نخواهد داد و نهایتاً ایالات متحده ناچار است تصمیم بگیرد آیا کارزار را تشدید می‌کند نه. آن هم با علم به اینکه هر سطحی از تشدید، به احتمال زیاد با تشدید بیشتر از سوی ایران مواجه خواهد شد. جمع‌بندی: این حمله بار دیگر نشان می‌دهد که ایران قصد عقب‌نشینی یا تسلیم ندارد و نه از سر اضطرار و نه با هدف امتیازگیری برای ورود به مذاکره دست به اقدام زده است. برعکس، رهبری تهران آمادگی پذیرش مخاطرات قابل‌توجه را دارد، زیرا این تقابل را نبردی تعیین‌کننده بر سر جایگاه منطقه‌ای ایران و توان آن برای شکل دادن به واقعیت امنیتی خاورمیانه تلقی می‌کند. (توضیح کانال: این متن در واکنش به حملات بامداد ۲۹ ژوئیه ایران به اردن پس از توقف حملات آمریکا نوشته شده است.) https://x.com/i/status/2082231212647543118
▫️ چرا دونالد ترامپ باید در جنگ با ایران تنها به اعلام پیروزی بسنده کند؟ نویسنده: ایوان الاند منبع: The National Interest ۳ اوت ۲۰۲۶ --------------------------- لغو حملات آخر هفته توسط دولت ترامپ به‌روشنی نشان می‌دهد که ایالات متحده تمایلی به بالا بردن سطح تنش با ایران ندارد. اگرچه دونالد ترامپ بار دیگر با تهدید به تشدید درگیری برای نهمین بار از لبهٔ پرتگاه عقب نشست، اما نشانه‌های نگران‌کننده‌ای وجود داشت که ارتش ایالات متحده برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران برنامه‌ریزی می‌کرد. این اهداف احتمالاً شامل شبکهٔ برق و پالایشگاه‌های نفت می‌شد؛ اقدامی که با هدف احیای راهبرد اولیهٔ دولت ترامپ برای «تغییر رژیم» و از کار انداختنِ خدمات دولتی برای مردمی که به زعم آن‌ها عاصی و ناراضی هستند، صورت می‌گرفت. در سوی دیگر، ایران با نشان دادنِ این توانایی که می‌تواند مستقیماً یا از طریق نیروهای نیابتی‌اش قیمت جهانی انرژی را هدف بگیرد، دایره‌ٔ جنگ را گسترده‌تر کرده است. این ضربات شامل حمله به تأسیسات انرژی کشورهای حاشیهٔ خلیج‌فارس و ناامن‌سازی گلوگاه نفتی باب‌المندب در ورودی دریای سرخ و کانال سوئز می‌شود. در نقش مکملی برای این اقدامات، احتمال دارد ایران پشتِ پرده‌ٔ حملهٔ سایبری [در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶] به تأسیسات آب در ایالت مینه‌سوتا نیز بوده باشد که یکی از سنگین‌ترین حملات سایبری در حافظهٔ اخیر ایالات متحده است. ایران عملاً ثابت کرده که در پاسخ به هرگونه اقدام آمریکا برای تغییر رژیم از طریق حمله به زیرساخت‌های انرژی‌اش، توانایی تلافی‌جویی در سطح جهانی را دارد. احتمال اینکه تشدید تنش از سوی ایالات متحده به فروپاشی رژیم ایران منجر شود بسیار ضعیف است. همان‌طور که پروفسور رابرت پیپ از دانشگاه شیکاگو در مطالعهٔ جامع خود دربارهٔ تلاش‌های پیشین برای تغییر رژیم‌ها صرفاً از طریق بمباران هوایی اثبات کرده، هیچ‌کدام از این اقدامات به نتیجه نرسیده‌اند. در ماه مه ارتش آمریکا به ترامپ گزارش داد که اهداف نظامیِ باقی‌مانده از نیروهای مسلح یا سپاه پاسداران ایران بسیار محدود شده است. چشم‌انداز تغییر رژیم از طریق انقلاب مردمی نیز دورتر از همیشه به نظر می‌رسد. تاریخ گواه آن است که کارزارهای بمباران گسترده، حتی در جوامع تحت سلطه‌ٔ رژیم‌های استبدادی و درگیر فساد نیز می‌تواند «اثر همبستگی ملی» ایجاد کند. فارغ از اینکه رژیم چقدر ناکارآمد باشد، نفرت از دشمن خارجی که عامل حملات روزمره است بیش از پیش برانگیخته می‌شود. این پدیده در کشورهای دموکراتیک نیز اغلب مشاهده می‌شود چنان‌که بسیج عمومی مردم آمریکا پس از حملات «فورت سامتر» و «پرل هاربر» گواه آن است. پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز محبوبیت جورج دبلیو بوش به ۹۰ درصد رسید که رکوردی بی‌سابقه در تاریخ نظرسنجی‌های ریاست‌جمهوری آمریکا محسوب می‌شد. بنابراین اگر تشدید تنش توسط آمریکا نه تنها رژیم را ساقط نمی‌کند، بلکه با واکنش‌های تلافی‌جویانهٔ ایران در خلیج‌فارس و دریای سرخ و همچنین حملات سایبری بیشتر، قیمت جهانی انرژی را به‌شدت بالا می‌برد، پس راهکار چیست؟ سرمایه‌گذاران کارکشته می‌دانند که اغلب بهتر است زیان را متوقف کرد و از معرکه خارج شد تا اینکه یک سرمایه‌گذاری اشتباه را تا مرز نابودی ادامه داد. ترامپ با وجود تمام لاف‌زنی‌ها، در کشیدن ماشه علیه زیرساخت‌های انرژی ایران تردید دارد. او باید به همین غریزه اعتماد کند و از چنین تنش‌زایی بپرهیزد. هرچند گام بعدی برای او دشوارتر است چرا که ظاهراً روان‌شناسی سیاسی‌اش مانع از آن می‌شود که شکست پروژه‌اش علیه ایران را بپذیرد. با این حال، ترامپ که استاد وارونه‌سازی واقعیت به نفع خود است، باید همان توصیه قدیمی رودی جولیانی را در اقدامات پیشین‌اش به کار ببندد: «فقط بگو ما بردیم.» به عبارت دیگر، اعلام پیروزی کند و این افتضاح خاورمیانه‌ای را همین‌جا خاتمه دهد، پیش از آنکه به یک آتش‌سوزی فراگیر منطقه‌ای یا جهانی تبدیل شود.
هدایت شده از روزپلاس
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➕ ماجرای کنایه تحقیر آمیز سخنگوی وزارت خارجه به ترامپ/ فاعل ایران است بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره اینکه «چرا وزارت امور خارجه ایران به اظهارات توهین‌آمیز اخیر دونالد ترامپ واکنشی متقابل نشان نمی‌دهد» گفت: ‌«ما منش خودمان را داریم. به قول عبید زاکانی، فعل و عمل ما را و دعوی ایشان را.» ‌حکایتی که بقایی به آن اشاره داشت، از مشهورترین حکایات عبید زاکانی است: ‌«شخصی اَمردی به خانه برد و درهمی به دستش نهاد و گفت: بخواب تا بر نهم. اَمرد گفت: من شنیده‌ام که تو اَمردان را می‌آوری تا بر تو نهند. گفت: آری، عمل با من است و دعوی با ایشان. تو نیز بخواب و برو آنچه می‌خواهی بگوی.» ‌معنی جمله به جمله این حکایت اینست: ‌مردی، جوان بی‌ریشی را به خانه برد، سکه‌ای به او داد و گفت: «دراز بکش تا بر تو اقدام کنم.» ‌جوان گفت: «من شنیده بودم تو جوانان را به خانه می‌آوری تا آن‌ها بر تو اقدام کنند، نه اینکه تو با آن‌ها.» ‌مرد پاسخ داد: «درست است؛ کار و عمل با من است، اما حرف و ادعا با دیگران. تو هم دراز بکش، بعد هرچه خواستی برو و درباره من بگو!» ‌ گاه کسی که بیش از همه فریاد می‌زند و دیگران را متهم می‌کند، خود بیش از هر کس در معرض قضاوت قرار می‌گیرد. @roozplus_ir
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻طرح موضوع استعفای پزشکیان در جامعه تاب‌آوری اجتماعی را هدف قرار داد؛ اینکه برخی می‌گویند رهبری کار خودشان را بکنند و ما کار خودمان اسمش ولایت‌مداری و ایران‌دوستی نیست! محمد زعیم‌زاده، سردبیر روزنامه فرهیختگان در «فرهیختگان‌گپ»: 🔻 این اقدامات یعنی بحث استعفای رئیس‌جمهور مشی رهبری شهید نیست. در این ماجرا، هدف قرار دادن نقطه تاب‌آوری جامعه مدنظر بود اینکه القا شود رئیس‌جمهور در آستانه استعفاست و این موضوع به‌صورت گسترده تبلیغ شود. پیش‌تر هم گفته بودیم که اکنون شب جنگ است، نه شب انتخابات و کمی بیخیال این دعواهای سیاسی شوید! 🔻 پیام دفتر رهبری بسیار مهم بود زیرا به‌سرعت این ادعا را تکذیب کرد. رهبر انقلاب نیز بارها بر وحدت تأکید کرده‌اند. شرایط اقتصادی دشوار است و دولت باید با تمام توان به کار خود ادامه دهد. حتی در تلویزیون و روی آنتن زنده نیز برخی ادعاها مطرح شد و سندهایی خوانده شد اما برخوردی با آن صورت نگرفت. 🔻 اخیرا یک ویدیویی دیدم در یکی از میادین شهر یک چهره سیاسی شبه فرهنگی گفت که بله دولت باید برود و حالا رهبری ملاحظاتی دارند و ما باید کار خودمان را بکنیم! مبنای این حرف غلط است و نه با ولایت‌مداری سازگار است و نه با ایران‌دوستی؛ بلکه معنای دیگری پیدا می‌کند. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻طرح موضوع استعفای پزشکیان در جامعه تاب‌آوری اجتماعی را هدف قرار داد؛ اینکه برخی می‌گویند رهبری کار
اما دسته‌ی دیگری نیز بین حزب‌اللهی‌ها وجود دارند که اساساً میگن «پزشکیان بهترین دولتی است نسبت دولت‌های گذشته که داره به نظامی‌ها کمک میکنه»، «پزشکیان بره تازه اول گرفتاری ماست». من منکر برخی نقاط قوت این دولت در وضعیت کنونی نیستم، و استیضاح دولت و استعفای پزشکیان رو در موقعیت کنونی مخرب بدونم، اما یک ساده‌انگاری و یک‌‌دست‌انگاری‌ای نیز نسبت به این دولت وجود دارد در این نگاه؛ برخی از این حزب‌اللهی‌ها که بعضاً نیروهای خدوم و کارآمد نظامی ما هستند، فریب آمارسازی‌های دستگاه کارشناسی رو می‌خورند و در واقع، این‌قدر پیچیده نیستند که بتونن حریف شارلاتان‌های فریبگر و مکار باند قدرت و ثروت که کاسب مذاکره و غربگرایی‌اند بشوند. دولت پزشکیان در عین نقاط قوت، اساسا گاهی یک کنش‌هایی میکند که اساسا اداره و دولت‌داری است. چه بسا کنوانسیون خزر، چه بسا برخی تصمیمات اقتصادی، چه بسا برخی مکانیسم‌های ضعیف مذاکره مصداق این امور باشد. و برخی حزب‌اللهی‌‌های اساساً ساده‌لوح و آلت دست شارلاتا‌ن‌های غربگرا و کاسب ارتباط با غرب میشن. یک نکته؛ همونطور که امور سیاسی یک همبستگی شدید با امور نظامی دارند و سیاستمدار باید واقف به مسائل نظامی باشد، به همین میزان، یک نظامی نیز باید واقف به امور نظامی باشد. العاقلُ یَکفیهِ الاشارة. 🆔@world_order
قتیب: عراق؛ آخرین سنگر و آستانه مرحله نهایی فشار بر ایران برداشت من این است که تحولات عراق را نباید مجموعه‌ای از رخدادهای پراکنده، واکنش‌های مقطعی یا صرفاً رقابت‌های داخلی میان جریان‌های شیعی دانست. آنچه در حال شکل‌گیری است، به‌احتمال زیاد بخشی از یک فرایند منظم برای بازتعریف جایگاه ایران و نیروهای همسو با آن در ساختار سیاسی و امنیتی عراق است؛ فرایندی که هدف نهایی آن، کاهش تدریجی عمق راهبردی ایران و انتقال کانون منازعه از پیرامون جغرافیایی به داخل مرزهای کشور است. نخستین مؤلفه این طرح، تغییر تصویر و جایگاه حشدالشعبی است. حشد در وضع موجود، صرفاً یک نیروی شبه‌نظامی خارج از دولت نیست، بلکه از نظر حقوقی و سازمانی بخشی از ساختار رسمی امنیتی عراق محسوب می‌شود. بااین‌حال، پروژه‌ای در جریان است که می‌کوشد این نیرو را از یک نهاد رسمی برآمده از شرایط امنیتی عراق، به یک بازیگر موازی، مسئله‌ساز و در نهایت «تهدیدی علیه حاکمیت ملی» تبدیل کند. الگویی که برای حشد در نظر گرفته شده، شباهت زیادی به الگویی دارد که درباره حزب‌الله لبنان به کار گرفته شد: نخست تفکیک آن از جامعه و دولت، سپس نسبت‌دادن همه بحران‌های کشور به حضور آن، و در نهایت تبدیل‌کردن آن به موضوع اجماع داخلی و فشار خارجی. انتخاب علی الزیدی به نخست‌وزیری عراق را نیز باید در امتداد همان الگویی دید که پیش‌تر با انتخاب جوزف عون به ریاست‌جمهوری لبنان تثبیت شد: عبور از بن‌بست سیاسی از طریق معرفی چهره‌ای ظاهراً فراجناحی و مصالحه‌ای که برای واشنگتن و متحدان عرب آن قابل‌قبول باشد و مأموریت اصلی‌اش، بازگرداندن انحصار سلاح و اقتدار امنیتی به دولت معرفی شود. جوزف عون با پشتوانه پیشینه نظامی و علی الزیدی با سیمای یک تکنوکرات و بازرگان بیرون از طبقه سنتی سیاست، از دو مسیر متفاوت به یک کارکرد مشابه می‌رسند: ایجاد دولتی که بتواند بدون اعلام رویارویی مستقیم با محور مقاومت، حزب‌الله در لبنان و گروه‌های قدرتمند حشدالشعبی در عراق را مرحله‌به‌مرحله از منابع قدرت، مشروعیت سیاسی و آزادی عمل نظامی محروم کند. هر دو پس از دوره‌ای از انسداد سیاسی و با حمایت آشکار یا ضمنی آمریکا به قدرت رسیدند؛ ازاین‌رو، شباهت مهم میان آن‌ها نه در سوابق شخصی، بلکه در مأموریت ساختاری آن‌هاست: بازسازی دولت ملی به‌گونه‌ای که سلاح نیروهای همسو با ایران ابتدا «مسئله حاکمیت»، سپس «مانع ثبات» و سرانجام «تهدیدی علیه خود کشور» تعریف شود. از این منظر، سخنرانی اخیر مقتدی صدر را می‌توان آغاز علنی مرحله جدیدی از این فرایند دانست. اهمیت مواضع صدر فقط در محتوای مستقیم سخنان او نیست؛ بلکه در ظرفیت اجتماعی، مذهبی و سیاسی او برای انتقال منازعه از سطح رقابت میان گروه‌های مسلح به سطح مشروعیت عمومی و ملی نهفته است. وقتی مخالفت با نیروهای نزدیک به ایران از زبان یک جریان ریشه‌دار شیعی بیان شود، پروژه محدودکردن حشد دیگر صرفاً یک مطالبه آمریکایی، عربی یا کردی به نظر نمی‌رسد؛ بلکه می‌تواند در قالب دفاع از حاکمیت، دولت و استقلال عراق بازتعریف شود. در چنین شرایطی، تکرار حملات ایران به اربیل نه‌تنها ضرورتاً قدرت بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه ممکن است به تکمیل روایت طرف مقابل کمک کند. اربیل به یکی از نقاط آسیب‌پذیر سیاست منطقه‌ای ایران تبدیل شده است؛ زیرا هر عملیات نظامی در اقلیم کردستان می‌تواند به‌عنوان نقض حاکمیت عراق بازنمایی شود و زمینه نزدیکی نیروهایی را فراهم کند که در شرایط عادی، منافع و مواضع مشترکی ندارند. جریان صدر، احزاب کردی، بخش‌هایی از دولت مرکزی، کشورهای عربی و قدرت‌های غربی می‌توانند بر سر یک گزاره با یکدیگر هم‌صدا شوند: ضرورت جلوگیری از تبدیل عراق به میدان تسویه‌حساب‌های منطقه‌ای. به بیان روشن‌تر، مسئله فقط اصابت یک موشک یا هدف‌گرفتن یک مرکز ادعایی نیست؛ مسئله پیامد سیاسی و ادراکی آن اقدام است. در جنگ‌های جدید، تأثیر یک عملیات الزاماً با میزان تخریب فیزیکی آن سنجیده نمی‌شود. گاه عملیاتی که از نظر نظامی موفق معرفی می‌شود، از نظر سیاسی و راهبردی به انسجام جبهه مقابل، مشروعیت‌بخشی به فشارهای خارجی و افزایش هزینه حضور منطقه‌ای ایران منجر می‌شود. اربیل اکنون دقیقاً چنین موقعیتی دارد: نقطه‌ای که پاسخ سخت ایران می‌تواند به تولید قدرت نرم و مشروعیت سیاسی برای مخالفان آن بینجامد. برنامه طرف مقابل، دست‌کم از منظر توالی رخدادها، با نظمی قابل‌توجه پیش می‌رود. فرسایش محیط منطقه‌ای ایران از سوریه آغاز شد. سوریه فقط یک متحد سیاسی نبود؛ حلقه اتصال جغرافیایی، لجستیکی و راهبردی ایران به شرق مدیترانه محسوب می‌شد. تضعیف یا فروریختن این حلقه، فشار را مستقیماً به عراق منتقل می‌کند. پس از سوریه، عراق دیگر صرفاً یکی از حوزه‌های نفوذ ایران نیست؛ بلکه به آخرین سنگر اصلی آن در غرب مرزها تبدیل می‌شود. استفاده از تعبیر «آخرین سنگر» اغراق ادبی نیست.