✍محمدرضا جلاییپور
⭕️ محسن نامجو برگشت؛ همانطور که اقتضای حرفهای قبلیاش بود؛ و چنانکه در هنگامهٔ بزرگترین تهدیدها علیه مام وطن از ایراندوستان انتظار میرود.
امید که خبر بازگشتِ امنِ عبدالکریم سروش، سیدحسین نصر، همایون کاتوزیان، احمد سلامتیان، فرخ نگهدار، مسعود بهنود، عطاءالله مهاجرانی، علیرضا رجایی، تریتا پارسی، بابک مینا، شقایق نوروزی، حمزه غالبی، روح الله شهسوار، ملیحه محمدی، احمد صدری، محمود صدری، ابوالفضل فاتح، علی هنری، ابوالفضل بازرگان، محسن کدیور، آرش نراقی، علی افشاری، رضا بهشتی معز، رجبعلی مزروعی، احسان منصوری، مهدی جامی، حسین کمالی، حسین کاجی، علی میرسپاسی، حسن یوسفی اشکوری، علیرضا نامور حقیقی، اکبر گنجی، داریوش محمدپور، نسیم نوروزی، تورج دریایی، حمید دباشی، نگار مرتضوی، هادی کهالزاده و همهٔ هنرمندان و کنشگران سیاسی و اندیشمندانی که اگر هر نقدی هم به مواضعشان وارد باشد، در ایراندوستیشان تردیدی نیست، دلشان در ایران و با ایران است و در ساختن همبستگی ملی برای دفاع میهنی مشارکت داشتند را هم بشنویم.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻امروز برادرم را ملامت میکنند؛
جرمش این است که ایرانی نیست و میپرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن میگوید؟»
اما من او را با شناسنامهاش نشناختهام.
من دیدهام که برای ایران، گاهی از بسیاری از ایرانیها ایرانیتر بوده؛
در لبنان، لبنانیتر؛
در عراق، عراقیتر؛
میشود در یک خاک متولد شد، اما دل به جغرافیایی بزرگتر سپرد؛
جغرافیایی که مرزش را عقیده میکشد، نه سیم خاردار.
شاید در شناسنامهاش ننوشته باشند «ایرانی»،
اما ایران برای او فقط یک کشور نبوده؛
سنگری بوده که برایش ایستاده، هزینه داده، رنج کشیده و در سختترین روزها تنهایش نگذاشته است.
برای همین، امروز از سرزنشش دلم نمیشکند؛
برادر من،
بگذار هرچه میخواهند بگویند.
برای من همین کافی است که وقتی پرچمها افتادند، تو ایستادی؛
وقتی خیلیها حساب سود و زیان کردند، تو حساب تکلیف کردی؛
و وقتی مرز کشیدند، تو هنوز همانجایی ماندی که روحالله نشان داده بود.
تو شناسنامه ایرانی نداری؛
اما سرباز روحاللهی.
و شاید همین، رازِ ایرانیتر بودنت از بسیاری از ماست.
پی نوشت: اینجا جنوب لبنان
شامگاه ۹ اکتبر در مارون الراس
دو روز بعد از عملیات طوفان الاقصی
صدای جیغ صهیونیست ها به گوش میرسید.
🔻 @hossein_pak69
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻تفاوت آقا محسن در شعام فقط در یک انتصاب یا تغییر مدیریتی نیست؛ در جنس حضور است.
🔴لباس پاسداری یعنی هویت و تعلق؛
شجاعت یعنی نترسیدن از هزینهی تصمیم؛
روحیهبخشی یعنی تزریق امید و جسارت به بدنهی جبهه؛
و سمع و اطاعت از ولی یعنی در لحظهی انتخاب، مصلحت انقلاب را بر مصلحت شخصی و سیاسی مقدم دانستن.
🔴آقا محسن با این مختصات به شعام آمده؛ نه برای ادارهی وضع موجود، بلکه برای تغییر آن در چارچوب ارادهی ولی.
🔻 @hossein_pak69
هدایت شده از روایتِ پاک
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خون دلی که لعل شد…
🔻این چند کلمه فارسیِ سید را که میشنوم، یاد یک عمر خون دل میافتم…
🔴از امام خمینی تا خامنهای شهید، برای این سنگر کم رنج نکشیدند.
سنگری که آخر کار نشان داد فقط رفیق روزهای خوب ایران نیست؛ روز سخت که رسید، برای ما جنگید، بیشتر از خیلیها جنگید و شهید داد.
🔴لبنان حاصل یک عمر خون دل است.
حاصل چهلوچند سال ساختن، تربیت کردن، زمین خوردن و دوباره بلند شدن.
امروز روز حساب همین خون دلهاست.
🔴باید حرکت کرد.
نه فردا؛ همین امروز.
این سنگر را خیلی گران ساختهاند
لعل، محصول خون دل است؛ و میراث خون دل را جز با ایستادن نمیتوان حفظ کرد.
🔻 @hossein_pak69
📚 خلاصه کلی کتاب تأملی درباره ایران؛ دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران | جواد طباطبایی
طباطبایی در این کتاب تاریخ ایران را صرفاً مجموعهای از تحولات سیاسی و جابهجایی سلسلهها نمیداند، بلکه آن را از منظر تاریخ اندیشه بررسی میکند. به نظر او، نقطه اصلی مسئله ایران، فاصلهای است که بهتدریج میان «عمل» و «نظر» پدید آمد؛ یعنی تحولات سیاسی و تاریخی ایران دیگر از پشتوانه یک دستگاه اندیشه سیاسی متناسب با شرایط زمانه برخوردار نبود. او از دوره صفوی تا جنگهای ایران و روس با عنوان «دوره گذار» یاد میکند؛ دورهای که ایران در حالی وارد مناسبات جدید جهانی میشد که اندیشه سیاسی آن همچنان در چارچوبهای سنتی باقی مانده بود.
🏛️ جنگ چالدران برای طباطبایی نقطهای نمادین در این تحول است. ایران صفوی در برابر عثمانی با صورت جدیدی از مناسبات قدرت مواجه شد، اما مسئله فقط ضعف نظامی نبود؛ مانع اصلی، ناتوانی در فهم منطق جدید جنگ و مناسبات جهانی بود. در مقابل، شاه عباس توانست تا حد زیادی این واقعیت را در عرصه عمل دریابد و با اصلاح ارتش، کاهش قدرت قزلباشان و توجه به موازنه نیروها، ایران را دوباره به قدرتی مهم تبدیل کند. با این حال، دریافت او از منطق جدید سیاست پشتوانه یک نظریه سیاسی منسجم نداشت و بیشتر محصول تجربه و نبوغ شخصی او بود.
⚔️ از این منظر، طباطبایی میان شاه عباس و نادرشاه تمایز مهمی میگذارد. شاه عباس، با وجود خودکامگی شدید، توانست میان قدرت سیاسی و مصالح کشور نوعی نسبت برقرار کند؛ اما نادرشاه پس از بازسازی وحدت سرزمینی ایران، به جای بازسازی کشور، راه کشورگشایی بیپایان را در پیش گرفت. بنابراین نادر، به تعبیر طباطبایی، بیش از آنکه «پادشاه» باشد، «سردار» بود و همین ناتوانی در تبدیل قدرت نظامی به سامان سیاسی پایدار، سرانجام کشور را با شورش و آشوب روبهرو کرد.
🧩 مسئله مهمتر کتاب اما نظریه دولت در ایران است. طباطبایی معتقد است نباید مفاهیم مدرن دولت و دولت ملی را بدون توجه به زمینه تاریخی آنها به ایران گذشته نسبت داد. صفویان، با وجود ایجاد وحدت سرزمینی و برخی عناصر یکپارچگی سیاسی، «دولت ملی» به معنای جدید ایجاد نکردند؛ زیرا برای چنین دولتی علاوه بر زمینههای اجتماعی و سیاسی، دستگاهی از مفاهیم درباره دولت، ملت و امر ملی لازم بود که در ایران آن زمان وجود نداشت. در نتیجه، میان شکلگیری حکومت و شکلگیری اندیشهای که بتواند بنیاد آن حکومت باشد، شکافی اساسی باقی ماند.
🏺 ریشه این مسئله، از نظر طباطبایی، به اندیشه ایرانشهری بازمیگردد. در ایران باستان، شاهنشاهی نوعی «وحدت در کثرت» بود و وظیفه آن حفظ وحدت سرزمین و اقوام گوناگون، بدون از میان بردن تنوع آنها، تلقی میشد. اما در دوره اسلامی، این اندیشه نتوانست در قلمرو سیاست بازسازی شود و بیشتر در زبان فارسی، شعر، ادب و فرهنگ ایرانی ادامه یافت. به این ترتیب، فرهنگ و هویت ایرانی توانست تداوم پیدا کند، اما اندیشه سیاسی ایرانشهری نتوانست به مبنای نهادی برای دولت تبدیل شود.
📖 از همینجا یکی از مهمترین ایدههای کتاب شکل میگیرد: در ایران، هویت و وحدت ملی تا حد زیادی بیرون از دولت تداوم یافتند. شعر و ادب فارسی در دورهای که اندیشه سیاسی ایرانشهری امکان بازسازی نداشت، به پناهگاه آگاهی ملی تبدیل شد. بنابراین برخلاف مسیر تاریخی اروپا که در آن دولتهای جدید در شکلگیری ملتها نقش مهمی داشتند، در ایران نوعی هویت ملی پیش از دولت ملی وجود داشت؛ اما این هویت نتوانست به ایجاد یک دولت ملی مدرن منجر شود.
🌍 در فصل مربوط به سفرنامههای اروپایی، طباطبایی این شکاف را از زاویه دیگری دنبال میکند. سفرنامهنویسان اروپایی، برخلاف بسیاری از نویسندگان ایرانی، توانستند برخی ویژگیهای ساختار سیاسی ایران، از جمله قدرت گسترده شاه، فقدان اشرافیت مستقل و ضعف نهادهای سیاسی را مشاهده و تحلیل کنند. در ایران، قدرت شاه چنان فراگیر بود که حتی گروههای صاحب نفوذ نیز استقلال نهادی از او نداشتند. از نظر طباطبایی، همین فقدان نهادهای مستقل یکی از موانع مهم تبدیل قدرت شخصی به دولت بود.
🧭 در مقابل، ایرانیانی که در دوره قاجار به اروپا سفر کردند، اگرچه با مظاهر نظم جدید، حکومت قانون و نهادهای سیاسی غرب آشنا شدند، غالباً نتوانستند مبانی فکری و فلسفی این تحولات را دریابند. از «تحفهالعالم» و «مسیر طالبی» تا سفرنامه میرزا صالح، نشانههایی از آشنایی با قانون، محدود شدن قدرت شاه و نهادهای جدید دیده میشود؛ اما این آشنایی بیشتر با «صورت» تجدد بود تا مبانی نظری آن. از همین رو، طباطبایی این آثار را حلقهای میان دوره گذار و جنبش مشروطه میداند، نه نشانهای از درک کامل اندیشه جدید.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📚 خلاصه کلی کتاب تأملی درباره ایران؛ دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران | جواد طباطبایی طباطبایی در ا
🔎 سرانجام، طباطبایی در «طرحی از نظریه انحطاط ایران» به مسئلهای بنیادیتر میرسد: ایران نه فقط دچار ضعف سیاسی، بلکه دچار زوال توان اندیشیدن به وضعیت تاریخی خود شده بود. به اعتقاد او، تاریخ اندیشه در ایران نتوانست سقوط صفویان، شکست از روسیه و دگرگونی جایگاه ایران در جهان را به موضوع تأمل نظری تبدیل کند. در حالی که در غرب، مفهوم انحطاط خود به بخشی از تاریخ اندیشه تبدیل شد، در ایران چنین خودآگاهی تاریخی شکل نگرفت. انحطاط، از این منظر، زمانی آغاز شد که ایرانیان توان بازسازی فرهنگ و پایداری در قلمرو اندیشه را از دست دادند.
💡 بنابراین، مسئله اصلی کتاب برای طباطبایی نه این است که چرا ایران در یک جنگ شکست خورد یا چرا یک سلسله سقوط کرد؛ مسئله این است که چرا اندیشه ایرانی نتوانست نسبت خود را با تحولات تاریخی جدید بازتعریف کند. «انحطاط» در این معنا پیش از آنکه یک شکست نظامی یا سیاسی باشد، یک بحران در توان اندیشیدن تاریخی است؛ بحرانی که موجب شد حکومتها تغییر کنند، اما دستگاه مفاهیمی که باید امکان فهم این تغییرات و ساختن نظمی جدید را فراهم میکرد، همچنان در گذشته باقی بماند. از همین منظر، تأملی درباره ایران را میتوان تلاشی برای توضیح نسبت پیچیده میان تداوم ایران، زوال اندیشه سیاسی و ناکامی در شکلگیری دولت جدید دانست.
هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰در نگاهی به کتاب »ریاضیات، فیزیک و توسعه ملی»؛
یک مهندس به رئیسجمهور از ریاضیات و فیزیک میگوید
🔸کتاب «ریاضیات، فیزیک و توسعهی ملی» نوشتهی بهنام شیخباقری بهتازگی در نخستین چاپ، در سال ۱۴۰۵ از سوی انتشارات گشتاسب منتشر شده است؛ کتابی که در قالب گفتوگویی میان یک رئیسجمهور و یک مهندس، مفاهیم علوم بنیادی را به مسائل حکمرانی و توسعه پیوند میزند
🔸توسعهی ملی چگونه اتفاق میافتد؟ نویسنده در دیباچهی کتاب، برای توضیح دشواری این مسیر از تصویر «پل صراط» استفاده میکند؛ مسیری باریک و دشوار که عبور از آن به تواناییهای فرد وابسته است. این تصویر در ادامه به توسعهی یک کشور تعمیم پیدا میکند. کشوری که میخواهد از فقر، عقبماندگی و ناامنی به رفاه، تولید، آموزش، بهداشت و زندگی شایسته برسد، باید از مسیری دشوار عبور کند.
🔸در این نگاه، شرایط بینالمللی و مناسبات قدرت هم در سرنوشت کشورها اثر دارند. کتاب در دیباچه به تجربهی ایران، کرهی جنوبی، رابطه با غرب، انتقال فناوری، تحریم و امکان توسعهی مستقل میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا یک کشور برای عبور از عقبماندگی الزاماً به حمایت و قیمومیت یک قدرت توسعهیافته نیاز دارد. نویسنده با اشاره به تحولات چند دههی اخیر، رشد قدرتهای جدید و گسترش دسترسی به دانش، امکانهای دیگری را پیش روی کشورهای درحالتوسعه میبیند.
🔸ریاضیات و فیزیک در اینجا قرار نیست جایگزین اقتصاد، جامعهشناسی یا علوم سیاسی شوند. نویسنده از آنها بهعنوان علوم بنیادی و مجموعهای از مفاهیم برای دیدن و تحلیل کردن استفاده میکند. پرسش کتاب این است که آیا میتوان از منطق این علوم برای فهم بهتر رفتار سیستمهای اجتماعی و تصمیمهای حکمرانی بهره گرفت.
ibna.ir/x6Jyd
@ibna_official
هدایت شده از دکتر موسی الرضا قائمی
چگونگی شکلگیری ایده تأسیس مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی
ایده تأسیس مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی را باید در بستر یک فرایند مطالعاتی و پژوهشی گسترده جستوجو کرد؛ فرایندی که چند سال پیش از تأسیس رسمی مدرسه و با هدف شناخت، تحلیل و بازطراحی نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران آغاز شده بود.
۱. آغاز مطالعات در قالب کلانپروژه «نظام حکومتی الگو»
در سال ۱۳۹۳، دانشگاه عالی دفاع ملی یک کلانپروژه پژوهشی با عنوان «نظام حکومتی الگو» تعریف کرد که به اختصار «نحال» نامیده میشد. هدف این پروژه، مطالعه نظاممند تجربه جمهوری اسلامی ایران در عرصههای مختلف حکمرانی و شناسایی مؤلفهها، ظرفیتها، تجارب و الگوهای شکلگرفته در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی بود.
در چارچوب این کلانپروژه، بیش از ۱۴۰ رساله دکتری تعریف و اجرا شد. هر یک از این رسالهها یکی از حوزههای مهم نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار میداد و تلاش میکرد تجربه موجود در آن حوزه را بهصورت علمی شناسایی، تحلیل و احصا کند.
یکی از ویژگیهای مهم این پروژه آن بود که مطالعات صرفاً به تجربه داخلی محدود نمیشد. دانشجویان موظف بودند در کنار بررسی تجربه جمهوری اسلامی ایران، مطالعات تطبیقی را نیز انجام دهند و تجربه کشورهای مختلف را در موضوع مورد مطالعه بررسی کنند. بدین ترتیب، مجموعهای از مطالعات تخصصی داخلی و تطبیقی در حوزههای مختلف نظام حکمرانی شکل گرفت.
۲. مرحله تلفیق مطالعات و شکلگیری یک مسئله جدید
پس از پایان بخش عمدهای از این مطالعات، در سال ۱۳۹۵ تغییراتی در مدیریت دانشگاه عالی دفاع ملی ایجاد شد و سردار احمد وحیدی مسئولیت این مجموعه را بر عهده گرفت. با توجه به گستردگی مطالعات انجامشده، مرحله جدیدی از کار با محوریت تلفیق و جمعبندی نتایج پژوهشها آغاز شد.
برای این منظور، جلسات تخصصی متعددی با حضور صاحبنظران و مدیران ارشد برگزار شد. در این جلسات، یافتههای حاصل از رسالههای متعدد مورد بررسی قرار گرفت و تلاش شد از مجموعه مطالعات پراکنده، تصویری منسجم از مسائل، نیازها و الزامات نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران به دست آید.
در جریان همین مباحث، یک پرسش اساسی بیش از پیش خود را نشان داد: اگر قرار است الگوی حکمرانی متناسب با مبانی و اقتضائات جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا شود، چه سازوکاری باید برای تربیت مدیران و حکمرانان، تولید دانش حکمرانی و انتقال این دانش به عرصه عمل ایجاد شود؟
از دل این پرسش، بهتدریج ایده تأسیس یک مدرسه تخصصی حکمرانی شکل گرفت؛ مدرسهای که مأموریت آن صرفاً آموزش نظری نباشد، بلکه میان دانش، تجربه و عمل حکمرانی پیوند برقرار کند.
۳. مطالعه تطبیقی مدارس و مراکز حکمرانی در جهان
برای تبدیل این ایده به یک طرح عملیاتی، مطالعات تطبیقی گستردهای درباره تجربههای بینالمللی انجام شد. در این مرحله، حدود ۱۵۰ مدرسه، مؤسسه و مرکز فعال در حوزه حکمرانی در کشورهای مختلف جهان مورد مطالعه قرار گرفت.
این مطالعات با هدف شناخت مأموریتها، ساختارها، الگوهای آموزشی، روشهای تربیت مدیران و حکمرانان، ارتباط با دستگاههای اجرایی و نحوه تولید و انتقال دانش حکمرانی انجام شد.
برآیند این مطالعات، همراه با یافتههای حاصل از کلانپروژه «نظام حکومتی الگو»، زمینه را برای تدوین یک الگوی بومی و متناسب با نیازهای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرد. در واقع، ایده مدرسه از یک سو بر تجربه انباشته حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران و از سوی دیگر بر مطالعه تطبیقی تجربههای موفق جهانی استوار شد.
۴. طرح ایده تأسیس مدرسه در محضر رهبر انقلاب
پس از شکلگیری ایده و انجام مطالعات مقدماتی، در فروردین سال ۱۳۹۷، همزمان با آغاز سال جدید، سردار احمد وحیدی و شهید سپهبد محمدحسین باقری در دیدار نوروزی، ایده تأسیس مدرسه حکمرانی را در محضر رهبر انقلاب مطرح کردند.
در این دیدار، ضرورت ایجاد یک مجموعه تخصصی برای تولید دانش حکمرانی، تربیت حکمرانان و مدیران تراز انقلاب اسلامی و پیوند میان دانش و تجربه حکمرانی تبیین شد. این پیشنهاد مورد موافقت رهبر انقلاب قرار گرفت و بدین ترتیب، ایدهای که طی چند سال از مسیر مطالعات گسترده و پژوهشهای تخصصی شکل گرفته بود، وارد مرحله رسمی تأسیس شد.
۵. تدوین و تصویب اسناد تأسیس
پس از موافقت با اصل تشکیل مدرسه، فرایند تدوین اسناد رسمی آغاز شد. در این مرحله، اساسنامه و طرح تشکیل مدرسه عالی حکمرانی با بهرهگیری از مطالعات انجامشده و با توجه به مأموریتهای مورد انتظار تدوین شد.
این اسناد پس از طی مراحل کارشناسی و اصلاحات لازم، به تصویب رهبر انقلاب رسید و زمینه برای شکلگیری رسمی مدرسه عالی حکمرانی فراهم شد.
https://eitaa.com/mosareza_ghaemi
هدایت شده از دکتر موسی الرضا قائمی
از این منظر، تأسیس مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی را نمیتوان یک تصمیم مقطعی یا صرفاً یک اقدام آموزشی تلقی کرد؛ بلکه این مدرسه حاصل یک فرایند چندساله پژوهشی، مطالعاتی و سیاستی بود که از کلانپروژه «نظام حکومتی الگو» آغاز شد، با انجام بیش از ۱۴۰ رساله دکتری و مطالعات تطبیقی گسترده ادامه یافت، از طریق تلفیق یافتهها به ایده تأسیس یک نهاد تخصصی حکمرانی منتهی شد و سرانجام در سال ۱۳۹۷ با موافقت رهبر انقلاب، وارد مرحله تأسیس رسمی گردید.
بر این اساس، فلسفه وجودی مدرسه را میتوان در سه مأموریت بههمپیوسته خلاصه کرد: تولید دانش حکمرانی، تربیت حکمران و مدیر و پیوند دانش با میدان عمل حکمرانی؛ مأموریتی که در سالهای پس از تأسیس، مبنای حرکت و توسعه مدرسه قرار گرفت.
https://eitaa.com/mosareza_ghaemi
673K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹امیر خراسانی:
جان سخن امثال تامس کوهن در توضیح تغییرات پارادایمی این است که در بزنگاههایی، چیزی که زمانی «دانش» محسوب میشد، به چیزی شبیه فسیل فکری تبدیل میشود: دیگر واقعیت را توضیح نمیدهد، اما ممکن است در برخی ذهنها همچنان زنده باشند.
مثلاً زمانی فیزیکدانان برای توضیح انتشار نور به وجود مادهای به نام «اتر» باور داشتند.
حالا هم آقای قائمپناه دارد دربارهی اتر حرف میزند.
در حالت عادی اشکالی ندارد؛ اما متأسفانه ایشان دستیار رئیسجمهور است و نشان میدهد محیطی که در آن کار میکند، هنوز اتر را جزو واقعیات جهان میداند.
https://fxtwitter.com/AmirKh1982/status/2093032618455371838
🔹یوستین هوگه(استاد دانشگاه کمبریج):
من از اینکه ایالات متحده به عنوان نماد و آموزگار مردمسالاری (دموکراسی) معرفی میشود، به ستوه آمدهام.
یک گروه لابیگر که به نیابت از یک دولت خارجی فعالیت میکند — یعنی آیپک (AIPAC) — تقریباً تمام کنگرهٔ آمریکا را خریده است.
ما اکنون این موضوع را به وضوح میبینیم؛ چرا که سیاستمداران آمریکایی از تمام طیفها، به عنوان عروسک خیمهشببازی برای سرکوب هرگونه انتقاد از اسرائیل مورد استفاده قرار میگیرند.
سیستم سیاسی آمریکا هر چه که باشد، دموکراسی نیست.
https://fxtwitter.com/haugejostein/status/2093029717221728514
پیوند در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2093172372459102717
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 «لبه خاموشی» منتشر شد.
⚡️ چرا کشوری با یکی از بزرگترین ذخایر انرژی جهان، با کمبود برق و گاز و بنزین روبهرو شده؟ و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، ایرانِ سالهای آینده چه شکلی خواهد بود؟
🎬 «لبه خاموشی» روایتی تکاندهنده از بحران انرژی و آینده ایران است؛ تلاشی برای کنار هم گذاشتن قطعات پازلی که توضیح میدهد چطور به وضعیت امروز رسیدیم و ادامه این مسیر ما را به کجا میرساند.
🎥 تماشای رایگان مستند «لبه خاموشی» در یوتیوب:
https://youtu.be/3BXCkvJrRVM
🎟 در صورت تمایل و رضایت از این اثر، میتوانید با خرید «بلیت اختیاری» از طریق نشانی زیر، از تداوم مستندسازی مستقل حمایت کنید:
revayatmostaghel.ir