eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰در نگاهی به کتاب »ریاضیات، فیزیک و توسعه ملی»؛ یک مهندس به رئیس‌جمهور از ریاضیات و فیزیک می‌گوید 🔸کتاب «ریاضیات، فیزیک و توسعه‌ی ملی» نوشته‌ی بهنام شیخ‌باقری به‌تازگی در نخستین چاپ، در سال ۱۴۰۵ از سوی انتشارات گشتاسب منتشر شده است؛ کتابی که در قالب گفت‌وگویی میان یک رئیس‌جمهور و یک مهندس، مفاهیم علوم بنیادی را به مسائل حکمرانی و توسعه پیوند می‌زند 🔸توسعه‌ی ملی چگونه اتفاق می‌افتد؟ نویسنده در دیباچه‌ی کتاب، برای توضیح دشواری این مسیر از تصویر «پل صراط» استفاده می‌کند؛ مسیری باریک و دشوار که عبور از آن به توانایی‌های فرد وابسته است. این تصویر در ادامه به توسعه‌ی یک کشور تعمیم پیدا می‌کند. کشوری که می‌خواهد از فقر، عقب‌ماندگی و ناامنی به رفاه، تولید، آموزش، بهداشت و زندگی شایسته برسد، باید از مسیری دشوار عبور کند. 🔸در این نگاه، شرایط بین‌المللی و مناسبات قدرت هم در سرنوشت کشورها اثر دارند. کتاب در دیباچه به تجربه‌ی ایران، کره‌ی جنوبی، رابطه با غرب، انتقال فناوری، تحریم و امکان توسعه‌ی مستقل می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا یک کشور برای عبور از عقب‌ماندگی الزاماً به حمایت و قیمومیت یک قدرت توسعه‌یافته نیاز دارد. نویسنده با اشاره به تحولات چند دهه‌ی اخیر، رشد قدرت‌های جدید و گسترش دسترسی به دانش، امکان‌های دیگری را پیش روی کشورهای درحال‌توسعه می‌بیند. 🔸ریاضیات و فیزیک در اینجا قرار نیست جایگزین اقتصاد، جامعه‌شناسی یا علوم سیاسی شوند. نویسنده از آنها به‌عنوان علوم بنیادی و مجموعه‌ای از مفاهیم برای دیدن و تحلیل کردن استفاده می‌کند. پرسش کتاب این است که آیا می‌توان از منطق این علوم برای فهم بهتر رفتار سیستم‌های اجتماعی و تصمیم‌های حکمرانی بهره گرفت. ibna.ir/x6Jyd @ibna_official
چگونگی شکل‌گیری ایده تأسیس مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی ایده تأسیس مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی را باید در بستر یک فرایند مطالعاتی و پژوهشی گسترده جست‌وجو کرد؛ فرایندی که چند سال پیش از تأسیس رسمی مدرسه و با هدف شناخت، تحلیل و بازطراحی نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران آغاز شده بود. ۱. آغاز مطالعات در قالب کلان‌پروژه «نظام حکومتی الگو» در سال ۱۳۹۳، دانشگاه عالی دفاع ملی یک کلان‌پروژه پژوهشی با عنوان «نظام حکومتی الگو» تعریف کرد که به اختصار «نحال» نامیده می‌شد. هدف این پروژه، مطالعه نظام‌مند تجربه جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف حکمرانی و شناسایی مؤلفه‌ها، ظرفیت‌ها، تجارب و الگوهای شکل‌گرفته در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی بود. در چارچوب این کلان‌پروژه، بیش از ۱۴۰ رساله دکتری تعریف و اجرا شد. هر یک از این رساله‌ها یکی از حوزه‌های مهم نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار می‌داد و تلاش می‌کرد تجربه موجود در آن حوزه را به‌صورت علمی شناسایی، تحلیل و احصا کند. یکی از ویژگی‌های مهم این پروژه آن بود که مطالعات صرفاً به تجربه داخلی محدود نمی‌شد. دانشجویان موظف بودند در کنار بررسی تجربه جمهوری اسلامی ایران، مطالعات تطبیقی را نیز انجام دهند و تجربه کشورهای مختلف را در موضوع مورد مطالعه بررسی کنند. بدین ترتیب، مجموعه‌ای از مطالعات تخصصی داخلی و تطبیقی در حوزه‌های مختلف نظام حکمرانی شکل گرفت. ۲. مرحله تلفیق مطالعات و شکل‌گیری یک مسئله جدید پس از پایان بخش عمده‌ای از این مطالعات، در سال ۱۳۹۵ تغییراتی در مدیریت دانشگاه عالی دفاع ملی ایجاد شد و سردار احمد وحیدی مسئولیت این مجموعه را بر عهده گرفت. با توجه به گستردگی مطالعات انجام‌شده، مرحله جدیدی از کار با محوریت تلفیق و جمع‌بندی نتایج پژوهش‌ها آغاز شد. برای این منظور، جلسات تخصصی متعددی با حضور صاحب‌نظران و مدیران ارشد برگزار شد. در این جلسات، یافته‌های حاصل از رساله‌های متعدد مورد بررسی قرار گرفت و تلاش شد از مجموعه مطالعات پراکنده، تصویری منسجم از مسائل، نیازها و الزامات نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران به دست آید. در جریان همین مباحث، یک پرسش اساسی بیش از پیش خود را نشان داد: اگر قرار است الگوی حکمرانی متناسب با مبانی و اقتضائات جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا شود، چه سازوکاری باید برای تربیت مدیران و حکمرانان، تولید دانش حکمرانی و انتقال این دانش به عرصه عمل ایجاد شود؟ از دل این پرسش، به‌تدریج ایده تأسیس یک مدرسه تخصصی حکمرانی شکل گرفت؛ مدرسه‌ای که مأموریت آن صرفاً آموزش نظری نباشد، بلکه میان دانش، تجربه و عمل حکمرانی پیوند برقرار کند. ۳. مطالعه تطبیقی مدارس و مراکز حکمرانی در جهان برای تبدیل این ایده به یک طرح عملیاتی، مطالعات تطبیقی گسترده‌ای درباره تجربه‌های بین‌المللی انجام شد. در این مرحله، حدود ۱۵۰ مدرسه، مؤسسه و مرکز فعال در حوزه حکمرانی در کشورهای مختلف جهان مورد مطالعه قرار گرفت. این مطالعات با هدف شناخت مأموریت‌ها، ساختارها، الگوهای آموزشی، روش‌های تربیت مدیران و حکمرانان، ارتباط با دستگاه‌های اجرایی و نحوه تولید و انتقال دانش حکمرانی انجام شد. برآیند این مطالعات، همراه با یافته‌های حاصل از کلان‌پروژه «نظام حکومتی الگو»، زمینه را برای تدوین یک الگوی بومی و متناسب با نیازهای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرد. در واقع، ایده مدرسه از یک سو بر تجربه انباشته حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران و از سوی دیگر بر مطالعه تطبیقی تجربه‌های موفق جهانی استوار شد. ۴. طرح ایده تأسیس مدرسه در محضر رهبر انقلاب پس از شکل‌گیری ایده و انجام مطالعات مقدماتی، در فروردین سال ۱۳۹۷، هم‌زمان با آغاز سال جدید، سردار احمد وحیدی و شهید سپهبد محمدحسین باقری در دیدار نوروزی، ایده تأسیس مدرسه حکمرانی را در محضر رهبر انقلاب مطرح کردند. در این دیدار، ضرورت ایجاد یک مجموعه تخصصی برای تولید دانش حکمرانی، تربیت حکمرانان و مدیران تراز انقلاب اسلامی و پیوند میان دانش و تجربه حکمرانی تبیین شد. این پیشنهاد مورد موافقت رهبر انقلاب قرار گرفت و بدین ترتیب، ایده‌ای که طی چند سال از مسیر مطالعات گسترده و پژوهش‌های تخصصی شکل گرفته بود، وارد مرحله رسمی تأسیس شد. ۵. تدوین و تصویب اسناد تأسیس پس از موافقت با اصل تشکیل مدرسه، فرایند تدوین اسناد رسمی آغاز شد. در این مرحله، اساسنامه و طرح تشکیل مدرسه عالی حکمرانی با بهره‌گیری از مطالعات انجام‌شده و با توجه به مأموریت‌های مورد انتظار تدوین شد. این اسناد پس از طی مراحل کارشناسی و اصلاحات لازم، به تصویب رهبر انقلاب رسید و زمینه برای شکل‌گیری رسمی مدرسه عالی حکمرانی فراهم شد. https://eitaa.com/mosareza_ghaemi
از این منظر، تأسیس مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی را نمی‌توان یک تصمیم مقطعی یا صرفاً یک اقدام آموزشی تلقی کرد؛ بلکه این مدرسه حاصل یک فرایند چندساله پژوهشی، مطالعاتی و سیاستی بود که از کلان‌پروژه «نظام حکومتی الگو» آغاز شد، با انجام بیش از ۱۴۰ رساله دکتری و مطالعات تطبیقی گسترده ادامه یافت، از طریق تلفیق یافته‌ها به ایده تأسیس یک نهاد تخصصی حکمرانی منتهی شد و سرانجام در سال ۱۳۹۷ با موافقت رهبر انقلاب، وارد مرحله تأسیس رسمی گردید. بر این اساس، فلسفه وجودی مدرسه را می‌توان در سه مأموریت به‌هم‌پیوسته خلاصه کرد: تولید دانش حکمرانی، تربیت حکمران و مدیر و پیوند دانش با میدان عمل حکمرانی؛ مأموریتی که در سال‌های پس از تأسیس، مبنای حرکت و توسعه مدرسه قرار گرفت. https://eitaa.com/mosareza_ghaemi
673K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹امیر خراسانی: جان سخن امثال تامس کوهن در توضیح تغییرات پارادایمی این است که در بزنگاه‌هایی، چیزی که زمانی «دانش» محسوب می‌شد، به چیزی شبیه فسیل فکری تبدیل می‌شود: دیگر واقعیت را توضیح نمی‌دهد، اما ممکن است در برخی ذهن‌ها همچنان زنده باشند. مثلاً زمانی فیزیک‌دانان برای توضیح انتشار نور به وجود ماده‌ای به نام «اتر» باور داشتند. حالا هم آقای قائم‌پناه دارد درباره‌ی اتر حرف می‌زند. در حالت عادی اشکالی ندارد؛ اما متأسفانه ایشان دستیار رئیس‌جمهور است و نشان می‌دهد محیطی که در آن کار می‌کند، هنوز اتر را جزو واقعیات جهان می‌داند. https://fxtwitter.com/AmirKh1982/status/2093032618455371838
🔹یوستین هوگه(استاد دانشگاه کمبریج): من از این‌که ایالات متحده به عنوان نماد و آموزگار مردم‌سالاری (دموکراسی) معرفی می‌شود، به ستوه آمده‌ام. ​یک گروه لابی‌گر که به نیابت از یک دولت خارجی فعالیت می‌کند — یعنی آی‌پک (AIPAC) — تقریباً تمام کنگرهٔ آمریکا را خریده است. ​ما اکنون این موضوع را به وضوح می‌بینیم؛ چرا که سیاستمداران آمریکایی از تمام طیف‌ها، به عنوان عروسک خیمه‌شب‌بازی برای سرکوب هرگونه انتقاد از اسرائیل مورد استفاده قرار می‌گیرند. ​سیستم سیاسی آمریکا هر چه که باشد، دموکراسی نیست. https://fxtwitter.com/haugejostein/status/2093029717221728514 پیوند در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2093172372459102717
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 «لبه خاموشی» منتشر شد. ⚡️ چرا کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر انرژی جهان، با کمبود برق و گاز و بنزین روبه‌رو شده؟ و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، ایرانِ سال‌های آینده چه شکلی خواهد بود؟ 🎬 «لبه خاموشی» روایتی تکان‌دهنده از بحران انرژی و آینده ایران است؛ تلاشی برای کنار هم گذاشتن قطعات پازلی که توضیح می‌دهد چطور به وضعیت امروز رسیدیم و ادامه این مسیر ما را به کجا می‌رساند. 🎥 تماشای رایگان مستند «لبه خاموشی» در یوتیوب: https://youtu.be/3BXCkvJrRVM 🎟 در صورت تمایل و رضایت از این اثر، می‌توانید با خرید «بلیت اختیاری» از طریق نشانی زیر، از تداوم مستندسازی مستقل حمایت کنید: revayatmostaghel.ir
| 🔴 بازسازی ستون فقرات نظم (1) چرا به تامل در اندیشه سیاسی مضطریم؟! جهان امروز ما، محصول تحلیل‌ها، تصمیم‌ها و انتخاب‌های گذشتگان است. کسانی که وقتی در برابر وضعیت‌های تهدیدآمیز قرار گرفتند، تصمیم‌هایی گرفتند که جهان را برای خود امن‌تر کنند. به پرسش‌هایی پاسخ دادند که برایشان و به ارمغان بیاورد. در این معنا، پرسش به‌معنای عمل انتزاعی ذهن نیست. پرسش یعنی ؛ یعنی ؛ یعنی تمنای قرارگرفتن در وضعیتی بهتر؛ وضعیتی که تهدیدهای امروز در آن رنگ ببازند. اندیشمندان سیاسی وقتی خود را صورت‌بندی می‌کردند، مشغول بازی‌های زبانی و ذهنی نبودند. آن‌ها در پی شکار و شناخت اضطرارهای وجودی عصرشان بودند. می‌خواستند تهدیدهایی که جامعه ایشان را می‌توانست به فنا ببرد، بشناسند و برای ساختن یک و بادوام، راهی در بن‌بست‌های آن روزگار پیدا کنند. بن‌بست‌هایی که با پاسخ آن‌ها به سوال زمانه‌شان گشوده شد؛ افقی را پیش رویشان باز کرد که محصولش، روزگار امروز ماست. ما محصول تشخیص و تصمیم و اقدام گذشتگان‌مان برای عبور از تهدیدهای عصرشان هستیم. آن‌ها تهدید زمانۀ خود را در قالب یک خط مدون کردند و در قامت یک کتاب سیاسی به آن پاسخ دادند؛ وقتی آن سوال پاسخ یافت و آن کتاب پیاده شد، عصری جدید در زندگی بشر آغاز گردید. ازاین‌رو در خواندن گذشتگان‌مان سه مسیر پیش روی ماست: 1️⃣ فهمیدن پرسش و پاسخ آن‌ها به‌عنوان یک قصۀ تاریخی؛ 2️⃣ امیدوارشدن به بقا و تداوم، با مشاهدۀ عبور گذشتگان از بن‌بست‌ها و گشودن افق‌ها 3️⃣ جراحی کالبدی به نام وضعیت موجود که چیزی جز انباشت تشخیص‌ها و تصمیم‌ها و تجویزهای گذشتگان برای عبور از تهدید عصر خودشان و رسیدن به بقای قابل تصور برای ایشان نیست. در مواجهۀ سوم با ، به سراغ پرسش‌هایی می‌رویم که هم‌چنان زیر پوست جهانی که امروز آن را مشاهده می‌کنیم، زنده‌اند. این پرسش‌های سیاسی مثل یک ستون فقرات، اگرچه دیده نمی‌شوند، اما ایستادگی جامعه امروز مرهون پاسخ به آن‌هاست. ما اگر وضع امروز را نمی‌پسندیم، باید به سراغ این ستون‌ها برویم و پاسخی دیگرگونه به آنها ارائه کنیم تا جهان دیگری را در بیرون شاهد باشیم. 🌐 https://eitaa.com/doranejadid 🌐 https://t.me/doranejadid
⭕️ موازنه‌نمایی‌های اخیر بین جان فرمانده کل قوا با «حق غنی‌سازی» یا «قیمت پوشک» منطق اشتباه و سخیفی دارد و همچون یک شیب لغزنده می‌تواند توجیه‌گر واگذاری سایر اهرم‌ها و مولفه‌های قدرت ملی هم بشود؛ از توان موشکی تا تنگهٔ هرمز و منابع زیرزمینی و هم‌پیمانان منطقه‌ای و استقلال راهبردی دیپلماتیک و لوازم توسعهٔ اقتصادی و رضایت عمومی و حتی تمامیت ارضی. رهبران و فرماندهان ایران جان‌شان را فدا کردند که این مولفه‌ها و استقلال راهبردی و لوازم امنیت و بالندگی بلندمدت ایران و ایرانیان حفظ شود و روشن است برای حفظ جان‌ خود واگذاری‌‌شان را روا نمی‌داشتند. ✍محمدرضا جلایی‌پور
🔹یوستین هوگه: https://fxtwitter.com/haugejostein/status/2093268455428341860 این یک مقاله عالی از Zhao Long در @BrookingsChina درباره رویکرد چین به جنگ ایران است، با این استدلال که چین به این جنگ با نگاه «برد یا باخت» نمی‌نگرد. موضع چین زمانی بیشتر منطقی به نظر می‌رسد که درک کنید این کشور نسبت به سایر قدرت‌های بزرگ، پایبندی سخت‌گیرانه‌تری به اصل «عدم تعهد/عدم ائتلاف» دارد. یادداشت / تحلیل 🔵فراتر از برد و باخت: پکن از جنگ ایران چه می‌خواهد ✍​ژائو لونگ (Zhao Long) 🔻۲۰ آگوست ۲۰۲۶ 🔸​چین این جنگ را عمدتاً رقابتی بر سر این‌که چه کسی نفوذ به دست می‌آورد یا از دست می‌دهد، نمی‌بیند. دغدغه فوری‌تر آن این است که آیا این درگیری پیامدهایی ایجاد می‌کند که منافع اقتصادی، محیط استراتژیک یا فضای مانور چین را تهدید کند یا خیر. 🔸​پکن همچنان نگران آن چیزی است که به زعم خود مخاطرات قدرت مهارنشده آمریکا می‌داند؛ از جمله استفاده از نیروی نظامی و رویکردهای به‌شدت قاطعانه‌تر در قبال تنگه‌های استراتژیک، منابع حیاتی و امور سیاسی در خارج از کشور. 🔸​در پایان دادن به جنگ و بازگرداندن نظم منطقه‌ای، ممکن است فضای بیشتری برای همکاری عملی میان آمریکا و چین وجود داشته باشد، بیش از آنچه که هر یک از دو طرف در حال حاضر تمایل دارند به صورت عمومی اعتراف کنند. https://www.brookings.edu/articles/beyond-winning-and-losing-what-beijing-wants-from-the-iran-war/
🔵فراتر از برد و باخت: پکن از جنگ ایران چه می‌خواهد؟ ✍️ژائو لونگ (Zhao Long) مدیر و پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات بین‌المللی و امنیتی — موسسه مطالعات بین‌المللی شانگهای 🔻۲۰ اوت ۲۰۲۶ 🔸چین این جنگ را اساساً نبردی بر سر این‌که چه کسی نفوذ بیشتری به دست می‌آورد یا از دست می‌دهد، نمی‌بیند. دغدغه‌ی فوری‌تر پکن این است که آیا این منازعه پیامدهایی به همراه خواهد داشت که منافع اقتصادی، محیط استراتژیک یا فضای مانور چین را تهدید کند یا خیر. 🔸پکن همچنان نگران خطرات قدرت مهارنشده آمریکا، از جمله استفاده از نیروی نظامی و رویکردهای تهاجمی‌تر در قبال گلوگاه‌های استراتژیک، منابع حیاتی و امور سیاسی در خارج از کشور است. 🔸در پایان دادن به جنگ و بازگرداندن نظم منطقه‌ای، ممکن است فضای بیشتری برای همکاری عملی آمریکا و چین وجود داشته باشد تا آنچه هر دو طرف در حال حاضر حاضر به پذیرش علنی آن هستند. با وارد شدن کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران به ششمین ماه خود، بحث‌های واشنگتن درباره چین و جنگ ایران اغلب با یک پرسش به ظاهر ساده آغاز می‌شود: آیا چین از این منازعه سود می‌برد یا زیان می‌بیند؟ برخی بر این باورند که این جنگ یک هدیه استراتژیک برای پکن است، چرا که نفوذ ایالات متحده را در خاورمیانه تضعیف کرده و در عین حال موقعیت چین را به عنوان یک قدرت دیپلماتیک و اقتصادی تقویت می‌کند. در مقابل، برخی دیگر استدلال می‌کنند که چون ایران شریک مهمی برای چین است، تضعیف ایران در نهایت باید به تضعیف چین نیز بینجامد. در عمل، چین این جنگ را رقابتی برای برد و باخت نفوذ نمی‌داند. نگرانی اصلی آن این است که پیامدهای جنگ منافع اقتصادی، محیط استراتژیک یا امکان مانور آن را به خطر اندازد. از این رو، رویکرد پکن بیش از آنکه بهره‌برداری از جنگ باشد، مدیریت تبعات آن است: مهار سرایت بحران، کاهش ریسک‌ها، تنوع‌بخشی به وابستگی‌ها، اجتناب از درگیری استراتژیک و یافتن نقاط اشتراک. پرسش مرکزی این نیست که چه کسی می‌برد یا می‌بازد، بلکه این است که چه نوع نظم منطقه‌ای و بین‌المللی از دل این منازعه بیرون می‌آید — و چین مجبور به جذب چه میزان از بی‌ثباتی خواهد بود. مهار سرایت بحران (Spillover) چین انگیزه بسیار قوی دارد تا این منازعه در سریع‌ترین زمان ممکن به پایان برسد. چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه نفت وارد کرد و به شدت در معرض اختلالات تنگه هرمز قرار دارد. در ژوئن ۲۰۲۶، واردات نفت خام چین به ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که پایین‌ترین میزان در طول نزدیک به یک دهه اخیر بود. با این حال، پکن با یک بحران فوری انرژی مواجه نشده است. ذخایر استراتژیک، تعدیل در خریدهای خارجی و تأمین‌کنندگان جایگزین — از جمله روسیه — به چین فضای قابل توجهی برای جذب اختلالات موقت داده است. نگرانی بزرگ‌تر، سیستمی و ساختاری است. یک منازعه طولانی‌مدت می‌تواند قیمت انرژی را بی‌ثبات کند، حمل‌ونقل دریایی را مختل سازد، هزینه‌های بیمه را افزایش دهد، به زیرساخت‌های منطقه‌ای آسیب بزند و شوک‌های گسترده‌تری در زنجیره تأمین ایجاد کند. تنگه هرمز بخشی از زیرساخت‌های پشتیبان سیستم تجارت جهانی است. بنابراین، برای پکن مسئله صرفاً کمبود انرژی نیست؛ بلکه احتمال سرایت یک جنگ منطقه‌ای به اختلال گسترده‌تر در تجارت و زنجیره‌های تأمین جهانی است. علاقه چین به پایان دادن به جنگ، در بنیادی‌ترین سطح، علاقه‌مندی به ثبات است. کاهش ریسک‌ها یک فرض رایج در واشنگتن وجود دارد که چون چین به تسهیل احیای روابط عربستان و ایران در سال ۲۰۲۳ کمک کرد، پکن اکنون باید بتواند «صلح» را در خاورمیانه به ارمغان آورد. این فرض توانایی‌ها و جاه‌طلبی‌های چین را بسیار بزرگ‌نمایی می‌کند. چین تلاش می‌کند به پایان دادن به منازعه کمک کند، اما این کار را عمدتاً از طریق تنش‌زدایی دیپلماتیک انجام می‌دهد تا مداخله قهرآمیز. دلیل آن ساده است: چین شبکه متحدان، زیرساخت‌های نظامی یا ساختار فرماندهی منطقه‌ای را که ایالات متحده طی دهه‌ها ایجاد کرده، در اختیار ندارد. مهم‌تر از آن، پکن علاقه چندانی به پذیرش مسئولیتِ ضامن امنیت خاورمیانه بودن ندارد. چشم‌انداز امنیتی منطقه نیز خود در حال تغییر است. در ۷ اوت، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان یک توافقنامه دفاعی مشترک امضا کردند. برخی ناظران این ترتیب را با یک «ناتوی خاورمیانه‌ای» احتمالی مقایسه کرده‌اند. این قیاس شتاب‌زده است، اما بازتاب‌دهنده تمایل عمومی منطقه برای تنوع‌بخشی به شراکت‌های امنیتی، به جای اتکای کامل به یک تأمین‌کننده خارجی واحد است.
چین به جای تلاش برای پر کردن خلاء امنیتی، تمرکز خود را بر حفظ ارتباط با ایران، کشورهای خلیج فارس، پاکستان، سازمان‌های عربی و سایر قدرت‌های بزرگ گذاشته است. در ماه مه، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، صراحتاً از میانجی‌گری پاکستان میان واشنگتن و تهران حمایت کرد و اسلام‌آباد را تشویق نمود تا به تلاش‌های خود برای حل مسئله هرمز ادامه دهد. این رویکرد شبیه به موضع چین در قبال جنگ اوکراین است. زمانی که منازعه‌ای شامل قدرت‌های بزرگ نظامی می‌شود و چین عامل ایجاد جنگ یا طرفی از آن نیست، پکن معمولاً نه مسئولیت خاصی برای خود قائل است و نه امکان واقعی برای تبدیل شدن به میانجی اصلی را می‌بیند. وقتی متخاصمان هنوز باور دارند که ابزارهای نظامی می‌تواند موضع چانه‌زنی آن‌ها را بهبود بخشد، فضای مانور میانجی‌گری محدود است. از این رو، چین مایل است ابتدا بر جلوگیری از تصاعد بحران، مهار سرایت آن و حفظ امکان دیپلماسی در آینده تمرکز کند. به این معنا، چین کمتر به عنوان یک میانجی سنتی و بیشتر به عنوان یک کارگزار کاهش ریسک عمل می‌کند. تنوع‌بخشی به وابستگی‌ها یکی از روشن‌ترین درس‌هایی که پکن از این بحران می‌گیرد این است که تاب‌آوری مستلزم کاهش وابستگی شدید به هر کشور، مسیر یا گلوگاه واحد است. این امر در مورد انرژی، حمل‌ونقل، تجارت و اتصال مالی صدق می‌کند. منطق استراتژیک پشت پروژه‌هایی مانند راه آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان، کریدور ترانس خزر و مسیرهای shipping قطب شمال بنابراین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این‌ها صرفاً پروژه‌های اقتصادی نیستند؛ بلکه می‌توانند در صورت آسیب‌پذیر شدن کریدورهای سنتی دریایی، مسیرهای جایگزین فراهم کنند. همین منطق در مورد روابط چین و روسیه نیز صادق است. بی‌ثباتی در خلیج فارس ارزش استراتژیک روسیه را به عنوان تأمین‌کننده انرژی افزایش می‌دهد، در حالی که اختلال در مسیرهای دریایی طبعاً ارزش اتصالات انرژی زمینی، از جمله پروژه لوله گاز «قدرت سیبری ۲» را بالا می‌برد. اما تفسیر این وضعیت به عنوان فعال شدن یک خط اتحاد چین و روسیه نادرست خواهد بود. استراتژی انرژی چین بر پایه تنوع‌بخشی است، نه وابستگی. حتی زمانی که پکن و مسکو منفعت سیاسی مشترکی در گسترش همکاری‌های انرژی دارند، چین همچنان توجه زیادی به قیمت‌ها، ساختار سرمایه‌گذاری، شرایط تجاری و وضعیت بازار دارد. چین نمی‌خواهد وابستگی به خلیج فارس را با وابستگی به روسیه جایگزین کند. هدف آن داشتن وابستگی‌های کمتر به طور کلی است. اجتناب از درگیری (Entanglement) در ماه ژوئن، وانگ یی صراحتاً این منازعه را در قالب چهار درس صورت‌بندی کرد. از دیدگاه پکن، جنگ خطرات آغازگری و همچنین درگیر شدن را نشان می‌دهد. وقتی قدرت‌های بزرگ با چالش‌های امنیتی مواجه می‌شوند، باید بر خویشتن‌داری تأکید کنند، نه اینکه اجازه دهند قدرت طبق منطق جنگل بدون محدودیت اعمال شود. چین به دنبال شراکت‌های استراتژیکی است که در خدمت برنامه‌های توسعه آن باشد — نه ترتيباتی که به طور خودکار چین را وارد منازعات سایر کشورها کند. این امر توضیح می‌دهد که چرا اندیشمندان استراتژیک چینی علاقه نسبتاً کمی به تبدیل شراکت جامع استراتژیک با ایران به یک پیمان امنیتی سخت نشان داده‌اند. چین هیچ سلاحی به هیچ یک از طرفین منازعه مسلحانه جاری ارائه نکرده و قصد ارائه آن را نیز ندارد. پکن به تعاریف بیش از حد گسترده از «اقلام با کاربرد دوگانه» با تردید می‌نگرد و آن را راهی آسان برای مقصر دانستن دیگران در ناکامی‌های میدان نبرد می‌داند. پیش از منازعه فعلی، چین و ایران در فروش تسلیحات و رزمایش‌های نظامی همکاری داشتند، اما هدف اصلی آن‌ها کمک به ایران برای حفظ یک توانایی دفاعی معتبر بود. این تفکیک با توجه به هزینه‌های گسترده‌تر یک جنگ طولانی‌مدت بسیار مهم است. پیامدهای اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی منازعه جاری در خاورمیانه فراتر از منطقه امتداد خواهد یافت و خود چین بخش قابل توجهی از این تبعات را متحمل می‌شود. بنابراین پکن علاقه چندانی ندارد که اجازه دهد منازعه صرفاً برای تحمیل هزینه به ایالات متحده کش پیدا کند. همچنین نمی‌خواهد منازعه به نقطه‌ای برسد که منافع امنیتی خودش مستقیماً در تقابل ایران با واشنگتن درگیر شود. یافتن نقاط اشتراک برخلاف این تصور که موضع چین لزوماً باید با واشنگتن در تعارض باشد، در واقع اشتراکات بیشتری نسبت به آنچه غالباً اذعان می‌شود وجود دارد. رویکرد پکن را می‌توان در قالب دو مجموعه سه اصل خلاصه کرد: در مسئله هسته‌ای: چین بر عدم اشاعه، حق ایران برای بهره‌مندی از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای تحت NPT، و راه‌حل مذاکره‌شده به جای راه‌حل نظامی تأکید می‌کند. در مسئله تنگه هرمز: چین بر آزادی و امنیت دریانوردی، ...
🔻به جهت‌ ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن‌ کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید. https://telegra.ph/Beyond-winning-and-losing-What-Beijing-wants-from-the-Iran-war-08-28 🔻پیوند به اصل مقاله: https://www.brookings.edu/articles/beyond-winning-and-losing-what-beijing-wants-from-the-iran-war/ 🔻پیوند به این فرسته در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2093317054837186986?s=20