سناریوی دوم این است که گفتمان انقلاب با همین فرمان پیش برود و به بازسازی گفتمانی خود نپردازد و مقاومت را تنها در وجه نظامی ببیند و در وجوه رسانهای، اجتماعی و اقتصادی تغییر و تحول ایجاد نکند. این سناریو نیز مانند سناریو اول مطلوب نیست و کشور را با بحرانها و مسائلش رها کرده، در آینده نیز با چالشها و آسیبهای زیادی مواجه خواهد شد.
سناریو سومی که من دنبال میکنم و امیدوارم چنین اتفاقی رخ بدهد این است که مقاومت ادامه پیدا کند. بهترین نیروهای ما در زمینه نظامی فعالیت میکنند، اما گفتمان انقلاب در زمینه رسانه، امر اجتماعی، مسائل فرهنگی و اقتصادی به صورت مطلق و کاملأ ضعیف عمل کرده است. به همین دلیل اگر جبهه مقاومت میخواهد به اهداف خود دست پیدا کند باید پوستاندازی کند. گفتمان انقلاب باید در عرصه اجتماعی بتواند با لایههایی که با گفتمان انقلاب قهر هستند و یا در مسیر آن سنگاندازی میکنند آشتی ملی کند. در این زمینه روشنفکران هم باید کمک کنند. این در حالی است که روشنفکران ما در شرایط کنونی در حال کمک به آمریکا در مواجه با گفتمان انقلاب هستند که من معتقدم این نوعی خیانت به شمار میرود. اگر روشنفکران ما به خودآگاهی تاریخی دست پیدا کنند ما میتوانیم به یک رنسانس فرهنگی و اجتماعی دست پیدا کنیم. از سوی دیگر گفتمان انقلاب به شدت از فقدان فلسفه اقتصاد سیاسی رنج میبرد. در چنین شرایطی است که تودهها و دهکهای پایین جامعه محروم شدهاند و با تورم دو رقمی مواجه هستند. به همین دلیل نیز گفتمان انقلاب باید در این زمینه یک تصمیمگیری اساسی انجام بدهد.
🌐منبع
هدایت شده از مُحَلِّل
بزرگ ترین نکته جنگ ۱۲ روزه این بود که مسئله سلاح حزب الله، مقاومت عراق و غیره، کاملاً به روندهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مرتبط است، بنابراین دیدگاه کسانی که میگویند این به ما ارتباطی ندارد و ما خودمان را قوی می کنیم محلی از اِعراب ندارد. همچنین این استدلال که ما صحبتی نکنیم تا متهم به دخالت در امور داخلی نشویم نیز بی معناست، فراموش نمی کنیم که با خبر ورود سردار قاسم سلیمانی به اربیل و دیدار با مسعود بارزانی، چگونه موضوع همه پرسی استقلال کردستان در سال ۱۳۹۶ لغو شد. اکنون نیز بدون شک سفر مقامی از جمهوری اسلامی ایران به لبنان و دیدارها خصوصاً با نبیه بری که اکنون میتوان گفت پس از سیدحسن نصرالله نفر اصلی است که بسیاری از امورات منوط به اوست، یقیناً بیتاثیر نبوده و حداقل نقشی مشابه سفر مقامات در حین جنگ ۶۶ روزه خواهد داشت.
@Muhallel
هدایت شده از کاوش مدیا
32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ ولی نصر:
📍ایرانیان همچنان ایستادهاند؛ نظام فرو نیفتاد، برنامه هستهای نابود نشد و در واپسین روزهای جنگ، انبوهی از موشک به سوی اسرائیل شلیک کردند/پیروزی برای ایران یعنی غرق نشدن در نبرد با دو قدرت هستهای و پرسازوبرگترین ارتشهای جهان/جمهوری اسلامی ریشه در دین دارد، اما در مسائل امنیت ملی، فرماندهانش ملیگرا، سرسخت و حسابگر هستند/ریشه مبارزه آنها علیه آمریکا فقط متون دینی نیست بلکه برگرفته از برداشتشان از خوانش تاریخ، خاطره آشکار از کودتای 1332 و درک تهدید علیه ایران است/استقلال برای ایران گرانبهاترین مساله است/من داستانی را از سال ۲۰۱۵ روایت می کنم که یکی از زمامداران بلندپایه ایران برای نشستی به نیویورک و سازمان ملل رفته بود، با کیسینجر دیدار و آنها سر سخن را باز کرده بودند/کیسینجر از مقام ایرانی پرسید: چه زمانی از راهبردتان خسته میشوید؟! پاسخ شنید: شما کی از خاورمیانه خسته میشوید و میروید؟!
🆔 @Kavoshmedia
🔹مهدی خراتیان:
Aug 09, 2025
بالاخره ایروان و باکو با وساطت ترامپ برای حل مساله دیرپای کریدور زنگه زور به توافق رسیدند؛ چند نکته در مورد این رویداد:
۱. همانطور که در اکتبر ۲۰۲۲ عرض شد، این معضل در نهایت به شکل سیاسی و نه نظامی حل و فصل شد. این رویداد در امتداد همان "نظم نوینی" است که از گذار سریع جهان از تک قطبی به چند قطبی در حال شکل گیری است و اقتضای این نظم نوین، حضور پررنگ امنیتی و اقتصادی ائتلاف ترکیه، اسرائیل، اروپا و آمریکا در قفقاز جنوبی و آسیای میانه جهت مهار چین، روسیه و ایران است./۱
🔗 Mahdi Kharratiyan
🔹مهدی خراتیان:
Oct. 06, 2022
دیدار پاشینیان و اردوغان در معیت علیف در پراگ انجام شد و روند عادیسازی روابط ترکیه-ارمنستان در حال پیشرفت است. فعلا شواهد دال بر این است که مسائل دیر یا زود از طریق سیاسی حل خواهد شد. نظم جدیدی در خاورمیانه، آسیای میانه و قفقاز درحال تشکیل است و ایران در انفعال بسر می برد.
🔗 Mahdi Kharratiyan
🔸رشته از مهدی خراتیان.
🔻لطفا بر Instant View کلیککنید.
https://telegra.ph/Twitter-Thread-08-11-20
هدایت شده از نشــرآرا
پیشنهاد مطالعه:
👇👇👇
صورتبندی پنهان قدرت؛ بازاندیشی نفوذ در عصر جنگ روایتها
https://iranview24.com/صورتبندی-پنهان-قدرت؛-بازاندیشی-نفوذ/
نفوذ نتیجه غیبت یک سامانه تحلیلی مستقل و پاسخگو در درون است. اگر بخواهیم در جهانی بمانیم که تهدیدها از معنا عبور میکنند نه از مرز، باید زمین بازی را بازپس بگیریم: زمین تحلیل، زمین روایت، زمین معنا؛ جایی که امنیت آغاز میشود.
#نفوذ
#معنا
#عقلانیت_راهبردی
Https://eitaa.com/nashrara
هدایت شده از خبرگزاری ایرنا
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ایرانم
🔸سلیمانی و حاجی زاده ها مرزهای ژئوپولیتیک ایران را به ساحل دریای مدیترانه گسترش دادند/مراقب باشید ترامپ دوباره کلکی سوار نکند
🎥سعید لیلاز در استودیوی اتاق خبر ایرنا :
📌سعید لیلاز بصورت زنده و تصویری در گفت وگو با ایرنا تحلیلی جامع از آنچه در ایران پس از تجاوز اسراییل و آمریکا رخ داد ارایه کرد
🔸ما از آن اسباب بازیها به موشک های هایپرسونیک رسیدیم که ما ممکن است ۵۰۰۰ دلار خرجش کنیم ولی دشمنمان ۲۰ میلیون دلار برای سرنگون کردنش خرج میکند به عنوان یک ایرانی من نمیتونم به اینان احسن نگویم.
🔸 مگر آرش کمانگیر چیکار کرد مگر اسطوره نیست رفت بالای کوه دماوند، به سمت جیحون شلیک کرد میگویند بر تنه درختی در رود جیحون فرود آمد
🔸 خودش هم جانش جانش را در تیر کرد عین این اتفاق برای سلیمانی و حاجی زاده افتاد آنان مرزهای ژئوپولیتیک ایران را به ساحل دریای مدیترانه گسترش دادند و ما مظلومانه این کار را کردیم.
🔸ما نمیخواستیم این کار را بکنیم من روزانه مواجه هستم با اینکه چرا اصلا ایران با آمریکا درگیر شد؟ من یک پاسخ خیلی روشن دارم برای اینکه آمریکا ما را ول نمیکند.
اگر شما تصور کنید که ایالات متحده آمریکا به عنوان یک هژمون امپریالیستی نه خود آمریکا، آمریکا بسیار شایسته است، مردمان و تکنولوژی بزرگی دارد، سالانه ۳۰ هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد اما وقتی خصلت امپریالیستی در سطح بین المللی پیدا می کند، ماهیتش متفاوت می شود. تمام دنیا چه آمریکا و چه تمام تاریخ امپریالیستها، شما را یک برده یا یک دشمن میبینند که سومی ندارد.
🎥تلویزیون ایرنا tv.irna.ir
@IRNA_1313
💢کالبد شکافی پیروزی؛ مسیری برای تضمین برتری در نبرد آینده - بخش اول
✍️مصطفی محمدی، پژوهشگر روابط بینالملل
🗓 ۶ تیر ۱۴۰۴
در تاریخ ملتها، لحظاتی سرنوشتساز وجود دارد که آیندهی نسلها را رقم میزند؛ پیروزی و ناکامی در جنگها و بحرانهای بزرگ از این دستهاند. این رخدادها، آینههایی هستند که نه تنها قدرت نظامی، بلکه عمق حکمت راهبردی، انسجام ملی و ظرفیت یک کشور برای بقا و پیشرفت را به نمایش میگذارند. پس از فرو نشستن غبار نبرد، مهمترین اولویت، تلاش برای درس گرفتن از گذشته و ایجاد یک "حافظه ملی" است. ارزیابی جامع و فنی از عملکرد دوران جنگ، نه تردیدی در پیروزی، بلکه یک سرمایهگذاری حیاتی برای تضمین پیروزیهای آینده است. این اقدام، هنر تبدیل تجارب میدانی به دانایی انباشته و بهینهسازی نقاط قوت برای مقابله با چالشهای پیچیدهتر فرداست. ملتی که از تحلیل دقیق هزینهها و چالشهای مسیر پیروزی خود غفلت کند، ممکن است در آینده برای کسب موفقیتهای مشابه، هزینههای سنگینی بپردازد.
🔸اصول راهنما برای ارزیابی
اصول راهنمای چنین ارزیابی متوازنی باید بر سه پایه استوار باشد: صداقت راهبردی، اولویتبخشی به منافع ملی، و آیندهنگری مبتنی بر یادگیری. اصل اول، صداقت راهبردی، به معنای ارزیابی شجاعانه و همهجانبهی عملکرد است؛ یعنی در کنار نقاط درخشان، چالشها، محدودیتها و آسیبپذیریهای تجربه شده را نیز به دقت تحلیل کنیم تا قدرت خود را واقعیتر بشناسیم. اصل دوم، اولویتبخشی به منافع ملی، ایجاب میکند که تحلیلها فراتر از رقابتها و اغراض سیاسی قرار گرفته و تنها یک هدف را دنبال کنند: افزایش کارآمدی و کاهش هزینههای امنیت ملی ایران. و سومین اصل، آیندهنگری مبتنی بر یادگیری، به این معناست که هدف نهایی، نه بازخوانی گذشته، بلکه توانمندسازی برای آینده است. دشمنان ما بیوقفه در حال مطالعه نقاط ضعف و قوت ما هستند؛ ما باید با دقتی مضاعف خود را تحلیل کنیم تا همواره یک گام از آنها جلوتر باشیم.
🔸سطوح تحلیل و ارزیابی عملکرد
چارچوب این ارزیابی ملی باید یک کالبدشکافی نظاممند و عمیق باشد که بر چهار ستون تحلیلی استوار است.
نخستین و بنیادینترین ستون، صورتبندی و تعریف پیروزی است. در یک ارزیابی علمی، پیروزی و شکست مفاهیمی مطلق نیستند، بلکه طیف پیچیدهای از نتایج را در بر میگیرند. از این رو، پیش از هر قضاوتی، ضروری است که یک چارچوب مشخص برای سنجش موفقیت تعریف شود. این تعریف باید به صورت متوازن، ابعاد سیاسی-راهبردی و نظامی-عملیاتی را پوشش دهد. در بُعد سیاسی، سنجهها شامل میزان تحقق اهداف از پیش تعیینشده، تغییر مطلوب در موازنه قدرت منطقهای و تقویت اعتبار بازدارندگی کشور است. در بُعد نظامی، معیارها عبارتند از: نسبت کارآمدی عملیاتی (میزان خسارت وارد شده به دشمن در قبال هزینه و تلفات خودی)، حفظ ابتکار عمل در صحنه نبرد و میزان فرسایش توان رزمی دشمن. اهمیت تعریف دقیق شکست و پیروزی یک معیار مشترک و قابل اتکا برای تمام ارزیابیهای بعدی فراهم میآورد.
ستون دوم، تحلیل محیط راهبردی و پویاییهای منازعه است که به بسترهای پیش از درگیری، روندهای حین جنگ و پیشبینی آینده میپردازد. محور اصلی در این بخش، تسلط اطلاعاتی بر "ذهنیت راهبردی دشمن" و فهم دقیق دکترین، آستانه تحمل، خطوط قرمز و فرآیند تصمیمگیری اوست. سوالات کلیدی در اینجا عبارتند از: آیا فرآیندهای منتهی به درگیری را به درستی پیشبینی کردیم؟ در طول جنگ، چگونه خود را با تغییر تاکتیکهای دشمن تطبیق دادیم؟ و مهمتر از همه، آیا تحلیل ما از واکنشهای احتمالی او در آینده، ما را از غافلگیریهای راهبردی مصون میدارد؟
ستون سوم، ارزیابی خالص عملکرد نظامی و عملیاتی است. در این بخش، به صورت تطبیقی، نقاط قوت و ضعف عملکرد نظامی ما در برابر دشمن سنجیده میشود. این ارزیابی باید تمام ابعاد نبرد را شامل شود: از یکپارچگی فرماندهی و کنترل مشترک گرفته تا اثربخشی سامانههای پدافندی، دقت تسلیحات آفندی، اهمیت بانک اهداف، پایداری لجستیکی و کارآمدی جنگ الکترونیک. هدف در اینجا شناسایی دقیق آن بخشهایی است که نیازمند اصلاح رویکرد، تقویت فناورانه، یا ترمیم ساختاری هستند تا توان رزمی کشور برای مقابله با تهدیدات آتی به صورت مستمر بهینه شود
و ستون چهارم، تحلیل جبهههای ملی و اجتماعی است که به صورت تفکیکشده به ارزیابی تابآوری خودی و فهم فضای داخلی دشمن میپردازد. هدف در اینجا، نه مقایسهی دو ملت، بلکه کسب یک شناخت عمیق و راهبردی است. در بخش ارزیابی جبهه خودی، باید به سنجش میزان انسجام اجتماعی و روحیه ملی در مواجهه با فشارهای جنگ، تابآوری اقتصادی کشور در برابر شوکها و اختلالات، و اثربخشی راهبردهای رسانهای در مدیریت افکار عمومی و مقابله با جنگ روایتها پرداخت.
(بخش دوم در ادامه ...)
#یادداشت_تحلیلی
@TamamRokhMedia
🆔@dolat_qavi
💢کالبدشکافی پیروزی؛ مسیری برای تضمین برتری در نبرد آینده - بخش دوم
✍️مصطفی محمدی، پژوهشگر روابط بینالملل
🗓 ۶ تیر ۱۴۰۴
در بخش شناخت جبهه دشمن، تمرکز بر فهم دقیق شکافهای سیاسی-اجتماعی، رصد تغییرات در افکار عمومی و رسانههای آنان، و شناسایی آسیبپذیریهای اقتصادی و زیرساختی آنهاست. این تحلیل دوگانه، از یک سو به ما اجازه میدهد تا استقامت و نقاط قابل بهبود خود را بشناسیم و از سوی دیگر، نقاط فشار غیرنظامی و آسیبپذیریهای جامعه دشمن را برای بهرهبرداری در رقابتهای راهبردی آینده شناسایی کنیم.
🔸سنت ارزیابی در سایر کشورها
سنت ارزیابی جامع ملی، یکی از نشانههای بلوغ و پویایی در قدرتهای بزرگ جهانی است. این فرآیند، نه نشانه ضعف یا تردید، بلکه ابزاری ضروری برای حفظ برتری راهبردی است. تاریخ معاصر مملو از نمونههایی است که در آن کشورها پس از بحرانهای بزرگ، به کالبدشکافی عملکرد خود پرداختهاند. کمیسیونهایی تحقیق مشهوری در کشورهای مختلف، نه برای انکار دستاوردهای نظامی، بلکه برای درک عمیق "شوکهای راهبردی" و آسیبپذیریهای پنهان تشکیل شدند. حتی پس از پیروزیهای قاطع نظامی، این ارزیابیها با جدیت دنبال میشود. برای مثال، ایالات متحده پس از پیروزی چشمگیر در جنگ اول خلیج فارس، گستردهترین مطالعات "درسهای آموخته" را برای رمزگشایی فرمول موفقیت خود و شناسایی نقاط ضعف غیرمنتظره به اجرا گذاشت. این تجارب بینالمللی به ما میآموزد که سایر بازیگران، پیروزی را نقطه پایان تحلیل نمیدانند، بلکه آن را به موضوعی برای مطالعه دقیق تبدیل میکنند تا موفقیتهای خود را در آینده با هزینهای کمتر و کارآمدی بیشتر تکرار کنند.
🔸شکل دهی به کمیته های غیررسمی نخبگانی برای ارزیابی تخصصی
باید توجه داشت که این ارزیابی حیاتی، لزوماً منحصر به تشکیل کمیتههای رسمی دولتی نیست. در بسیاری از مواقع، به دلیل ملاحظات سیاسی یا شرایط زمانی، ممکن است چنین ساختارهای رسمی شکل نگیرند یا گزارشهای آنها به صورت عمومی منتشر نشود. در چنین شرایطی، مسئولیت پیشبرد این گفتمان راهبردی بر دوش "زیستبوم فکری و نخبگانی" کشور قرار میگیرد. این فرآیند میتواند و باید در قالب گفتگوهای تخصصی، مقالات علمی، یادداشتهای تحلیلی در اندیشکدهها و کرسیهای نظریهپردازی به صورت جدی دنبال شود. این مجامع فکری به مثابه یک "کوره ذوب ایدهها" عمل میکنند که در آن، مفروضات به چالش کشیده شده، دیدگاههای مختلف با یکدیگر تلاقی کرده و تحلیلهای پختهتری شکل میگیرد. این حرکت خودجوش نخبگانی، نه تنها جایگزین، بلکه یک مکمل ضروری برای فرآیندهای رسمی است؛ زیرا فرهنگ پرسشگری و تحلیل عمیق را در جامعه راهبردی کشور زنده نگه میدارد و تضمین میکند که "تلاش برای یادگیری" هرگز متوقف نخواهد شد.
🔸فرهنگ پرسشگری: تضمین پیروزیهای آینده
این رویکرد، ضمن احترام به شجاعتها و فداکاریها، فرهنگ "پرسشگری مسئولانه" را جایگزین "پذیرش منفعلانه" میکند. مبارزه و مقاومت برای یک ملت پویا هرگز تمام نمیشود؛ بلکه به محض توقف کوتاه درگیری، فاز حیاتیتر آن یعنی "نبرد برای یادگیری" آغاز میگردد. داشتن یک چارچوب ذهنی مشترک بین مردم و نخبگان، قدرتمندترین عنصر پدافند غیرعامل در برابر جنگهای شناختی آینده و ضروریترین ابزار برای ساختن ایرانی است که نه تنها در میدانهای نبرد، بلکه در میدان اندیشه نیز پیروز باشد. این چارچوب، تضمین میکند که هر تجربه ملی، چه تلخ و چه شیرین، به پلهای برای ارتقای خرد جمعی و استحکام استراتژیک کشور تبدیل شود.
#یادداشت_تحلیلی
@TamamRokhMedia
🆔@dolat_qavi
هدایت شده از خط انرژی
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 کریدور جعلی زنگزور، بدتر از ترکمنچای
🔹احسان موحدیان: ما اگر مجموعه همکاریهای اقتصادی از جمله یک پالایشگاه در استان سیونیک احداث میکردیم الان ارمنستان وابسته به ما میشد و جلوی کریدور جعلی زنگزور را میگرفتیم.
🔹شما مسئله زنگزور را باید در کنار تلاش در عراق برای کنار زدن حشدالشعبی، خلع سلاح حزبالله لبنان، تاسیس سفارت بزرگ اسرائیل در ترکمنستان و همکاری پهپادی با این کشور ببینید.
🔹حواسمان باشد پوتین در آلاسکا و در دیدار با ترامپ با دو عدد آبنبات از ماجرای زنگزور کوتاه نیاید. پروژه زنگزور در حد مصیبت دو قرارداد گلستان و ترکمنچای است.
🌐 مصاحبه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید.
@khate_energy
هدایت شده از خط انرژی
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 بتنریزی برجامیون در صنعت هستهای
🔹 شهید فریدون عباسی: دولت روحانی در راکتور آب سنگین اراک سیمان ریخت؛ آن هم در جای اصلی راکتور یعنی در ۱۵۰ میله سوخت نه حوضچه.
🔹بنده به آقای روحانی گفتم که اجازه دهید این سانتریفیوژها راهاندازی شود که در مذاکره دستتان پر باشد اما در جلسه عدهای بودند که اصلا اعتقادی به هستهای نداشتند.
@khate_energy
⭕️نارضایتیهای اجتماعی و ایدئولوژی توسعهگرا: دو بستر شکلگیری توافقها و مذاکرات
🔸در جامعهشناسی سیاسی: هدف، فهم اجتماعیِ سیاست است. از این منظر، مسائل سیاسی دو محور اصلی دارند:
۱. بررسی شرایط اجتماعیِ شکلدهندهی پدیدهها و روندهای سیاسی
۲. مطالعهی آثار اجتماعیِ رخدادها، پدیدهها، روندها و نهادهای سیاسی.
❓پرسش محوری؛ تحت چه شرایط اجتماعی به توافقهایی مانند برجام رسیدیم؟
این توافقها در بستر شرایط و وضعیت خاصی در ایران محقق شد که در غیر آن، احتمال شکلگیری و اقبال عمومی به آنها خیلی کمتر بود.
♦️شرایط اجتماعی مؤثر
۱.گستردگی نارضایتیها:
الف) معیشتی-اقتصادی: نارضایتی عمومی از وضعیت اشتغال، مسکن، کفایت درآمد، کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید.
ب) فرهنگی-ایدئولوژیک: نارضایتیهای ریشهدار در تحولات پس از انقلاب؛ متأثر از فرآیند مدرنیزاسیون، سیاستهای دولتهای سازندگی و اصلاحات، اعتدال و فعالیت دولتها و رسانههای غربی در قبال ایران. این روند به شکلگیری "بدنهی ایدئولوژیک اجتماعی" همسو با ارزشهای غربی انجامید (نمونه: تأثیر این نارضایتیها در حوادث ۸۸). در مقیاسی گسترده، چهرهای مانند سعید جلیلی بهعنوان نماد «دگرِ» این ارزشها، با تنفر قابل توجهی مواجه بود. این نارضایتیها حتی بر انتخابات اثر گذاشت و نامزدهایی با مزیتهای محدود در ساختار سیاسی را به پیروزی رساند.
۲.ایدئولوژی توسعهگرایانهی دولتها
دولتهای مذکور، ادارهی کشور را بر توسعهگراییِ عمدتاً اقتصادی استوار کردند و فرآیند مدرنیزاسیون و الگوی غربی را راهنمای خود قرار دادند (با اشاره به تجربهی کشورهایی مانند چین، کرهی جنوبی و مالزی). جمعبندی آنها این بود: تنها راه توسعه، همگرایی با کشورهای توسعهیافته (آمریکا و اروپا) است؛ همانها که در گفتمان انقلاب اسلامی، "دولتهای مستکبر" خوانده میشوند.
♦️تبیین دولتها از مسئلهی هستهای
از نگاه این دولتها، مسئلهی هستهای تهدیدی علیه "تنها راه توسعه" (همگرایی با غرب) بود، نه فرصت. بنابراین، رفع این خلل از طریق توافق ضروری مینمود. در بستر نارضایتیهای اجتماعی، دولتها این گفتمان را تقویت کردند:
"همهی مشکلات اقتصادی و معیشتی ناشی از تحریمهاست، و تحریمها نتیجهی عدم توافق هستهای. پس با توافق، تحریمها رفع و مشکلات حل میشود."
شعارهایی مانند "چرخ زندگی مردم باید بچرخد" یا "آب خوردن مردم در گرو رفع تحریمهاست" این فضا را زمینهسازی کرد. بدینترتیب، دولتها با ساخت فهم و فضای اجتماعیِ خاصی، جامعه را در مسیر سیاستورزی خود هدایت نمودند.
♦️پیامدهای عدم توافق
بنبست سیاسی: عدم توافق به ابطال فلسفهی وجودی این دولتها میانجامید؛ چرا که ایدهی محوریشان (توسعه از طریق همگرایی) بیمعنا میشد.
بنبست اجتماعی: از دید حامیان این دولتها، هر دو راهبرد جمهوری اسلامی - چه "مقاومت" (ناکارآمد از دید آنها) و چه "مذاکره"- به شکست میرسید و اعتماد عمومی را مخدوش میکرد.
♦️تناقض در گفتمان دولت
پیگیری "همگرایی با غرب" مستلزم تعدیل شعارهایی مانند استقلال و اسلامگرایی بود (چنانکه دکتر سریعالقلم در "ایران و جهانیشدن" تصریح میکند: قراردادن اسلام بهعنوان "راهنمای عمل" با توسعه ناسازگار است). این الزام، دولت را در تناقض گفتمانی آشکاری قرار میداد: چگونه میشد از سویی آمریکا را "شیطان بزرگ" و "دولت مستکبر" خواند، و از سوی دیگر "تنها راه توسعه" را همگرایی با همان غرب معرفی کرد؟ لذا دولت ناگزیر بود تصویری مثبتتر از غرب در داخـل ارائه دهد.
✍ادامه دارد...
#ایدهی_دولت
🆔@dolat_qavi