💢کالبد شکافی پیروزی؛ مسیری برای تضمین برتری در نبرد آینده - بخش اول
✍️مصطفی محمدی، پژوهشگر روابط بینالملل
🗓 ۶ تیر ۱۴۰۴
در تاریخ ملتها، لحظاتی سرنوشتساز وجود دارد که آیندهی نسلها را رقم میزند؛ پیروزی و ناکامی در جنگها و بحرانهای بزرگ از این دستهاند. این رخدادها، آینههایی هستند که نه تنها قدرت نظامی، بلکه عمق حکمت راهبردی، انسجام ملی و ظرفیت یک کشور برای بقا و پیشرفت را به نمایش میگذارند. پس از فرو نشستن غبار نبرد، مهمترین اولویت، تلاش برای درس گرفتن از گذشته و ایجاد یک "حافظه ملی" است. ارزیابی جامع و فنی از عملکرد دوران جنگ، نه تردیدی در پیروزی، بلکه یک سرمایهگذاری حیاتی برای تضمین پیروزیهای آینده است. این اقدام، هنر تبدیل تجارب میدانی به دانایی انباشته و بهینهسازی نقاط قوت برای مقابله با چالشهای پیچیدهتر فرداست. ملتی که از تحلیل دقیق هزینهها و چالشهای مسیر پیروزی خود غفلت کند، ممکن است در آینده برای کسب موفقیتهای مشابه، هزینههای سنگینی بپردازد.
🔸اصول راهنما برای ارزیابی
اصول راهنمای چنین ارزیابی متوازنی باید بر سه پایه استوار باشد: صداقت راهبردی، اولویتبخشی به منافع ملی، و آیندهنگری مبتنی بر یادگیری. اصل اول، صداقت راهبردی، به معنای ارزیابی شجاعانه و همهجانبهی عملکرد است؛ یعنی در کنار نقاط درخشان، چالشها، محدودیتها و آسیبپذیریهای تجربه شده را نیز به دقت تحلیل کنیم تا قدرت خود را واقعیتر بشناسیم. اصل دوم، اولویتبخشی به منافع ملی، ایجاب میکند که تحلیلها فراتر از رقابتها و اغراض سیاسی قرار گرفته و تنها یک هدف را دنبال کنند: افزایش کارآمدی و کاهش هزینههای امنیت ملی ایران. و سومین اصل، آیندهنگری مبتنی بر یادگیری، به این معناست که هدف نهایی، نه بازخوانی گذشته، بلکه توانمندسازی برای آینده است. دشمنان ما بیوقفه در حال مطالعه نقاط ضعف و قوت ما هستند؛ ما باید با دقتی مضاعف خود را تحلیل کنیم تا همواره یک گام از آنها جلوتر باشیم.
🔸سطوح تحلیل و ارزیابی عملکرد
چارچوب این ارزیابی ملی باید یک کالبدشکافی نظاممند و عمیق باشد که بر چهار ستون تحلیلی استوار است.
نخستین و بنیادینترین ستون، صورتبندی و تعریف پیروزی است. در یک ارزیابی علمی، پیروزی و شکست مفاهیمی مطلق نیستند، بلکه طیف پیچیدهای از نتایج را در بر میگیرند. از این رو، پیش از هر قضاوتی، ضروری است که یک چارچوب مشخص برای سنجش موفقیت تعریف شود. این تعریف باید به صورت متوازن، ابعاد سیاسی-راهبردی و نظامی-عملیاتی را پوشش دهد. در بُعد سیاسی، سنجهها شامل میزان تحقق اهداف از پیش تعیینشده، تغییر مطلوب در موازنه قدرت منطقهای و تقویت اعتبار بازدارندگی کشور است. در بُعد نظامی، معیارها عبارتند از: نسبت کارآمدی عملیاتی (میزان خسارت وارد شده به دشمن در قبال هزینه و تلفات خودی)، حفظ ابتکار عمل در صحنه نبرد و میزان فرسایش توان رزمی دشمن. اهمیت تعریف دقیق شکست و پیروزی یک معیار مشترک و قابل اتکا برای تمام ارزیابیهای بعدی فراهم میآورد.
ستون دوم، تحلیل محیط راهبردی و پویاییهای منازعه است که به بسترهای پیش از درگیری، روندهای حین جنگ و پیشبینی آینده میپردازد. محور اصلی در این بخش، تسلط اطلاعاتی بر "ذهنیت راهبردی دشمن" و فهم دقیق دکترین، آستانه تحمل، خطوط قرمز و فرآیند تصمیمگیری اوست. سوالات کلیدی در اینجا عبارتند از: آیا فرآیندهای منتهی به درگیری را به درستی پیشبینی کردیم؟ در طول جنگ، چگونه خود را با تغییر تاکتیکهای دشمن تطبیق دادیم؟ و مهمتر از همه، آیا تحلیل ما از واکنشهای احتمالی او در آینده، ما را از غافلگیریهای راهبردی مصون میدارد؟
ستون سوم، ارزیابی خالص عملکرد نظامی و عملیاتی است. در این بخش، به صورت تطبیقی، نقاط قوت و ضعف عملکرد نظامی ما در برابر دشمن سنجیده میشود. این ارزیابی باید تمام ابعاد نبرد را شامل شود: از یکپارچگی فرماندهی و کنترل مشترک گرفته تا اثربخشی سامانههای پدافندی، دقت تسلیحات آفندی، اهمیت بانک اهداف، پایداری لجستیکی و کارآمدی جنگ الکترونیک. هدف در اینجا شناسایی دقیق آن بخشهایی است که نیازمند اصلاح رویکرد، تقویت فناورانه، یا ترمیم ساختاری هستند تا توان رزمی کشور برای مقابله با تهدیدات آتی به صورت مستمر بهینه شود
و ستون چهارم، تحلیل جبهههای ملی و اجتماعی است که به صورت تفکیکشده به ارزیابی تابآوری خودی و فهم فضای داخلی دشمن میپردازد. هدف در اینجا، نه مقایسهی دو ملت، بلکه کسب یک شناخت عمیق و راهبردی است. در بخش ارزیابی جبهه خودی، باید به سنجش میزان انسجام اجتماعی و روحیه ملی در مواجهه با فشارهای جنگ، تابآوری اقتصادی کشور در برابر شوکها و اختلالات، و اثربخشی راهبردهای رسانهای در مدیریت افکار عمومی و مقابله با جنگ روایتها پرداخت.
(بخش دوم در ادامه ...)
#یادداشت_تحلیلی
@TamamRokhMedia
🆔@dolat_qavi
💢کالبدشکافی پیروزی؛ مسیری برای تضمین برتری در نبرد آینده - بخش دوم
✍️مصطفی محمدی، پژوهشگر روابط بینالملل
🗓 ۶ تیر ۱۴۰۴
در بخش شناخت جبهه دشمن، تمرکز بر فهم دقیق شکافهای سیاسی-اجتماعی، رصد تغییرات در افکار عمومی و رسانههای آنان، و شناسایی آسیبپذیریهای اقتصادی و زیرساختی آنهاست. این تحلیل دوگانه، از یک سو به ما اجازه میدهد تا استقامت و نقاط قابل بهبود خود را بشناسیم و از سوی دیگر، نقاط فشار غیرنظامی و آسیبپذیریهای جامعه دشمن را برای بهرهبرداری در رقابتهای راهبردی آینده شناسایی کنیم.
🔸سنت ارزیابی در سایر کشورها
سنت ارزیابی جامع ملی، یکی از نشانههای بلوغ و پویایی در قدرتهای بزرگ جهانی است. این فرآیند، نه نشانه ضعف یا تردید، بلکه ابزاری ضروری برای حفظ برتری راهبردی است. تاریخ معاصر مملو از نمونههایی است که در آن کشورها پس از بحرانهای بزرگ، به کالبدشکافی عملکرد خود پرداختهاند. کمیسیونهایی تحقیق مشهوری در کشورهای مختلف، نه برای انکار دستاوردهای نظامی، بلکه برای درک عمیق "شوکهای راهبردی" و آسیبپذیریهای پنهان تشکیل شدند. حتی پس از پیروزیهای قاطع نظامی، این ارزیابیها با جدیت دنبال میشود. برای مثال، ایالات متحده پس از پیروزی چشمگیر در جنگ اول خلیج فارس، گستردهترین مطالعات "درسهای آموخته" را برای رمزگشایی فرمول موفقیت خود و شناسایی نقاط ضعف غیرمنتظره به اجرا گذاشت. این تجارب بینالمللی به ما میآموزد که سایر بازیگران، پیروزی را نقطه پایان تحلیل نمیدانند، بلکه آن را به موضوعی برای مطالعه دقیق تبدیل میکنند تا موفقیتهای خود را در آینده با هزینهای کمتر و کارآمدی بیشتر تکرار کنند.
🔸شکل دهی به کمیته های غیررسمی نخبگانی برای ارزیابی تخصصی
باید توجه داشت که این ارزیابی حیاتی، لزوماً منحصر به تشکیل کمیتههای رسمی دولتی نیست. در بسیاری از مواقع، به دلیل ملاحظات سیاسی یا شرایط زمانی، ممکن است چنین ساختارهای رسمی شکل نگیرند یا گزارشهای آنها به صورت عمومی منتشر نشود. در چنین شرایطی، مسئولیت پیشبرد این گفتمان راهبردی بر دوش "زیستبوم فکری و نخبگانی" کشور قرار میگیرد. این فرآیند میتواند و باید در قالب گفتگوهای تخصصی، مقالات علمی، یادداشتهای تحلیلی در اندیشکدهها و کرسیهای نظریهپردازی به صورت جدی دنبال شود. این مجامع فکری به مثابه یک "کوره ذوب ایدهها" عمل میکنند که در آن، مفروضات به چالش کشیده شده، دیدگاههای مختلف با یکدیگر تلاقی کرده و تحلیلهای پختهتری شکل میگیرد. این حرکت خودجوش نخبگانی، نه تنها جایگزین، بلکه یک مکمل ضروری برای فرآیندهای رسمی است؛ زیرا فرهنگ پرسشگری و تحلیل عمیق را در جامعه راهبردی کشور زنده نگه میدارد و تضمین میکند که "تلاش برای یادگیری" هرگز متوقف نخواهد شد.
🔸فرهنگ پرسشگری: تضمین پیروزیهای آینده
این رویکرد، ضمن احترام به شجاعتها و فداکاریها، فرهنگ "پرسشگری مسئولانه" را جایگزین "پذیرش منفعلانه" میکند. مبارزه و مقاومت برای یک ملت پویا هرگز تمام نمیشود؛ بلکه به محض توقف کوتاه درگیری، فاز حیاتیتر آن یعنی "نبرد برای یادگیری" آغاز میگردد. داشتن یک چارچوب ذهنی مشترک بین مردم و نخبگان، قدرتمندترین عنصر پدافند غیرعامل در برابر جنگهای شناختی آینده و ضروریترین ابزار برای ساختن ایرانی است که نه تنها در میدانهای نبرد، بلکه در میدان اندیشه نیز پیروز باشد. این چارچوب، تضمین میکند که هر تجربه ملی، چه تلخ و چه شیرین، به پلهای برای ارتقای خرد جمعی و استحکام استراتژیک کشور تبدیل شود.
#یادداشت_تحلیلی
@TamamRokhMedia
🆔@dolat_qavi
هدایت شده از خط انرژی
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 کریدور جعلی زنگزور، بدتر از ترکمنچای
🔹احسان موحدیان: ما اگر مجموعه همکاریهای اقتصادی از جمله یک پالایشگاه در استان سیونیک احداث میکردیم الان ارمنستان وابسته به ما میشد و جلوی کریدور جعلی زنگزور را میگرفتیم.
🔹شما مسئله زنگزور را باید در کنار تلاش در عراق برای کنار زدن حشدالشعبی، خلع سلاح حزبالله لبنان، تاسیس سفارت بزرگ اسرائیل در ترکمنستان و همکاری پهپادی با این کشور ببینید.
🔹حواسمان باشد پوتین در آلاسکا و در دیدار با ترامپ با دو عدد آبنبات از ماجرای زنگزور کوتاه نیاید. پروژه زنگزور در حد مصیبت دو قرارداد گلستان و ترکمنچای است.
🌐 مصاحبه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید.
@khate_energy
هدایت شده از خط انرژی
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 بتنریزی برجامیون در صنعت هستهای
🔹 شهید فریدون عباسی: دولت روحانی در راکتور آب سنگین اراک سیمان ریخت؛ آن هم در جای اصلی راکتور یعنی در ۱۵۰ میله سوخت نه حوضچه.
🔹بنده به آقای روحانی گفتم که اجازه دهید این سانتریفیوژها راهاندازی شود که در مذاکره دستتان پر باشد اما در جلسه عدهای بودند که اصلا اعتقادی به هستهای نداشتند.
@khate_energy
⭕️نارضایتیهای اجتماعی و ایدئولوژی توسعهگرا: دو بستر شکلگیری توافقها و مذاکرات
🔸در جامعهشناسی سیاسی: هدف، فهم اجتماعیِ سیاست است. از این منظر، مسائل سیاسی دو محور اصلی دارند:
۱. بررسی شرایط اجتماعیِ شکلدهندهی پدیدهها و روندهای سیاسی
۲. مطالعهی آثار اجتماعیِ رخدادها، پدیدهها، روندها و نهادهای سیاسی.
❓پرسش محوری؛ تحت چه شرایط اجتماعی به توافقهایی مانند برجام رسیدیم؟
این توافقها در بستر شرایط و وضعیت خاصی در ایران محقق شد که در غیر آن، احتمال شکلگیری و اقبال عمومی به آنها خیلی کمتر بود.
♦️شرایط اجتماعی مؤثر
۱.گستردگی نارضایتیها:
الف) معیشتی-اقتصادی: نارضایتی عمومی از وضعیت اشتغال، مسکن، کفایت درآمد، کاهش ارزش پول ملی و قدرت خرید.
ب) فرهنگی-ایدئولوژیک: نارضایتیهای ریشهدار در تحولات پس از انقلاب؛ متأثر از فرآیند مدرنیزاسیون، سیاستهای دولتهای سازندگی و اصلاحات، اعتدال و فعالیت دولتها و رسانههای غربی در قبال ایران. این روند به شکلگیری "بدنهی ایدئولوژیک اجتماعی" همسو با ارزشهای غربی انجامید (نمونه: تأثیر این نارضایتیها در حوادث ۸۸). در مقیاسی گسترده، چهرهای مانند سعید جلیلی بهعنوان نماد «دگرِ» این ارزشها، با تنفر قابل توجهی مواجه بود. این نارضایتیها حتی بر انتخابات اثر گذاشت و نامزدهایی با مزیتهای محدود در ساختار سیاسی را به پیروزی رساند.
۲.ایدئولوژی توسعهگرایانهی دولتها
دولتهای مذکور، ادارهی کشور را بر توسعهگراییِ عمدتاً اقتصادی استوار کردند و فرآیند مدرنیزاسیون و الگوی غربی را راهنمای خود قرار دادند (با اشاره به تجربهی کشورهایی مانند چین، کرهی جنوبی و مالزی). جمعبندی آنها این بود: تنها راه توسعه، همگرایی با کشورهای توسعهیافته (آمریکا و اروپا) است؛ همانها که در گفتمان انقلاب اسلامی، "دولتهای مستکبر" خوانده میشوند.
♦️تبیین دولتها از مسئلهی هستهای
از نگاه این دولتها، مسئلهی هستهای تهدیدی علیه "تنها راه توسعه" (همگرایی با غرب) بود، نه فرصت. بنابراین، رفع این خلل از طریق توافق ضروری مینمود. در بستر نارضایتیهای اجتماعی، دولتها این گفتمان را تقویت کردند:
"همهی مشکلات اقتصادی و معیشتی ناشی از تحریمهاست، و تحریمها نتیجهی عدم توافق هستهای. پس با توافق، تحریمها رفع و مشکلات حل میشود."
شعارهایی مانند "چرخ زندگی مردم باید بچرخد" یا "آب خوردن مردم در گرو رفع تحریمهاست" این فضا را زمینهسازی کرد. بدینترتیب، دولتها با ساخت فهم و فضای اجتماعیِ خاصی، جامعه را در مسیر سیاستورزی خود هدایت نمودند.
♦️پیامدهای عدم توافق
بنبست سیاسی: عدم توافق به ابطال فلسفهی وجودی این دولتها میانجامید؛ چرا که ایدهی محوریشان (توسعه از طریق همگرایی) بیمعنا میشد.
بنبست اجتماعی: از دید حامیان این دولتها، هر دو راهبرد جمهوری اسلامی - چه "مقاومت" (ناکارآمد از دید آنها) و چه "مذاکره"- به شکست میرسید و اعتماد عمومی را مخدوش میکرد.
♦️تناقض در گفتمان دولت
پیگیری "همگرایی با غرب" مستلزم تعدیل شعارهایی مانند استقلال و اسلامگرایی بود (چنانکه دکتر سریعالقلم در "ایران و جهانیشدن" تصریح میکند: قراردادن اسلام بهعنوان "راهنمای عمل" با توسعه ناسازگار است). این الزام، دولت را در تناقض گفتمانی آشکاری قرار میداد: چگونه میشد از سویی آمریکا را "شیطان بزرگ" و "دولت مستکبر" خواند، و از سوی دیگر "تنها راه توسعه" را همگرایی با همان غرب معرفی کرد؟ لذا دولت ناگزیر بود تصویری مثبتتر از غرب در داخـل ارائه دهد.
✍ادامه دارد...
#ایدهی_دولت
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺 بتنریزی برجامیون در صنعت هستهای 🔹 شهید فریدون عباسی: دولت روحانی در راکتور آب سنگین اراک سیمان
☝️☝️
در یادداشت بالا، توضیح میدهم که اینگونه دولتها، هستهای را، نه یک فرصت خلق قدرت، که تهدید میدانند.
⭕️درسهایی از حمله اسرائیل به ایران/برتری هوایی با برنامه دقیق، بهترین راهبرد برای جنگ مدرن است/فارن افرز
🔹عملیات اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ علیه ایران، قدرت هوایی مدرن را به نمایش گذاشت. در این عملیات ۱۲ روزه، نیروی هوایی اسرائیل با ۱۵۰۰ سورتی پرواز، بیش از ۶۰۰ سوختگیری هوایی و حمله به ۹۰۰ هدف ایرانی، از جمله تأسیسات هستهای، سامانههای موشکی و مراکز فرماندهی، برنامه هستهای ایران را مختل کرد، دفاع هوایی آن را تضعیف نمود و رهبری نظامی تهران را ضربه زد، بدون از دست دادن حتی یک هواپیمای سرنشیندار.
🔹این عملیات با استفاده از جتهای رادارگریز اف-۳۵، جنگندههای اف-۱۵ و اف-۱۶، پهپادها، عملیات سایبری و تیمهای مخفی زمینی، برتری هوایی را به سرعت به دست آورد. عملیات چکش نیمهشب آمریکا با بمبافکنهای بی-۲ نیز تأسیسات عمیق هستهای ایران را هدف قرار داد.
🔹اگرچه تمامی زیرساختهای هستهای ایران نابود نشد، این عملیات برنامه تسلیحاتی تهران را به تأخیر انداخت و بازدارندگی ایجاد کرد. برخلاف ادعای منتقدان مبنی بر ناکارآمدی قدرت هوایی، این عملیات نشان داد که برتری هوایی، همراه با استراتژی دقیق، میتواند بدون نیاز به جنگ زمینی طولانی، نتایج سیاسی و نظامی مؤثری به همراه داشته باشد. این درس برای برنامهریزان دفاعی آمریکا حیاتی است: سرمایهگذاری در برتری هوایی غیرقابلاجتناب است.
⭕️ایران با مشکل بازدارندگی هستهای مواجه شده که هرگز پیشبینی نمیکرد/ بمب هستهای کافی نیست/ national security journal
🔹 اختلاف در ارزیابی خسارات – بیش از یک ماه پس از حملات آمریکا و اسرائیل به مراکز هستهای ایران، برآوردهای اطلاعاتی متفاوت است. برخی معتقدند برنامه هستهای ایران دو سال عقب افتاده، درحالیکه برخی میگویند غنیسازی ممکن است ظرف چند ماه از سر گرفته شود.
🔹 بازدارندگی صرفاً با بمب هستهای ممکن نیست – گزارش مؤسسه RUSI میگوید داشتن بمب هستهای به معنای داشتن بازدارندگی مؤثر نیست. ایران باید توانمندیهای گستردهتری از جمله سیستمهای دفاعی، نیروهای متعارف قوی و سامانههای پرتاب متنوع داشته باشد.
🔹 شکست استراتژی «دفاع پیشرو» – ایران که با استفاده از نیروهای نیابتی در منطقه قصد داشت تهدیدها را دور از مرزهایش نگه دارد، دید که هم حماس و هم حزبالله تضعیف شدند و موشکهایش علیه اسرائیل ناکام ماندند.
🔹 آسیبپذیری دفاع هوایی ایران – سامانههای پدافند هوایی ایران نتوانستند مانع حملات هوایی آمریکا و اسرائیل شوند، چه قبل و چه در جریان «جنگ دوازده روزه».
🔹 چالش غیرممکن برای ساخت بازدارندگی واقعی – ایران نه تنها باید سلاح هستهای بسازد، بلکه به تعداد زیاد، همراه با سیستمهای پرتاب، پدافند مؤثر و ارتش متعارف قوی نیاز دارد؛ کاری که بسیار فراتر از ساخت چند بمب هستهای است و سالها زمان میبرد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️درسهایی از حمله اسرائیل به ایران/برتری هوایی با برنامه دقیق، بهترین راهبرد برای جنگ مدرن است/فارن
انتشار دو تحلیل بالا، به منزلهی تأیید تمام محتوای آن نیست.
تنها از این جهت که - صرف نظر از محدودیتهای ما و مصلحتسنجیها- بازدارندگی به موشک محدود نمیشود و شبکهای از عناصر را در برمیگیرد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
انتشار دو تحلیل بالا، به منزلهی تأیید تمام محتوای آن نیست. تنها از این جهت که - صرف نظر از محدودیت
❌نکتهی مهم:
اگر شما در #حکمت_تاریخ، #جنگ و #درگیری حق و باطل را از اصول مسلم حاکم بر حرکت تاریخ میدانید، باید نگاهتان به #بازدارندگی به عنوان یک مقولهی #هستیشناسی باشد و نه یک استراتژی و تاکتیک مقطعی.
در این صورت، نادیدهگرفتن بازدارندگی و غفلت از آن، در واقع، نادیدهگرفتن بخش مهمی از واقعیت است.
خلاصه اینکه، اگر ادعای فهم #پیچیدگی و ادعای حرکت تقابلی و تضادیِ (تقابل دو امر عینی) تاریخ رو داریم، باید متناسب با اون ادعا تلاش کنیم و به لوازم و اقتضائات اونها در دنیای مدرن بیندیشیم. چرا که با ایشالله و ماشالله کار جلو نمیره.
#واقعبینی #تاریخ
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺 کریدور جعلی زنگزور، بدتر از ترکمنچای 🔹احسان موحدیان: ما اگر مجموعه همکاریهای اقتصادی از جمله یک
⭕️تحلیل تحولات غرب آسیا: محوریت «نظم» در تمامی منازعات
♦️جنگ ژوئن اسرائیل و اهداف پنهان
این جنگ هرگز صرفاً درباره برنامه هستهای ایران نبود، بلکه هدف اصلی تغییر توازن قدرت در منطقهی خاورمیانه با سرنگونی رژیم ایران بود. تا ایران به کشوری مانند سوریه یا لبنان قابل بمباران بدون مداخله آمریکا تبدیل شود.
اسرائیل از میان این اهداف، تنها به کشاندن آمریکا به جنگ با ایران دست یافت.
♦️هستهای بهانهای برای جنگ بزرگتر
«کیسینجر معتقد است مهار ایران و جلوگیری از دستیابی آن به توان هستهای ضروری است، زیرا در غیر این صورت ایران به قدرتی غیرقابل مهار تبدیل میشود. مسئله هستهای جزئی از جنگ کلانتر بر سر نظم جهانی است: ایران به دنبال برقراری #نظم_جهانی خود است، نه پذیرش نظم موجود.»
بنابراین، تمامی مناقشات منطقهای و جهانی حول محور «نظم» شکل میگیرد.
♦️تحلیل رویدادها در چارچوب «نظم چندبعدی»
حوادث لحظهای و اخبار پراکنده نباید ما را از تصویر بزرگ غافل کنند. هر رویداد را باید در مختصات تاریخی و جهانی و راهبردی تحلیل کرد، نه به عنوان اتفاقی تصادفی.
جنگهای کنونی تنها محدود به میدان نبرد نیستند، بلکه در قالب ائتلافها (مثل کریدورها) و تحولات ژئوپلیتیک نیز ظهور میکنند. به عنوان نمونه، کریدور زنگزور (بر خلاف تعبیر رئیسجمهور که گفت: «مسألهای حاشیهای است») بخشی از معماری نظم جدید امنیتی-اقتصادی در منطقه است یا دقیقتر بخشی از معماری جدید قدرت در دنیا است. هدف نهایی، شکلگیری نظمی چندبعدی (امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) است که ایران در آن نقش تعیینکننده ندارد و یک بازیگر منفعل و فرودست است که نظم غربی را پذیرفته و تسلیم شده است.
♦️نتیجهگیری
۱.دعوای محوری در خاورمیانه بر سر ترسیم نظم منطقهای است که ابعاد امنیتی، ایدئولوژیک و اقتصادی را دربرمیگیرد.
۲.هر رویداد (از تحریم تا جنگ) پازلی از این معماری بزرگتر است که تنها با نگاه تاریخی-روندی قابل درک است.
۳.غفلت از این «تصویر کلان» به تحلیلهای سطحی، احساسی و گمراهکننده منجر میشود.
✍تفرشی
#معماری_قدرت #کلاننگری #نظم
🆔@dolat_qavi
هدایت شده از پایگاه مطالعاتی_تحلیلی سدید
♦️قیام حسینی برای گفتوگو
تأملی در دوگانهسازی از سیره سیاسی-اجتماعی معصومین
🔹دوگانه «عقلانیت-ولایتپذیری» یکی از آسیبهای جدی است که ولایتمداری را به معنای پذیرش بیچون و چرای تکلیف تقلیل میدهد. در حالی که ولایت حقیقی بر عقلانیتی قابل فهم و اشتراکگذاری استوار است که امکان گفتگو را فراهم میسازد. جدا کردن این دو از یکدیگر، منطق سیاسی شیعه را از پویایی و عمق تهی میکند.
🔹در واژگان سیاسی امروز، «مصلحت» به اشتباه در برابر «انقلابیگری» و قرین با ترس و محافظهکاری قرار گرفته است. در حالی که در سیره معصومین، مصلحت به معنای «اهم و مهم کردن» و تشخیص هوشمندانه شرایط است. همین مصلحتسنجی عقلانی است که یک کنش انقلابی را از یک حرکت کور و آنارشیستی متمایز میکند.
🔶متن کامل را از اینجا بخوانید🔶
🔴 پایگاه مطالعاتی-تحلیلی سدید🔴
🆔 @farhangesadid
🌐https://eitaa.com/farhangesadid