eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۱/۲ 🟢مهدی خراتیان: 🔹‏چند نکته: ۱. در حال حاضر سوء تفاهم بزرگ و مشترکی هم در میان دیپلماسی گرایان افراطی (که تصور میکنند میتوان با دور زدن لابی اسرائیل به شکل مستقیم با آمریکا و ترامپ به نتیجه رسید و با فشار ی دکمه صلحی پایدار را برقرار ساخت) و هم در میان نظامی گرایان افراطی (که تصور میکنند مساله ایران و اسرائیل در حوزه نظامی تعیین تکلیف میشود) در مورد عامل تعیین کننده سرنوشت کشور وجود دارد، و آن نادیده انگاری یا کم برآوردی از جایگاه تعیین کننده نبرد اطلاعاتی ایران و اسرائیل در نبرد «نظم منطقه‌ای» است. تهران تا کنون هر آنچه از دست داده، عمدتا در ناحیه نبرد اطلاعاتی (و نه نبرد نظامی) بوده است (توجه شود که رویدادهای سوریه، لبنان و جنگ ۱۲ روزه عمدتا زیر سایه غافلگیریهای بزرگ اطلاعاتی رقم خوردند)، و به همین دلیل است که پیش از این بخش نظامی اسرائیل اجمالا با برجام همراهیهایی داشت (چون به دلیل برتری نسبی تهران در حوره نظامی مهار دیپلماتیک را مقرون به صرفه میدانست) و این در حالی بود که موساد با آن مخالف بود. (به دلیل برتری قابل توجه اسرائیل در حوزه اطلاعاتی.) موساد معتقد بود که میتواند تهران را از طریق کمپینهای گسترده ترور و خرابکاری وادار به تسلیم کند، و این مهم تا کنون تا حد زیادی محقق شده است، چرا که در تهران موضوع «جنگ وجودی» و «نبرد اطلاعاتی» هنوز آنطور که باید جدی گرفته نشده است. در سایه همین پیشرفتهای تدریجی موساد در سایه غفلتها، قصورها و تقصیرهای سیاستگذاران امنیتی کشور بود که هم بخش نظامی اسراییل و هم دموکراتها پیش از طوفان الاقصی به این نتیجه رسیدند که باید با «پلن بی» اسرائیل در مورد ایران همراهی کنند (توجه کنید به فایل صوتی لو رفته برت مک گرک پیش از ۷ اکتبر که در آن بر لزوم همراهی واشنگتن با کمپین ترور و خرابکاری اسرائیل علیه ایران تاکید میکند، که پس از پیگیریهای پولتیکو توسط کاخ سفید تکذیب نشد و مقاله سوزان مالونی در فارن افرز در مورد لزوم فعال شدن پلن بی علیه ایران) ۲. این تصور که میتوان با دادن امتیازات وسیع به واشنگتن این روند را مهار کرد بسیار ساده لوحانه است. چه با روند منفعلانه فعلی، چه در صورت وقوع جنگی دیگر و برتری قابل توجه نظامی ایران (که بعید به نظر میرسد) و چه با تسلیم محض، نه تنها روند ترور مقامات ارشد سیاسی و امنیتی در ایران متوقف نخواهد شد، بلکه تل آویو حتی در صورت فروپاشی رژیم سیاسی جمهوری اسلامی کمپین ترور خود را تا حذف تمامی نخبگان موشکی، هسته‌ای، اطلاعاتی، جنگ الکترونیک و ... متوقف نکرده و تا ترور «آخرین نفرات» نخبه این حوزه ها از کمپین ترور خود دست نخواهد کشید. با روند فعلی اسرائیل کاری خواهد کرد که نخبگان حوزه های یاد شده یا کشته شوند، یا جذب سرویسهای اطلاعاتی متخاصم شوند، یا مهاجرت کنند و یا اینکه تغییر شغل دهند. بدون شک این موج رعب باعث خواهد شد که نخبگان جوان دیگر تمایلی به فعالیت و استخدام در حوزه های حساس یاد شده نداشته باشند. ۳. تهران به دلایل متعددی در حوزه جنگهای نامنظم و اطلاعاتی نمیتواند بازدارندگی ممانعتی خلل ناپذیری علیه اسرائیل ایجاد کند. از طرف دیگر تعللهای غیرقابل توجیه در تحول سازمانهای اطلاعاتی کشور متناسب با ضد اطلاعات تهاجمی و ایجاد بازدارندگی تنبیهی و حواله دادن همه چیز به پاسخ موشکی، باعث شده که هزینه ترور و خرابکاری در ایران روز به روز اسرائیل برای اسرائیل کاهش یابد، تا جاییکه که دول اروپایی و آمریکا نه تنها اسرائیل را از اقدامات مخرب بازندارند، بلکه آنرا به اقدمات پرریسک تحریک هم بنمایند؛ و تا چنین است ایران نه از تحریمها خلاص میشود و نه هرگز روی آرامش را خواهد دید. ۴. باید دقت کرد که در موج بعدی (احتمالی) حمله اگر چه احتمال ترور مقامات ارشد کشور قابل توجه است، اما نباید از این مهم غفلت کرد که احتمال خروج هسته های تروریستی مسلح (که در جنگ دوازده روزه فعال نشده اند) و تلاش آنها برای حذف فرماندهان رده میانی و تکنسینهای نخبه حوزه موشکی قابل توجه است. در چنین سناریویی ممکن است راس نظام سالم بماند اما بدنه دیگر توان مقابله با حملات نظامی اسرائیل را نداشته باشد. آینده ایران به رفتار جامعه اطلاعاتی کشور در این روزهای سرنوشت ساز وابسته است. https://x.com/MehdiKharratya/status/1958976678581227924?t=q_rtvB8dyYjprXyMlvsC7Q&s=19 🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۲/۲ 🟢مهدی خراتیان: ۵. به نظر میرسد اسرائیل روی فعال شدن گسلهای هشتگانه طبقاتی، نسلی، جنسیتی، قومیتی، مردم- دولت، مذهبی (شیعه-سنی)، سنت-مدرنیته و مهاجرین (خصوصا افغانستانیهای مقیم ایران) حساب کرده و با توجه به آسیب پذیری اقتصاد ایران از ناحیه معضلات ناترازی، رکود، اشتغال و تورم خصوصا پس از جنگ ۱۲ روزه، احتمال فعال شدن گسل طبقاتی بسیار قابل توجه است. پس از فعال شدن این گسل، سایر گسلها بیدار، هسته های خفته تروریستی فعال و احتمال موجهای گسترده ترور وجود خواهد داشت. ۶. در حال حاضر جریانهایی با انگیزه های سیاست داخلی با صفر و صدی کردن معادلات در حوزه نبرد اطلاعاتی در حال به حاشیه بردن موضوع اصلی هستند. جریانهایی با برجسته سازی بیش از اندازه توان طرف مقابل و جا انداختن گزاره «توان ما بیش از این نبود» چون «همه جای ما آلوده شده و موساد به همه جای ما نفوذ کرده است»، در حال تئوریزه کردن تسلیم محض در نبرد اطلاعاتی و به تبع آن در حوزه دیدلماسی هستند. این در حالیست اهمیت قصور و تقصیر مقامات ارشد و تاثیرگذار چه در تحلیلهای راهبردی ناظر به جنگ و چه در حوزه جنگ اطلاعاتی کاملا روشن است؛ و اگر افرادی در روزهای آخر منتهی به جنگ تصمیمات درستی اخذ میکردند، میشد هزینه های جنگ را به میزان قابل توجهی کاهش داد و حتی ار اصل آن جلوگیری کرد. لذا باید مشخص شود که چه کسانی چه خطاهایی داشته اند و در این امر به اینکه فرد مذکور زنده است یا اینکه در قید حیات نیست، ابدا اهمیتی داده نشود. جنگ دوازده روزه به خوبی نشان داد که تهران نه تنها در حوزه اطلاعات استراتژیک، بلکه در حوزه اطلاعات تاکتیکی و عملیاتی هم آسیب پذیر است. هرگونه غفلت در حوزه آسیب شناسی این موضوع، نه تنها نقاط قوت حوزه نظامی را از میان خواهد برد، بلکه هزینه جنگ بعدی را به طرز فاجعه آمیزی افزایش خواهد داد. موضوع آسیب شناسی جامعه اطلاعاتی کشور مساله ای حساس و فنی است و به هیچ وجه نباید اجازه داد که جریانهای سیاسی از شرایط حساس کشور جهت پیشبرد اهداف قبیله ای خود سوء استفاده کنند. خ ۷. تهران برای خروج از بن بست فعلی، چه در حوزه مذاکرات هسته ای و رفع تحریم، و چه در درگیریهای نظامی خود با اسرائیل و ایالات متحده، چاره ای ندارد جز اینکه نظام محاسباتی لابی اسرائیل در واشنگتن را تغییر دهد، امری که تابع موازنه نبرد میان سرویسهای اطلاعاتی ایران از یکسو، و آمان و موساد از سوی دیگر است. هر تصوری غیر از این کودکانه و ساده لوحانه و خلاف تمامی روندهایی است که چه پیش از ۷ اکتبر و چه پس از آن شاهد آن بوده ایم. آینده ایران به رفتار جامعه اطلاعاتی کشور در این روزهای سرنوشت ساز وابسته است. https://x.com/MehdiKharratya/status/1958976678581227924?t=q_rtvB8dyYjprXyMlvsC7Q&s=19 @nazm_jahani
جنگ بین ایران و اسرائیل، شامل «نبرد اطلاعاتی» نیز می‌شود که تعیین‌کننده‌تر از نبرد نظامی یا دیپلماسی است. 1⃣ اولویت «نبرد اطلاعاتی» بر نبرد نظامی و دیپلماتیک 🔸سوءتفاهم رایج این است که هم دیپلماسی‌گراهای افراطی (که فکر می‌کنند با مذاکره مستقیم با آمریکا می‌توان به صلح رسید) و هم نظامی‌گراهای افراطی (که فکر می‌کنند مسئله در میدان جنگ حل می‌شود) اهمیت «نبرد اطلاعاتی» را دست کم می‌گیرند. اما علت بیشتر شکست‌ها و پس‌رفت‌های ایران (مثلاً در سوریه، لبنان و جنگ ۱۲ روزه) ناشی از «غافلگیری اطلاعاتی» بوده، نه ضعف نظامی. در اسرائیل نیز تفاوت نگاه وجود دارد؛ بخش نظامی اسرائیل به دلیل برتری نسبی ایران در حوزه نظامی، ممکن است مذاکره (مانند برجام) را ترجیح دهد، اما موساد به دلیل برتری اطلاعاتی خود، معتقد است می‌تواند ایران را از طریق ترور و خرابکاری به زانو درآورد. 2⃣هشدار درباره استراتژی اسرائیل: کمپین ترور و ایجاد رعب 🔸اسرائیل قصد ندارد فقط رژیم را تغییر دهد، بلکه قصد حذف فیزیکی نخبگان ایران (هسته‌ای، موشکی، اطلاعاتی و...) را تا آخرین نفر دارد. پی‌آمد این هدف این است که این موج ترور باعث می‌شود نخبگان فعلی یا کشته شوند، یا بترسند، یا مهاجرت کنند یا تغییر شغل دهند. در نتیجه، نسل جدیدی از نخبگان جذب این حوزه‌های حساس نخواهند شد. دادن امتیاز به واشنگتن این روند ترور را متوقف نخواهد کرد. بنابراین دیپلماسی بی‌اثر است. 3⃣انتقاد از ضعف ایران در نبرد اطلاعاتی 🔸ایران، ضعف بازدارندگی دارد. ایران نتوانسته یک «بازدارندگی اطلاعاتی» قوی و خلل‌ناپذیر در مقابل اسرائیل ایجاد کند. تعلل و تقصیر در کجاست؟ سازمان‌های اطلاعاتی ایران در تطبیق با تهدیدات جدید (مثل ضد اطلاعات تهاجمی) کوتاهی کرده‌اند و همه چیز را به «پاسخ موشکی» واگذار کرده‌اند. در این وضعیت، چون‌ هزینه‌ی اقدامات خرابکارانه برای اسرائیل پایین است، حتی متحدانش (اروپا و آمریکا) نه تنها آن را باز نمی‌دارند، بلکه تشویقش می‌کنند. 4⃣پیش‌بینی تهدیدات آینده در حملات بعدی، علاوه بر ترور مقامات ارشد، احتمال هدف قرار گرفتن «فرماندهان میانی و تکنسین‌های نخبه» توسط هسته‌های تروریستی فعال‌شده بسیار بالاست. سناریوی خطرناک چیست؟ ممکن است رأس نظام سالم بماند، اما بدنه فنی و اجرایی کشور چنان ضعیف شود که توان مقابله نظامی را از دست بدهد. از طرف دیگر، اسرائیل با در پیش‌گرفتن تفرقه‌افکنی داخلی، روی فعال کردن «گسل‌های اجتماعی» داخلی ایران (مثلاً طبقاتی، قومیتی، نسلی و...) حساب باز کرده تا کشور را از درون destabilize (بی‌ثبات) کند. 5⃣انتقاد از فضای داخلی ایران 🔸 برخی جریان‌های داخلی با بزرگنمایی قدرت نفوذ موساد و گفتن این که «توان ما بیش از این نبود» در حال عادی‌سازی و توجیه «تسلیم» در نبرد اطلاعاتی هستند. (تئوریزه‌کردن تسلیم) باید بدون توجه به جایگاه افراد (زنده یا مرده) مشخص شود که چه مقامات ارشدی در تحلیل‌های راهبردی و اطلاعاتی قصور و تقصیر داشته‌اند. عدم شفافیت در این مورد، هزینه جنگ بعدی را فاجعه‌بار می‌کند. به بیان دیگر، لازم و ضروری است بدون مماشات به آسیب‌شناسی بپردازیم. نباید اجازه داد گروه‌های سیاسی از این شرایط حساس برای پیشبرد اهداف قبیله‌ای خود استفاده یا به تعبیر دقیق‌تر، سوء استفاده‌ی سیاسی کنند. 6⃣راه حل پیشنهادی: تغییر معادلات از طریق اطلاعات 🔸تنها راه خروج و برون‌رفت از بن‌بست (چه در مذاکرات هسته‌ای و چه در درگیری نظامی) این است که نظام محاسباتی لابی اسرائیل در واشنگتن تغییر کند. اما ابزار این تغییر معادله چیست؟ این تغییر تنها از طریق برقراری موازنه در نبرد اطلاعاتی بین سرویس‌های اطلاعاتی ایران در مقابل موساد و آمان (سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل) ممکن است. در نتیجه، آینده ایران به رفتار و عملکرد جامعه اطلاعاتی کشور در این برهه حساس بستگی دارد. هر تصور دیگری ساده‌لوحانه است. 🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۱/۲ 🟢مهدی خراتیان: 🔹‏چند نکته: ۱. در حال حاضر سوء تفاهم بزرگ و مشترکی هم در میان دیپلماسی گرایان اف
جنگ اصلی، جنگ اطلاعاتی است، نه جنگ موشکی یا مذاکره. اسرائیل با ترور نخبگان و ایجاد بی‌ثباتی داخلی در حال نابودی توانمندی‌های بلندمدت ایران است. ایران به دلیل ضعف در ضداطلاعات و بازدارندگی اطلاعاتی، هزینه این حملات را برای اسرائیل پایین آورده است. تنها راه نجات، تقویت قاطعانه و تحول در نهادهای اطلاعاتی برای ایجاد موازنه و تغییر معادله برای دشمن است. آینده ایران به این تغییر وابسته است. 🆔@nazm_jahani
هدایت شده از هنر جنگ
۲۲:۴۹/ ۳۱ مرداد دکتر علی لاریجانی اختلاف داخلی را 'باعث حریص شدن دشمن به حمله' دانست. @dolfiniran
📍بیانیه‌های اصلاح‌طلبان، بازی ناخواسته در زمین دشمن است / مقاومت، رمز عزت و اقتدار ملت ایران 🔺آیت الله عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری و نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در یادداشتی مطرح کرد؛ ✍ دشمن اصلی ملت ایران، آمریکا و رژیم صهیونی ، همواره بر سه محور حرکت کرده‌اند: تضعیف ولایت فقیه، القای یأس در جامعه، و ایجاد دوگانه‌سازی کاذب میان عقلانیت و انقلابی‌گری. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه برخی دولتمردان و نخبگان در زمین طراحی دشمن بازی کرده‌اند، جامعه دچار التهاب می شود وفضای غبار الود فتنه برخی ها را با غفلت وخطای محاسباتی به سمت انفعال، عقب‌نشینی و بحران هویت سوق می‌دهد. ✍ امام خمینی(ره) در برابر فشارهای آمریکا در ابتدای انقلاب، همواره تأکید داشتند که «قدرت حقیقی قدرت خداوند است قدرتهای مادی پوشالی است. هرچه فریاد دارید بر علیه آمریکا بزنید. و رژیم صهیونی غده سرطانی است. و این رویکرد گفتمان مقاومت و رمز اقتدار وعزت ملی است. ✍ بیانیه مدعیان اصلاح طلبی در شرایط حساس کنونی، وبعد از جنگ 12 روزه ناخواسته در راستای نقشه دشمن عمل کرده است. ملت ایران انتظار دارد جریان‌های سیاسی به جای تضعیف اقتدار ملی، بر محور ولایت، مقاومت و امید ملی حرکت کنند. 🌐 متن گزارش: https://ihkn.ir/?p=42866 _ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ 🔳 با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح همراه باشید 🆔 @meftahandishe_com
🔴 نه تصعید و نه تسلیم؛ طرح هفت‌پایهٔ سوم برای عبور از شرایط تعلیقِ پرعارضه و کمک به خیز ایران برای توسعه و امنیت پایدار   ✍🏻 محمدرضا جلائی‌پور   بسیاری از تحلیل‌گران بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ایران را مخیر بین دو انتخاب می‌دانند: «تسلیم» (پذیرش خواسته‌هایی که آمریکا با حملهٔ نظامی و مذاکره هم به آن نرسیده است) و «تصعید» (که می‌تواند به جنگ ویرانگر بیانجامد). مسیر تصعید در کوتاه‌مدت و مسیر تسلیم در بلندمدت می‌تواند قدرت ملی و حتی یکپارچگی ایران را تهدید کند. آیا انتخاب سومی هم وجود دارد که بتواند قدرت ایران برای پیشگیری از تجاوز و تهدیدهای نتانیاهو و رسیدن به توافق‌های برد-برد با قدرت‌های منطقه و جهان را افزایش دهد و در کوتاه‌مدت و بلندمدت امنیت و بهروزی ایرانیان و بقا و ارتقای ایران را بیشتر تامین کند؟ پاسخ نگارنده مثبت است. مولفه‌های این طرح سوم را باید به شکل جمعی کشف و خلق کرد، چراکه به نسبت دو گزینهٔ تسلیم و تصعید پیچیده‌تر و چندبعدی‌تر است و خلق افقی جدید و نویدبخش برای ایران و کشورهای منطقه است و نه ادامهٔ‌ مسیرهای قبلی که چشم‌انداز نگران‌کننده‌ای دارد. برای مشارکت در گفتگو و تکاپوی جمعی برای کشف مولفه‌های این طرح و صرفا به عنوان یک علاقمند به مطالعات کلان‌راهبردی، هفت سرفصل مولفه‌هایی را که به نظرم باید در این طرح سوم حضور داشته باشد و در کنار هم می‌تواند کارساز و راهگشا شود و جزئیاتش باید توسط بهترین کارشناسان پردازش شود، در ادامه می‌آورم:   1️⃣ افزایش قابل اعتنای سهم صنایع و هزینه‌های کارآمدِ نظامی و دفاعی از بودجه و منابع عمومی کشور (به ویژه در حوزهٔ موشکی، جنگال و پهبادی)؛   2️⃣ پذیرش اقتضائات شراکت راهبردی با چین (از جمله برای خرید پیشرفته‌ترین ناوگان هوایی و پدافندی و لوازم جنگال از چین و به ویژه در حوزه‌های ترانزیت کالا و داده، هوش مصنوعی، صنعت خودرو، صنایع بزرگ‌مقیاس صادرات‌محور، خدمات فنی و مهندسی در منطقه، و انرژی‌های نو و تجدیدپذیر)؛   3️⃣ پذیرش اقتضائات و طراحی و اجرای ائتلاف‌ها و پیمان‌های امنیتی و اقتصادی و محیط زیستی قدرتمند و جدید با کشورهای غرب آسیا، به ویژه با عربستان و ترکیه و در قفقاز و آسیای میانه، و ذی‌نفع کردن کشورهای منطقه در امنیت و رشد ایران و تبدیل ایران به کارگزار توسعهٔ منطقه؛   4️⃣ پذیرش اقتضائات تقویت همبستگی ملی تکثرپذیر و فراگیرتر شدن نهادهای عمومی و کاهش شکاف‌های اجتماعی در ایران (به ویژه با رفع فیلترینگ از اینستاگرام و تلگرام و سرمایه‌گذاری زیرساختی فوری برای افزایش سرعت اینترنت، فراگیرتر شدن رسانهٔ ملی، تبعیض‌زدایی از سازوکارهای گزینش و استخدام و ارتقا در نهادهای عمومی، حزبی‌ و فراگیرتر شدن انتخابات، تقویت سازوکارهای مذاکرهٔ جمعی با حضور نمایندگان دولت و گروه‌های صنفی و حرفه‌ای و سمن‌ها، پرهیز از برخورد انتظامی و جریمه به خاطر پوشش، و تمهید عفو عمومی و تردد/بازگشت ایرانیان خارج از کشور، همه از جمله از طریق تغییر دبیران شوراهای عالی فضای مجازی و انقلاب فرهنگی و توافق‌سازی در سطح کابینه و سران قوا و شورای عالی امنیت ملی)؛   5️⃣ تمرکز دولت بر پذیرش اقتضائات تداوم و بهبود خدمات پایه، به ویژه رفع ناترازی‌های آب و برق و گاز و بنزین، و افزایش تاب‌آوری اقتصادی، به ویژه در محروم‌ترین ایرانیان (از جمله با انتخاب مدیرانی در وزارت نیرو و صمت و بانک مرکزی که قادر به مدیریت این تحول باشند، اجرای سیاست‌های محرک تقاضا و چرخهٔ تولید، قابل برداشت کردن بخشی از سهام عدالت، و تمهید یارانه‌های کالایی و نقدیِ بیشتر به دهک‌های محروم)؛   با پیشروی در محورهای فوق (و افزایش همبستگی ملی و تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی و قدرت دیپلماتیک و نظامی و اقتصادی ایران)، دست ایران برای نتیجه‌گیری در دو محور دیگر پر می‌شود:   6️⃣ مذاکرات مستقیم رفع تحریم‌ها (در صورت آمادگی طرف آمریکایی برای مذاکرات برد-برد) با ارائه طرح‌های ابتکاری و فنی نوین (که کارشناسان برجسته‌ای چون دکتر علی‌اکبر صالحی توان طراحی آن را دارند) برای حفظ، تقویت و مدرن‌سازی صنعت هسته‌ای ایران و تثبیت حق غنی‌سازی که تعلیق موقت غنی‌سازی اورانیوم را در چارچوب یک توافق متوازن و در ازای امتیازات فنی و رفع تحریم‌ها می‌پذیرد؛   7️⃣ پیشگامی ایران در ساختن ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و جهانی و بسیج دولت‌ها و نهادها و افکار عمومی جهانی در حمایت از منزوی‌سازی اسرائیلِ نسل‌کش و تشکیل دولت فلسطین و توسعهٔ فلسطین (بدون به رسمیت شناختن رسمی اسرائیل).   طرح ایجابی هفت‌پایهٔ بالا برای بسطِ همزمانِ امنیت و توسعهٔ ایران آسان و بعضا آرمانی نیست، ولی ممکن است. این طرح گرچه مستلزم گام‌های بلند و سریع و توافق‌های جدید است،‌ برای ایران با این ترتیبات نهادی و در این منطقه و جهان، از «تسلیم» و «تصعید» کم‌هزینه‌تر و پرفایده‌تر است: اقتضای «آرمان‌گرایی واقع‌نگرانه». @nazm_jahani
هدایت شده از مجله خردورزی
🔻تنبه به بایستگی گذار از نظریه به نظام ➖ منزلت و منطق «نظام‌پردازی» در علم اجتماعی اسلامی ▪️تحقق «اسلام» در جامعه، متوقف بر «نظام‌سازی اجتماعی» است؛ یعنی باید ساختارهای اجتماعی در خدمت «غایات اسلامی» قرار گیرند و این امر بدون آنکه ساختارهای اجتماعی «ماهیت اسلامی» داشته باشند، ممکن نیست. ▪️به‌نظر می‌رسد دغدغۀ نظام‌سازی، به‌طور کامل در قلمرو پاره‌ای از «حکمت عملی» قرار می‌گیرد که در سنت فکریِ گذشتۀ ما، «سیاست مُدن» نام داشته است؛ با این توضیح که آن روایت از سیاست مُدن، کمتر به «ساختارهای اجتماعی» نظر افکنده و بیشتر بر روی «اوصاف عاملیتیِ حاکمان و حاکمیت» متمرکز بوده است. ▪️مسئلۀ اصلی این است که ما کنشگرانِ ساحت فکرسازی و اندیشه‌پردازی، باید هرچه زودتر از توقف در مبادی بعید و کلیات انتزاعی دست برداشته و آشکارا و مستقیم، دو ساحت نظریه و نظام را به‌عنوان عرصه‌های مبتلا به خلأ و نقصان، انتخاب کنیم. ▪️چنانچه بخواهیم از این کج‌راهه درگذریم، تنها راه عبارت است از تعامل میان «مبنا» و «میدان»؛ یعنی نظریه‌پردازیِ معطوف به الگوسازی و الگوسازیِ برآمده از نظریه‌سازی. به بیان دیگر، نیاز به هم‌زمانی داریم و باید یک رابطۀ دوسویه را رقم بزنیم. 📝 قسمتی از یادداشت دکتر مهدی جمشیدی، پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی در شماره هشتم خردورزی ➕ جهت خرید مجله خردورزی با ارسال رایگان، به ادمین پیام دهید: @ErfanKhalilifar 📍مجله خردورزی: @kheradvarzi_com