eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ چیستی ایده «اسرائیل بزرگ» 🔸 مفهوم «اسرائیل بزرگ» ریشه در متون مقدس یهود دارد؛ جایی که در کتاب پیدایش، خداوند به ابراهیم سرزمینی «از نهر مصر تا فرات» وعده می‌دهد. این روایت در بخش‌های دیگری از تَنَخ نیز دیده می‌شود، مانند کتاب تثنیه و کتاب سموئیل که دامنه سرزمین‌های بنی‌اسرائیل را از فلسطین و لبنان تا بخش‌هایی از مصر، اردن و سوریه ترسیم می‌کنند. 🔸 تئودور هرتزل، بنیان‌گذار صهیونیسم سیاسی، این ایده را در قالب یک افق سیاسی برای دولت یهود تکرار کرد. پس از تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸، مرزهای رسمی کشور به طور کامل تثبیت نشد و جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ با اشغال غزه، کرانه باختری، جولان و سینا، بار دیگر بحث‌های «اسرائیل بزرگ» را زنده کرد. جنبش‌ها و گروه‌های افراطی، آن را نه فقط یک هدف استراتژیک بلکه مأموریتی الهی تعریف کردند. 🔸 در سیاست معاصر اسرائیل، این مفهوم گرچه رسماً بخشی از دکترین دولتی نیست، اما از سوی برخی مقامات راست‌گرا و مذهبی علناً تبلیغ می‌شود. وزیران افراطی همچون بتصلائل اصموطریچ و ایتامار بن گویر نیز خواستار گسترش مرزها تا دمشق و حتی بخش‌هایی از عراق و عربستان شده‌اند. نقشه‌ها و نمادهای «اسرائیل بزرگ» گاه بر لباس سربازان یا پس‌زمینه سخنرانی‌ها دیده می‌شود، و در مواردی همراه با شعار «چیزی به نام ملت فلسطین وجود ندارد» بیان می‌گردد. 🔸 اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو که خود را «کاملاً» همسو با چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» دانست، باعث واکنش منفی و محکومیت‌های گسترده از سوی کشورهای عربی شده است. این ایده همچنان یکی از عوامل اصلی تنش‌های منطقه‌ای و محور بحث‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه باقی مانده است. برای مشاهده اینفوگرافی ها در اندازه اصلی کلیک کنید... 🆔@nazm_jahani
هدایت شده از ابوقاسم
رسانه های انقلابی ذوب در ولایت خیلی نه اما یک مقدار به فکر فرو بروند چرا رهبری در این مقطع سرنوشت ساز به صراحت از پزشکیان حمایت می کنند؟ چون می دانند بازی خطرناک طرح عدم کفایت از کجا آب می خورد و انگیزه های آن چیست؟ این حمایت واکنش به طرح عدم کفایت رئیس جمهور است که برخی از آقایان پی آن را گرفته اند. حتی به قیمت جنگ داخلی و تضعیف امنیت ملی چرا هیچ وقت کنشگری مدعیان ذوب در انقلاب با دیدگاه های رهبری هماهنگ نیست؟علت چی میتونه باشه بنظر شما؟ دو گام جلو می روند اما مجبورند به عقب برگردند؟ طرح عدم کفایت رئیس جمهور برای تصاحب ریاست جمهوری نیست، تارگت اصلی جانشینی است. اینکه کدام جریان سیاسی در سه چهار سال پیش رو ، دولت و مجلس و سایر بخش های قدرت را در اختیار داشته باشد بسیار مهم است و سهم بالایی در مساله جانشینی خواهد داشت. روزها و ایام بسیار مهمی پیش روی ملت ایران است. ابوقاسم https://eitaa.com/aboghasm
⭕️باید سند «امنیت ملی» تدوین شود «عباس عبدی»: در آغاز جنگ هیچ توصیه رسمی برای اتحاد و انسجام به مردم ارائه نشد، اما مردم با رفتار خود نشان دادند که مهم‌ترین دغدغه و اولویت آن‌ها حفظ ایران و موجودیت کشور بوده است. 🔹مقامات مسئول کشور باید سیاست رسمی خود برای حفظ و توسعه ایران در شرایط کنونی را مدون و ابلاغ کنند. این کار می‌تواند تحت عنوان تصویب سند امنیت ملی برای عبور از شرایط کنونی انجام شود؛ تا همه بر اساس آن رفتار کنند و اگر کسی هم مخالف است بتواند سکوت کند. 🔹متاسفانه اکنون متن و سندی که چنین محتوایی را بازتاب دهد و پرسش‌های عمومی را پاسخ دهد در دسترس نیست. طبعا هرکس خواهد کوشید که سند و ذهنیت خود را مطرح کند و همین موجب تفرقه می‌شود. یکی دنبال استیضاح و برکناری رئیس جمهور می‌رود و یکی هم دنبال مذاکره به هر قیمتی و هر شرایطی. ادعای همه هم خیرخواهی برای ایران است. 🔹من از اولین حامیان آقای پزشکیان بوده و هستم ولی انتقادهای خود را هم دارم و هر روز هم می‌نویسم و گمان دارم وظیفه من برای کمک به اقای پزشکیان و دولت و حکومت چنین است و اغلب هم استقبال می‌شود. 🔹در واقع نقد می‌تواند نشانه علاقه و نه دشمنی نسبت به نقدشونده باشد. محتوای آن فرع بر ادبیات است. این اشتباهی است که برخی مرتکب می‌شوند که به لحن و ادبیات نقد کم توجهی می‌کنند. رویکرد اصلی هر نقدی در ادبیات آن مستتر است. @nazm_jahani
🗒 در برابر فهم‌های نامنطقی: پنجرۀ نقد را نبندید! مهدی جمشیدی ۱. برخی برداشت‌های مطلق و سوگیرانه از سخنان رهبری، بسیار عجیب هستند. مگر رهبری تاکنون دربارۀ دولت‌های گذشته گفته بودند که «من از فلان دولت حمایت نمی‌کنم» یا «مردم از فلان دولت حمایت نکنند»؟! این حمایت، امر مشترک و همیشگی بوده و اختصاص به هیچ دولتی نداشته است‌. اتفاق تازه‌ای رخ نداده! انتظار داشتید رهبری بگویند مردم از دولت فاصله بگیرند؟! نه‌فقط دربارۀ دولت‌ها، بلکه دربارۀ هیچ‌یک از نهادها، تاکنون رهبری موضعی نداشته‌اند که بر نفی دلالت داشته باشد. در کجا رهبری گفته‌اند مردم در برابر فلان نهاد بایستند؟! یا مردم به فلان نهاد، کمک نکنند؟! هیچ‌جا. دربارۀ دولت اعتدال نیز که آن‌همه صدمات و لطمات زد، رهبری در هیچ سخنی، توصیۀ به عدم‌کمک نکردند، چه رسد به تقابل. ۲. منطق عملی رهبری نسبت به دولت‌ها، اصطکاک و تنش نیست. در تلخ‌ترین شرایط نیز ایشان، بنا را بر تفاهم و همکاری و کمک می‌گذارند و می‌خواهند گره‌ها گشوده شود. اگر تضادها و تعارض‌های نهانی، در سطح بالا هم قرار داشته، باز رهبری سعی کرده‌اند دورۀ دولت‌ها به سر آید و فرود آرام و پایان خوش رقم بخورد. توقع مواجهۀ غلیظ و تقابل و عزل از رهبری، نابجاست. ایشان به دولت‌ها از دو منظر می‌نگرند؛ یکی از اینکه جزو ساختار رسمی و قانونی و بخشی از نظام هستند، و دیگر این‌که منتخب مردم هستند. این دو جهت، سبب می‌شود که حتی در صورت تفاوت جدی میان سیاست‌های رهبری و دولت‌ها، ایشان به حمایت از آنها ادامه بدهند و به صورتی رفتار نکنند که حس جدایی و اصطکاک در ذهنیت مردم رخ بدهد. فراتر از اینها، علامۀ مصباح می‌گفت با وجود این‌که رهبری می‌دانند برخی نیروهای سیاسی، قصد خیانت و توطئه دارند و مترصّد ضربه‌زدن هستند، اما باز هم مواجهۀ پدرانه و بزرگوارانه با آنها دارند و به روی خویش نمی‌آورند و با آنها با ملاطفت و ملایمت رفتار می‌کنند. از این جهت، ایشان بر این باور بود که سعۀ‌صدر رهبری، حیرت‌آور است. ۳. به یاد داریم که در دورۀ دولت اصلاحات نیز، رهبری همواره به همبستگی و وحدت دعوت می‌کردند و به حمایت از دولت می‌پرداختند، اما از آن سو، شخصیتی مانند علامه مصباح، از زاویۀ فکری و معرفتی، به نقد جدی و چالشی دولت می‌پرداخت؛ چنان‌که ایشان به‌عنوان یک نیروی منتقد دولت اصلاحات شناخته می‌شد. بدین‌جهت، رئیس دولت وقت نیز از علامه مصباح، ناخشنود و بلکه عصبانی بود. بااین‌حال، علامه مصباح در آن دوره، نقدهای بنیادین خویش را به نحوۀ حکمرانی دولت و به‌خصوص سیاست‌های فرهنگی‌اش، تعطیل نکرد. تکلیف رهبری با دیگران تفاوت دارد و لازم نیست نیروهای فکری نیز همانند رهبری، ملاحظات فراوان داشته باشند؛ چون تفاوت در موقعیت، موجب تفاوت در موضع‌گیری می‌شود. حضرت امیر -علیه‌السلام- هیچ‌گاه جناب ابوذر را از روشنگری‌هایش باز نداشتند، اما خودشان آن‌گونه عمل نکردند. همین نقادی‌های مبتنی بر حق و انصاف، در ذات خودش، کمک و مساعدت است. حمایت از هیچ دولتی، مطلق نیست؛ بلکه حمایت، فقط از فضیلت‌ها و صواب‌ها و صلاح‌هاست. حمایت از خطا و خیانت، بی‌معناست. آنجا که دولت به راه حق رفت، باید حمایت و همدلی کرد، و آنجا که به جانب باطل رفت، باید نقد و نهی کرد. ما با امر مطلق روبرو نیستیم که بتوانیم مواجهۀ مطلق در پیش بگیریم. ساختارهای نسبی، مواجهات نسبی و اقتضائی و موقعیتی می‌طلبند. https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
هدایت شده از ابوقاسم
ناظر به بی اخلاقی های سیاسی این روزها باید عرض کنم وقت خودتان را برای چهارتا سیاستمدار و سایبری های شان تلف نکنید. همه ماجرا این است که اونها برای یه تکه پول بیشتر به خون هم تشنه اند. برای دنیای خودشان و رقابت های کاملا سیاسی تلاش می کنند. شدیدا مخالفم که دوگانه حق و باطل را برای این چیزها پوشش قرار می دهند. تحلیل حق و باطل داشتن از این تقابل ها کاملا مفهومی و انتزاعی است نه مصداقی این لایه البته با دغدغه های ارزشمند مؤمنین متفاوت است. تکامل بعضی آدم ها در جمهوری اسلامی کاملا اتفاقی و ناگهانی بود. تکامل خیلی ها زودهنگام بود و این زنجیره سینه به سینه در حال انتقال به اعوان و انصار و سایبری ها است. عیار هوش سیاسی کشور در حال نمایش است. اندازه فکری اعوان و اطرافیان که به هرحال مشاورین آقایان اند و قرار است رهبران سیاسی آینده باشند هم روشن است.‌ خروجی همه درگیری های سیاسی منتهی به عملکرد جمهوری اسلامی ایران می شود نه زید و عمرو. ابوقاسم https://eitaa.com/westanews
هدایت شده از علیرضا زادبر
تعیین تکلیف دو نزاع سالهای آینده برای ایران و انقلاب اسلامی تعیین کننده است. نزاع در دو سطح شاید تعیین تکلیف شود: ۱. در بُعد خارجی نزاع بین ایران و غرب ۲. در بُعد داخلی نزاع اسلام سیاسی و اسلام غیرسیاسی در داخل نزاع احزاب و جریانات خواهان اسلام سیاسی و احزاب مخالف اسلام سیاسی تعیین کننده خواهد بود. اسلام غیرسیاسی جمهوری اسلامی را میخواهد، در قدرت هم می ماند اما جمهوری اسلامی سکولار... یک روز باید مفصل نوشت. https://eitaa.com/Politicalhistory
49.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«ما که را رعایت کردیم دستور دادند به کودتای عراق مساعدت نکنید؛ اطاعت امر کردیم فرمودند تعداد آلمانی‌ها کم کنید؛ عذر آنها را هم خواستیم چی شد که اینها یکهو ریختند توی این مملکت؟ ما که همه جوره با اینها کردیم ما که هر چی گفتند انجام دادیم ما که هر چی آنها می‌خواستند دادیم اینها که دم از تمدن و این کوفت و زهرمارها می‌زنند چرا؟» پهلوی اول در مواجهه با روس و انگلیس آنقدر و بود که رضاخان فکر می‌کرد همین که «هرچه آنها بخواهند بدهد و برود» دیگر همه چیز اوکی خواهد شد و بقای ملک و سلطنت تضمین است؛ هرچه آنها خواستند کرد و سیاست «بدهیم برود» را بخوبی اجرا کرد اما دست آخر از کار برکنار شد. راستی این شما را یاد کدام گروه سیاسی امروزی می‌اندازد؟ ⭕ برشی از سریال ماندگار در چشم باد که اشغال ایران در شهریور 1320 را بخوبی تصویر کرده است 🆔@nazm_jahani
⭕️"نکته‌پرانی" در فضای مجازی 👤دکتر حسن انصاری 🔸درباره آسيب شناسی فضای مجازی بسيار گفته اند و خوانده ايم و شنيده ايم. يکی از آسيب های آن به نظرم در فضای روشنفکری و نظری ايجاد توهم عالم بودن و صاحب "سخن" بودن است. تا قبل از عصر رسانه های اجتماعی انتشار يک مطلب حتی در يک روزنامه دست چندم کار ساده ای نبود. اما الآن به لطف رسانه های اجتماعی هر کسی می تواند از حق اظهار نظر برخوردار باشد. اين البته جنبه مثبت وجود چنین رسانه هایی است. منتهی مشکل آنجاست که کارکرد رسانه های اجتماعی هنوز کاملا مورد بحث و بررسی قرار نگرفته. مثلا اينکه در سياست و اجتماع و دين و فرهنگ و علوم هر کدام چه راه هایی وجود دارد که بتوان با آنها ميان اظهار نظرهای با پشتوانه و بدون پشتوانه علمی تشخيص داد و تمايز برقرار کرد؟ رسانه های اجتماعی در چه حيطه هایی می تواند بستری برای گفت و شنود باشد و در کجاها نيازمند حفظ حدود شناخت علمی و تخصصی هستيم؟ اظهار نظر چه کسانی را بايد در رسانه های اجتماعی و در چه موضوعاتی مورد توجه قرار دهيم؟ مسلم است که موضوعات بسياری در اجتماع و سياست هست که می تواند عرصه اظهار نظر و رايزنی عمومی باشد و اساسا تنها در پرتوی خردی جمعی می توان درباره آن به بحث و بررسی و روشنگری پرداخت. اما موضوعات علمی چطور؟ جايگاه تخصص چيست؟ سهم "جامعه علمی" در هر رشته ای چيست؟ آيا پسنديده است در عرصه رسانه های اجتماعی بحث های علمی و تخصصی را دامن زد؟ اگر اين بحث ها مطرح می شود چه راه هایی وجود دارد تا مانع از سيطره عوام گرایی و شانتاژهای رسانه ای بر بحث های علمی شويم؟ چه راهی وجود دارد که علم و تخصص را از سياست زدگی و يا غلبه موج های زمانه برحذر داريم؟ چطور می توان از علم در برابر موج های رسانه ای حفاظت کرد؟ به نظرم يک راهش اين است: در مباحث علمی و آکادميک ملاک های متناسب با "جامعه علمی" هر رشته ای را حتی در رسانه های اجتماعی محترم شماريم. مثلا از کسی که حتی يک کتاب، سهل است يک مقاله آکادميک در موضوعی علمی که در رسانه ای اجتماعی از آن سخن می گويد منتشر نکرده و از طرق معمول تخصص و دانش خود را به محک داوری نگذاشته سخنی و يا بهتر بگويم اظهار نظر مهمی را در رسانه های اجتماعی نپذيريم. در غير اين صورت علم، و به ويژه علوم انسانی در زير ضربات و شانتاژهای رسانه ای له خواهد شد و اسير موج های رسانه ای و "نکته پرانی" های مجازی خواهد گردید؛ نکته پرانی های کسانی که سرمايه ای علمی جز همين "مداخله" های مجازی ندارند... 🆔@nazm_jahani
⭕️چند سطری درباره آفت‌های فضای مجازی و مدعيان بی‌هنر 👤دکتر حسن انصاری فضای مجازی حسن های زيادی دارد. اما آفت هایی هم دارد. يکی از اين آفت ها اين است که عده ای را در توهم توليد انديشه می اندازد. در يادداشت های فيسبوکی و توئیتر به طور خاص آدم هایی را می بينيم که با وجود ادعای داشتن مدارک و مراتب دانشگاهی و عضویت در انجمن های علمی (که گاهی هم، به ويژه آنجا که به خارج کشور مربوط است، متأسفانه اساسی در واقعيت ندارد و ادعاهایی است بی پايه که البته با وجود اينترنت و راه های متعدد راستی آزمایی و به اصطلاح گوگل کردن عجيب است که همچنان شاهدش هستيم. گویی با تکرار يک ادعای دروغ می توان توهمی را بر خواننده غالب کرد؛ شگفتا...) کار و وظيفه خود را در حد "نکته" گویی و "تأملات" نويسی و يادداشت نگاری های چند سطری فروکاسته اند؛ آن هم عموما با نگاهی خود علامه پندار در عرصه سياست و فرهنگ؛ معمولا پر از انتقاد از وضع موجود، از فرهنگ گرفته تا اقتصاد و اجتماع و سياست. انتقاد البته در جای خود و از سوی آدم آشنا با جزئيات امور خوب است؛ متأسفانه خيلی اوقات فقط موج سواری است و بس و موضع گيری هایی است صرفا در راستای موج های زودگذر و البته عاری از حقيقت. همه ما بايد تلاش کنيم به اين بيماری گرفتار نشويم. اگر بناست من و شما که کارمان تحقيق و نوشتن و پژوهش آکادميک و روشمند است به جای انجام وظيفه خود و مساهمت و تلاش برای بهبود شرايط و ساختن آينده ای برای جوانان اين مملکت دائما به "حاشيه" نگاری مشغول شويم؛ خوب کار ما را چه کسی بايد انجام دهد؟ از خود بپرسیم کدام کتاب خوب را به طور نمونه در اين ده سال نوشته ايم؟ چه متنی اساسی را در اين ده سال تصحيح و ويرايش کرده ايم؟ چه کتاب ارزشمند و مهم در عرصه علوم انسانی را در اين ده سال اخير ترجمه کرده ايم؟ خود چه کرده ايد و چه کرده ايم که بايد دائما از اين و آن اشکال بگيريم؟ مگر می شود فرهنگ اين کشور را تنها با دو سطر اينجا در "فيسبوک" و سه سطر آنجا در توئیتر و تلگرام ارتقا داد؟ با کدام کارنامه علمی و کدام مقاله داوری شده ای خود را اهل فرهنگ و نظر قلم برده ايد؟ چرا تاکنون حتی یک مقاله درست منتشر نکرده ايد؟ خيلی بد است که نوشتن در فضای مجانی مجازی "فيسبوکی" آدمی را به توهم بیجا بیاندازد. اگر فروزانفرها و مجتبی مينوی ها و قزوينی ها و همایی ها و يحیی مهدوی ها و ايرج افشارها و بسياری ديگر در هشتاد سال گذشته چنين می کردند فکر می کنيد اصلا امروز چیزی از ادبيات و فرهنگ و ميراث ايرانی باقی مانده بود؟ آن نسل از بزرگان ما با وجود همه کمبودها و مشکلات هيچ گاه در انجام وظيفه کوتاهی نکردند. ميراث آنان را امروز در دست داريم و بر سر سفره آنان نشسته ايم. ما برای آيندگان چه کرده ايم؟ 🆔@nazm_jahani