eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
💡چرا با محاکمه ظریف، ایده او بازخواست نخواهد شد؟ ✍مهدی افراز 🔸با فعال سازی احتمالی مکانیسم ماشه در روزهای آینده، موجی از هجمه ها و انتقادات با زبان و ادبیات گوناگون متوجه تیم مذاکره کننده هسته ای و دولت مستقر در دهه ۹۰ خواهد شد. 🔹طی ۱۵ سال گذشته جریان مخالف مذاکره با غرب در فضای سیاسی ایران، عموماً رویکرد انتقادی خاصی را دنبال نموده است که در مجموع توفیق اجتماعی ملموسی را کسب نکرده و با همه فرصت هایی که در اختیار داشته است موفق نبوده اراده سیاسی مستحکمی را در برابر جریان مذاکره گرا ایجاد نماید. 🔸این ناکامی طولانی مدت که عموماً نمود خود را در نتایج انتخابات های ریاست جمهوری به عنوان بزرگترین نقطه تعیین جهت گیری های کلان اداره کشور نیز نشان می دهد، ریشه در چالش هایی دارد که جریان آنتی مذاکره همواره گرفتار آن بوده است. 🔹این چالش ها نوعاً به ساخت اجتماعی این جریانِ انتقادی باز می گردد و کلیدی ترین آن ها عبارتند از: 🔸چالش اول: " خوانش اجتماعیِ جاه طلبانه". فارغ از عنوان گذاری های موسمی همچون مقاومت، دلواپسان و ... از آن جا که در بیش از یک دهه گذشته مجموعه نمادهای رسانه ای این جریان همواره در قامت یک رقیب سیاسیِ خواهان قدرت نیز در انتخابات ها حاضر بوده اند، جامعه از بسته فعالیت های انتقادی آن، خوانشی قدرت طلبانه و جاه طلبانه دارد و این تقابل ها را در چارچوب تداوم بگومگوهای انتخاباتی فهم می نماید نه یک رویکرد مصلحانه و دلسوزانه، که این برداشت عمومی در پیمایش های اخیر ملّی نیز منعکس بوده است. 🔹چالش دوم: " کنشگری سلبی و فاقدِ مسیر جایگزین". عمده مشغولیت جریان انتقادی ،القای دلواپسی و تکرار دائمی بی فایده و بی ثمر بودن روند توافقات با غرب، بدون ارائه آلترناتیو واقعی، محسوس و زنده بوده است. تداوم این کنشگری سلبی و نقّادانه فارغ از افق گشایی با مسیرهای بدیل داخلی، تصویری انسدادی از آن ساخته که با برچسب مخالفانِ توسعه ایران و یا منتفعین از وضعیت تحریم، برای بدنه ای از جامعه معنادار شده اند. 🔸چالش سوم: "تمرکز بر نزاع شخصی". موقعیت ها و فرصت هایی که می توانست به محمل موثری برای عبور دادن جامعه ایران از خوش بینی به غرب و ناامیدسازی‌ از گره گشایی آن ها برای کشور تبدیل شود، عمدتاً با محاکمه شخصیت های دست اندرکار در مذاکرات و توافقات، به هدر رفت. در واقع یکی از اشتباهات واضح جریان انتقادی این بوده است که مسیر منصرف ساختن ملّت ایران از ایده غرب گرایی را در بدبین ساختن جامعه نسبت به غرب گرایان و در راس‌ آن مذاکره طلبان جستجو و دنبال کرده است. 🔹تجربه یک دهه گذشته آشکار ساخت که تمرکز بر نقد یا تخریب اشخاص به تطهیر بیشتر غرب و تقویت رویکرد مذاکره منجر خواهد شد. که این پیامد برآمده از دو دلیل روشن است: 🔸دلیل اول؛ وقتی اشخاص مورد هدف قرار می گیرند، عمدتاً بی کفایتی یا بی عرضگی تکنیکی و تخصصی آن ها مورد توجه واقع می گردد و در این شرایط جمع بندی عمومی این می شود که علّت به نتیجه نرسیدن این مسیر نه بن بست بودنِ ذاتیِ آن بلکه عدم توانمندی و ضعف این چهره ها در به سرانجام رساندن آن بوده و در نتیجه همچنان عطش پیگیری این ایده‌‌ زنده و گرم باقی می ماند و حداکثر چهره های آن بالا و پایین می شوند. 🔹دلیل دوم؛ این نزاع بر روی اشخاص، همواره تلّقی های جاه طلبانه و منفعت گرایانه نسبت به منتقدین را نیز تشدید می نماید و برداشت عمومی این می شود که دعوا اساساً نه بر سر رویکردهای حل مساله بلکه در نقطه دیگری برای تصاحب قدرت سیاسی است. 🔸ایام کنونی و گرم شدن اذهان نسبت به مساله اسنپ بک نیز یکی دیگر از همین فرصت هاست. در این موقعیت نیز قرار است اشخاص بازخواست شوند یا ایده آن ها؟ قرار است پدیدآورندگان برجام محاکمه شوند یا اروپا و امریکا؟ قرار است ثابت شود که مذاکره کنندگان غیرحرفه ای بودند یا غربی ها غیر متعهد و غیر اخلاقی؟ قرار است این فشار جدید به یک بغض ملّی تبدیل شود و یا به یک کینه ورزی داخلی؟ قرار است احراز شود که عملکرد ظریف و روحانی خراب بوده یا گره گشایی غرب برای ما سراب؟ @afrazmahdi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💡چرا با محاکمه ظریف، ایده او بازخواست نخواهد شد؟ ✍مهدی افراز 🔸با فعال سازی احتمالی مکانیسم ماشه در
با فعال‌سازی احتمالی مکانیسم ماشه، انتقادات به تیم مذاکره‌کننده و دولت دهه ۹۰ افزایش خواهد یافت، اما این انتقادات منجر به رد ایده مذاکره و غرب‌گرایی نخواهد شد. سه چالش اصلی برای جریان منتقد وجود دارد: ۱.خوانش اجتماعی جاه‌طلبانه: جامعه، نقدهای این جریان را نه ناشی از دلسوزی، بلکه به عنوان تلاشی برای کسب قدرت و ادامه رقابت‌های انتخاباتی معمول تفسیر می‌کند. ۲.کنشگری سلبی و فاقد مسیر جایگزین: این جریان تنها بر بی‌فایده‌بودن مذاکرات تأکید می‌کند بدون آن که راه‌حل عملی و جایگزین مشخصی ارائه دهد. این امر تصویری منفی و انسدادی از آنان ایجاد کرده و آنان را به عنوان مخالفان توسعه یا ذی‌نفعان تحریم معرفی می‌کند. ۳.تمرکز بر نزاع شخصی: به جای پرداختن به اصل ایده مذاکره با غرب و نقد آن، انرژی خود را بر محاکمه و تخریب شخصیت‌های درگیر متمرکز کرده‌اند. تمرکز بر محاکمه افراد (مانند ظریف) به جای نقد خود ایده مذاکره، نتیجه‌ای معکوس دارد و به دو دلیل باعث تقویت ایده مذاکره می‌شود: دلیل اول: با هدف قراردادن افراد، این برداشت عمومی ایجاد می‌شود که مشکل، عدم کفایت تیم مذاکره‌کننده بوده، نه ذاتی بودن بن‌بست در مذاکره با غرب. در نتیجه، این باور که "اگر فرد شایسته‌ای بود، مذاکره جواب می‌داد" تقویت شده و عطش برای پیگیری همین ایده باقی می‌ماند. دلیل دوم: این نزاع‌های شخصی، تصورات عمومی مبنی بر جاه‌طلبی و منفعت‌طلبی منتقدان را تشدید می‌کند و نشان می‌دهد که دعوا بر سر تصاحب قدرت است، نه یافتن راه‌حلی برای مشکلات کشور. نتیجه‌گیری: بنابراین، محاکمه افرادی مانند محمدجواد ظریف در صورت وقوع، منجر به محاکمه و رد "ایده مذاکره‌طلبی و غرب‌گرایی" نخواهد شد. زیرا این اقدام، بر افراد متمرکز است و با تقویت این برداشت که مشکل "شخص" بوده نه "سیاست"، عملاً به تطهیر غرب و زندهنگه‌داشتن امید به مذاکره منجر می‌شود. به عبارت دیگر، این محاکمه‌ها شکست ایده مذاکره را ثابت نمی‌کند، بلکه فقط شکست اجراکنندگان آن را نشان می‌دهد و راه را برای ظهور چهره‌های جدیدی با همان ایده باز می‌گذارد.
💡آیا جامعه ایران کم حافظه است؟ ✍️مهدی افراز 🔸پس از آغاز دور جدید مذکرات هسته ای با امریکا و عکس العمل های بازار به این گفتگوها، این تلّقی بر برخی زبان ها جاری شد که؛ "چقدر ملّت ایران کم حافظه است؟!" هنوز یک دهه هم از تجربه عبرت آموز او در برجام نگذشته است که با پیگیری لحظه به لحظه اخبارِ عمان، عمده فعالیت های سرمایه گذارانه خود در بازارهای تولیدی و زیرساختی را متوقف کرده و ضمن نوسان گیری های روزانه، با هیجان در انتظارِ گشایش های بزرگ اقتصادی ایران توسط تیم ترامپ است. معامله با همان طرفی که مشغول جدال بی رحمانه با نزدیک ترین دوستان و همسایگان دیرین خود است، چگونه می تواند امیدآفرین باشد؟! همان فردی که از راه نرسیده برنامه جامع اقدام مشترک را زیر پایش انداخت، چطور می تواند راهگشای معیشت و زندگی ما باشد؟! 🔹در هفته گذشته دو پیمایش ملّی توسط دو مرکز معتبر افکارسنجی با موضوع مذاکرات هسته ای صورت گرفته است. در نتایج هر دو کار، یک شبه تناقض در ذهن مردم ایران احساس می شود. بیش از ۵۰ درصد از پاسخ دهندگان در برابر این مضمون که؛ "آیا با ادامه یافتن مذاکرات فعلی موافقید؟" یا "برای پیشرفت اقتصادی کشور باید با امریکا به توافق برسیم؟" اعلام موافقت کرده اند ولی در عین حال همین جامعه آماری در پاسخ به این مضمون که؛ "در صورت حصول یک توافق، تا چه میزان امریکا به تعهداتش پایبند خواهد بود؟"، حدود ۶۰ درصد امیدی به پایبندی امریکا به مفاد توافق و در نتیجه اثر اقتصادی آن ندارند. جامعه به صورت تؤامان هم به مذاکرات امیدوار و هم نسبت به نتیجه آن ناامید است. 🔸حالا مجدد این سوال را مطرح می کنیم که "آیا تجربه ناموفّق و بی‌نتیجه مذاکره با آمریکا در دهه نود شمسی، مایه عبرت تاریخی مردم ایران نشده است؟" در پاسخ به این پرسش مهم می‌توان گفت هم آری و هم خیر! از یک سو مردم ایران در تجربه دهه نود به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا قابل اعتماد نیست و دیگر آن دل‌خوشیِ ابتدای دهه نود را به آمریکا ندارند؛ حتّی کارگزاران و فعّالان سیاسی علاقه‌مند به مذاکره با آمریکا، آن امیدواری‌ها و دل‌خوشی‌های سابق را به مذاکره با آمریکا ندارند، تا چه رسد به مردم. تجربه تحوّلات جهانی طی یک دهه اخیر و برخوردی که آمریکا با کشورهای همسو مانند اوکراین، کانادا و اروپا اتّخاذ کرده، برای مردم روشن ساخته است که با دلگرمی و امیداوری نمی‌توان به استقبال مذاکره با آمریکا رفت. امّا چرا با وجود شکل‌گیری چنین عبرت تاریخی، هنوز مذاکره با آمریکا در جامعه ایران جذّاب است؟ علّت را باید در تبیین نشدن یا تبیین نارسا و نادرست گفتمان و ادبیات مقاومت جستجو کرد. مردم به مذاکره با آمریکا امیدی ندارند، اما هنوز اطمینان ندارند آن راه دیگر یعنی مقاومت، بتواند حل مسائل مالی و تولیدی کشور را در پی داشته باشد و در نتیجه به منادیان ایده مقاومت هم برای تحول اقتصادی کشور اعتماد ندارند. 🔹جریان انتقادی اگر بتواند روایتی از مقاومت ارائه دهد که هم دستاوردهای ایران در راه طی شده را و هم پیشرفت ایران در راه پیش رو را در افق مقاومت معنادار کند، گره ذهنی و روانی که مانع عبور کامل از گفتمان مذاکره است، مرتفع خواهد شد. جامعه ایران به لحاظ هویت تاریخی و ملّی، پذیرای تسلیم در برابر قدرت‌های جهانی نیست و احساس عمومی جامعه ایران نسبت به مقاومت مثبت است؛ امّا در عین حال مبهم است که آیا می‌توان با تکیه بر نظریه مقاومت، افزون بر صیانت از امنیت و استقلال کشور، مسیر پیشرفت و توسعه را هم دنبال کرد یا خیر. 🔸حال در این شرایط القای دلواپسی و تکرار دائمی بی فایده بودن و بی ثمر بودن روند توافق، بدون ارائه دادن آلترناتیو واقعی، محسوس و زنده، هیچ اثر پیش برنده ای برای جامعه ندارد. تداوم کنشگری سلبی و نقّادانه فارغ از افق گشایی با مسیرهای بدیل داخلی، جامعه را به انسداد خواهد کشاند و تصویر نامطلوبی از منتقدین، به عنوان مخالفانِ توسعه ایران و یا منتفعین از وضعیت تحریم، برای بدنه ای از جامعه خواهد ساخت. 🔹بر این اساس به نظر می رسد جامعه ما به قدر وُسع خود و به اندازه کافی از عبرت های مدرسه برجام آموخته و آن را در حافظه خود هم خوب حفظ کرده است اما آیا جریان انتقادی هم از سبک مراوده خود با افکار عمومی در دهه ۹۰ به اندازه کافی تجربه کسب کرده و تکاملی در رفتارهای خود ایجاد نموده است؟! @afrazmahdi
💡"جنگ گسترده و تسخیر ناگهانی اسرائیل"، ایده چه کسانی است؟
مهدی افراز
🔸پس از اعلام توقف آتش میان نیروی هوافضای ایران و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی، انگاره ای پدید آمد که ای کاش زمینه و مقدمات سیاسی - نظامی طوری فراهم بود تا با عدم پذیرش این پیشنهاد، تداوم حملات را تا انهدام و ازاله کامل رژیم پیش می بردیم و کار را یکسره می نمودیم. احتمالا چنین تصوری خیلی رویا پردازانه و آوانگارد به نظر می رسد و هر ذهنی خود را از ابتلا به چنین ساده انگاری های راهبردی مبرّا می داند. اما واقعیت آن است که در پسِ برخی از تحلیل ها و تجویزهایی که در ۶۵۰ روز پساطوفان الاقصی تا به امروز، به صورت گاه و بی گاه مطرح می شود، شبهی از همین تصوّر وجود دارد. 🔹جناب سید حسن نصرالله به عنوان یکی از مرتفع ترین قله ها در عاقله مقاومت، در یک صورت بندی ایده های مطرح شده در جهان اسلام برای مواجهه با رژیم اشغالگر را در قالب سه طرح توصیف نموده و تصریح می کند که مبتنی بر تجربه و اقتضائات حاکم بر ملّت ها، جوامع و منطقه غرب آسیا، "ایده یک جنگ گسترده و تسخیر ناگهانی سرزمین های اشغالی و آزاد نمودن آن از چنگال صهیونیست ها"، منطق و بیان صریحی است؛ "از طرفِ کسانی که قصد جنگیدن ندارند! " ایشان مقاومت را طرح هوشمندانه ای برای خروج از این بن بست و عبور از دوگانه سازش - جنگ دانسته و از آن به عنوان "گزینه سوم" یاد می کند. 🔸ایشان در سخنرانی روز قدس سال ۲۰۰۹، به طرح مبسوط این سه گانه پرداخته و با بیان وجوهی راهبردی از ایده مقاومت، این عقلانیت را به عنوان تنها مسیر منتهی به موفقیت معرفی می نماید: " پس برادران و خواهران، مسئله این نیست که ما فقط دو راه پیش رو داریم که یا بجنگیم و یا تسلیم شویم. خب اگر نمی‌توانیم بجنگیم پس برویم تسلیم شویم؟! نه، این طور نیست. این طور نیست که یا باید بجنگیم یا سازش و تسلیم را بپذیریم. "گزینه‌ی سومی" وجود دارد. آن گزینه این است که پایدار باشیم، بازدارندگی کنیم، "مقاومت" کنیم، برای به دست آوردن نیرو و توان تلاش کنیم و منتظر متغیرها باشیم. "روز قدس، بیان این طرح ماست". گزینه‌ی ما سازش نیست. نمی‌توانیم بجنگیم ولی می‌توانیم پایداری کنیم، می توانیم تسلیم نشویم، بازدارندگی کنیم، برای به دست آوردن عوامل قدرت و توان تلاش کنیم و منتظر متغیرها باشیم. این گزینه‌ای منطقی، عاقلانه و موفق است و به موفقیت هایی هم دست یافته است. " "در ادبیات دهه‌های گذشته -نسل ما و کمی قبل از نسل ما- این مسئله مطرح می‌شد که راه این است که یک جنگ گسترده‌ اعلام شود، همه‌ی مرزها باز شوند، همه‌ی ارتش‌ها تجهیز شوند و ناگهان فلسطین را از همه‌ی مرزهایش تسخیر کنیم. بسیار عالی، این یک حرف بسیار شیرین است، گزینه‌ی بسیار عالی‌ای هم هست. ولی به نظر می‌رسد کسانی که نمی‌خواهند بجنگند می‌روند سراغ سنگ بزرگ!، یعنی اگر بخواهیم منتظر روزی باشیم که همه‌ی نظام‌های عرب برای آزادسازی فلسطین راضی به بازکردن همه‌ی مرزها و گسیل کردن همه‌ی ارتش‌ها شوند، باید چند صد سال آینده را همچنان منتظر باشیم. الله اعلم. البته این نگرش به کجا منتهی می‌شود؟ واقعیت این است که مقاومت را در مارپیچ‌های بی‌انتها می‌اندازد. بسیاری از جریان‌ها و جنبش‌هایی که تصمیم به نبرد با دشمن اسرائیلی و مقابله با دشمن صهیونیستی گرفته بودند بر اساس این نظریه رفتند سراغ استراتژی تغییر نظام‌ها. یعنی راه قدس از کاخ ریاست جمهوری می‌گذرد! یعنی باید نظام چندین کشور عربی را تغییر دهیم تا نظام‌هایی داشته باشیم که همه برای جنگ و گسیل ارتش‌ها توجیه شده باشند. ولی چه رخ می‌داد؟ ولی حتی وقتی نظام تغییر می‌کرد و نظام جدید مستقر می‌شد دیگر نمی‌خواست بجنگد. پس این گزینه را کنار بگذارید. بنده به شما می‌گویم؛ اگر شنیدید کسانی می‌گویند باید همه‌ی مرزها باز شود تا به جنگ برخیزیم -با کمال صراحت- چنین کسانی به دنبال دلیلی منطقی هستند تا هرگز نجنگند! " @afrazmahdi
💡چرا سرمایه اجتماعی مقاومت، کمتر رشد کرده است؟ ✍ مهدی افراز 🔸در تمامی پیمایش های انجام گرفته در دوران جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، اغلب شاخص های مرتبط با ذهنیت مردم نسبت به عملکرد و سیاست های جمهوری اسلامی رشدِ قابل توجه و جهشی نسبت به دوران پیشاجنگ داشته است. اما در این بین، گویه های مربوط با ایده مقاومت همچنان بدون تغییر باقی مانده و رشد بسیار کمتری در مقایسه با سایر انگاره ها دارد. 🔹وقوع این تفاوتِ معنادار، به یکی از نقصان های کهنه ما در گفتمان مقاومت در ایران بازمی گردد و آن "ساخت دادن به مفهوم مقاومت در پیکره ای غیردفاعی" است. یکی از زمینه های اصلی برای افزایش سرمایه اجتماعی نظام در دوران اخیر، این بود که جامعه احساس نمود، کشور و حاکمیت در این جنگ در یک موضع دفاعی قرار گرفته است. دفاع از کشور، منافع، زندگی، پیشرفت، عزت و کرامت. 🔸 این در حالی است که منطبق با طرح های ذهنی و گفتمانی سابق، سیاست های مقاومت در منطقه همچنان خارج از پارادایم دفاعی فهم می گردد. مجموعه اقدامات مستمری که در سه دهه گذشته منجر به تصویرسازی از مقوله مقاومت در ذهنیت جامعه ایران شده است؛ عمدتاً منطق خود را در رویکردی مداخله گرانه، ماجراجویانه، غوغاطلبانه و در نتیجه غیرضروری برای آینده کشور صورت گری کرده است. 🔹گفتمان فعلی مقاومت نتوانسته است نشان دهد که سلاح او برای تعدّی و تجاوز نیست. نتوانسته است اثبات کند که اگر او ساکت بماند و در جای خود بنشیند تهدیدات خصم نزدیک تر می شود. نتوانسته است آشکار کند که فلسفه وجودی اسرائیل با اصل رفاه، امنیت و پیشرفت ما در تناقض است. نتوانسته است تبیین کند که جنگ آوری های او تلاشی برای پایان دادن به جنگ هاست. نتوانسته است وانمود کند که برای مرگ آفرینی کفن نپوشیده‌ است. نتوانسته است روشن سازد که در جهان کنونی حیات و زندگی با سکوت، نشستن و انتظار بدست نمی آید. نتوانسته است استدلال کند که در خاورمیانه امروز، امکانی برای بی طرفی وجود ندارد. نتوانسته است شعار بدهد که عقب ماندگی های امروز، نتیجه تسلیم های دیروز است. نتوانسته است بیان کند که همه قدرت های امروز جهان، دوره ای بزرگ و پرهزینه از مقاومت را پشت سرگذاشته اند. نتوانسته است شخصیت سازی کند که فرماندهان و شهدایش، بزرگترین سازندگان صلح و زندگی برای ملّت ها هستند. نتوانسته است تصویرسازی کند که محو اسرائیل، آرمانی برای محو نمودن عقب ماندگی ها، درماندگی ها و تنگدستی هاست. و در یک کلام نتوانسته است برساخت کند که گفتمان مقاومت، یک گفتمان دفاعی است. 🔸واسازی گفتمان مقاومت در افقی دفاعی و مشروع و پالایش آن از تلّقی های شورشی و تعدّی گرانه، یکی از تلاش های مستمرِ بزرگترین گفتارپرداز مقاومت، جناب سیدحسن نصرالله بوده است. ایشان بارها و بارها و از جمله در سخنرانی روز قدس سال ۱۴۳۲، تصریح می نمود که مقاومت یک پدیده دفاعی بوده و به دنبال تعدّی و جنگ طلبی با هیچ کس نیست: "برادران و خواهران، در روز قدس باید به روشنی اعلام کنیم ما به کسی تعدی نمی‌کنیم. مقاومت یک پدیده‌ی دفاعی است. یک پدیده‌ی دفاعی بوده و خواهد بود. دفاع از خود، خاک، آبرو، میهن، ملت، امت و کرامت. امروز مقاومت فلسطین نیز یک پدیده‌ی دفاعی است. فلسطینیان به کسی تعدی نمی‌کنند. به روسیه، اوکراین یا لهستان نمی‌روند تا یهودیان آن‌جا را بکشند. یا به اتیوپی نمی‌روند تا فلاشا را اگر واقعا یهودی باشند، بکشند. بلکه این صهیونیست‌ها هستند که از جای جای جهان برای غصب خاک، مقدسات، شهرها، روستاها و زمین‌های دیگران آمده‌اند. تمام کارهایی که ملت فلسطین انجام می‌دهد از جمله عملیات‌های استشهادی با هر هدفی کارهایی مشروع، شرافت‌مندانه، قانونی، بشری و اخلاقی است چرا که می‌خواهد ظلم، فساد، اشغال، شر و سرطان را ریشه‌کن کند. حقیقت این است. به همین دلیل ما این‌جا و مخصوصا در این برهه مظلومیت لبنان، فلسطین، عرب و مسلمانان را اعلام می‌داریم. چون در حال دفاع از خود هستند. ما به کسی تعدی نمی‌کنیم و به دنبال جنگ با هیچ کس نیستیم. ولی کسی که به ما تعدی کند، خاکمان را اشغال کند، مقدساتمان را هتک کند و کسی که بخواهد کرامت ما را لکه دار کند تن و خون ما را همچون آتش فشانی خواهد یافت که زمین را زیر پایش می‌شکافد. این مهاجم و متجاوز هر کس که می‌خواهد باشد. چه یهودی صهیونیست چه آمریکایی صهیونیست. از سوی هر کس نسبت به ما تعدی، تهاجم و هتک حرمت صورت بگیرد، جز با مردان و زنان آماده‌ی شهادت و فداکاری رو به رو نخواهد شد و مردان و زنانی که با فرهنگ ننگ و ذلت ناپذیری زندگی کرده‌اند، تربیت یافته اند و آن را به دوش گرفته‌اند. زنان و مردانی که شعارشان تا ابد:«هیهات منا الذله» بوده است و خواهد بود." @afrazmahdi
💡تراژیک اُکراین چه درس هایی برای تسلیم طلبان ایران دارد؟ ✍ مهدی افراز 🔸همزمانی ظهور ابعاد دنیای پسا امریکایی در تحولات اُکراین با رونق گرفتن نطق های تسلیم طلبان در ایران از عجائب وضعیت امروز ماست. 🔹ماجراهایی که کشور و دولت اُکراین طی دهه‌ی اخیر سپری کرده، دقیقاً همان مسیری است که تسلیم‌طلبان ایران خواستار آن هستند و جمهوری اسلامی را به آن دعوت می‌کنند. اینَک تجربه‌ی اُکراین پیش رویِ ماست و می‌توانیم در آیینه‌ی اُکراین آینده‌ای پیشنهادیِ غرب‌گرایانِ برای ایران را ببینیم. 🔸اُکراین کشوری بود که خواسته‌های غرب را پذیرفت، مظاهر و مولّفه‌های قدرت نظامی خود را از دست داد و رویکرد گرایش به غرب‌ را دنبال کرد تا بتواند از موهبت‌های همکاری با غرب ـ مانند تامین امنیت و سرمایه‌گذاری خارجی و ... ـ بهره‌مند شود. امروز اُکراین که به وعده‌های غرب اعتماد کرده بود و در راستای سیاست‌های غرب وارد جنگ با روسیه شد، بعد از تحمّل هزینه‌های فراوان، بی‌اراده و تحت تاثیر تصمیم‌سازی بلوک غرب، بخش‌هایی از خاکش را به روسیه واگذار می‌کند و بلوک غرب هیچ مسئولیتی برای دفاع از امنیت اُکراین روی دوش خود احساس نمی نماید. امروز نه تنها آن بهشتِ توسعه‌ای که غرب‌گرایان اُکراین در پیِ آن بودند محقّق نشد، بلکه باید با تجزیه‌ سرزمینی اُکراین نیز کنار بیایند. 🔹بایستی وضعیت اُکراین و روندی که طی دهه‌ی اخیر سپری کرد، با جزئیات و تفصیل و بی وقفه برای عموم مردم ایران توصیف شود تا متوهّمانه و خطرناک‌بودن پیشنهادی که بزک کنندگان غرب ارایه می‌نمایند به درستی درک شود. تجربه‌ی غم‌انگیز اُکراین به خوبی نشان می‌دهد که واقعیت نظم بین‌المللی که در آن قرار داریم، فانتزی‌هایی که برخی در کشور القا می کنند، نیست و اگر می‌خواهیم ایران بماند و راه پیشرفت را بپیماید، هیچ گزینه‌ای جز مقاومت نداریم. وضعیت امروز کیف آشکار می کند که هزینه‌های مقاومت در مقایسه با هزینه‌های تسلیم شدن در برابر غرب، به مراتب کمتر است. 🔸در این راستا پیام های زیر برای تخاطب با جامعه ایران در دسترس ماست: - وعده‌های قدرت‌های بزرگ، ابزار بسط سلطه است نه یک تعهد حقوقی و اخلاقی. - پشتیبانی غرب از دولت‌های دست‌نشانده‌، یک سراب است . - پیمان ناتو یک ببر کاغذی است؛ شکست‌پذیری این ائتلاف نظامی در برابر یک قدرت مصمم آشکار شد. - ارتشی که با پول و سلاح بیگانه بجنگد، فاقد قدرت بازدارندگی است. - بزرگترین اشتباه راهبردی اوکراین، اعتماد به غرب و کنار گذاشتن قدرت هسته‌ای بود. - اقتصاد مقاومتی جواب می‌دهد؛ روسیه توانست اقتصاد خود را در برابر شدیدترین تحریم‌های تاریخ مدیریت کند. - برتری منطق ایران در سیاست خارجی؛ پیش‌بینی‌های ایران در مورد بحران اوکراین به حقیقت پیوست. - افول هژمونی آمریکا و شکست راهبردی بلوک غرب؛ جهان به سمت چندقطبی شدن حرکت کرده است. - بازنده اصلی بحران اوکراین، اروپاست نه ایران! - غارت اوکراین به بهانه بازسازی؛ غرب به دنبال تسلط بر منابع و اقتصاد این کشور است. - ارزش‌های لیبرال دموکراسی در تنگناهای استراتژیک، به راحتی به حراج گذاشته می‌شوند. - در نظام بین‌الملل ، منطق قدرت بر قدرت منطق اولویت دارد؛ باید با زبان اقتدار سخن گفت. - شکاف عمیق و انشقاق در هژمونی غرب در بیشینه ترین وضعیت، آشکار شده است. @afrazmahdi
هدایت شده از خط انرژی
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 راز کینه ترامپ از بمب‌های کنار جاده‌ای  🔹مجید رجبی: با وجود بودجه نظامی ۱۰۰ برابری آمریکا، ما از شیوه جنگ نامتقارن در دریا و منطقه استفاده کردیم و جواب گرفتیم. 🔹اما زمانی محور مقاومت آسیب دید که ما گرفتار «صبر استراتژیک» و «تله جنگ» شدیم. 🔹جنگ نامتقارن مثل حمله هسته‌ای از زنبورهای عسل به خرس است اما به هوای مذاکره، تاکتیک جنگ نامتقارن ایران را فلج کردند. 🌐 مصاحبه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید. @khate_energy
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺 راز کینه ترامپ از بمب‌های کنار جاده‌ای  🔹مجید رجبی: با وجود بودجه نظامی ۱۰۰ برابری آمریکا، ما از
بمب‌های کنار جاده‌ای، در واقع اشاره به عاملیت ایران در منطقه دارد. از دلایلی است که سال 2005 ایران را از حمله‌ی آمریکا دور نگه داشت. ، ردی است بر گفتمان‌های صبر استراتژیک و تله‌ی جنگ و...
🔸بارها گفته شد، سالهاست رفتار ایران محاسبه پذیر و پیش بینی پذیر شده و باید از چرخه محاسبه پذیری خارج شویم تا حریف در تصمیمات خود بازنگری کند. 🔸سال ۲۰۱۸ نیکی هیلی نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل چند روز قبل خروج آمریکا از برجام رسما گفت: «اگر ما از برجام خارج شویم، ایران در برجام خواهد ماند.» یا باربارا اسلاوین، مسئول میز ایران در شورای آتلانتیک گفت: «من فکر می‌کنم آنها (ایران) جیغ و داد کنند و بگویند که اینکار غیرقانونی است اما آنها هنوز هم می‌خواهند در توافق بمانند.» 🔸اکنون نیز برآورد طرف اروپایی از رفتار ایران بعد فعال شدن مکانیسم ماشه اقدام قاعده مند و درچارچوب است. با خروج از NPT که پیش از این نیز هشدارش داده شده بود می توان نظام محاسبات طرف مقابل را بهم ریخت و از پیش بینی پذیری خارج شد. 🔸اگر صرفا اکتفا به محکومیت‌های دپیلماتیک و اقدامات نمادین شود، ضمن از بین رفتن اعتبار تهدیدات، باید منتظر ماند تا دشمن اقدامات تهاجمی دیگری را هم علیه ایران عملیاتی کند. 👤علی‌رضا فقیهی 🆔@nazm_jahani
محمدجواد ظریف، در روز‌های گذشته مصاحبه‌ای با فارن پالیسی کرده و سایت‌های معتبر داخلی ایران این‌گونه تیتر زدند: «ایران افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل را شکست.» یا «ایران دربرابر دو قدرت هسته‌ای استوار ایستاد و ثابت کرد هدف بی‌هزینه‌ای نیست.» 🔸اگر چه ظریف هنوز به حکم قطعی نرسیده است که آمریکا تنها زبان زور را می‌فهمد، و کماکان پرسش می‌کند «آیا زبان زور، تنها زبانی است که آمریکا می‌فهمد؟» 🔸اما من تیترهای دیگری را می‌زنم تا وجوه دیگری از این مصاحبه برجسته شود و در حافظه‌ی تاریخی ثبت شود؛ ۱. ظریف: حمله به ایران در آستانه مذاکرات، اعتماد به آمریکا را زیر سؤال برد (یا نابود کرد.) ۲.وزیر خارجه اسبق ایران هشدار می‌دهد: اقدام آمریکا دیپلماسی را تضعیف کرد. بر چه اساسی؟ او در قسمت‌های پایانی مصاحبه‌‌اش چنین می‌گوید: «بمباران ایران قطعا روشی نبود که رئیس‌جمهور صلح انجام دهد. بمباران ایران درست میان مذاکرات آن هم با نماینده خودتان؟ الان چه‌کسی می‌تواند به آمریکا اعتماد کند؟ از حالا به بعد چه‌کسی برای مذاکره با آمریکا تلاش می‌کند؟ من به زحمت مردم داخل ایران را متقاعد می‌کنم که دیپلماسی ارزش امتحان کردن دارد آن هم به دلیل کاری که رئیس‌جمهور ترامپ کرد. آیا این اثری است که او می‌خواهد از خود به جای بگذارد؟ او می‌خواهد دیگران فکر کنند تنها روش برای ارتباط با آمریکا، مقابله با آمریکا است؟ تنها روش و تنها زبانی که آمریکا می‌تواند به آن گوش دهد، زبان زور است؟  آیا این مسیری است که به آن چشم دوخته‌اند؟ آیا این میراثی است که آنها می‌خواهند به جای بگذارند؟ مردم آمریکا چه‌چیزی به دست می‌آورند؟ آیا با بمباران کشورهای دیگر، قلدری‌کردن، بی احترامی به کشورهای دیگر، مردم آمریکا بزرگ می‌شوند؟ آیا چنین مسیری می‌تواند کشوری را بزرگ کند؟ » 🆔@nazm_jahani