هدایت شده از یادداشت های مهدی افراز
💡آیا جامعه ایران کم حافظه است؟
✍️مهدی افراز
🔸پس از آغاز دور جدید مذکرات هسته ای با امریکا و عکس العمل های بازار به این گفتگوها، این تلّقی بر برخی زبان ها جاری شد که؛ "چقدر ملّت ایران کم حافظه است؟!" هنوز یک دهه هم از تجربه عبرت آموز او در برجام نگذشته است که با پیگیری لحظه به لحظه اخبارِ عمان، عمده فعالیت های سرمایه گذارانه خود در بازارهای تولیدی و زیرساختی را متوقف کرده و ضمن نوسان گیری های روزانه، با هیجان در انتظارِ گشایش های بزرگ اقتصادی ایران توسط تیم ترامپ است. معامله با همان طرفی که مشغول جدال بی رحمانه با نزدیک ترین دوستان و همسایگان دیرین خود است، چگونه می تواند امیدآفرین باشد؟! همان فردی که از راه نرسیده برنامه جامع اقدام مشترک را زیر پایش انداخت، چطور می تواند راهگشای معیشت و زندگی ما باشد؟!
🔹در هفته گذشته دو پیمایش ملّی توسط دو مرکز معتبر افکارسنجی با موضوع مذاکرات هسته ای صورت گرفته است. در نتایج هر دو کار، یک شبه تناقض در ذهن مردم ایران احساس می شود. بیش از ۵۰ درصد از پاسخ دهندگان در برابر این مضمون که؛ "آیا با ادامه یافتن مذاکرات فعلی موافقید؟" یا "برای پیشرفت اقتصادی کشور باید با امریکا به توافق برسیم؟" اعلام موافقت کرده اند ولی در عین حال همین جامعه آماری در پاسخ به این مضمون که؛ "در صورت حصول یک توافق، تا چه میزان امریکا به تعهداتش پایبند خواهد بود؟"، حدود ۶۰ درصد امیدی به پایبندی امریکا به مفاد توافق و در نتیجه اثر اقتصادی آن ندارند. جامعه به صورت تؤامان هم به مذاکرات امیدوار و هم نسبت به نتیجه آن ناامید است.
🔸حالا مجدد این سوال را مطرح می کنیم که "آیا تجربه ناموفّق و بینتیجه مذاکره با آمریکا در دهه نود شمسی، مایه عبرت تاریخی مردم ایران نشده است؟" در پاسخ به این پرسش مهم میتوان گفت هم آری و هم خیر! از یک سو مردم ایران در تجربه دهه نود به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا قابل اعتماد نیست و دیگر آن دلخوشیِ ابتدای دهه نود را به آمریکا ندارند؛ حتّی کارگزاران و فعّالان سیاسی علاقهمند به مذاکره با آمریکا، آن امیدواریها و دلخوشیهای سابق را به مذاکره با آمریکا ندارند، تا چه رسد به مردم. تجربه تحوّلات جهانی طی یک دهه اخیر و برخوردی که آمریکا با کشورهای همسو مانند اوکراین، کانادا و اروپا اتّخاذ کرده، برای مردم روشن ساخته است که با دلگرمی و امیداوری نمیتوان به استقبال مذاکره با آمریکا رفت. امّا چرا با وجود شکلگیری چنین عبرت تاریخی، هنوز مذاکره با آمریکا در جامعه ایران جذّاب است؟ علّت را باید در تبیین نشدن یا تبیین نارسا و نادرست گفتمان و ادبیات مقاومت جستجو کرد. مردم به مذاکره با آمریکا امیدی ندارند، اما هنوز اطمینان ندارند آن راه دیگر یعنی مقاومت، بتواند حل مسائل مالی و تولیدی کشور را در پی داشته باشد و در نتیجه به منادیان ایده مقاومت هم برای تحول اقتصادی کشور اعتماد ندارند.
🔹جریان انتقادی اگر بتواند روایتی از مقاومت ارائه دهد که هم دستاوردهای ایران در راه طی شده را و هم پیشرفت ایران در راه پیش رو را در افق مقاومت معنادار کند، گره ذهنی و روانی که مانع عبور کامل از گفتمان مذاکره است، مرتفع خواهد شد. جامعه ایران به لحاظ هویت تاریخی و ملّی، پذیرای تسلیم در برابر قدرتهای جهانی نیست و احساس عمومی جامعه ایران نسبت به مقاومت مثبت است؛ امّا در عین حال مبهم است که آیا میتوان با تکیه بر نظریه مقاومت، افزون بر صیانت از امنیت و استقلال کشور، مسیر پیشرفت و توسعه را هم دنبال کرد یا خیر.
🔸حال در این شرایط القای دلواپسی و تکرار دائمی بی فایده بودن و بی ثمر بودن روند توافق، بدون ارائه دادن آلترناتیو واقعی، محسوس و زنده، هیچ اثر پیش برنده ای برای جامعه ندارد. تداوم کنشگری سلبی و نقّادانه فارغ از افق گشایی با مسیرهای بدیل داخلی، جامعه را به انسداد خواهد کشاند و تصویر نامطلوبی از منتقدین، به عنوان مخالفانِ توسعه ایران و یا منتفعین از وضعیت تحریم، برای بدنه ای از جامعه خواهد ساخت.
🔹بر این اساس به نظر می رسد جامعه ما به قدر وُسع خود و به اندازه کافی از عبرت های مدرسه برجام آموخته و آن را در حافظه خود هم خوب حفظ کرده است اما آیا جریان انتقادی هم از سبک مراوده خود با افکار عمومی در دهه ۹۰ به اندازه کافی تجربه کسب کرده و تکاملی در رفتارهای خود ایجاد نموده است؟!
@afrazmahdi
هدایت شده از یادداشت های مهدی افراز
💡"جنگ گسترده و تسخیر ناگهانی اسرائیل"، ایده چه کسانی است؟
✍
مهدی افراز🔸پس از اعلام توقف آتش میان نیروی هوافضای ایران و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی، انگاره ای پدید آمد که ای کاش زمینه و مقدمات سیاسی - نظامی طوری فراهم بود تا با عدم پذیرش این پیشنهاد، تداوم حملات را تا انهدام و ازاله کامل رژیم پیش می بردیم و کار را یکسره می نمودیم. احتمالا چنین تصوری خیلی رویا پردازانه و آوانگارد به نظر می رسد و هر ذهنی خود را از ابتلا به چنین ساده انگاری های راهبردی مبرّا می داند. اما واقعیت آن است که در پسِ برخی از تحلیل ها و تجویزهایی که در ۶۵۰ روز پساطوفان الاقصی تا به امروز، به صورت گاه و بی گاه مطرح می شود، شبهی از همین تصوّر وجود دارد. 🔹جناب سید حسن نصرالله به عنوان یکی از مرتفع ترین قله ها در عاقله مقاومت، در یک صورت بندی ایده های مطرح شده در جهان اسلام برای مواجهه با رژیم اشغالگر را در قالب سه طرح توصیف نموده و تصریح می کند که مبتنی بر تجربه و اقتضائات حاکم بر ملّت ها، جوامع و منطقه غرب آسیا، "ایده یک جنگ گسترده و تسخیر ناگهانی سرزمین های اشغالی و آزاد نمودن آن از چنگال صهیونیست ها"، منطق و بیان صریحی است؛ "از طرفِ کسانی که قصد جنگیدن ندارند! " ایشان مقاومت را طرح هوشمندانه ای برای خروج از این بن بست و عبور از دوگانه سازش - جنگ دانسته و از آن به عنوان "گزینه سوم" یاد می کند. 🔸ایشان در سخنرانی روز قدس سال ۲۰۰۹، به طرح مبسوط این سه گانه پرداخته و با بیان وجوهی راهبردی از ایده مقاومت، این عقلانیت را به عنوان تنها مسیر منتهی به موفقیت معرفی می نماید: " پس برادران و خواهران، مسئله این نیست که ما فقط دو راه پیش رو داریم که یا بجنگیم و یا تسلیم شویم. خب اگر نمیتوانیم بجنگیم پس برویم تسلیم شویم؟! نه، این طور نیست. این طور نیست که یا باید بجنگیم یا سازش و تسلیم را بپذیریم. "گزینهی سومی" وجود دارد. آن گزینه این است که پایدار باشیم، بازدارندگی کنیم، "مقاومت" کنیم، برای به دست آوردن نیرو و توان تلاش کنیم و منتظر متغیرها باشیم. "روز قدس، بیان این طرح ماست". گزینهی ما سازش نیست. نمیتوانیم بجنگیم ولی میتوانیم پایداری کنیم، می توانیم تسلیم نشویم، بازدارندگی کنیم، برای به دست آوردن عوامل قدرت و توان تلاش کنیم و منتظر متغیرها باشیم. این گزینهای منطقی، عاقلانه و موفق است و به موفقیت هایی هم دست یافته است. " "در ادبیات دهههای گذشته -نسل ما و کمی قبل از نسل ما- این مسئله مطرح میشد که راه این است که یک جنگ گسترده اعلام شود، همهی مرزها باز شوند، همهی ارتشها تجهیز شوند و ناگهان فلسطین را از همهی مرزهایش تسخیر کنیم. بسیار عالی، این یک حرف بسیار شیرین است، گزینهی بسیار عالیای هم هست. ولی به نظر میرسد کسانی که نمیخواهند بجنگند میروند سراغ سنگ بزرگ!، یعنی اگر بخواهیم منتظر روزی باشیم که همهی نظامهای عرب برای آزادسازی فلسطین راضی به بازکردن همهی مرزها و گسیل کردن همهی ارتشها شوند، باید چند صد سال آینده را همچنان منتظر باشیم. الله اعلم. البته این نگرش به کجا منتهی میشود؟ واقعیت این است که مقاومت را در مارپیچهای بیانتها میاندازد. بسیاری از جریانها و جنبشهایی که تصمیم به نبرد با دشمن اسرائیلی و مقابله با دشمن صهیونیستی گرفته بودند بر اساس این نظریه رفتند سراغ استراتژی تغییر نظامها. یعنی راه قدس از کاخ ریاست جمهوری میگذرد! یعنی باید نظام چندین کشور عربی را تغییر دهیم تا نظامهایی داشته باشیم که همه برای جنگ و گسیل ارتشها توجیه شده باشند. ولی چه رخ میداد؟ ولی حتی وقتی نظام تغییر میکرد و نظام جدید مستقر میشد دیگر نمیخواست بجنگد. پس این گزینه را کنار بگذارید. بنده به شما میگویم؛ اگر شنیدید کسانی میگویند باید همهی مرزها باز شود تا به جنگ برخیزیم -با کمال صراحت- چنین کسانی به دنبال دلیلی منطقی هستند تا هرگز نجنگند! " @afrazmahdi
هدایت شده از یادداشت های مهدی افراز
💡چرا سرمایه اجتماعی مقاومت، کمتر رشد کرده است؟
✍ مهدی افراز
🔸در تمامی پیمایش های انجام گرفته در دوران جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، اغلب شاخص های مرتبط با ذهنیت مردم نسبت به عملکرد و سیاست های جمهوری اسلامی رشدِ قابل توجه و جهشی نسبت به دوران پیشاجنگ داشته است. اما در این بین، گویه های مربوط با ایده مقاومت همچنان بدون تغییر باقی مانده و رشد بسیار کمتری در مقایسه با سایر انگاره ها دارد.
🔹وقوع این تفاوتِ معنادار، به یکی از نقصان های کهنه ما در گفتمان مقاومت در ایران بازمی گردد و آن "ساخت دادن به مفهوم مقاومت در پیکره ای غیردفاعی" است. یکی از زمینه های اصلی برای افزایش سرمایه اجتماعی نظام در دوران اخیر، این بود که جامعه احساس نمود، کشور و حاکمیت در این جنگ در یک موضع دفاعی قرار گرفته است. دفاع از کشور، منافع، زندگی، پیشرفت، عزت و کرامت.
🔸 این در حالی است که منطبق با طرح های ذهنی و گفتمانی سابق، سیاست های مقاومت در منطقه همچنان خارج از پارادایم دفاعی فهم می گردد. مجموعه اقدامات مستمری که در سه دهه گذشته منجر به تصویرسازی از مقوله مقاومت در ذهنیت جامعه ایران شده است؛ عمدتاً منطق خود را در رویکردی مداخله گرانه، ماجراجویانه، غوغاطلبانه و در نتیجه غیرضروری برای آینده کشور صورت گری کرده است.
🔹گفتمان فعلی مقاومت نتوانسته است نشان دهد که سلاح او برای تعدّی و تجاوز نیست. نتوانسته است اثبات کند که اگر او ساکت بماند و در جای خود بنشیند تهدیدات خصم نزدیک تر می شود. نتوانسته است آشکار کند که فلسفه وجودی اسرائیل با اصل رفاه، امنیت و پیشرفت ما در تناقض است. نتوانسته است تبیین کند که جنگ آوری های او تلاشی برای پایان دادن به جنگ هاست. نتوانسته است وانمود کند که برای مرگ آفرینی کفن نپوشیده است. نتوانسته است روشن سازد که در جهان کنونی حیات و زندگی با سکوت، نشستن و انتظار بدست نمی آید. نتوانسته است استدلال کند که در خاورمیانه امروز، امکانی برای بی طرفی وجود ندارد. نتوانسته است شعار بدهد که عقب ماندگی های امروز، نتیجه تسلیم های دیروز است. نتوانسته است بیان کند که همه قدرت های امروز جهان، دوره ای بزرگ و پرهزینه از مقاومت را پشت سرگذاشته اند. نتوانسته است شخصیت سازی کند که فرماندهان و شهدایش، بزرگترین سازندگان صلح و زندگی برای ملّت ها هستند. نتوانسته است تصویرسازی کند که محو اسرائیل، آرمانی برای محو نمودن عقب ماندگی ها، درماندگی ها و تنگدستی هاست. و در یک کلام نتوانسته است برساخت کند که گفتمان مقاومت، یک گفتمان دفاعی است.
🔸واسازی گفتمان مقاومت در افقی دفاعی و مشروع و پالایش آن از تلّقی های شورشی و تعدّی گرانه، یکی از تلاش های مستمرِ بزرگترین گفتارپرداز مقاومت، جناب سیدحسن نصرالله بوده است. ایشان بارها و بارها و از جمله در سخنرانی روز قدس سال ۱۴۳۲، تصریح می نمود که مقاومت یک پدیده دفاعی بوده و به دنبال تعدّی و جنگ طلبی با هیچ کس نیست:
"برادران و خواهران، در روز قدس باید به روشنی اعلام کنیم ما به کسی تعدی نمیکنیم. مقاومت یک پدیدهی دفاعی است. یک پدیدهی دفاعی بوده و خواهد بود. دفاع از خود، خاک، آبرو، میهن، ملت، امت و کرامت. امروز مقاومت فلسطین نیز یک پدیدهی دفاعی است. فلسطینیان به کسی تعدی نمیکنند. به روسیه، اوکراین یا لهستان نمیروند تا یهودیان آنجا را بکشند. یا به اتیوپی نمیروند تا فلاشا را اگر واقعا یهودی باشند، بکشند. بلکه این صهیونیستها هستند که از جای جای جهان برای غصب خاک، مقدسات، شهرها، روستاها و زمینهای دیگران آمدهاند. تمام کارهایی که ملت فلسطین انجام میدهد از جمله عملیاتهای استشهادی با هر هدفی کارهایی مشروع، شرافتمندانه، قانونی، بشری و اخلاقی است چرا که میخواهد ظلم، فساد، اشغال، شر و سرطان را ریشهکن کند. حقیقت این است. به همین دلیل ما اینجا و مخصوصا در این برهه مظلومیت لبنان، فلسطین، عرب و مسلمانان را اعلام میداریم. چون در حال دفاع از خود هستند. ما به کسی تعدی نمیکنیم و به دنبال جنگ با هیچ کس نیستیم. ولی کسی که به ما تعدی کند، خاکمان را اشغال کند، مقدساتمان را هتک کند و کسی که بخواهد کرامت ما را لکه دار کند تن و خون ما را همچون آتش فشانی خواهد یافت که زمین را زیر پایش میشکافد. این مهاجم و متجاوز هر کس که میخواهد باشد. چه یهودی صهیونیست چه آمریکایی صهیونیست. از سوی هر کس نسبت به ما تعدی، تهاجم و هتک حرمت صورت بگیرد، جز با مردان و زنان آمادهی شهادت و فداکاری رو به رو نخواهد شد و مردان و زنانی که با فرهنگ ننگ و ذلت ناپذیری زندگی کردهاند، تربیت یافته اند و آن را به دوش گرفتهاند. زنان و مردانی که شعارشان تا ابد:«هیهات منا الذله» بوده است و خواهد بود."
@afrazmahdi
هدایت شده از یادداشت های مهدی افراز
💡تراژیک اُکراین چه درس هایی برای تسلیم طلبان ایران دارد؟
✍ مهدی افراز
🔸همزمانی ظهور ابعاد دنیای پسا امریکایی در تحولات اُکراین با رونق گرفتن نطق های تسلیم طلبان در ایران از عجائب وضعیت امروز ماست.
🔹ماجراهایی که کشور و دولت اُکراین طی دههی اخیر سپری کرده، دقیقاً همان مسیری است که تسلیمطلبان ایران خواستار آن هستند و جمهوری اسلامی را به آن دعوت میکنند. اینَک تجربهی اُکراین پیش رویِ ماست و میتوانیم در آیینهی اُکراین آیندهای پیشنهادیِ غربگرایانِ برای ایران را ببینیم.
🔸اُکراین کشوری بود که خواستههای غرب را پذیرفت، مظاهر و مولّفههای قدرت نظامی خود را از دست داد و رویکرد گرایش به غرب را دنبال کرد تا بتواند از موهبتهای همکاری با غرب ـ مانند تامین امنیت و سرمایهگذاری خارجی و ... ـ بهرهمند شود. امروز اُکراین که به وعدههای غرب اعتماد کرده بود و در راستای سیاستهای غرب وارد جنگ با روسیه شد، بعد از تحمّل هزینههای فراوان، بیاراده و تحت تاثیر تصمیمسازی بلوک غرب، بخشهایی از خاکش را به روسیه واگذار میکند و بلوک غرب هیچ مسئولیتی برای دفاع از امنیت اُکراین روی دوش خود احساس نمی نماید. امروز نه تنها آن بهشتِ توسعهای که غربگرایان اُکراین در پیِ آن بودند محقّق نشد، بلکه باید با تجزیه سرزمینی اُکراین نیز کنار بیایند.
🔹بایستی وضعیت اُکراین و روندی که طی دههی اخیر سپری کرد، با جزئیات و تفصیل و بی وقفه برای عموم مردم ایران توصیف شود تا متوهّمانه و خطرناکبودن پیشنهادی که بزک کنندگان غرب ارایه مینمایند به درستی درک شود. تجربهی غمانگیز اُکراین به خوبی نشان میدهد که واقعیت نظم بینالمللی که در آن قرار داریم، فانتزیهایی که برخی در کشور القا می کنند، نیست و اگر میخواهیم ایران بماند و راه پیشرفت را بپیماید، هیچ گزینهای جز مقاومت نداریم. وضعیت امروز کیف آشکار می کند که هزینههای مقاومت در مقایسه با هزینههای تسلیم شدن در برابر غرب، به مراتب کمتر است.
🔸در این راستا پیام های زیر برای تخاطب با جامعه ایران در دسترس ماست:
- وعدههای قدرتهای بزرگ، ابزار بسط سلطه است نه یک تعهد حقوقی و اخلاقی.
- پشتیبانی غرب از دولتهای دستنشانده، یک سراب است .
- پیمان ناتو یک ببر کاغذی است؛ شکستپذیری این ائتلاف نظامی در برابر یک قدرت مصمم آشکار شد.
- ارتشی که با پول و سلاح بیگانه بجنگد، فاقد قدرت بازدارندگی است.
- بزرگترین اشتباه راهبردی اوکراین، اعتماد به غرب و کنار گذاشتن قدرت هستهای بود.
- اقتصاد مقاومتی جواب میدهد؛ روسیه توانست اقتصاد خود را در برابر شدیدترین تحریمهای تاریخ مدیریت کند.
- برتری منطق ایران در سیاست خارجی؛ پیشبینیهای ایران در مورد بحران اوکراین به حقیقت پیوست.
- افول هژمونی آمریکا و شکست راهبردی بلوک غرب؛ جهان به سمت چندقطبی شدن حرکت کرده است.
- بازنده اصلی بحران اوکراین، اروپاست نه ایران!
- غارت اوکراین به بهانه بازسازی؛ غرب به دنبال تسلط بر منابع و اقتصاد این کشور است.
- ارزشهای لیبرال دموکراسی در تنگناهای استراتژیک، به راحتی به حراج گذاشته میشوند.
- در نظام بینالملل ، منطق قدرت بر قدرت منطق اولویت دارد؛ باید با زبان اقتدار سخن گفت.
- شکاف عمیق و انشقاق در هژمونی غرب در بیشینه ترین وضعیت، آشکار شده است.
@afrazmahdi
هدایت شده از خط انرژی
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 راز کینه ترامپ از بمبهای کنار جادهای
🔹مجید رجبی: با وجود بودجه نظامی ۱۰۰ برابری آمریکا، ما از شیوه جنگ نامتقارن در دریا و منطقه استفاده کردیم و جواب گرفتیم.
🔹اما زمانی محور مقاومت آسیب دید که ما گرفتار «صبر استراتژیک» و «تله جنگ» شدیم.
🔹جنگ نامتقارن مثل حمله هستهای از زنبورهای عسل به خرس است اما به هوای مذاکره، تاکتیک جنگ نامتقارن ایران را فلج کردند.
🌐 مصاحبه کامل را در یوتیوب و آپارات خط انرژی ببینید.
@khate_energy
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺 راز کینه ترامپ از بمبهای کنار جادهای 🔹مجید رجبی: با وجود بودجه نظامی ۱۰۰ برابری آمریکا، ما از
بمبهای کنار جادهای، در واقع اشاره به عاملیت ایران در منطقه دارد.
از دلایلی است که سال 2005 ایران را از حملهی آمریکا دور نگه داشت.
#عاملیت_ایران، ردی است بر گفتمانهای صبر استراتژیک و تلهی جنگ و...
🔸بارها گفته شد، سالهاست رفتار ایران محاسبه پذیر و پیش بینی پذیر شده و باید از چرخه محاسبه پذیری خارج شویم تا حریف در تصمیمات خود بازنگری کند.
🔸سال ۲۰۱۸ نیکی هیلی نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل چند روز قبل خروج آمریکا از برجام رسما گفت: «اگر ما از برجام خارج شویم، ایران در برجام خواهد ماند.» یا باربارا اسلاوین، مسئول میز ایران در شورای آتلانتیک گفت: «من فکر میکنم آنها (ایران) جیغ و داد کنند و بگویند که اینکار غیرقانونی است اما آنها هنوز هم میخواهند در توافق بمانند.»
🔸اکنون نیز برآورد طرف اروپایی از رفتار ایران بعد فعال شدن مکانیسم ماشه اقدام قاعده مند و درچارچوب است. با خروج از NPT که پیش از این نیز هشدارش داده شده بود می توان نظام محاسبات طرف مقابل را بهم ریخت و از پیش بینی پذیری خارج شد.
🔸اگر صرفا اکتفا به محکومیتهای دپیلماتیک و اقدامات نمادین شود، ضمن از بین رفتن اعتبار تهدیدات، باید منتظر ماند تا دشمن اقدامات تهاجمی دیگری را هم علیه ایران عملیاتی کند.
👤علیرضا فقیهی
🆔@nazm_jahani
محمدجواد ظریف، در روزهای گذشته مصاحبهای با فارن پالیسی کرده و سایتهای معتبر داخلی ایران اینگونه تیتر زدند:
«ایران افسانه شکستناپذیری اسرائیل را شکست.»
یا
«ایران دربرابر دو قدرت هستهای استوار ایستاد و ثابت کرد هدف بیهزینهای نیست.»
🔸اگر چه ظریف هنوز به حکم قطعی نرسیده است که آمریکا تنها زبان زور را میفهمد، و کماکان پرسش میکند «آیا زبان زور، تنها زبانی است که آمریکا میفهمد؟»
🔸اما من تیترهای دیگری را میزنم تا وجوه دیگری از این مصاحبه برجسته شود و در حافظهی تاریخی ثبت شود؛
۱. ظریف: حمله به ایران در آستانه مذاکرات، اعتماد به آمریکا را زیر سؤال برد (یا نابود کرد.)
۲.وزیر خارجه اسبق ایران هشدار میدهد: اقدام آمریکا دیپلماسی را تضعیف کرد.
بر چه اساسی؟ او در قسمتهای پایانی مصاحبهاش چنین میگوید: «بمباران ایران قطعا روشی نبود که رئیسجمهور صلح انجام دهد. بمباران ایران درست میان مذاکرات آن هم با نماینده خودتان؟ الان چهکسی میتواند به آمریکا اعتماد کند؟ از حالا به بعد چهکسی برای مذاکره با آمریکا تلاش میکند؟ من به زحمت مردم داخل ایران را متقاعد میکنم که دیپلماسی ارزش امتحان کردن دارد آن هم به دلیل کاری که رئیسجمهور ترامپ کرد. آیا این اثری است که او میخواهد از خود به جای بگذارد؟ او میخواهد دیگران فکر کنند تنها روش برای ارتباط با آمریکا، مقابله با آمریکا است؟ تنها روش و تنها زبانی که آمریکا میتواند به آن گوش دهد، زبان زور است؟
آیا این مسیری است که به آن چشم دوختهاند؟ آیا این میراثی است که آنها میخواهند به جای بگذارند؟ مردم آمریکا چهچیزی به دست میآورند؟ آیا با بمباران کشورهای دیگر، قلدریکردن، بی احترامی به کشورهای دیگر، مردم آمریکا بزرگ میشوند؟ آیا چنین مسیری میتواند کشوری را بزرگ کند؟ »
🆔@nazm_jahani
ایران دربرابر دو قدرت هستهای استوار ایستاد و ثابت کرد هدف بیهزینهای نیست
https://avash.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/37822-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%88-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA
ظریف: افسانه شکستناپذیری اسرائیل فرو ریخت/ به همه نشان دادیم ایران هدف آسانی نیست
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/4208377-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ظریف: افسانه شکستناپذیری اسرائیل فرو ریخت/ به همه نشان دادیم ایران هدف آسانی نیست https://donya-e-e
⭕️متخاصم کیست؟
👤احمد شیرزاد (نماینده اسبق مجلس ششم)
مقدمه: بیانیه جبهه اصلاحات (مورخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۴) ذیل راهکار ارائه شده در بند ج مقدمه (راهکار شجاعانه)، مسؤلان کشور را به «ترک تخاصم در داخل و خارج کشور» و در ادامه به «پایان دادن به تنشزایی و انزوای بینالمللی» فرا خوانده است. روح حاکم بر بیانیه نیز حاکی از این نگاه است که جمهوری اسلامی مسول دمیدن بر آتش تخاصم بین ایران و غرب است. در این یادداشت تلاش کردهام نگاهی گذرا در نقد این دیدگاه داشته باشم.
آیا سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره بر محور تخاصم با دول خارجی به ویژه
ایالات متحده آمریکا استوار بوده است؟ یا بالعکس، سیاست چهل پنجاه سال گذشته آمریکا و نمایندهاش در منطقه، یعنی اسرائیل، بر تخاصم با ایران بنا شده است؟
من میپذیرم که برخی از نیروهای سیاسی در جناح اصولگرا به دنبال سیاست ستیزه جویانه دائمی با جهان غرب و در راس آن آمریکا هستند. این واقعیتی کتمان ناپذیر در آرایش سیاسی کشور است. اما سوال این است که آیا همواره سیاست رسمی کشور بر مبنای این گرایش سیاسی شکل گرفته است؟ هرگز چنین نیست.
در واقع، پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰ که منجر به دولت هشت ساله اصلاحات شد، بر مبنای گرایش عمومی جامعه به پرهیز از تنش با جهان شکل گرفت. پس از دوران دولت احمدینژاد نیز مجدداً شعار «سانتریفیوژ بچرخد، اما کاری کنید که چرخ مملکت هم بچرخد» توسط حسن روحانی منجر به تشکیل دولت تدبیر امید و فرایند طولانی برجام شد. و بالاخره همین یک سال پیش رای مردم به پزشکیان ریشه عمیق در پرهیز جامعه از دادن سکان سیاست خارجی به دست گرایش ستیزهجویانه داشت.
در هر سه مورد خاتمی، روحانی و پزشکیان آثار میل به تنش زدایی و برقراری ارتباط کم هزینه با دولت های غربی به وضوح در رفتار این دولتها و سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران مشهود بود. خاتمی پاسخ خود را با طرح محور شرارت جورج بوش گرفت، روحانی ثمره دو سال تلاش منتهی به برجام را در خروج یک جانبه آمریکا و برقراری تحریمهای بیسابقه یکجانبه گرفت، و پزشکیان نیز پاسخ تلاش در گشودن باب مذاکره و گفتگو با طرف اصلی ماجرا، یعنی آمریکا، را در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی آمریکا-اسرائیل دریافت کرد.
تصور میکنم برخی از دوستان با شنیدن کلمه «دشمن» در فضای گفتمانی کشور مشکل دارند. خب عزیزان، با چنین رفتاری آمریکا دشمن است، مگر نیست؟ در هفتاد و اندی سال گذشته کدام رفتار دوستانه را از آمریکاییها دیدهایم که دلمان را به آن خوش کنیم؟ من شخصاً با برخی از رفتارهای شعار گونه و ظاهرگرایانه، که ژست آمریکایی ضد آمریکایی توخالی و بی ثمر را به جامعه القا میکند، مشکل دارم. بیشتر از این بگویم؛ مثل همه اصلاح طلبان از تفوق دیدگاه رقیب پزشکیان (در انتخابات گذشته) احساس نگرانی دارم. اما اشتباه نکنیم؛ در رفتار آمریکاییها بویی از دوستی به مشام نمیرسد.
بسیار ساده لوحانه است که تصور کنیم یک ابرقدرت قدرقدرت مثل آمریکا سیاست خارجی خود را بر مبنای «مرگ بر آمریکا» گفتن مردم در نماز جمعه یا به آتش کشیدن پرچم آمریکا تنظیم میکند. آنها اگر منافعشان را در دوستی با ایران مستقل و ترک تخاصم چند ده ساله قرار داده بودند، این مسائل ظاهری هم حل میشد و چندان گرهی در سیاست دولتها نبود. (در حاشیه عرض کنم؛ ببینید چطور وقتی روابط ما با مصری ها رو به بهبود رفت اسم خیابان خالد استانبولی هم تغییر کرد!)
برخی از دوستان مشکل دارند که چرا فلان نماینده مجلس یا فلان مدیر مسئول بهمان روزنامه سخنان تندروانه میگوید. خب بگوید؛ تا جایی که این قبیل افراد خلاف قوانین جمهوری اسلامی کاری نکردهاند من و شما نمیتوانیم متعرض آنها شویم. کسانی سالهاست میگویند که ما باید بمب بسازیم و از ان پی تی خارج شویم. خب بگویند؛ آیا در عمل چنین شده است؟ مگر در آن سوی قضیه، شاهد هزاران موضعگیری ضد ایرانی نیستیم؟ منکر آن نیستم که در مقاطعی در گذشته امکان بنبست شکنی بیشتر و حرکت به سمت روابط سالمتر با آمریکاییها وجود داشته و متاسفانه فرصتها سوخته است.
اما منصفانه نگاه کنیم؛ آیا دوران زمامداری دونالد ترامپ را، با آن کارنامه مششع عملیات نظامی علیه ایران، میتوان فرصتی تاریخی برای ترک مخاصمه بین ایران و آمریکا پنداشت؟ در عین حال ما با همین آدم هم وارد گفتگو شدیم و به دنبال آنکه زمامدار معصوم در کاخ سفید مستقر شود نبودیم. اما دیدید که چه شد. همین الان هم اگر رویکردی معامله گرایانه، و نه قلدر مآبانه، از سوی آمریکاییها ارائه شود، به گمانم در سمت جمهوری اسلامی ایران واقعبینی کافی برای گام برداشتن در جهت حل و فصل نسبی مشکلات وجود دارد. خلاصه کنم، برخی از دوستان ما در تشخیص آن که طوفان تخاصم هواره از کدام سمت ورزیده است، کمی نامنصف هستند.
۶ شهریور ۱۴۰۴
#عصراندیشه
🆔@nazm_jahani