هدایت شده از اخبار سوریه
🔴ضرورت برگزاری دورههای چین شناسی برای مقامات اجرایی، قضایی و قانونگذاری کشور
🔻این را باید تاکید دوباره کنم که دیدار رییس جمهور با وانگ هونینگ بسیار مهم است حتی از دیدار با خود رییس جمهور چین. متاسفانه چینشناسی در ایران جایگاهی ندارد و از بس غربگرایی و غربگدایی در ساختار تصمیم گیری ایران نفوذ کرده و ریشه دوانده که هر ننه قمری با پایینترین رده و جایگاه در ایران شناخته میشوند اما مطمئن هستم که خیلیها از نقش هونینگ خبردار نیستند.
🔻من جای سفارت ایران در بکن بودم اقدام به تهیه یک لیست بلند بالا و دقیق از مقامات تاثیرگذار و مهم در ساختار تصمیم گیری این کشور کرده و آن را برای بهرهبرداری به رئیس جمهور تحویل میدادم تا جهت گستردهتر کردن و عمیقتر کردن ارتباطات از آن بهره بگیرد. همانگونه که پیش از این هم نوشتم محتوای دیدار پزشکیان و هونینگ منتشر نشده ولی بدانید که این مقام بلندپایه چینی است که اصول سیاست خارجی چین را تدوین میکند.
🔻حالا نکات و مطالبی است که به پارهای دلایل نمیتوان اینجا نوشت، اما بدانید که چین تصمیم نهایی و آخر خود در رابطه با ایران را گرفته و قصد دارد با تمام توان و امکانات جهت کمک و توسعه روابط با کشورمان گام بردارد. این موضوع هم از سخنان رئیس جمهور و هم در اعلام موضع سخنگوی وزارت خارجه چین به وضوح قابل دیدن است و شما بدانید که تا زمانی که فردی مانند هونینگ به این نتیجه نرسیده است که ایران برای آینده چین مهم است و باید خاکریز ایران در برابر ناتو حفظ شود رئیس جمهور و سخنگوی وزارت خارجه چین چنین موضعی نمیگرفتند.
🔻در سفر دو سال پیش رئیس جمهور چین به عربستان آنها در ابتدا تلاش کردند تا با توجه به سطح سرمایه و روابط عربستان با کشورهای عربی محور توسعه را این کشور قرار دهند اما همانگونه که در تحلیلها و یادداشتهایی که در آذر ماه سال ۱۴۰۲ در همین کانال نوشتم سعودی جایی نیست که بتواند نیازهای راهبردی چین را تأمین کند! عربستان نه استقلال سیاسی دارد و نه توان تامین امنیت پایدار خود را و با وجود برخی رفتارهای به ظاهر مستقل همچنان در بند تصمیم گیریهای کاخ سفید قرار دارد. بر همین اساس برای چین که دنبال متحدی قوی و با نفوذ که دارای استقلال سیاسی کامل باشد و عملاً در جبهه ضد آمریکایی قرار گرفته نها ایران میماند.
🔻با توجه به معرفی علی لاریجانی در جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی ین انتظار میرود که او به زودی سفرهایی را به روسیه و چین انجام دهد و طی آن با آقای هونینگ هم دیدار کند. از آنجایی که هم لاریجانی و هم هونینگ دارای جایگاه دانشگاهی هستند و هر دو نیز در حوزه جهانی برای خود نظریاتی قابل توجه دارند بهتر و بیشتر میتوانند حرف همدیگر را فهمیده و نسبت به انتقال این مفاهیم به دولت عمیق جهت اتخاذ تصمیم گیریهای راهبردی اقدام کنند.
🇮🇷@SyrianKhabar
🔴جدل یا آگاهی؟
🔺اعتماد ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
✍️عباس عبدی
🔘اگر بخواهیم یکی از ویژگیهای جامعه سالم را برشماریم، به طور قطع باید به رواج و تا حد امکان غلبه گفتگوهای علمی در آن اشاره کرد. گفتگوی علمی در برابر اقناعی است که به گفتگوهای رتوریک مشهور است. بخش پایانی گفتگوی دو تن از فعالان مهم عرصه عمومی در ایران، یعنی آقایان زیباکلام و عبدالکریمی در باره بیانیه جبهه اصلاحات مرا به این نتیجه رساند که این یادداشت را بنویسم.
🔘به نظر میرسد این بخش از گفتگوی ایشان زیاد دیده شده است، و مرا به عنوان یک ناظر به این نتیجه میرساند که گویی گفتگوی علمی نه فقط میان اصحاب قدرت، حتی میان استادان دانشگاه نیز جای خود را به گفتگوهای رتوریک داده است. این وضعیت به تعبیری زیان بارتر از فقدان گفتگو است. البته شرایط عمومی کشور را میتوان درک کرد و به گفتگوکنندگان نیز تا حدی حق داد که به ناچار وارد چنین فضایی از گفتگو میشوند.
🔘در واقع اکنون مطالبه برای گفتگوهای علمی و حقیقتمحور کم شده است. زیرا تا حدودی طرفین گفتگوها به تکافوی ادله رسیدهاند و هر گونه استدلال و شواهدی که برای اثبات نظرات خود دارند ارایه دادهاند و از آنجا که در ایران فرآیند مورد پذیرشی برای پایان دادن به بحثهای جاری وجود ندارد، لذا طرفین کمکم در مواجهه با یکدیگر به جدل و رتوریک پناه میبرند. یک طرف با زدن به سر خود و پاره کردن کاغذ و دیگری با نقل جملهای از یک دوست ایرانی خود میخواهند طرف مقابل را نسبت به یک مساله مهم قانع کنند.
🔘برای فهم بهتر تفاوت این دو نوع گفتگو بد نیست که مقایسهای میان آنها انجام داده و وضعیت گفتگوهای رایج در ایران را بر مبنای هر یک از این ویژگیها مقایسه کنیم.
▪️اولین تفاوت در "هدف" این دو نوع گفتگو است. گفتگوی رتوریک به دنبال اقناع، تأثیرگذاری، جلب همراهی یا پیروزی در بحث است در حالی که گفتگوی علمی در پی کشف حقیقت، روشن کردن مفاهیم، حل مسئله، رسیدن به فهم مشترک است.
▪️تفاوت دوم در ویژگی "مخاطب" است. مخاطب گفتگوی رتوریک، عمومی یا جمعی است؛ و استدلالها متناسب با باورها و عواطف آنان تنظیم میشود. در حالی که طرفین گفتگوی علمی، جامعه علمی و اندیشمندان و افراد دانشطلب هستند و فرض بر عقلانیت و بیطرفی شنوندگان است.
▪️روش و شیوه این دو گفتگو نیز تفاوت دارد در رتوریک؛ اغلب از فنون بلاغی، استعاره، تکرار، بازی با احساسات، اتکاء بر اعتبار شخصی استفاده میشود، و گفتگوی علمی؛ متکی به استدلال منطقی، شواهد تجربی، و اصول روششناختی است.
▪️این دو گفتگو از حیث ساختار نیر تفاوت دارند. گفتگوی رتوریک؛ بیشتر در قالبهای مناظره، خطابه است، و یا جنبهی نمایشی دارد. ولی گفتگوی علمی؛ اغلب شبیه مباحثه یا پژوهشی است، و جنبهی همکاری دارد.
▪️یک تفاوت ماهیتی مهم نیز دارند. در گفتگوی رتوریکی؛ حقیقت بیش از انتظار سیال و وابسته به نحوهی روایت آن است؛ میتوان برای یک حقیقت روایتهای گوناگون و حتی متناقضی را برای اقناع شنونده ساخت. در حالی که در گفتگوی علمی؛ حقیقت عینی و مستقل از فرد است؛ و استدلالها باید قابل تکرار و آزمونپذیر باشند.
▪️خلاصه این که گفتگوی رتوریک؛ معمولاً برنده–بازنده دارد؛ ارزش بحث به میزان تأثیرگذاری بر مخاطبان سنجیده میشود. در حالی که در گفتگوی علمی؛ برنده–بازنده ندارد؛ ارزش بحث در نزدیکشدن به واقعیت یا حل مسئله است. رتوریک بیشتر هنر متقاعدسازی است، در حالی که دیالکتیک و علم بیشتر روش کشف حقیقت هستند.
🔘واقعیت این است که جامعه هیچگاه از این دو نوع گفتگو بینیاز نیست. گفتگوهای علمی را دانشگاهیان و روشنفکران و دانشمندان ترویج میکنند؛ ولی در حوزه سیاست، گفتگوهای رتوریک و اقناعی بیشتر از گفتگوهای علمی رایج است. این نوع گفتگوها نزد سیاستمداران و رسانهایها رواج دارد وگریزی از آن نیست. البته گفتگوهای رتوریک را میتوان یک طیف دانست. از جدل و انگیزهخوانی و فحاشی و ستیزهجویی گرفته تا نزدیک شدن به بیان به نسبت منطقی و نگاه همدلانه. خطر آنجایی است که همزمان دو اتفاق رخ میدهد.
🔘اول غالب شدن کامل گفتار رتوریک ستیزهجویانه بر الگوهای دیگر، و دوم غلبه گفتار رتوریک بر کسانی که باید منادیان گفتار علمی باشند. اگر دانشمندان ما هم تابع و مقهور گفتار رتوریک شوند از کنشگران کمسواد و انگیزهخوان چه انتظاری میتوان داشت؟ اگر قادر به گفتگوی علمی با دیگران نباشیم ترجیح دارد که از گفتگو پرهیز کنیم، چون جامعه انتظارات دیگری دارد.
به نام خدا
مناظره عبدالکریمی و زیباکلام - انسداد گفتگو در سایه جنجال
مناظره جنابان آقایان عبدالکریمی و زیباکلام، آینه تمام نمای تقابل دو رویکرد در ارتباط با مسائل کشور است. رویکردی که عبدالکریمی آن را نمایندگی می کند، ایران را آنگونه که هست با تمام بضاعت گذشته و حال و حاصل یک فرآیند تاریخی در تقابل با محیط پیرامونی در نظر می گیرد. ایرانی که اکنون از پس بیش از سه قرن تقابل با تهاجم و نفوذ استعمار خارجی، سربرآورده و همچنان نیز میراث دار اثرات این تقابل است. توجه عبدالکریمی علاوه بر چیستی پدیده ها، معطوف به چگونگی و فرآیندها نیز هست. چراکه اگر فرآیند شکل گیری پدیده ای معلوم نباشد، صرفا بررسی وضعیت فعلی آن نمی تواند به شناخت کامل منجر شود. در خصوص مسائل و مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران یا هر کشور دیگری نیز چنین است. مختصاتی که رویکرد مقابل عمدتا فاقد آن است. به عنوان نمونه، عبدالکریمی از ملازمه استقلال و توسعه می گوید و در همان لحظه زیباکلام توجه مخاطب را به مشکلات معیشتی همچون قطعی آب و برق، تورم و ... جلب می کند، چنانکه گویی طرف مقابل نسبت به این مشکلات ناآگاه است. زیباکلام با این تکنیک رسانه ای اقدام به تخطئه و تخریب بحث می کند و با منحرف ساختن ذهن مخاطب از مساله طرح شده، موجب انسداد مباحثه می شود. اما چرا چنین است؟ یک دلیل می تواند این باشد که اصولا رویکرد مقابل عبدالکریمی توان یا تمایل بحث در خصوص علل ریشه ای مشکلات کشور اعم از مشکلات معیشتی را ندارد. این رویکرد توجه چندانی به سیر تطور پدیده ها ندارد و به نظر می رسد صرفا با بیان مشکلات و دردهای فعلی جامعه، به دنبال کسب مخاطب است. شاه بیت این رویکرد همان جمله آخر آقای زیباکلام است که خطاب به عبدالکریمی می گوید:" بترس از روزی که مردم سخن بگویند". این جمله به سادگی می توانست توسط عبدالکریمی خطاب به زیباکلام بیان شود. اما این زیباکلام است که نمی خواهد دست به جراحی عمیق و دشوار بزند و با بیان این جمله تلاش می کند عبدالکریمی را نماینده تفکری مجرد و جدا از جامعه جلوه دهد، چراکه تفکری که آقای زیباکلام آن را نمایندگی می کند هیچ راه حل عملی و قابل اجرا، هیچ پروژه مبتنی بر ایده برای برون رفت از وضعیت فعلی و مواجهه با دشمن خارجی و مشکلات داخلی ندارد. این عدم وجود راه حل نه در پیشگاه نظری که در عمل طی سالیان گذشته بارها به اثبات رسیده و شکست خورده است. در واقع آن تفکری که مجرد از پدیده ای به نام ایران با در نظر گرفتن مختصات تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود است، تفکر زیباکلام است. بنابراین وقتی پای بحث در خصوص موضوع مهمی همچون استقلال کشور به میان می آید که لازمه آن برخورد تاریخی و ریشه ای با این موضوع است، باید راه فراری برای آن پیدا کند. اینجاست که زیباکلام از درد و رنج مردم وام می گیرد. طنز تلخ ماجرا اینجاست: زیباکلام که تفکر سرمایه داری و لیبرال را نمایندگی می کند، در مقابل عبدالکریمی از رنج مردم می گوید، از رنج طبقه کارگر، از نابسامانی اقتصادی و قطع آب و برق و در نهایت عبدالکریمی را مجرد از جامعه می نمایاند. قطعا سخن گفتن از رنج مردم در انحصار کسی نیست، اما مصادره کردن آن برای فرار از واقعیات، هم از انصاف به دور است و هم با اهدافی به جز هدف گفتگو و مباحثه جدی در خصوص ریشه مشکلات و مصائب کشور انجام می شود.
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
والسلام
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به نام خدا مناظره عبدالکریمی و زیباکلام - انسداد گفتگو در سایه جنجال مناظره جنابان آقایان عبدالکریم
یادداشت ارسالشده توسط نام کاربردی احمد، در یکی از گروههای مجازی
اندر نشانه های مُنَوِّرالفکران پوپولیست!
✍️ سامیار رستمی
ضرورتِ جلب نظر و همنواییِ محض با توده ها با برخی از روشنفکران ما چه ها که نمیکند!
❗️گاهی اوقات مجبور میشوند بجای نقد و استدلال، دچار چنان بلاهتی در رفتار و گفتار شوند که گویی با یک بازیگر تئاتر یا تعذیه خوان مواجه هستیم که در فرازی از نمایشنامه باید چنان بر سر خود بکوبد که تماشاچی بینوا را به گریه وادارد و در فرازی دیگر با اجرای حرکات نمایشی کُمیک و طنازانه آنها را به قهقهه اندازد!
❗️چنین روشنفکرانی به خوبی میدانند که امروزه دیواری کوتاهتر از حاکمیت نیست که از آن بالا روند زیرا هم خوشایند نظام سلطه است و هم مورد پسند بخش هایی از مردم ... ضمن آنکه جوایز و پاداشهای مختلفی که از این طریق در مجامع و رسانه های خارجی دریافت میکنند با مجازات های صفر یا حداقلی که از طرف حکومت با آن مواجه میشوند به هیچ وجه قابل قیاس نیست!
❗️استفاده بناحق و نابجا از اصطلاحات، عباراتِ محاوره ای نیشدار و طعنه ها و کنایه هایِ کوچه و بازاری به هر کسی که نام و نشانی ولو ظاهری به حاکمیت دارد و توده ها عاشق شنیدن آن هستند، گواه روشن دیگری از افول جریان روشنفکری در جامعه ما نیست؟!
❗️روشنفکرانی که خود را مدافع حقوق و منافع ملی میدانند چگونه خود را از یک سو نماینده و روایتگر تجربهٔ همهٔ اقشار مردم میدانند اما از سوی دیگر نه تنها در هنگامهٔ تجاوز دژخیمانی چون آمریکا و اسرائیل، داستانِ شدت ترس، اضطراب، آشفتگی، وادادگی، چسبندگی و فرار خود را به تصویر میکشند بلکه به خود اجازه میدهند تا همین تجربه و روایت را به تمام مردم تعمیم دهند؟!
❗️آیا عزت و غرور ملی ما، هستهٔ مرکزیِ منافع ملی ما نیست که روشنفکران پوپولیست به خود اجازه میدهند آشکارا آن را لگدمال تمنّیات سیاسی خود کنند؟!
❗️در کجای منشورِ غرور و منافع ملی شما نوشته شده است تا میتوانید باید مدافعان وطن را خوار و زبون و بالعکس متجاوزان به آن را بی نقص و بسیار قدرتمند جلوه دهید و زمانی هم که از شما سوال میشود چرا دشمن متجاوز آتش بس را پذیرفت و مثل غزه و لبنان به ویرانی ادامه نداد، زبان در کام میگیرید و حتی کوچکترین اشاره ای به ویرانی های عظیم برجای مانده از اصابت موشک هایی که به طعنه پتکشان میکنبد و بر سر هموطن خود میزدید و دشمن را زمینگگیر کرد، نمیکنید؟! مگر شما همان کسی نبودید که میگفتید اگر اسرائیل به ما حمله کند یک عدد تیر چراغ برق هم سالم در امان نخواهد ماند؟! پس چه شد آن مویه و شیون های شما؟!
❗️وقتی بزرگترین تجربه و شاید توصیه غیر مستقیم یک روشنفکر بعد از حمله و تجاوز آشکار و غیر قانونی دو قدرت هسته ای به کشور تنها آن باشد که در اینگونه مواقع باید به سرعت فرار را برقرار ترجیح داد، مابقی توده ها چه تجربه هایی باید کسب میکردند؟!
❗️کم نیستند روشنفکرانی که مدام در بوق و کرنا میکنند که در این کشور هیچگونه آزادی نیست اما هر آنچه بخواهند براحتی و مثل آب خوردن میگویند، مینویسند، دروغ میگویند و حتی بازی درمیآورند گویی التماس میکنند که آنان را روانه اوین کنند تا رزومه آنان برای آینده ای که فقط خوابش را میبینند
❗️شاید به همین دلایل است که روشنفکر امروزی جامعه ما ترجیح میدهد چشم و گوش خود را بر تمام جنایات دهشتناک اسرائیل و غرب در گوشه و کنار جهان و خاورمیانه ببندد اما نیش زبان و قلم زهرآگین خود را تا آخر در دل و جان مدافعان و شهیدان وطن فرو کند!
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
استراتژی رسمی اصلاحطلبان و کارگزاران و اعتدالیون و وفاقیون همچنان تخریب رابطه با شرق است. چرا که گمان میکنند هرگونه منفذ تنفسی بواسطه رابطه با شرق، هرگونه امکان گشایش اقتصادی و معیشتی برای مردم، هرگونه بهبود وضع برق و آب و گاز بواسطه سرمایهگذاری شرقیها، باعث میشود امثال ایتالله خامنهای و سپاه اکراه بیشتری نسبت به مذاکره با غرب از خود نشان دهند.
اصلاحطلبان و کارگزاران اتفاقا بهبود اقتصاد از دریچهای به جز مذاکره با غرب را خطرناک میدانند و عامدانه مقابل بهبود اقتصاد میایستند. همانطور که سال هشتاد و هشت و پاییز چهارصد و یک که شاخصهای اقتصادی رو به بهبود بود حاکمیت را با دو بحران عظیم روبرو و فلج کردند.
جای اقای خامنهای و نیروهای معتقد به اقتدار ایران بودم بازی را به جامعه میکشیدم و غربگرایان را رسوا و مقابل جامعه قرار میدادم تا مردم خود با آنها تعیین تکلیف کنند. به ویژه اکنون که بعد از جنگ دوازده روزه مردم درکی بیواسطه از غرب و شرق دارند و درکشان هنوز بواسطه رسانه و پروپاگاندا و هیاهو آلوده و منحرف نشده. مردمی که فهمیدند سخنان امثال حسین مرعشی درباره دو هزار و پانصد میلیارد دلار سرمایه گذاری امریکا در ایران چیزی نبود جز جاده باز کردن برای دویست هزار کیلو بمب از فراز ب دو های امریکایی و صدها موشک از اف سی و پنج های اسراییلی.
بسیاری از مردم عادی که شاید حتی خواهان براندازی باشند اگر از دلایل شرقستیزی اصحاب اتاق بازرگانی و امثال حسین شریعتمداری و جهانگیری و سلاحورزی و حتی غربگرایان استتار کرده در نهادهای وابسته به رهبری آگاه بودند اجازه تنفس به...
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
آنها نمیدادند. اگر دو قاضی شجاع اسناد فسادها و روابط اقتصادی الیگارشی غربگرا با لندن و واشنگتن و دوبی و سرمایه گذاری های عظیم شان در این کشورها را منتشر میکردند آن وقت مردم متوجه میشدند چرا الیگارشی غربگرا که وعده فروش ایران به غرب را داده حتی به قیمت نابود شدن ایران در جنگ آتی مقابل اسراییل و امریکا، حاضر به دست برداشتن از سیاست تسلیم به غرب خود نیست.
پشت صفحات اول روزنامه های غربگرا پولهای الیگارشی غربگرا نشسته. روزنامه ها را نبندید و خبرنگارانشان را با دستگیر شدن مظلوم نکنید. بلکه الیگارشی پشت شان را رسوا کنید. ایرانیانی که برای حفظ ایران جان میدهند خودشان میدانند با این ایرانفروشانی که دستشان به خون هزار و صد ایرانی آلوده است چگونه برخورد کنند.
هدایت شده از دقایقی پیرامون دوران جدید عالم
|
🔴 مدیریت علم
آیا علم، جهتدار است؟
یکی از مفاهیم مهم در شکلدادن به #نظم_جهانی، مسالهای است تحتعنوان #مدیریت_علم. مدیریت علم یکی از سرفصلهای موثر در #جهتداری_علم است. اینکه علم آیا خنثی است یا تحقق راستای خاصی را بهینه میکند، میتواند از منظر مدیریت علم بررسی شود. آیتالله خامنهای در دیدار با اعضای #جهاد_دانشگاهی سخن لطیف و دقیقی دارند. ایشان مدیریت علم را با جریان #استعمار و #نظام_سلطه در پیوند دیده و میفرمایند:
«در دنیا برای اینکه ثابت کنند که علم، ذاتِ #سکولار دارد و دانش با ارزشها کاری ندارد، خیلی سعی شد و برایش فلسفه درست کردند؛ استدلال کردند و بحث کردند برای اینکه مفهوم دانش را یک مفهوم مجردِ از ارزشها معرفی کنند؛ درست نقطهی مقابل کاری که الان شما کردهاید. شما میگویید جهاد دانشگاهی؛ جهاد یک ارزش است.
حقیقت مطلب هم این است که علم و عقل ابزار دو جنبهیی است؛ میتواند در خدمت ارزشها قرار بگیرد؛ میتواند در خدمت حیوانیت و سَبُعیت قرار بگیرد. بستگی به این دارد که #مدیریت_علم با چه کسی است. اگر مدیریت علم به دست انسانهای دنیاطلب و قدرتطلب و زراندوز و سلطهطلب بود، همین میشود که امروز شما در دنیا مشاهده میکنید؛ یعنی علم ابزاری برای #استعمار، #استثمار، تحقیر ملتها، اشغالگری... خواهد شد. اگر علم نبود، استعمار هم نبود. اروپاییها به برکت علمشان توانستند در دنیا راه بیفتند و ملتها را زیر سلطهی استعمار بگیرند و ... صد، صدوپنجاه و دویست سال ملتها را عقب نگه دارند و آنها را از سرمایههای مادی خودشان محروم کنند؛ استعدادهای انسانیشان را سرکوب کنند و کشتار به راه بیندازند. وقتی علم در مدیریت انسانهایی قرار گرفت که جز به جنبههای حیوانی زندگی نمیاندیشند، همین خواهد شد.
اگر علم بهوسیلهی بندگان صالح مدیریت شد، آنوقت خدمت میکند و زیان نمیرساند... بنابراین، اینکه ما بیاییم علم را سکولاریزه کنیم؛ ثابت کنیم که علم نمیتواند با ارزش همراه باشد، یک مغالطهی بسیار بزرگ و فریب بزرگ برای ذهن انسانهاست؛ نخیر، علم میتواند با ارزش همراه باشد... میتواند معنویت همراه با علم باشد و میتواند نتایج دانش و پژوهش در جهت معنویت حرکت کند.»
#آیتالله_خامنهای: 1383/04/01
🌐 https://eitaa.com/doranejadid
🌐 https://t.me/doranejadid
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
| 🔴 مدیریت علم آیا علم، جهتدار است؟ یکی از مفاهیم مهم در شکلدادن به #نظم_جهانی، مسالهای است تحت
⭕️علم؛ ابزار استعمار یا خدمت؟
▪️علم در دست قدرتطلبان، ابزار استعمار میشود و در دست بندگان صالح، وسیلهی خدمت.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۱/۲
⭕️منطق مالی پشت رژه قدرتمندترین ارتش جهان
✍ناظر آمریکا-چین
🔸چین سرمایه جهانی را فرا میخواند -
نمایشی استراتژیک برای سرمایهگذاران جهان
رژههای بزرگ نظامی سوم سپتامبر چین، فراتر از نمایشهایی برای مخاطبان داخلی و جهانی است—این رژهها پخشهایی با دقت طراحیشده برای بازارهای سرمایه جهان هستند. در زیر رژههای سازمانیافته و غرش فولاد، یک منطق مالی نهفته است، منطقی که با غرایز سرمایه جهانی هماهنگ است.
🔹پیام واقعی به سرمایه جهانی
سرمایهگذاران فراتر از پرچمها و آرایشها چه میبینند؟ نه احساسات، نه ایدئولوژی، نه غرش جمعیت. آنها امنیت را میبینند—یک سیگنال واضح که، در جهانی که با همهگیریها، جنگ در اوکراین، درگیریهای خاورمیانه، اختلالات حملونقل و بدهی فزاینده غرب متلاطم است، مکانی برای ثبات وجود دارد.
سرمایه فقط به یک چیز اهمیت میدهد: امنیت. پولی که از دست میرود را میتوان دوباره به دست آورد، اما وقتی امنیت از بین میرود، تمام داراییها حباب میشوند. ارتشهای سراسر جهان بودجههای خود را افزایش میدهند و از صلح سخن میگویند، اما بازارها همچنان مضطرب هستند—به دنبال پناهگاههایی مقاوم در برابر شوک.
بنابراین وقتی پکن آرایههای موشکی، داراییهای دریایی، انبوه پهپادها و سیستمهای یکپارچه خود را به صورت زنده از تلویزیون رونمایی میکند، تحلیلگران وال استریت و سیتی متوجه میشوند. این فقط یک نمایش قدرت برای عموم نیست—این یک دفترچه راهنمای ایمنی عمومی برای سرمایه است: «داراییهای خود را اینجا قرار دهید. آنها محافظت خواهند شد.»
جنگ، اگر اصلاً رخ دهد، کوتاه خواهد بود. تعادل دیگر مورد سوال نیست. در برابر همه رقبای خود، برتری چین سیستماتیک و طاقتفرسا است—ریشه در مقیاس صنعتی، تسلط الکترونیکی و دسترسی لجستیکی دارد که هیچ ائتلافی نمیتواند با آن برابری کند. جنگ مدرن توسط پلتفرمهای فردی برنده نمیشود، بلکه توسط شبکههایی برنده میشود که دورتر میبینند، سریعتر حمله میکنند و تلفات را فوراً جایگزین میکنند. در چنین محیطی، ساعات اولیه نتیجه را مشخص میکند. ظرف چند روز، درگیری به پایان میرسد—نه از طریق فرسایش، بلکه از طریق فلج شدن کل خطوط فرماندهی، تدارکات و حیات اقتصادی حریف.
🔹قدرت صنعتی به عنوان خندق نهایی
بنیان واقعی قدرت ملی، قدرت صنعتی است. درگیری مدرن، رقابتی از زنجیرههای تأمین، فناوری و تابآوری است. این رژه، دریچهای به دههها انباشت است: مواد انرژی سبز، ذخایر خاکی کمیاب، تولید پیشرفته تراشه و زنجیرههای تولید خودپایدار.
آنچه زمانی وارد میشد یا توسط دیگران کنترل میشد—گالیم نیترید، خاکهای کمیاب، ناوبری ماهوارهای—به طور داخلی تسلط یافته است.
انتظار میرفت «ساخت چین» متزلزل شود. در عوض، زنجیره تامین دستخوش یک تغییر و ارتقاء قاطع شد. خودروهای برقی (EVs) بازارهای صادراتی را تسخیر میکنند، کشتیسازی جهان را رهبری میکند، رباتیک و ابزارهای ماشینکاری پیشرفته به سرعت شکاف را پر میکنند. این تابآوری، خندق استراتژیک واقعی است—خندقی که سرمایه جهانی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
جنگافزارها تجلی این قدرت صنعتی هستند. یک ملت صنعتیزداییشده نه میتواند نوآوری کند و نه میتواند دفاع کند. هر موشک، تانک و پهپاد در این رژه، نشاندهنده سلامت اکوسیستم صنعتی گستردهتر است.
🔗 America-China Watcher
https://x.com/PandemicTruther/status/1963205596733136978
https://x.com/FGhoddoussi/status/1963223868094501345?t=_uSgbmzYIq48_iBFIzEATg&s=19
#چین_شناسی
۲/۲
🔷منطق مالی پشت رژه قدرتمندترین ارتش جهان
✍ناظر آمریکا-چین
🔹صعود چین در بازار تسلیحات
تجارت تسلیحات منعکسکننده رأی اعتماد سرمایه است. تنها در یک دهه، سهم چین از صادرات جهانی تسلیحات به ۱۰ درصد افزایش یافته است. مزیت رقابتی آن چیست؟
تجهیزات قابل اعتماد و مقرون به صرفه، عاری از قید و بندهای سیاسی و با تامین مالی انعطافپذیر. مشتریان از پاکستان (بزرگترین، که بیش از نیمی از صادرات را تشکیل میدهد) تا الجزایر، نیجریه، عربستان سعودی، تایلند و بنگلادش را شامل میشوند.
تقاضای رو به رشد در آفریقا و آمریکای لاتین ناشی از منطق ساده سرمایهداری است: اثربخشی اثباتشده از نظر هزینه، قابلیت اعتماد و نتایج عملی. میادین جنگ خود به عنوان تبلیغات عمل میکنند.
زمانی که جنگندههای JF-10C پاکستان بر جنگندههای رافائل هند پیروز شدند، سرمایه نه تنها نبرد هوایی بلکه سیستمهای پشت آن را نیز مشاهده کرد—هشدار زودهنگام، پیوندهای داده، تسلیحات یکپارچه.
این امر کلیشه تسلیحات چینی به عنوان صرفاً "جایگزینهای بودجهای" را درهم شکست. چین اکنون نه تنها سختافزار بلکه راهحلهای کامل رزمی صادر میکند: هواپیما، موشک و شبکههای داده به عنوان سیستمهای یکپارچه. ارزش چندبرابر میشود و جریان نقدی پایدار میگردد—خود طبقه داراییای است که سرمایه به دلیل مقاومت در برابر نوسان آن را ارزشمند میداند.
🔹رژه به عنوان سیگنال اقتصادی
بنابراین، نمایش ۳ سپتامبر پیام استراتژیک اقتصادی است: چین بیش از کارخانه جهان—بندر امنترین برای داراییهای جهانی است.
پخش واقعی نه غرش موتورها بلکه وعده سرمایهگذاریهای امن، پایدار و بر اساس یوان است که توسط زنجیره تامین شکستناپذیر و ظرفیت صنعتی پشتیبانی میشود.سرمایه، همواره بیاحساس، ریسک و بازده را اندازهگیری میکند.
همانطور که فدرال رزرو کاهش نرخ بهره را سیگنال میدهد و پول داغ جهانی به دنبال زمین جدید است، رژه فانوس روشنی ساطع میکند: "اینجا قطعیت نهفته است. اینجا سرمایه شما نه تنها امن خواهد بود—رشد خواهد کرد."
این صرفاً نمایش نیست؛ چیدمان محاسبه شدهای است. صنعت دفاعی قوی به معنای پایهای پایدار برای ارز، داراییهایی محافظتشده از شوکهای خارجی، و زنجیره تامینی است که حتی در زمانهای بحران نیز به آسانی شکسته نخواهد شد.
در گذشته، سرمایه به دلار اعتماد میکرد که توسط ارتش آمریکا و نظم جهانی نسبتاً پایدار پشتیبانی میشد. اکنون، همانطور که خندق صنعتی چین عمیقتر میشود، جریانهای سرمایهگذاری در حال تغییر هستند. از اروپا تا آفریقا، خاورمیانه تا آسیای جنوبشرقی، وجوه در حال حرکت هستند—به سوی یوان، به سوی زنجیرههای تامین چینی، به سوی فناوری مرتبط با دفاع. آنها قطعیت و مقاومت را دنبال میکنند، نه شعارها.تاریخ روشن است: بدون حمایت، ثروت جز برهای برای ذبح نیست.
از آسیبهای اواخر چینگ تا فرار سرمایه از اوکراین، درس باقی میماند. امروز، رژه چین کارتهایش را روی میز جهانی میگذارد—چین نه تنها مکانی برای خلق ثروت، بلکه برای تضمین امنیت آن است. این چیزی است که سرمایه آرزو میکند. این آینده واقعی است.
https://x.com/PandemicTruther/status/1963205596733136978?t=Nkub5uYdHTV8LQ2EM9CBcA&s=19
https://x.com/FGhoddoussi/status/1963224657877725556?t=YjzpREdxUVsxMnKZKpyhTA&s=19
#چین_شناسی