4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امثال آقای صدر و فلاحت پیشه که روسیه را دشمن ایران میدانند، یک کشور نشان دهند که در دوره تحریم به ما خط اعتباری داده باشد/ یک کشور مثل روسیه به ما نشان دهید که بازارش را در اختیار ما قرار داده باشد
🔻جلالیفر، فعال اقتصادی ایران در روسیه:
🔹تنها کشورهایی که در موضوع مکانیسم ماشه کنار ما ماندند چین و روسیه بود.
🔹️روسیه ما را به توافقنامه اوراسیا برد ولی ما عرضه استفاده از آن را نداشتیم.
🔹️روسیه و چین اولین کشورهایی بودند که تجاوز صهیونیستها در جنگ ۱۲ روزه را محکوم کردند.
تحلیلگرهای ارشد مسائل خاورمیانه داریم که به تحلیل لغو کنسرت شجریان و حمله یک کمدین هرزه و لمپن به فردوسی میپردازند و ته حرفشون اینه که «آه حال یک ایران بده».
این اسمش تحلیل نیست. مسخرهبازی،خالهزنکبازی و پوپولیسم هست. و الا تحلیل، چارچوب تئوریک و فکت میخواد.
هدایت شده از بر پا
هشدار
🔹این جملات مهدی جمشیدی است:
"جمهوری اسلامی را کارگزارانش، مسخ و مستحیل کردند"
"لیبرالیسمِ شبهمذهبی، جمهوری اسلامی را وارد روند ترمیدور کرد. من مدّتهاست فاتحۀ فرهنگ و هویّت و معنا و ارزشها را در جمهوری اسلامی خواندهام"
"اینک کار به جایی رسیده که نهفقط انقلاب، بلکه حتّی اسلام هم مقوّم هویّت ملّی ما شمرده نمیشود؛ تنها یک قلمرو خاکی بهنام ایران باقی مانده که جوهرهاش وطن است. اسلام و انقلاب، دچار زوالِ رسمی شدند و به حاشیه رفتند"
"جمهوری اسلامی، وجوهِ فرهنگیِ انقلاب را باخت و به چیزی شبیه ترکیه و ... تبدیل شد. ترمیدور فرهنگی، اتّفاق افتاده است."
🔹حجم و عمق این جملات بیش از اینها است، اینها را یک دخترک نق نقوی احساساتی نگفته، بلکه این حجم جمع شده نفرت، ناشی از کج راهه ای است که ذهن جوان دغدغه مند ما را خیلی وقت است تسخیر کرده.
🔹این خروجی نفرت و غیظی است که بلاگر نمایندگان و نوحجتیه ای های ریشو نسبت به رهبری و سیاستهایش پنهان کرده اند و هر جا توانستند جلوی او را گرفتند. امروز این یار ساده دل آنها به زبان آورده. تقریبا یقین دارم بخش عمده ای از کسانی که در این سالها نقدشان کردم از ظاهرا انقلابیون، همینگونه میاندیشند ولی به زبان نمیآورند.
🔹فهم ظاهرگرایانه از اسلام و انقلاب که اگر در دهه پنجاه میزیست حتما سر از منقل و وافور در میآورد به جای تبیین و تبلیغ انقلاب امام، فهم ظاهرگرایانه ای که مهدی نصیری را از "اسلام و تجدد" به چاه طرفداری از رضا پهلوی و نتانیاهو و ترامپ کشید، و اکبرنژاد مفلوک را از "فقه تمدن ساز" به هتاکی و بی حیایی رساند.
🔹ظاهرگرایی باعث میشود بی حجابی را مساوی بی عفتی ببینی، سخن مطهری عزیز را نفهمی و زیر دست علما باشی و ندانی چرا دختران کشف حجاب کرده، عاشق سلیمانی و خامنه ای شدند، سمت درست تاریخ جایی که تو آنجا نیستی، ایستادند. نفهمی چرا اپوزسیون فرار کرده چیزی را در انقلاب میبیند که تو درس خوانده ظاهرا انقلابی نمیبینی و نمیفهمی.
🔹غرق شدن در علوم انسانی غربی کاری میکند با تو که ولو مخالفش هم شوی اما طعم و رنگ ظاهرگرایی را بگیری و دست به دست لیبرالها بدهی و دم از انسداد و توقف انقلاب بزنی، امان از این همه نفهمی، چطور این معجزه بی نظیر را در این دو سال ندیدی و نفهمیدی و نشناختی.
🔹نفهمیدی ایران فرهنگ قیام لله و بعثت وجودش را در امت اسلام چنان پخش کرده که دوست و دشمن فهمیده مقاومت غزه و حزب الله و یمن از ایران است، و حقیقت دین، حقیقت فرهنگ، حقیقت سیاست و اقتصاد که کفر به طاغوت و ولایت الله است، به دست ایران در میان مسلمین عالم و در جان ایران بیشتر از همیشه در حال اقامه است، و تو با آن گروهک دوقطبی زی، ظاهربین مثلا انقلابی که دورت را گرفته اند برسی به چنین انسداد کثیفی که دل برادران خیرخواهت را خون کنی، حیف از تو و صد حیف.
🔹عزیزان! مهدی نصیری و اکبرنژاد و حالا ظاهرا مهدی جمشیدی و که و که را ببینید، بترسید از مسیر انقلابی گری بی رهبری که خود را فهمیده تر و مجتهدتر از امام و آقا میبیند و به هزار زبان رهبر را از عرصه اندیشه خود، کنارش میگذارد، مثل منتظری که امام باید از ساده لوحی و ظاهربینی اش عذرخواهی کند از خانواده شهدا، بترسید از جریانی که چشم ظاهر بین _که با چشم کافر پوشاننده حقیقت_ تفاوتی ندارد، باز میکند، و با بی حیایی تمام هر چه از دهانش در میآید به عزیزترین موجود روی زمین یعنی "نظامانقلابی" زخم خورده، نثار میکند. نمیدانم از آن نگاه ظاهر بین بنالم یا آن زبان هتاک و بی حیا. انقلاب به بن بست نرسیده، این تویی که به بن بست رسیده ای.
☘و البته از عمق جانم دعا میکنم "کاش برگردی" و همان مهدی جمشیدی شوی که میشناختم، و بشویی زبان و قلمت را از این نجاستها.
@ali_mahdiyan
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥پرسش های بسیار مهمی که ابراهیم اصغرزاده @e_asgharzadeh (و عباس آخوندی @AkhoundiAbbas به عنوان نامزد اول جبهه اصلاحات و نماینده نئولیبرالیسم ایرانی) به آنها پاسخ نمی دهد و باید حتماً بدهد تا مسیر کاملاً شفاف و روشن شود👇👇
👤اکبر گنجی
👈من از سال ها پیش همیشه مدافع مذاکره با آمریکا با هدف حل تمامی مسائل مورد اختلاف و برقراری روابط کاملاً دوستانه ایران و آمریکا بوده و هستم. «شرق گرایی» را هم نقد کرده ام(مقاله ها و مصاحبه ها و فیلم ها موجود هستند).
✅ابراهیم باید به مطالباتِ مرحله ای و رو به تصاعدِ آمریکای اسیر در چنگالِ اسرائیل دقیق و شفاف پاسخ دهد. آیا آنها را بپذیرم یا نپذیریم:
🔺ایران نیازمند انرژی هسته ای نیست، چون دارای منابع عظیم نفت و گاز است. باید کل صنعت هسته ای ایران برچیده شود و در برابرش کل تحریم های ایران رفع نخواهد شد.
🔺بُرد موشک های ایران به آمریکا و اروپا که هیچ، به اسرائیل هم نباید برسند تا اسرائیل مانند لبنان و سوریه هر وقت عشق اش کشید ایران را بمباران کند.
🔺همه گروه های تروریستی (حماس، جهاد اسلامی، حزب الله لبنان، حوثی های یمن، گروه های عراقی، و...) باید به کلی محو شوند. نه اینکه ایران با آنها رابطه ای نداشته باشد.
🔺ایران باید عضو پیمان صلح ابراهیم شود.
🔺در ایران باید حکومتی مانند حکومت ژنرال سیسی حاکم باشد.
🔹رامین کامران- ملی گرایِ مصدقیِ لیبرالِ مدافعِ لائیسیته و مخالف کامل جمهوری اسلامی- ضمن توضیح مفصل استراتژی اسرائیل در برابر ایران، پیشنهاد می کند که در این جنگِ علیه ی موجودیتِ ایران زمین، باید ایستاد و دست به این اقدامات زد(پاسخ شما به این بدیل چیست): اول- خروج از «ان پی تی»، دوم- تولید بمب اتمی توسط ایران برای بازدارندگی. سوم- اتحاد استراتژیک با روسیه و چین. چهارم- تقویت روحیه ملی برای ایستادگی به جای تضعیف روحیه از طریق تأکید بی مبنا بر شکست خوردن ایران و رو به زوال بودن ایران.
🔹تا حدی که من می فهمم- و حد فهم من اصلاً بالا نیست- محسن آرمین بهترین فرد برای دفاع از مواضع «جبهه إصلاحات» است و ابراهیم پیامد منفی سازترین. آرمین از مواضع «جبهه إصلاحات» که قائم مقام اش است دفاع کرد و هیچ پیامدی نداشت، اما دفاعیات ابراهیم پر پیامد بوده است. حرف زدن و بیان مواضع حق ابراهیم است، اما یک گروه سیاسی و یک جبهه بزرگ نمی تواند به پیامدهای مواضع اش در عرصه سیاست برای خود و دیگران بی توجه باشد.
هدایت شده از روزنامه وطن امروز
📍 ابتکار حکمرانی جهانی
«وطن امروز» گزارش میدهد؛ اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تیانجین و تلاش برای بازتعریف حکمرانی جهانی
بیستوپنجمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای (SCO) در شهر بندری تیانجین چین با حضور بیش از ۲۰ رهبر از کشورهای عضو و میهمان برگزار شد.
متن کامل را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 vtn.ir/001ioZ
✉️ @vatanemrooz
هدایت شده از روزنامه وطن امروز
📍 شکستن قفل معمای «امنیت - معیشت»
نگاهی به تأثیرات اقتصادی - سیاسی فعالیت ایران در سازمان همکاری شانگهای
دکتر مهدی خانعلیزاده: «ایجاد رنج»؛ این عبارتی بود که «ریچارد نفیو» یکی از طراحان و معماران اصلی نظام تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران به عنوان هدف نهایی ایجاد این رژیم تحریمی علیه تهران استفاده کرد و زمینهسازی برای درد کشیدن مردم ایران و انتقال فشار از جامعه به حاکمیت برای پذیرش درخواستهای واشنگتن را هدف نهایی تحریمهای آمریکا علیه ایران معرفی کرد.
متن کامل را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 vtn.ir/001ioX
✉️ @vatanemrooz
"دکتر بیژن عبدالکریمی و نگرش واقعبینانه از مواجهه غرب با ایران و موقعیت تاریخی آنها"
پیرامون مناظره دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر زیبا کلام به نکات با اهمیت زیادی میتوان اشاره کرد و در باره آن به گفتگو نشست. اما نکتهای که من میخواهم به آن اشاره کنم، درک و فهم درست دکتر عبدالکریمی از سرشت ذاتی غرب و موقعیت تاریخی و اکنونی ایران است. بنیاد تمدن غربی که به گونهی خاص از یونان شروع شده و در دوره مدرن و مدرنیته در همهی عرصهها ظهور بروز پیدا کرده " قدرت" است. قدرت سیاسی را نمیتوان از دیگر عرصههای قدرت منفک کرد و به گونهی انتزاعی به آن پرداخت. قدرت سیاسی هم بنیاد قدرت در حوزه علم، تکنولوژی و دیگر مناسبات اجتماعی و فرهنگی و حتی مسایل روزمره زندگی محسوب می شود و هم برآیند آنها است. فلسفه البته نقش محوری در این نگرش ایفا کرده است. زیرا فلسفه قدرت معرفتی ای است که خیلی تمایل ندارد دیگر حوزههای معرفتی را در عرض خود ببیند. این قدرت است که راهبر و پیشگام دیگر عرصههای قدرت در غرب است. اگر چه با ظهور نگرش پست مدرنیستی، در اساس این نگرش اندکی تزلزل به وجود آمد، اما این تزلزل بنیادکن نبوده یا تا کنون نتوانسته چنین باشد. از این نتیجه گرفته میشود که تمدن غربی به معنای عام و خاصش هیچ رقیبی در هیچ زمینه ای را بر نمیتابد، بهتر بگویم اصلاً رقیبی نمیبیند و نمیخواهد که ببیند. این نکتهای است که در نگرش دکتر عبدالکریمی به غرب وجود دارد و به نظر میرسد که سرشت غرب را در موقعیت تاریخیاش درست دریافته است و همین فهم او از غرب تمدنی وجه تمایز او از دیگر روشنفکرانی است که غرب را از آینده به گذشته مینگرند. دکتر عبدالکریمی غرب را از گذشته به آینده مینگرد. به همین سبب میتوان گفت که فهم و درک او از غرب با دیگر روشنفکران تمایز بنیادی دارد و توانسته است یا تلاش میکنند که بتواند از "آپوریایی" که دیگر روشنفکران گرفتار آن شده و هستند گذر کند.
برای دنیای جدید نماد اصلی "قدرت" در عرصهی بین المللی قدرت نظامی است. این به معنای نادیده گرفتن قدرت در حوزههای دیگر نیست یا به معنای کم اهمیت جلوه دادن آنها نیست. بلکه نگاه واقعبینانه در واقعیت زیست جهان معاصر است. یک نمونه بارز آن را میتوان در دیدار ترامپ و پوتین در آلاسکا مشاهده کرد. در این دیدار آنچه به نمایش در آمد بمبافکن های b2 بود نه مهندسان و مخترعان و نوشتههای آنها. اگر چه این تکنولوژی حاصل عقل و فهم آنهاست. چون اگر مهندسان و مخترعان و نوشتههای آنها به نمایش گذاشته میشد، بیدرنگ مهندسان و مخترعان و نوشتههایی در فرانسه؛ آلمان؛ انگلیس، چین؛ روسیه و برخی کشورهای دیگر به نمایش گذاشته میشد که رقیب بلامنازع هستند. در رژه سالروز پیروی چین نیز همین شیوه تکرار شد. نتیجه این که قدرت در غرب " قدرت در بیرقیبی" است. در این نوع قدرت غرب هیچ شریک و رقیبی را برنمیتابد. نمونه دیگر تشکیل سازمان همکاری شانگهای بود که ممکن است در آینده رقیب سازمان ملل متحد که در اختیار آمریکا است، شود؛ ترامپ آن را توطئه علیه آمریکا خواند. با این توهم توطئه است که هر گونه اقدام علیه شانگهای مجاز خواهد بود. پس قدرت غرب در بیرقیبی است.
دکتر بیژن عبدالکریمی مولفههای "قدرت در بیرقیبی" غرب را به درستی دریافته است و طبیعی است که بر سر این فهم درست خود بایستد و از آن دفاع مستدل و مبتنی بر عقل و خرد نماید و کسان دیگری که از این درک تاریخی برخوردار نیستند یا نمیخواهند برخوردار شوند، بر آشفته شوند.
از سوی دیگر دکتر بیژن عبدالکریمی به این فهم تاریخی در باره ایران رسیده است که ایران در طول تاریخ تمدنی خود صرفاً یک سرزمین و یک قطعهای از قطعات کره زمین نبوده است که انسانهایی نیز در آن زیستهاند، بلکه ایران یک تمدن و یک فرهنگ با یک ملت است که یک قدرت را برساخته است.
چنین فهمی از ایران و ساختار تمدنی و فرهنگی آن است که برای غرب مسئله است. نه صرفا انقلاب اسلامی یا مسئله اتمی. مسئله این است که قدرت تمدنی و فرهنگی ایران نباید احیاء شود. مسئله این است که قدرت دیگری نباید در قاره آسیا ظهور پیدا کند. مسئله این است که قدرت ایران فرهنگی نباید مجدد شگل بگیرد. وگر نه برای دنیای غرب چه اهمیتی دارد که ایران به فرض ده تا کلاهک هستهای داشته باشد در میان هزاران هزار کلاهک هستهای.
این درک و فهم از موقعیت تاریخی ایران تمدنی و فرهنگی است که دغدغهی اصلی دکتر بیژن عبدالکریمی است و می تواند مسیری متفاوت از از مسیری که دیگر روشنفکران پیموده و می پیمایند؛ اما بیحاصل، بگشاید. و مسیر گفتمان دیگری را تدارک نماید تا با نگاه دیگر و فهم دیگر به مواجهه ایران با دنیای غرب نگریسته شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
"دکتر بیژن عبدالکریمی و نگرش واقعبینانه از مواجهه غرب با ایران و موقعیت تاریخی آنها" پیرامون مناظر
این نگرش دکتر بیژن عبدالکریمی سرآغاز دیگری برای پدیده روشنفکری در ایران خواهد بود. و شاید بتواند موجبات گذر از فروبستگی و آپوریای روشنفکری در ایران را فراهم نماید.
محمد اکوان
⭕️ لزوم خطکشی صریح اصلاحطلبان با وطنفروشان
👤حمیدرضا جلائیپور
اصلاحطلبان بعنوان یک نیروی سیاسی همیشه حامی «ایران» بودهاند. در دوره جنگ تحمیلی هشتساله (١٣۵٩-١٣۶٧) کثیری از اصلاحطلبان در جبهههای جنگ برای دفاع از ایران جنگیدند. شعار محوری اصلاحطلبان در دوره اصلاحات (١٣٧۶-١٣٨۴) «ایران برای همه ایرانیان» بود. اصلاحطلبان بجای دفاع از ملیگرایی تباری از ملیگرایی مدنی و از میهندوستی تکثرپذیر و شهروندمحور دفاع کردند و حامی حکومت قانون و برابری شهروندان بودند. در حمله اسرائیل متجاوز (در ٢٣ خرداد ١۴٠۴) و جنگ دوازده روزه همهٔ تشکلهای اصلاحطلب یکصدا این جنایت اسرائیل و نتانیاهوی نسلکش را محکوم کردند و بسیاری از اصلاحطلبان از بسیجگران همبستگی ملی فراگیرتر برای دفاع میهنی بودند.
👈سخن این نوشته این است که بنا به سه دلیل زیر شایسته است همهٔ نهادها و چهرههای شاخص اصلاحطلبان با نیروهای وطنفروش، که بخشی از سربازان جنگ روانی و تبلیغاتی اسرائیل متجاوز هستند، مرزبندی آشکارتری داشته باشند.
🚨دلیل اول اینکه جنگ دوازده روزه اسرائیل تجاوز پیشه علیه ایران تمام نشده و ایران همچنان در وضعیت جنگی است. ماشین تبلیغاتی اسرائیل متجاوز از طریق تلویزیون ایراناینترنشنال و بخشی از رسانههای آنلاین و ارتشهای سایبری ادامه دارد. ایرانیان وطنفروشی مثل مهدی نصیری حتی برای تجاوز نتانیاهو به ایران توجیه فقهی میکنند! علیحسین قاضیزاده و مراد ویسی دو روزنامهنگار وطنفروش و دیگران از حملات اسرائیل به ایران «دفاع سیاسی» میکنند.
🚨نباید وطنفروشیِ آشکار و بیشرمانه و خیانت به ایران عادیسازی و توجیه شود. روشن است که نه فقط اصلاحطلبان، بلکه هر ایرانی میهندوستی شایسته است با این وطنفروشان و خائنان به ایران مرزبندی داشته باشند.
🚨دوم؛ قبلا روشن بود و در جنگ دوازده روز هآشکارتر شد که سلطنتطلبان اطراف پسر شاه سابق («پیر کودک» به تعبیر رسای عبدالکریم سروش) کاملا وابسته و سفیدشوی اسرائیل متجاوز هستند. وابستگی این حلقه خائن چنان عیان شده است که افرادی که در گذشته در کمپ سلطنتطلبان بودند این مزدوری را تصدیق کردهاند؛ افرادی همچون رامین پرهام، فرامز دادرس، شهرام همایون، رضاتقیزاده، امیرطاهری و حجت کلاشی. امثال مهدی نصیری، مراد ویسی و علیحسین قاضیزاده هم در خدمت این ایادی اسرائیل و خود اسرائیل متجاوز هستند.
🚨سوم؛ وقتی مهدی نصیری وطنفروش از ضرورت «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده» صحبت میکند، این سخن در ادامهٔ همان مزدوری برای اسرائیل متجاوز عمل میکند. اسرائیل متجاوزی که نه فقط صنعت هستهای که تمامیت و قدرت ایران را هدف گرفتهاست.
🔻بنا به دلایل فوق، شایسته است تا عبور سرافراز ایران از «پیچ جنگ فعلی» مرزبندی با وابستگان و سربازان سیاسی و رسانهایِ اسراییل تجاوزگر به ایران بیمجامله و بسیار شفافتر از قبل صورت گیرد.
🔻متاسفانه تعدادی از سربازان رسانهای اسراییل پیش از این توسط رسانهها و صفحات وابسته به مدعیان دموکراسی و گذار و حتی اصلاحات ساختاری برکشیده و حمایت شده بودند و حالا همین رسانهها و نیروها مسئولیت بیشتری در مرزبندی با حامیان تجاوز به میهن دارند و هنوز در این زمینه ملی و شفاف عمل نکردهاند. جنگ دو طرف دارد و نه سه طرف؛ و در مرزبندی با وابستگان به متجاوز نباید تعارف و ابهام داشت./ جماران
#عصراندیشه
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥پرسش های بسیار مهمی که ابراهیم اصغرزاده @e_asgharzadeh (و عباس آخوندی @AkhoundiAbbas به عنوان
⭕️سیاستِ خارجی نا واقع گرایانه ی «جبهه إصلاحات» و اصغرزاده؟
👤اکبر گنجی
🔴آقای اصغرزاده عزیز
✅حدس می زنم که ظاهراً و احتمالاً شما و دوستانمان در «جبهه إصلاحات» تصور درستی از سیاست خارجی و جهان کنونی ندارید. حدسی که امیدوارم از سوی شما و دوستان عزیز «جبهه اصلاحات» به تیغ نقد و ابطال گرفته شود. این مدعا دستکم در سه حوزه قابل بررسی است:
🔺اول- روابط آمریکا و اسرائیل که در پایان پاسخ شما اندکی به آن اشاره کردم و باز هم خواهم کرد.
🔺دوم- جایگاه روسیه و بخصوص چین در نظم جهانی و روابطی که ایران باید با این دو کشور داشته باشد(بعداً به آن می پردازم).
🔺سوم- جهان تک قطبی استعماری که آمریکا به دنبال ساخت آن است.
حال چند نکته درباره حوزه سوم طرح می کنم که من و شما و همه از آنها اطلاع دقیق داریم، اما آگاهانه و ناآگاهانه به فراموشی می سپاریم و به بایگانی تاریخ می رانیم:
✅اول: رابطه آمریکا با اروپا:
🔹آمریکا به روشنی و صراحت در أمور داخلی لیبرال دموکراسی های غربی متحدش دخالت می کند. می خواست و می خواهد که در همه اروپا و کانادا و استرالیا راست های افراطیِ نژاد پرست با رهبری ترامپ هایشان را حاکم سازد. در کانادا چنین کرد و مردم کانادا به رهبر و حزب دلخواه او رأی ندادند. در استرالیا هم چنین کرد و شکست خورد. در تک تک کشورهای اروپایی هم به دنبال بالا کشیدن ترامپ هایشان است. در فرانسه به صراحت از لوپن حمات کرد و حتی مانع زندانی کردنش به جرم فساد شد. در آلمان از راست افراطی حمایت کرد و شکست خورد. در بریتانیا از نژادپرست ترین جریان مهاجرستیز و مسلمان ستیز حمات کرد و می کند. و...
🔹ترامپ می گوید من باید جایزه صلح نوبل بگیرم و برای آن نیازمند پایان جنگ اوکراین هستم. به اوکراین فشار زیادی آورده که بخش های وسیعی از خاکش را تقدیم روسیه ی متجاوز کند و اروپا را هم مجبور به پذیرش آن کرده است. و برای اینکه برابری و تعادل حفظ شود، معادن اوکراین را از آن آمریکا ساخت، و پول سلاح های آمریکایی که به اوکراین می دهد را هم به اروپا واگذار کرد.
🔹ترامپ کشورهای اروپایی را مجبور کرد که بودجه نظامی شان را به ۵ درصد تولید ناخالص شان افزایش دهند.
🔹همه جهان عکس های نشست اخیر ترامپ با رهبران اروپایی را دیدند که مانند ارباب آنجا نشسته بود و رهبران اروپا در مقابل اش چون برده نشسته بودند.
🔹ترامپیستهای مشهور با ده ها میلیون دنبال کننده برای تحقیر مکرون می گویند که همسرش زن نیست، مرد است و او همه را فریب داده است. کار آنقدر بالا گرفته که اخیراً مکرون و همسرش اعلام کردند از آخرین ادعا کننده شکایت خواهند کرد و او هم پاسخ داد که در دادگاه اثبات خواهد کرد که همسر مکرون مرد است. (ترامپیستها همین ادعا را درباره همسر باراک أوباما- میشل أوباما- دارند).
🔹اروپا باید به خرید نفت و گاز از روسیه پایان دهد(خط لوله ۱۲ میلیارد دلاری روسیه به اروپا را در دوران جو بایدن در اقیانوس منفجر کردند تا راه نیفتد. دموکراتها به شدت ضد روسیه هستند و می گویند ترامپ نوکر پوتین است).
✅دوم: رابطه آمریکا و کانادا:
🔹ترامپ دائماً گفته و می گوید که کانادا باید یکی از ایالت های آمریکا شود. برای رسیدن به این هدف دو اقدام کرده است: یکی وضع تعرفه های سنگین تا کانادا را وادار به تسلیم کند، دیگری حمایت رسمی از راست های محافظه کار در انتخابات تا آنها را حاکم سازد. این اعمال او موجب فضای به شدت ضد آمریکایی در کانادا شد و حزب مورد حمایت اش هم انتخابات را باخت.
🔹ترامپ نخست وزیر کاندا را به شدت تحقیر کرد. بدترین اهانت ها را به او کرد. حتی متحدش ایلان ماسک برای تقویت ترامپ، به نخست وزیر کانادا نوشت: دختر بچه برو پی کارت، تو نیستی که باید تصمیم بگیری کانادا یکی از ایالت های آمریکا نشود.
✅سوم- رابطه آمریکا با مکزیک:
🔹ترامپ نام «خلیج مکزیک» را به «خلیج آمریکا» تغییر داد.
🔹ترامپ توافق آمریکا با مکزیک و کانادا را ملغی اعلام کرد.
🔹ترامپ میگوید خودم نظامیان را برای سرکوب کارتل های مواد مخدر به مکزیک اعزام می کنم که در هفته گذشته شاهد زد و خورد شدید نمایندگان پارلمان مکزیک در این مورد بودیم.
✅چهارم- رابطه آمریکا با هند:
🔹هند باید رسماً اعلام کند که ترامپ به جنگ هند و پاکستان پایان داد تا ترامپ جایزه صلح نوبل دریافت کند(پاکستان فشار را پذیرفت و اعلام کرد).
🔹هند باید ترامپ را بهترین فرد مستحق دریافت جایزه صلح نوبل معرفی کند(هند هیچ یک را نپذیرفت و پاکستان دومی را هم پذیرفت).
🔹هند حق ندارد نفت ارزان روسیه را خریداری کند و میلیاردها دلار به جیب بزند. هند تاکنون این فرمان استعماری را نپذیرفته است.
🔹وضع تعرفه های سنگین بر هندِ متحدِ آمریکا به دلیل عدم تبعیت از ترامپ.
بخش دوم در فرسته بعدی
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️سیاستِ خارجی نا واقع گرایانه ی «جبهه إصلاحات» و اصغرزاده؟ 👤اکبر گنجی 🔴آقای اصغرزاده عزیز ✅حدس م
بخش دوم: 🎥سیاستِ خارجی نا واقع گرایانه ی «جبهه إصلاحات» و اصغرزاده؟
✅پنجم- رابطه آمریکا با فلسطین:
🔹غزه متعلق به من (ترامپ) است. بابت تصاحب آن هم یک سنت پرداخت نمی کنم. دو میلیون ساکن غزه باید پاکسازی قومی شوند تا غزه خالی از سکنه شود و به همین دلیل نسل کشی غزه و هیروشیمایی کردن غزه ادامه دارد. زنده مانده های غزه باید به کشورهای عرب یا آفریقایی فرستاده شوند.
🔹اسرائیل از ۱۹۴۸ تاکنون از طریق نسل کشی و آواره کردن، همه فلسطین را از آن خود کرده و فقط غزه و مناطقی از کرانه باختری باقی مانده است. اسرائیل برای تشکیل «اسرائیل بزرگ» خواهان غزه و کرانه باختری هم هست. مریام ادلسون در انتخابات اخیر ۱۰۰ میلیون دلار به ترامپ کمک کرد و گفت اگر کرانه باختری را هم به اسرائیل ببخشی، یک میلیارد دلار دیگر هم به تو می دهم. اسرائیل برای ضمیمه کردن کرانه باختری خیز برداشته و سفیر آمریکا در اسرائیل (از صهیونیستهای مسیحی که بیش از اسرائیلی ها اسرائیلی است) می گوید چیزی به نام فلسطین و فلسطینی اصلاً وجود خارجی ندارد. آمریکا هم به اسرائیل گفته که هیچ مخالفتی با تصاحب کرانه باختری توسط اسرآئیل ندارد.
🔹فرانسه و عربستان ریاست اجلاس طرح دو دولتی را در مجمع عمومی سازمان ملل بر عهده دارند. بسیاری از کشورها اعلام کردند که با این طرح موافق هستند و در مجمع عمومی سازمان ملل کشور فلسطین را به رسمیت خواهند شناخت. مقابله آمریکا آغاز شده است. اولاً: محمود عباس و اعضایش را به آمریکا برای مجمع عمومی سازمان ملل راه نمی دهد. ثانیاً: به همین خاطر تحریم های جدیدی علیه فلسطین وضع کرد. ثالثاً: سفرای آمریکا در اسرائیل و فرانسه، فرانسه را به یهودستیزی متهم کردند و خواهان تشکیل کشور فلسطین در فرانسه شدند و گفتند بهتر است مکرون چند میلیون فلسطینی را به فرانسه ببرد.
🔹آمریکا سه گروه حقوق بشریِ فلسطینی، «الحق»، «الميزان» و «مرکز فلسطینی حقوق بشر» را به دلیل حمایت از تحقیقات دیوان کیفری بینالمللی درباره جنایات جنگی رهبران اسرائیل، در ۱۳ شهریور تحریم کرد. مارکو روبیو، گفت این گروهها به دیوان کیفری بینالمللی کمک کردهاند تا بدون رضایت اسرائیل، اسرائیلیها را تحقیق و محاکمه کند و این را دخالت بیش از حد دانست؛ چرا که آمریکا و اسرائیل صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی را به رسمیت نمیشناسند.
🔹آمریکا دادستان و قضات دیوان بین المللی کیفری را به دلیل صدور حکم بازداشت برای نتانیاهو و وزیر دفاع اسرائیل به اتهام جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت در غزه، تحریم کرد.
🔹آمریکا گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد فلسطین را به دلیل گزارش های اعلام ارتکاب نسل کشی و جنایات جنگی و آپارتاید تحریم کرد.
✅ششم- رابطه آمریکا با ونزوئلا:
🔹در دولت اول ترامپ- به اعتراف جان بولتون مشاور امنیت ملی اش- آمریکا در ونزوئلا کودتا کرد و شکست خورد.
🔹ترامپ اینک برای بازداشت رهبران ونزوئلا جایزه بزرگ تعیین کرده است.
🔹ترامپ برای «تغییر رژیم» در ونزوئلا، علاوه بر اینها ارتش به مرزهای آن کشور اعزام کرده است.
این قصه را می توان با شواهد فراوان دیگر در مورد دانمارک، پاناما، و...ادامه داد که از ذکر آن خودداری می کنم.
✍مسئله ایران و آمریکا:
🔹هر خوانش و روایتی که از روابط دو کشور از کودتای ۲۸ مرداد آمریکا و بریتانیا علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق تا زمان کنونی داشته باشیم، نتیجه این است که ایران و آمریکا اینک در دشمنی قرار دارند و آمریکا که در تجاوز اسرائیل به ایران کاملاً همراه و همکار همه جانبه اسرائیل بود، تأسیسات هسته ای ایران را هم بمباران و به گفته ترامپ کاملاً نابود کرد.
🔹ایران نه مانند اروپا و کانادا و استرالیا و هند متحد آمریکا است، نه روابطی چون روابط ونزوئلا با آمریکا داشته است.
🔹در مذاکره طرفین با تمامی قدرت شان(نظامی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، دیپلماتیک، و...) وارد می شوند. در برجام هم ایران با تمام قدرت اش وارد مذاکره با آمریکا و اروپا شد. محصول آن توان و قدرت ملی، مخلوقِ «برجام» شد. ایران برخلاف آنچه جلیلیستها و جبهه پایداری ها و مصباحیون ادعا می کنند، نمی توانست به چیزی بیش و بهتر از برجام دست یابد. حتی از نظر قدرت دیپلماتیک در یک سطح قرار نداشتیم. اروپا و آمریکا بودند و ایران تنها، بزرگترین سازمان های اطلاعاتی و امنیتی جهان در آن سوی میز نشسته بودند و در این سوی میز افرادی بودند که قدرتشان یک صدم آنها هم نبود، بزرگترین حقوق دانان جهان در طرف مقابل نشسته بودند و این طرف حقوق دانانی بودند که اصلاً قابل مقایسه با آنها نبودند. «مکانیسم ماشه» هم محصول همین واقعیت هاست، نه تخلف روحانی و ظریف و عراقچی از «خطوط قرمز رهبری».
بخش سوم در فرسته بعدی