eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️زمان خداحافظی با هلیکوپترها رسیده است / نشنال اینترست 🔹در اواخر قرن بیستم، حمله هوایی هلیکوپتری به یکی از نمادهای میدان جنگ تبدیل شد. هدف آن ساده اما بلندپروازانه بود: فرود نیروها در عمق خطوط دشمن، اختلال در فرماندهی، قطع مسیرهای تأمین و ایجاد ترس و وحشت. 🔹اما این روش نیازمند تعداد زیادی هلیکوپتر، صدها نیروی نظامی، بی‌اثر کردن دفاع‌های هوایی و هماهنگی دقیق با عملیات زمینی است. این رویکرد همچنین با خطرات بالا و هزینه‌های زیاد همراه است. 🔹برای انجام یک عملیات کوچک هوایی مانند فرود یک گروه تاکتیکی، به حدود ۲۰ تا ۴۰ هلیکوپتر نیاز است. این عملیات ممکن است حدود ۲۰ تا ۴۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد. همچنین، اگر دفاع‌های هوایی دشمن بی‌اثر نشوند، خطر از دست دادن هلیکوپترها و نیروهای مستقر در آنها به شدت افزایش می‌یابد. 🔹در مقابل، استفاده از پهپادها برای مین‌گذاری به عنوان جایگزینی کم‌هزینه برای اختلال در پشت جبهه دشمن در حال ظهور است. این روش شامل استفاده از پهپادهای کوچک و مین‌های تقویت‌شده است که می‌توانند مسیرهای تأمین را متوقف کرده و دشمن را در تنگنا قرار دهند. عملیات‌های پهپادی بسیار ارزان‌تر از حملات هوایی هستند و هزینه آنها حدود ۳۰ برابر کمتر است. 🔹پهپادها نه تنها در میدان جنگ تأثیرگذارند، بلکه در تأمین لوازم ضروری، تخلیه مجروحان و عملیات‌های شناسایی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. استفاده از ربات‌های زمینی در کنار پهپادها برای انجام عملیات‌های لجستیکی و مین‌گذاری نیز در حال افزایش است، که نشان‌دهنده تغییرات اساسی در شیوه‌های جنگی مدرن است. در نتیجه، روش‌های جدید و ارزان‌تر به تدریج جایگزین شیوه‌های سنتی می‌شوند و جنگ به طرز قابل توجهی متحول می‌شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️گاهی باید ایستاد و اندیشید 👤جواد کاشی عرصه جهانی همیشه میدان تنازع میان قدرت‌های کوچک و بزرگ بو
دکتر جواد حیدری استاد شناخته شده علوم سیاسی در ارزیابی و نقد یادداشت دکتر کاشی با عنوان «گاهی باید ایستاد و اندیشید» متنی نگارش نموده که در ادامه میخوانیم؛ 📖دکتر کاشی عزیز، یکی از برجسته‌ترین استادان علوم سیاسی در کشورمان، که به نظرم نماد عقل سلیم در مقام اندیشه و عمل هستند نوشته‌ی بسیار مهم و تأمل‌برانگیزی منتشر کرده‌اند با عنوان «گاهی باید ایستاد و اندیشید». بنده هم در این نوشته سعی می‌کنم اولاً ادعای ایشان را تقریر کنم و بعد از منظر تامس نیگل ملاحظه‌ای را مطرح کنم. 🔴 دکتر کاشی سه ادعای مهم را مطرح کرده‌اند: 1️⃣ نظم جهانی از دوران «تنازع در لفافه» (که در آن قدرت‌ها اقدامات خود را در پوششی از اخلاق جهانی و حقوق بشر پنهان می‌کردند) به عصر «خشنونت عریان» گذر کرده است. علتش هم این است که پس از وقایع هفتم اکتبر و به طور خاص حمله به قطر که با حمایت غرب مواجه شد، نشان داد که قدرت‌ها دیگر نیازی به توجیه اعمال خود نمی‌بینند و منطق زور عریان حاکم شده است. 2️⃣ این گذر از «تنازع در لفافه» به «خشونت عریان»، ما را با فروپاشی «ابردستان‌هایی» مواجهه کرده است که شالوده‌ی روشنفکری ایرانی را تشکیل می‌دادند: ♦️دوگانه‌ی جهان باز/بسته‌ (ی پوپری): حمایت «جهان باز» یعنی غرب از خشونت آشکار و عریان، این روایت را که آن‌ها به نمایندگی از دموکراسی با دیکتاتوری‌ها می‌جنگند، بی‌اعتبار کرده است. ♦️دوگانه‌ی استعمار/مقاومت: در برابر قدرت مسلطی که هر فضایی را ناامن می‌کند، مفهوم «مقاومت» معنا و توان سازمان‌یافته‌ی خود را از دست داده است. ♦️ایدئولوژی‌ستیزی لیبرال: این ایده که جایگزینی ایدئولوژی با عقلانیت و بازار آزاد به صلح می‌انجامد، به نتیجه‌ای فاجعه‌بارتر ختم شده است: حاکمیت مطلق «قدرت و ثروت» 3️⃣ این فروپاشی، روشنفکری ایرانی را با یک خلاء هولناک و وضعیتی پرمخاطره مواجهه کرده است. هشدار دکتر کاشی مبنی بر این که در جنین جهانی، فروپاش «رویای رفاه دم‌دست» به مردم، نوعی قریب و دادن «قرص روانگردان» است. از این رو، دکتر کاشی به جای ارائه‌ی راه‌حل‌های ساده، ما را به تأمل درباب یک ضرورت وجودی دعوت می‌کند: «ایستادن و اندیشیدن». این دعوت کاشی، دعوتی است به پذیرش این واقعیت تلخ و جستجوی ابزازهای فکری جدید برای مواجهه با جهانی که دیگر با نقشه‌های قدیمی قابل‌فهم نیست. 🔴 بنده با هر سه مدعای دکتر کاشی تا حد زیادی موافقت دارم. تنها ملاحظه‌ام این است که به قول تامس نیگل بین سیاست در عرصه‌ی بین‌الملل و سیاست در عرصه‌ی دولت‌-ملت‌ها باید قائل به تفکیک شد. 1️⃣ در عرصه‌ی سیاست بین‌المللی، جهان هابزی است. قدرت و ثروت حرف اول و آخر را می‌زند و تمام تلاش‌های بیشتری در این عرصه فعلاً به ثمر نرسیده است. علت به ثمر نرسیدن را این می‌داند که واحد‌های ملی در عرصه‌‌ی بین‌المللی در وضع طبیعی هابزی قرار دارند و هنوز نتوانسته‌اند به وضع مدنی وارد شوند. هنوز در عرصه‌ی جهانی گرسنگی و خشونت عریان و بی‌عدالتی تام در جریان است. 2️⃣ اما در عرصه‌ی سیاست داخلی و در محدوده‌ی دولت-ملت‌ها با دکتر کاشی عزیز مخالفم. نیگل در آخرین کتابش با عنوان «احساسات اخلاقی، واقعیت اخلاقی، و پیشرفت اخلاقی» دو نوع پیشرفت اخلاقی را در تاریخ بشر از هم متمایز می‌کند و این پیشرفت‌ها حاصل تحولات مفهومی و نهادهای سیاسی بوده است که قبلاً سابقه نداشته است: الف) پیشرفت اخلاقی فایده‌گرایانه: این پیشرفت با ترکیب نظریه‌ی فایده‌گرایی و پیشرفت علمی و تکنولوژیک توانست این موانع را از پیش پای بشر بردارد: الف) تنگدستگی (want) یا نبود درآمد؛ ب) جهل (ignorance) یا نبود آموزش؛ ج) بیماری (sickness) یا نبود سلامت جسمانی؛ ۴) فلاکت (misery) یا نبود مسکن؛ ۵) بیکاری (idleness) یا فقدان کار. ب) پیشرفت اخلاقی قراردادانگارانه: این پیشرفت با ترکیب نظریه‌ی قراردادانگاری با تحولات نهادی توانست این دستاوردها را داشته باشد: ۱) لغو برده‌داری؛ ۲) رهایی زنان؛ ۳) حاکمیت مردمی به جای اشراف‌سالاری؛ ۴) رشد مدارای دینی؛ ۵) آزادی بیان؛ ۶) دست کشیدن از تبعیض نژادی و دینی؛ ۷) تلاش برای ایجاد برابری فرصت؛ ۸) حذف مجازات‌های بی‌رحمانه. 🔴 در مجموع نهاد دولت در محدوده‌ی مرزهای ملی، توانسته‌است نسبت به گذشته این پیشرفت‌ها را داشته باشند. هرچند در برهه‌های عقبگرد داشته است مثل جنگ جهانی اما روند جهانی در کل به سمت و سوی این پیشرفت‌ها در حال حرکت است.
⭕️غذاهای اختصاصی حسن روحانی در جنگ! مدت زمانی که روحانی داخل قرارگاه حضور داشت، غذای قرارگاه را که برای همه می‌آوردند نمی‌خورد. برای او از آشپزخانه اهواز غذای جداگانه می‌آوردند. سر سفره که می‌نشستیم، غذای او با غذای بقیه فرق داشت. فرض اگر ما عدس‌پلو می‌خوردیم، او جوجه‌کباب می‌خورد؛ یا اگر ما چلومرغ می‌خوردیم، غذای او مرغ سرخ‌کرده بود. این مرا شاکی کرده بود. نه‌تنها من، همه از این موضوع ناراحت بودند و می‌گفتند مگر این آدم کیست و خونش از بقیه رنگین‌تر است که باید برایش غذای مخصوص بیاورند؟ در همان ‌روزها برای کاری به اهواز رفته بودم که «آب‌دهنده» را دیدم. آب‌دهنده از مسئولان پشتیبانی سپاه بود. به او گفتم: «فلان تو روح اول و آخر صدام. مرد ناحسابی! اون دنیا می‌خوای چی جواب بدی؟» با تعجب پرسید: «چی شده بابا؟» گفتم: «واسه چی برای این مرتیکه غذای جداگانه می‌فرستی بیارن؟» گفت: «چی کار کنم؟ دستور دادند و گفتند این معده‌اش خرابه و نمی‌تونه این غذاها رو بخوره، براش غذای مخصوص بفرستید.» بیشتر شاکی شدم و گفتم: «غلط کرده! همه معده‌هاشون سالمه، فقط این معده‌اش خرابه؟ یه‌هفته  ‌ده‌روز اومده اینجا کوفت بخوره. وجداناً این کارها رو نکن، اون‌ دنیا باید جواب بدی!» کمی با او اوقات‌تلخی کردم. خدا شاهد است اگر از قبل، وضع غذاخوردن حسن روحانی را می‌دانستم، همان‌موقع که با جیپ به قرارگاه آوردمش، به قرآن قسم ناکارش می‌کردم! روی یک دست‌انداز، جوری ترمز می‌کردم که از ماشین به بیرون پرت شود و کمرش بشکند! و بادیگارد [خاطرات سرتیم حفاظت  محسن رضایی] انتشارات یازهرا صفحه ۳۸۲.
⭕️در مصاف با «پوپولیسم» غرب‌گرا و «ساده‌انگاری» انقلابی 🔸از دکتر بیژن عبدالکریمی، علی‌رغم وجود اختلاف‌نظرها، صمیمانه تقدیر و تشکر می‌کنم. ایشان می‌کوشند مسائل پیچیده‌ی جهان و ایران را با زبان فلسفه، به‌ویژه فلسفه‌ی سیاسی، تحلیل و تبیین کرده و آن‌ها را برای مخاطب قابل فهم سازند. 🔸قاعده‌ای کلی حاکم است: هرگاه کسی کوچک‌ترین نقد یا مخالفتی - صرف‌نظر از میزان حقانیت آن - نسبت به مفاهیمی همچون «مدرنیته»، «لیبرالیسم»، «دولت مدرن»، «سکولاریسم»، «سازش با قدرت‌های استکباری»، «غرب‌زدگی»، «سرمایه‌سالاری»، «توسعه و علم به معنای غربی آن»، «دموکراسی لیبرال» یا نسخه‌های استعماری «سازمان‌های بین‌المللی» ابراز دارد و در مقابل، از گفتمان «مقاومت»، حفظ «هویت ملی و دینی»، «الگوی پیشرفت بومی»، «مردمی‌سازی و شکستن انحصار ثروت و قدرت»، «عدالت‌خواهی»، «زبده‌گزینی و استحاله تمدنی»، و «رجوع انتقادی به سنت» دفاع کند، و با تبیین این مفاهیم به گفتمان‌سازی حول آن‌ها در میان نخبگان و عموم مردم بپردازد و خواهان نظمی غیرغربی باشد، بی‌رحمانه هدف هجوم، تخریب و ترور شخصیتی و رسانه‌ای قرار می‌گیرد. 🔸گفت‌وگوهای دکتر عبدالکریمی را می‌توان در دفاع از گفتمان مقاومت، در عین مواجهه‌ای نقادانه با برخی سیاست‌های جمهوری اسلامی، خلاصه کرد. این مناظرات با غرب‌گرایان، در حقیقت، مصاف با پوپولیسم، با هیجانات و جوزدگی، و و با جدل است. عبدالکریمی، در چیزی که تخصص ندارد، ورود نمی‌کند و آن‌جا که تخصص دارد، ساده‌انگارانه ورود نمی‌کند و نشان می‌دهد که متوجه پیچیدگی‌ها و ظرافت‌ها است. 🔸 در عمق این گفت‌وگوها، نبرد پنهان دیگری نیز جریان دارد: مصاف با ساده‌انگاران درون گفتمان انقلاب؛ کسانی که درکی از «پیچیدگی‌»های جهان امروز و مسیر رسیدن به آرمان‌ها و اهداف خود ندارند و می‌خواهند با شعارگویی صرف، سهل‌انگاری و عدم جدیت در کار و به قول معروف با ایشالله و ماشالله و بدون کاربست خردمندی و هوشمندی، از مدرنیته و غرب عبور کرده و به اهداف بزرگ گفتمان مقاومت و انقلاب برسند. ✍️ تفرشی - سیاست‌پژوه و طلبه‌ی مدرسه معصومیه قم 🌐کانال معماری قدرت و نظم جهانی 🆔https://eitaa.com/nazm_jahani/3069
⭕️دیپلماسی چیست؟ دیپلمات کیست؟ 🔸کشورها یا واحدهای سیاسی، از دوران باستان تا کنون در ارتباط مداوم با هم بوده‌اند. زمانی این ارتباط را جنگ و درگیری مشخص می‌کرده و در زمانهٔ دیگر تعاملات دیپلماتیک در قالب دولت ملت‌های مدرنِ هابزی. دیپلماسی یا به طور دقیق‌تر ارتباطات دیپلماتیک به طور رسمی با ونیزی‌ها از قرن ۱۵م آغاز می‌شود. کانون همواره، کسب اطلاعات، هموار کردن مسیر تعاملات و پیاده کردن الگوی رفتاری خود بر طرف مقابل در قالب «» بوده است. 🔸در دوران کنونی دیپلماسی دو مرحله قبل از خود نیز دارد‌؛ یعنی اول چارچوبی به اسم وجود دارد که از دل آن و از دل سیاست خارجی نیز، بر می‌آید. دیپلماسی، در اصل حوزه‌ای در رشته‌های مدیریتی می‌باشد که دو قالب کلی و بخشی دارد. در حوزه بخشی نهادهای مدیریتی در حوزه‌ای خاص به دنبال تعامل و چانه‌زنی هستند و در بخش کلی تمامی یک ساختار مدیریتی با ساختار دیگر در تعامل قرار می‌گیرد. 🔸بنابراین توصیه می‌شود علاقه‌مندان به دیپلماسی قبل از آنکه در کتاب‌های روابط بین‌الملل به دنبال اصول آن بگردند؛ در حیطه مدیریت این کار را صورت دهند. بهرحال مهم این است که درک شود که چه در حیطه مدیریت و چه در حیطه روابط بین‌الملل دیپلماسی تعریف مشابهی دارد‌. ساده‌لوحانه است اگر یک تعریف ساده مثل «هنر چانه‌زنی» به دیپلماسی منتسب شود. در واقع در کُنه مساله دیپلماسی چیزی فراتر از چانه‌زنی وجود دارد. 🔸چه چیزی چانه‌زنی را ممکن می‌سازد؟ چه چیزی آن را هموار می‌سازد؟ مسلما برای چانه‌زنی باید چیزی داشت که بتوان بر سر آن معامله کرد و آن چیز برای معامله‌گر یک مکانیسم را به ارمغان می‌آورد؛ ! اگر شما یک کفش دارید که می‌خواهید آن را با یک گونی برنج معاوضه کنید، به میزان ارزش محصولتان «قدرت» خواهید داشت‌. در اینجا این کفش باید برای صاحب‌ش تولید و بازتولید قدرت انجام دهد؛ چرا که در غیر این صورت هیچ معامله‌ای نه سودآور خواهد بود و نه مفید. 🔸روابط بین‌الملل هم به همین صورت است؛ فرض در ایران بر این است که دیپلماسی هنر گفتگو و کاهش تنش است. خیر؛ دیپلماسی به هیچ وجه بدون قدرت آوردندهٔ هیچ گفتگو و کاهش تنشی نیست. دیپلماسی در روابط بین‌الملل مکانیسم تبدیل قدرت به راهبرد جهت گفتگو، کاهش تنش و نیل به حل مساله است؛ نه این خود گفتگو یا کاهش تنش باشد! با این فرضی که مقامات جمهوری اسلامی ایران از دیپلماسی دارند، هیچ‌گاه به هیچ نتیجه‌ای نخواهد رسید و مکرر «دیپلماسی اجبار» طرف مقابل بر آن‌ها سوار خواهد بود. 🔸روابط بین‌الملل حوزهٔ «متعهد بودن به دیپلماسی» نیست؛ بلکه حوزه «متعهدبودن به ساختِ امکانِ اجرای دیپلماسی» است. تعهد شما به قانون‌مدار بودن و آماده گفتگو بودن نشانه هیچ چیز جز «ساده‌لوحی» شما نیست. گفتن اینکه فلان کشور دوست است و فلان کشور برادر هم هیچ وقت دهان شما را شیرین نخواهد کرد. 🔸دیپلمات نیز تنها نقش «Whatsapp» را ندارد که آن را به «گفتگو کننده» تقلیل می‌دهند. همینطور یک رقاص باله نیست که تنها نیاز به یک پارتنر برای گفتگوهای خود داشته باشد؛ دیپلمات یک مختصص است که می‌داند چگونه با توجه به تخصص خود از قدرتی که در اختیارش گذاشته شده با توجه به ارزش‌های استراتژیک کشورش را به استراتژی بُرد تبدیل کند. دیپلمات یک بازرگان سیاسی است که با دارایی‌های‌ خود بر سر میز می‌نشید نه با تمایل وافرش به گفتگو و تعامل خالی! 🔸بنابراین دیپلماسی و دیپلمات تنها با مفهوم قدرت معنی دارند؛ در غیر این صورت نه دیپلماسی و نه دیپلمات هیچ کارایی نخواهند داشت. با قاطعیت عرض می‌کنم که کسی که روابط بین‌الملل می‌خواند و دیپلماسی و دیپلمات را همچنان در گفتگو و ارتباط صِرف می‌بینید، متاسفانه دانشجو یا حتی استاد قابل در این رشته نیست و لقمه روابط بین‌الملل برای‌ وی بسیار بزرگ می‌باشد. ✍Kissinger Academy 🆔@nazm_jahani
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️دیپلماسی چیست؟ دیپلمات کیست؟ 🔸کشورها یا واحدهای سیاسی، از دوران باستان تا کنون در ارتباط مداوم با
این یک تحلیل بسیار واقع‌گرایانه در مورد ماهیت دیپلماسی و نقش دیپلمات، مبتنی بر مکتب واقع‌گرایی تهاجمی (Offensive Realism) در روابط بین‌الملل است. نویسنده به شدت با نگاه آرمان‌گرایانه (Idealism) یا لیبرال به دیپلماسی مخالف است و آن را ساده‌لوحی می‌خواند. 🔻هستهٔ مرکزی استدلال: دیپلماسی = تبدیل قدرت به راهبرد 🔸دیپلماسی صرفاً «گفت‌وگو» یا «چانه‌زنی» نیست. اینها ابزارها هستند، نه ذات دیپلماسی. ذات دیپلماسی، مکانیسمی برای تبدیل قدرت (قدرت اقتصادی، نظامی، نرم، ژئوپلیتیک و...) به دستاوردهای استراتژیک و عملیاتی کردن آن در میز مذاکره است. بدون پشتوانه قدرت، دیپلماسی به یک بازی یک‌طرفه و شکست‌خورده تبدیل می‌شود که در آن، طرف قوی‌تر "دیپلماسی اجبار" (Coercive Diplomacy) را بر طرف ضعیف‌تر تحمیل می‌کند. 🔻نقد گفتمان دیپلماسی در ایران نقدی جدی به درک رایج از دیپلماسی در فضای سیاسی ایران وارد است. این نقد چندلایه است: 🔸تفکیک نادرست علت و معلول: دیپلماسی خودِ "کاهش تنش" نیست، بلکه ابزار دستیابی به آن است. کاهش تنش یک نتیجه است، نه یک روش. 🔸 اشتباه راهبردی: تکیه صرف بر "قانون‌مدار بودن" و "آماده گفت‌وگو بودن" بدون پشتوانه‌سازی قدرت ملی، یک استراتژی بازنده است که تنها طرف مقابل را تشویق به اعمال فشار بیشتر می‌کند. 🔸نقد احساسی‌نگری: عباراتی مانند "کشور برادر" یا "کشور دوست" از نظر تحلیلی بی‌معنا و خطرناک است، زیرا روابط بین‌الملل بر اساس منافع ملی تعریف می‌شود، نه روابط عاطفی. 🔻تعریف دقیق از دیپلمات: فراتر از یک پیک یا مذاکره‌کننده 🔸 دیپلمات یک "بازرگان سیاسی" است. این تعریف، دیپلمات را در جایگاه یک تاجر می‌گذارد که دارایی‌های کشورش (نفت، موقعیت ژئوپلیتیک، بازار، نفوذ منطقه‌ای و...) را می‌شناسد و می‌داند چگونه آنها را در بازار جهانی قدرت به بهترین قیمت (منافع ملی) معامله کند. 🔸دیپلمات یک متخصص است، نه یک رقاص یا پیام‌رسان. تخصص او در شناخت ابعاد مختلف قدرت و توانایی تبدیل آن به استراتژی است. 🔸 او با "دارایی" سر میز مذاکره می‌نشیند، نه با "تمایل" به گفت‌وگو. 🔻جایگاه دیپلماسی در ساختار حکومت: یک سلسله مراتب وجود دارد؛ دیپلماسی، مجری سیاست خارجی است و سیاست خارجی نیز، خود تابعی از سیاست‌های کلان و منافع ملی یک کشور (سیاست‌های کلی) است. دیپلمات نمی‌تواند در خلأ عمل کند؛ او باید ابزار لازم (قدرت) را از سطوح بالاتر حکومتی دریافت کند. 🔻توصیه روش‌شناختی: 🔸توصیه نویسنده برای مطالعه دیپلماسی در چارچوب مدیریت (Management) و بازی با مجموع صفر پیش از مطالعه آن در روابط بین‌الملل، یک توصیه هوشمندانه و عملی‌گرایانه است. این نگاه، دیپلماسی را از یک مفهوم انتزاعی به یک فرآیند ملموس چانه‌زنی، متقاعدسازی و مدیریت تعارض تبدیل می‌کند که ریشه در تئوری‌های بازی و مدیریت دارد. 🔻جمع‌بندی نهایی: · قدرت، خون در رگ‌های دیپلماسی است. · منافع ملی، قلب تپنده آن است. · دیپلمات، مغز متفکری است که این دو را به هم پیوند می‌زند. در عرصه بین‌الملل، اعتبار ناشی از قدرت بسیار مهم‌تر از اعتبار ناشی از حسن نیت است. دیپلماسی واقع‌گرایانه، "دیپلماسی مبتنی بر قدرت" (Power Diplomacy) است.
✅🖊سیدمحمود نبویان: با توجه به بیانیه دبیرخانه شورای امنیت ملی در مورد توافق اخیر ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و مصوبه کمیته ای که ماذون و موظف به بررسی توافق بوده: ۱. تعابیری مثل برجام دو و... درست نیست ۲.عضو پادمان هستیم و طبق قانون باید اجازه بازرسی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهیم ۳.قانون مجلس در تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در راستای کمک به منافع ملت است .زیرا در قانون آمده بدون مصوبه شعام اجازه بازرسی ممنوع است.همچنین در متن توافق اخیر امده که درخواست های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بازرسی باید به شورای امنیت ملی ارسال شود. ۴.تا ۷مهر اگر جنگ شود یا اسنپ بک عملی شود،طبق وعده دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و وزیر امورخارجه در کمیسیون امنیت ملی، توافق کان لم یکن و ملغی است. و از مسوولان مربوطه انتظار می رود نسبت به بندهای توافق وسواس به خرج داده وبا حساسیت کامل اجرای آن را دنبال کنند. همچنین از مسوولان سازمان انرژی اتمی و وزارت امور خارجه انتظار می رود مراقب بازرسان( جاسوسان) خصوصا گروسی خبیث باشند ۵. از شورای امنیت ملی انتظار می‌رود در مقابل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی احتیاط لازم را بخرج داده و بدون بررسی کامل اجازه بازرسی ندهند که حتما انشالله همینطور خواهد بود ۶. کشور در حالت جنگی قرار دارد و اساسی ترین موضوع حفظ وحدت و پرهیز از دوقطبی است. البته ارائه نقدهای دلسوزانه و بیان نظرات کارشناسی از سوی دوستداران ایران، امری مطلوب و پسندیده است ۷. همانطوری که از مذاکره با آمریکا ضرر نکردیم و برای دنیا اثبات شد ملت ایران اهل منطق و مذاکره است و دشمنان وحشی ایران عزیز در وسط مذاکره به کشورمان حمله کردند، این بار نیز ملت ایران به اذن الله ضرر نخواهد کرد و برای مدعیان داخلی و خارجی اثبات شده که کشور، ملتزم به قوانین بین المللی_علی‌رغم آسیب احتمالی آن_ است نه بدنبال جنگ، اگرچه دندان کسی که به ملت ایران تعرض کند را خورد خواهد کرد. توییتر https://x.com/nabaviantwt ایتا http://eitaa.com/nabavian
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ | قطر؛ الگوی مطلوب غرب‌گرایان که امروز خود قربانی شد 🔹پس از جنگ تمدنی 12 روزه غرب علیه ایران، مشخص شد بسیاری از حرف‌ها از این قبیل که؛ مذاکره کنیم مساِل حل می‌شود، با توافق 2000 میلیارد دلار سرمایه جذب می‌شود، غلط است، طرف مقابل در میانه مذاکرات حمله نظامی کرد؛ هم خودش هم نوچه‌اش. 🔹حالا در فراری روبه جلو می‌گویند پارادایم باید تغییر کند! اتفاقا پارادایمی که باید تغییر کند پارادایم شماست که تجویز غلط برای مساِل کشور داشتید. حالا قطر کدام پارادایم را تغییر دهد‌!؟ قطر که نسخه‌های شما را داشت؛ پایگاه نظامی در اختیار آمریکا قرار داد، به رِِِئیس‌جمهور آمریکا هواپیما هدیه داد و میلیاردها دلار قرارداد با شرکت‌های آمریکایی امضا کرد، واسطه آمریکا در مذاکرات مختلف شد، خب پارادایم مطلوب شما قطر بود، امروز دیدید به راحتی به آن حمله می‌کنند بدون آن که محکوم کنند اتفاقا باز تهدید هم می‌کنند. ▫️گزیده‌ای از صد و دوازدهمین جلسه حکمت سیاسی اسلام در قرآن ✅ @saeedjalily
آیا در این سال‌ها تغییراتی در طول روند تولید مجله مانند همین تک‌موضوعی شدن مجله داشته‌اید که به کمک مجله آمده باشد؟ از جمله تغییر در روند، تصمیم‌گیری و نوع نگارش و محتوا؟ سعیدی: بله. به‌عنوان‌مثال، از زمانی که سردبیر عصر اندیشه شدم، همیشه تأکیدم این بود با اینکه عضو خانواده انقلاب هستیم، اما اقتضای مجله اندیشه‌ای این است که رویکرد منفتح داشته باشیم. یعنی خودمان را منحصر به طیف انقلابی و با برچسب اصول‌گرایی نمی‌کنیم. ما این نکته را در مرام‌نامه‌مان نیز بیان کرده‌ایم و به آن افتخار می‌کنیم. این برای یک مجله اندیشه‌ای رهزن است که رویکرد جناحی و حزبی داشته باشد؛ لذا از همان ابتدا فضا را باز کردم تا دیدگاه‌های مختلف حرف بزنند. مثلاً برای کسی مانند «محمدرضا تاجیک» که من در دانشگاه شهید بهشتی، شاگردش بودم و کاملاً مقابل طیف فکری ما قرار می‌گیرد، آن‌قدر فضا را باز کردیم که با عصر اندیشه گفت‌وگو می‌کرد. در ماجرای مهسا امینی نیز مصاحبه‌ای مفصلی با او داشتیم. از این موارد بسیار در ذهن دارم. البته در این زمینه انتقادات زیادی را نیز تحمل کردیم که عصر اندیشه را نولیبرال یا نئومارکسیست خطاب می‌کردند؛ اما بااین‌وجود، پای آن ایستادیم و کوشیدیم این حریت را رعایت کنیم.   مصاحبه شرط عدم سانسور  همراه‌کردن این طیف با عصر اندیشه چگونه صورت گرفت؟ سعیدی: بسیاری از موارد نتیجه ارتباطات فردی بود و برخی باید اعتماد می‌کردند اینجا فضایی است که می‌شود حرف زد و سانسور نمی‌شود. به‌عنوان‌مثال، یک استاد مشهور علوم سیاسی مشروط به اینکه یک کلمه از حرفش را سانسور نکنیم، با عصر اندیشه مصاحبه کرد. ما هم سانسور نکردیم و اتفاقاً بازخوردهای مثبت در این زمینه زیاد داشتیم؛ از همین رو می‌توان گفت عصر اندیشه یک محفلی است که فقط در انحصار جریان خاصی نیست.