eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️اگر خمینی هم بمیرد، خدای خمینی زنده است. فقط چهار روز از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود. رادیو عراق شایعه کرد که صدام، جماران را بمباران کرده و امام کشته شده است. حتی در رسانه‌هایشان گفتند که رژیم ایران بیانیه‌های امام را جعل می‌کند و آیت‌الله بهشتی برای گول‌زدن مردم، صدای امام را تقلید می‌کند. امام مصاحبه رادیوتلویزیونی کرد و گفت: «اگر خمینی هم بمیرد، خدای خمینی زنده است.» دل ملت آرام گرفت... 🔗ایران و خدای ایرانیان بزرگتر از این صف‌آرایی غربی‌هاست. به گونه‌ای رفتار نکنیم که انگار دنیا به پایان رسیده. انفعال و ترس، بسیار خطرناک‌تر از جنگ، ترور و تحریم است. تدبیر و طراحی لازم است.
🗒 تاوان خوش‌خیالی: تحریم، جنگ، باج‌خواهی مهدی جمشیدی ۱. برجام، انتخاب سیاسی جامعۀ ایرانی بود و اینک سال‌هاست که این جامعه، طعم میوه‌های تلخ برجام را می‌چشد. کامش می‌سوزد و ذهنش آشفته می‌شود و در فضای دلسردی، تنفس می‌کند. خودکرده را تدبیر نیست! بعضی انتخاب‌ها، تمام نمی‌شوند و تا مدت‌ها، گریبان‌گیر هستند. جامعۀ ایران، فریب خورد و اغوا شد؛ نه یک‌بار، بلکه چندین بار. آزمود و باز هم آزمود. تجربه‌ها را ندید و کودکانه، تکرار کرد. به انذارها و هشدارها، گوش نداد و لجاجت ورزید. اینک، حاصل همۀ آن ندانم‌کاری‌ها و بیراهه‌روی‌ها پیش روی اوست: تحریم‌هایی که لغو نشدند؛ جنگی که از سایه به در آمد و جان هزار نفر را گرفت و صنعت هسته‌ای را متوقف کرد؛ اقتصادی که از فشار تورم، از رمق افتاده است، و ... . آن انتخاب، انتخاب یک مسیر تاریخی بود که اینک، غلط‌بودنش آشکار شده است؛ اما من همچنان تردید دارم که جامعۀ ایران، به چنین باوری رسیده باشد که خطا کرده و چوب خطایش را می‌خورد. این جامعه، بضاعت عجیبی در خطاکاری و غلتیدن به چرخۀ اشتباهات مهلک دارد. تجربه را دلیل نمی‌شمارد و میلش به مذاکره با غرب، تمامی ندارد. از یک سوراخ، بارها گزیده می‌شود و فریاد برمی‌آورد اما باز هم تکرار می‌کند. هنوز در نسبت خویش با غرب، به خودآگاهی تاریخی دست نیافته و سرگردان و پریشان است. لگد چندبارۀ غرب به ایران، به این معنی است که باید روند باج‌دهی، آغاز شود، اما مسأله این است که باج‌دهی به غرب، هیچ پایانی ندارد. این مسیر، این چرخه، این انتخاب، غلط است، اما جامعۀ ایران، درکی از این حقیقت ندارد. ۲. جامعۀ ایران، ماهیت عالم تجدّد را نمی‌شناسد.‌ ذهنیت این جامعه، ساده‌ساز و ابتدایی است و بی‌درنگ، جابجا می‌شود. با وعده، خام می‌شود و تغییر مسیر می‌دهد. نوسانی و متلاطم است و رو به ثبات و تداوم ندارد. چرخش می‌کند و قرار ندارد. درنیافته و باور نکرده که هزینۀ سازش، بسی بیشتر از چالش است. این‌همه مصائب که بر سر این جامعه فرود آمده، در متن مذاکره بوده و او به چشم خویش دیده که مذاکره، طرحی برای اغواست، اما حریف میل انفعالی‌اش نمی‌شود؛ دچار اعتیاد به مذاکره شده و همۀ داشته‌هایش را می‌دهد تا برای تسکین روانی، مدتی مذاکره مصرف کند و آرامش بیابد. آری، خودش با خودش دشمنی می‌کند. این همان فقدان خودآگاهی تاریخی است. حتی این‌همه هزینه و تجربه و خسارت و عقب‌گرد نیز اتفاق تازه‌ای را رقم نخواهد زد و جامعۀ ایران به واقع‌بینی سوق نخواهد یافت. و تازه، اگر هم تغییر نگرشی رخ بدهد، دوام نخواهد داشت و چندی بعد، باز هم می‌توان طمع مذاکره و سودای سازش را در جامعه برانگیخت؛ و روز از نو و روزی از نو. این وضع تاریخی وخیم ماست که در آن گرفتار شده‌ایم. ۳. اینک برای جمهوری اسلامی، دو عنصر قدرت باقی مانده است: یکی موشک‌هایی که در شهرهای زیرزمینی پنهان کرده است، و دیگری، معانی‌ای که در باطن هستۀ سخت، حیات دارند. این یعنی ترکیب دو سنخ از قدرت. این ترکیب، سرمایۀ مؤثری است برای مقاومت. اولی از نتایج انقلاب است و دومی از بقایای انقلاب. انقلاب، تکنیک آفرید و همچنین توانست غایات خودش را در بدنۀ اجتماعی بیش از ده‌میلیونی امتداد بدهد. با همین اندوخته، می‌توان مقاومت را ممکن و عقلانی دانست. در اینجا، موشک و معنا در کنار هم نشسته‌اند و یک ساختار مستمر پدید آورده‌اند. برای تداوم ساختار، همین کافی است؛ به شرط آن‌که این دو اندوخته، به حراج گذارده نشوند و با آنها کاسب‌کارانه برخورد نشود. در هر جامعه‌ای، بسیارند آنان که سرگرم زندگی شخصی خود هستند و آرمان و‌ تعهد و مسئولیت را نمی‌فهمند. خودبسنده و خودمدار هستند و در تحولات تاریخی، هیچ نقشی بر عهده ندارند. تاریخ و حرکت تکاملی‌اش، وابسته به مخالفت و موافقت اینان نیست. مهم و تاریخ‌ساز، آن لایه‌ای هستند که از خود، پا فراتر نهاده‌اند و ارادۀ ایمانی‌شان، معطوف به امر تمدنی شده است. اقلیت مؤمن تاریخ‌ساز، نیروی پیشران و قوۀ محرکه هستند و به تاریخ، روح و جهت می‌بخشند. خود انقلاب اسلامی نیز حاصل کنشگری عمدۀ اینان بود؛ چنان‌که دفاع مقدس نیز. نظاره‌گران و اهل معیشت روزمره، در زندگی فردی‌شان به زنجیر کشیده شده‌اند و‌ فهمی از خلاقیت‌های تاریخ‌ساز و تمدن‌پرداز ندارند. https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
راهبری امام خمینی (ره) در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ۸ ساله 🔹 دفاع مقدس هشت‌ساله علیه تهاجم نظامی رژیم بعث عراق به ایران که با حمایت شرق و غرب از صدام صورت گرفت، یک برهه سرنوشت‌ساز در تاریخ پس از انقلاب اسلامی و بلکه تمام تاریخ ایران است. جنگی که برای اولین بار پس از دویست سال‌، موجودیت و تمامیت ارضی ایران حفظ شد. 🔹 در تاریخ ایران، از جمله جنگ با عثمانی یا روس‌ها و ... دلاورانی از ایران نیز حضور داشته‌اند؛ معروف‌ترین آنها عباس میرزاست که در جنگ‌های ایران و روسیه حضور داشت و رشادت کرد، اما در تمام این جنگ‌ها بخش‌هایی از ایران جدا شد. 🔹 یکی از پرسش‌های مهم درباره جنگ تحمیلی هشت‌ساله علیه ایران آن است که در این جنگ نیز ایران از نظر تجهیزات و حامیان بین‌المللی کاملا در موضع پایین‌تر قرار داشت و رژیم صدام به نحو کامل از شرق و غرب حمایت‌های سیاسی، نظامی، اطلاعاتی و ... می‌شد. بنابراین چه شد که ایران پس از انقلاب اسلامی نه تنها در این آوردگاه نابرابر شکست نخورد، بلکه آن را با پیروزی سپری کرد؟ 🔹 یکی از مهمترین مولفه‌های متمایزکننده‌ای که همواره درباره آن سخن گفته شده، نقش «رهبری» ایران در دفاع مقدس هشت‌ساله و البته دفاع‌های مقدس پس از آن، از جمله جنگ ۱۲ روزه اخیر است. به نوعی که اگر این مولفه رهبری نبود، شاید این نبردها نیز با شکست‌های عبرت‌آموزی مواجه می‌شد. 🔸 دکتر پرویز امینی، استاد دانشگاه، درباره رهبری امام خمینی(ره) در جنگ هشت‌ساله، ۱۲ مولفه‌ محوری را فهرست کرده و توضیح داده است؛ محورهایی که نشان‌دهنده بکار گیری ترکیبی از استراتژی نظامی، ایدئولوژیک، اخلاقی و مردمی است و به پیروزی ایران در دفع متجاوز بعثی و حفظ موجودیت ایران برای اولین بار بعد از دویست سال، منجر شد. 📝 این محورها را از طریق این لینک http://tn.ai/3408722 بخوانید @TasnimNews
*محمد رستم‌پور*، دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی، *ایکس*: ‏اسرائیل از حملهٔ خردادماه آموخته است صرف حملهٔ هوایی نمی‌تواند او را به پیروزی برساند. *جنگ ۱۲روزه ترکیب «جنگ-آشوب» بود و به شکست انجامید. ترکیب «ابتدا آشوب و بعد جنگ» می‌تواند موفقیت بیشتری را برای اسرائیل داشته باشد*؛ چون هر آشوبی اتحاد تحت پرچم را تضعیف می‌کند.
*احمد نادری*، دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و نماینده مجلس، *ایکس*: ‏ترامپ از پیوستن ایران به «توافق ابراهیم» می‌گوید، این ساده‌لوحی ناشی از نادیده‌گرفتن ماهیت و هویت ایران است. ‏ایران، صرفا یک دولت در مرزهای جغرافیایی نیست، یک تمدن مقاومت است که مشروعیت خود را از ایستادگی در برابر استیلای باطل می‌گیرد. در پارادایم هویتی این ملت، اسرائیل نه کشور است، نه دولت، نه حتی مکانی برای شناسایی؛ چنان‌که شهید عزیز، سیدحسن نصرالله گفت: ما دولت که هیچ، قریه که هیچ، مزرعه که هیچ، حتی طویله‌ای به‌نام اسرائیل را هم به رسمیت نمی‌شناسیم. *توافق ابراهیم محصول منطق سازش و نظم هژمونیک آمریکاست، و ایران در منظومهٔ گفتمانی خود، موجودیت جعلی اسرائیل را بخشی از بحران تمدنی می‌داند که باید پایان یابد، نه اینکه به رسمیت شناخته شود.*
*کوروش احمدی*، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل‏، *هم‌میهن*: خروج از ان‌‌پی‌تی به همراه ادعاها و اتهامات دیگری که اسرائیل و غرب متوجه ایران کرده‌اند، ترکیب خطرناکی را ایجاد خواهد کرد. رژیم اسرائیل که در پی توسعه‌طلبی و اعمال هژمونی بر کل منطقه است، خروج ایران از ان‌‌پی‌تی را به بهانه جدیدی برای جنگ‌افروزی بیشتر تبدیل خواهد کرد. این رژیم خواهد کوشید تا این تحول جدید را به یک ابزار اجماع‌ساز دیگر برای پیشبرد سیاست‌های تجاوزکارانه تبدیل کند و ازجمله آمریکا را که مایل به اجتناب از بی‌ثباتی در کل منطقه از طریق بی‌ثبات‌سازی ایران است، برای تجاوز بیشتر با خود همراه کند؛ لذا، نباید شک داشت که *خروج ایران از ان‌پی‌تی، شرایط را در جهت منافع افراطیون اسرائیل متحول خواهد کرد و اروپا و آمریکا را در جهت فشار اقتصادی و نظامی بیشتر به ایران و روسیه و چین را در جهت انفعال بیشتر سوق خواهد داد.*
*حمیدرضا مقدم‌فر*، مشاور فرمانده کل سپاه، *تسنیم*: نیروهای نظامی و امنیتی و دفاعی همگی به‌صورت طبیعی در آماده‌باش کاملند اما منطق می‌گوید که *اسرائیل در موقعیت جنگ با ایران نیست و توان حمله ندارد*؛ لذا ادعاها مبنی بر جنگ قریب‌الوقوع، بیش از هر چیز مصداق عملیات روانی و عملیات رسانه‌ای با هدف تعلیق اقتصاد در ایران است.
*مهدی خراتیان*، رئیس اندیشکدۀ احیای سیاست، *ایکس*: *دشمن اسنپ‌بک را مکانیزمی برای ایجاد اختلاف و فعال‌کردن گسل‌های اجتماعی ایران و از این طریق زمینه‌ساز جنگ می‌داند. بگومگوهای بی‌جا و کاسبی با ترس و گرفتاری مردم جهت ایجاد مشروعیت برای خود، بدترین کاری است که اکنون می‌توانید انجام دهید.* این‌که به جای لابی اسرائیل و ایالات متحده که عامل اصلی شکست دیپلماسی بوده‌اند، انگشت اتهام را به سوی هم گرفته و شکاف‌ها را تحریک کنید، اقدامی به‌شدت نابخردانه است. در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام هستیم و تردید نکنید که هر کنشی که برای فحاشی و جریان‌سازی علیه هم انجام می‌دهید، تبعات هولناکی در آیندۀ کشور دارد؛ لذا از مهتران و عقلای جریان‌های مختلف سیاسی تقاضا دارم که حرارت تعارضات را پایین آورده و فضا را بیش از این تحریک نکنند. 🆔@nazm_jahani
*سید محمدکاظم سجادپور*، استاد دانشکدۀ روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، *اطلاعات*: سازمان ملل متحد، در بسته قدرت‌های بزرگ پیروز بنا شد؛ اما انتظارات از آن سازمان، مخصوصاً با توجه به ادعاهای قدرت‌های بزرگ روزبه‌روز افزایش یافت و *در فقدان یک نظم سلسله‌مراتبی همه‌جانبه و با قابلیت مجازات متجاوزین به حقوق دیگران، فاصلۀ بین «واقعیت قدرت‌محور ملل متحد» با «آمال، آرزوها و درخواست‌های مشروع ملت‌ها برای اجرای عدالت» رو به فزونی گذاشت* و بی‌تردید سازمان ملل متحد در این خصوص مخصوصاً با توجه به عملکرد اعضای شورای امنیت در قضیۀ غزه، با کسری‌های ساختاری و بحران‌های عمیق انتظارات روبه‌رو است.
*محمدعلی مهتدی*، عضو پژوهشکدۀ مطالعات استراتژیک خاورمیانه، *اطلاعات*: زمانی ساموئل هانتینگتون، نظریۀ برخورد تمدن‌ها را مطرح کرد که جنجالی در محافل علمی به راه انداخت و بسیاری از اندیشمندان به او پاسخ گفتند و این نظریه را رد کردند و جمهوری اسلامی نیز در همان زمان در مقابل این نظریه، نظریۀ «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را مطرح کرد که مورد استقبال جهانی قرار گرفت. *مقصود هانتینگتون جنگ بین تمدن غربی یا مسیحی با تمدن اسلامی بود و خط تماس خونین بین این دو تمدن را در منطقۀ بالکان در قلب اروپا می‌‌دانست؛ اما اکنون مشاهده می‌شود که سردمداران اندیشۀ صهیونیستی و صهیونیست‌های مسیحی این اندیشۀ منسوخ را زنده کرده و خط تماس را از منطقۀ بالکان به غرب آسیا بین دین یهود و مذهب شیعه منتقل کرده‌اند.* مقصود آن‌ها از «امپراتوری شیعی»، محور مقاومت است: از فلسطین گرفته تا لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران؛ اما واقعیت این است که این محور، هرگز حالت جنگی و تهاجمی نداشته بلکه اصولاً برای مقابله با تجاوزهای رژیم اشغالگر صهیونیستی و مقاومت در برابر اشغال به وجود آمده و به‌عبارت دیگر اگر اشغالگری و تجاوز نبود، مقاومتی هم پدید نمی‌آمد.
*سامی العریان*، مدیر مرکز اسلام و امور جهانی دانشگاه زعیم استانبول، *فرارو*: نزدیک به دو سال است که اسرائیل بی‌اعتنا به موازین حقوق بین‌الملل و بی‌نیاز از دیپلماسی، در سایه حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا، برنامۀ توسعه‌طلبانه خود را بی‌پرده دنبال می‌کند. در این چارچوب، اسرائیل آزادی عمل نظامی را به کار گرفته، در تضعیف و تجزیه کشورهای همسایه نقش‌آفرینی کرده و از طریق پرورش روابط پیرامونی و اتکای تاکتیکی به اقلیت‌ها، اکثریت‌های عرب و مسلمان منطقه را تضعیف نموده است. از همین منظر، *تعبیر تام باراک از سایکس–پیکو به‌عنوان «خطوط بی‌معنا» نه یک اغراق، بلکه بازتابی از منطق هژمونیک اسرائیل است؛ منطقی که در پی سلطه سیاسی، نظامی و سرزمینی یا همان «کنترل برتر» با تکبر و بی‌پروایی به پیش رانده می‌شود.*