eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از علیرضا زادبر
۳. آیین قدرت و تاریخ ایران باروت سازی مهمتر است یا مردم!؟ 👇👇
هدایت شده از علیرضا زادبر
24.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیین قدرت و ایران!!! اگر در جنگ ۱۲ روزه آیت الله خامنه ای هم مثل رضاشاه، ایران را ترک می‌کرد و پای اجنبی به تهران می رسید در تاریخ محکوم بود! امروز می گویند: مردم از موشک مهمترند دیروز در دوره عباس میرزا هم این دعوا بود. @Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
مساله دفاع از عباس میرزا نیست. مساله ساده است، دفاع از کشور و حفظ استقلال "ابزار قدرت" می‌خواهد. بدون قدرت ممکن نیست. در طول تاریخ معاصر هرگاه تلاشی برای کسب این ابزارها داشته ایم استعمار مانع ایجاد کرده است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
صفحه اول مجله دموکرات فایننشال تایمز: "چگونه دونالد ترامپ در حال ساختن یک نظم جهانی جدید است." 🔗اد
📌ترامپ، معمار نظم نوین در جهان 📖مقالۀ «برتری ترامپ» در نشریۀ فایننشال تایمز (۲۴ اکتبر ۲۰۲۵) تصویری ژرف و تحلیلی از دور دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ ترسیم می‌کند؛ تصویری که او را نه صرفاً به‌عنوان یک سیاستمدار جنجالی، بلکه به‌مثابۀ معمار نظمی نو در جهان پسالیبرال معرفی می‌نماید. این گزارش با نگاهی انتقادی اما واقع‌بینانه نشان می‌دهد که «دکترین ترامپ» - متکی بر اصل «آمریکا اول» - در حقیقت واکنشی تاریخی به فرسودگی نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم است؛ نظمی که در دهه‌های اخیر با رشد پوپولیسم چپ، فروپاشی مرزهای هویتی و واگذاری تدریجی قدرت به دیکتاتوری‌های شرقی و مهاجران ایدئولوژیک در غرب به بن‌بست رسیده بود. فایننشال تایمز یادآور می‌شود که ترامپ در داخل کشور موقعیتی بی‌رقیب یافته است: مخالفان پراکنده‌اند، متحدان همسو، و پایگاه اجتماعی او با صلابتی کم‌نظیر از سیاست‌هایش پشتیبانی می‌کند. موجی از فرمان‌های اجرایی، از جمله قانون «لیکِن رایلی» و محدودسازی تابعیت بر اساس تولد، چهرۀ جدیدی از اقتدار ملی آمریکا ترسیم کرده‌اند، چهره‌ای که به باور حامیانش، پاسخی ضروری به دهه‌ها سستی و تساهل نظام لیبرال است. در عرصۀ بین‌الملل، سیاست ترامپ ترکیبی از انزواگرایی گزینشی و تعامل هدفمند است: بازگشت از چندجانبه‌گرایی به استقلال راهبردی، خروج از توافق‌های پرهزینه، و تمرکز بر قدرت بازدارندگی نظامی. هرچند منتقدان این رویکرد را تهدیدی برای اتحادهای سنتی می‌دانند، نویسندگان فایننشال تایمز اذعان دارند که این چرخش، در ذات خود، تلاشی است برای بازسازی اقتدار تمدن غرب در برابر بلوک‌های استبدادی شرق. از منظر اقتصادی نیز، هرچند سیاست‌های حمایتی و گاه خانوادگی دولت ترامپ با اتهام سودجویی شخصی روبه‌روست، احیای صنایع داخلی و بازگشت تولید به خاک آمریکا نشان از تغییری بنیادین دارد: بازگشت سرمایه و هویت اقتصادی به درون مرزها، در برابر جهانی‌سازی افسارگسیخته‌ای که طبقات متوسط غرب را تضعیف کرد. در پایان، فایننشال تایمز هشدار می‌دهد که نظم نوین ترامپ ممکن است جایگزینی برای نظام لیبرال فرسوده باشد، اما در نبود یک مبنای اخلاقی و نهادی پایدار، خطر فروغلتیدن به ملی‌گرایی سخت‌گیرانه را نیز در خود دارد. با این‌حال، از دید بسیاری از ناظران، همین گسست بزرگ شاید آغازی باشد بر چرخشی تاریخی: تلاشی برای حفظ جوهرۀ تمدن دموکراتیک غرب در جهانی که مرز میان آزادی و اقتدارگرایی بیش از هر زمان دیگری در حال فروریختن است.
📌سردار جعفری: دلیل تاخیر در وعده صادق۲ زمان نیاز داشتن برای رفع ضعف موشکی بود 🔹خود حضرت آقا بعد از وعده صادق۱ مطالبه کردند که چرا میزان برخورد موشک‌ها پایین بوده است. 🔹برای رفع این مشکل زمان نیاز داشتیم و البته کسی نباید این را می‌گفت و به صلاح نبود گفتن این مساله.
هدایت شده از وحید یامین پور
درباره افشاگری و نمایش قدرت بودریار معتقد است در عصر رسانه، از قدرت جز پرفورمنس و خبرسازی و بحران‌سازی چیز واقعی دیگری نمانده است. روش باستانی واکاوی «پشت پرده» بی‌معنا شده چون پشت پرده‌ای وجود ندارد. همه چیز تصنعی و شبیه‌سازی شده است. شاید آنچنان که بودریار می‌گوید ما با «نمایش قدرت» مواجهیم و نه آنچنان که فوکو می‌گوید با اِعمال قدرت از طریق ریزفیزیک قدرت و ساختارهای پنهان. بودریار می‌گوید قدرت به‌جای آنکه عمل کند، نقش خودش را بازی می‌کند. مثلا کار نماینده مجلس نظارت است و نظارت طبعاً باید بر مسیر قدرت تاثیر بگذارد و چیزی را تغییر دهد. ولی عملا قدرت یک نماینده مجلس از نمایش و وانمود قدرت تغذیه میکند. منازعات سیاسی دیگر ادامه‌ی سیاست نیستند بلکه نمایشی رسانه‌ای هستند برای تثبیت تصویر قدرت برای کسیکه آن نقش را بازی می‌کند چون او برای انتخابات آینده به استناد به آن نقش نیاز دارد. اگر تا عصر فوکو، رسانه ابزار قدرت بود برای بودریار رسانه خود قدرت است. به همین جهت رسانه‌ها از بحران و جنجال تغذیه می‌کنند و آنها که به دنبال نمایش قدرت‌اند در قول و قراری نانوشته با رسانه، غذای رسانه را می‌سازند. پس آنجا که نشانه‌های قدرت(یعنی نمایش رسانه‌ای قدرت) را می‌بینیم دقیقاٌ همانجا نشانه ای از فقدان و نابودی قدرت حقیقی مشروعی است که می‌تواند چیزی را تغییر دهد. ➕️ @Yaminpour
هدایت شده از وحید یامین پور
این نوع سیاست، دیگر به معنای حکومت کردن بر قلمرو نیست، بلکه به معنای حکومت کردن بر "توجه" است. اگر ما تماشاگران پرشوری باشیم قدرت و سیاست هرچه بیشتر از حقیقتش تهی شده و به یک نمایش سرگرم کننده بدل می‌شود. شاید مراقبه‌ی مناسب با این ناسیاست، امتناع از تماشا باشد‌. این شاید ما را از "مصرف‌کننده‌ی تصویر سیاست" به کنشگری و عاملیت موثر سوق دهد. ➕️ @Yaminpour
نظریه و هشدار: به دلیل برگزاری دو انتخابات کنست (اکتبر ۲۰۲۶) و میاندوره ای کنگره (نوامبر ۲۰۲۶)، سال ۲۰۲۶ هم برای ایالات متحده و هم رژیم اسراییل "سال احتیاط" است و هر چه به انتخاباتها نزدیکتر شویم، این احتیاط بیشتر میشود، چونکه تبعات شکست احتمالی در اقدامات جسورانه علیه تهران (نظیر شکست عملیات دوحه) میتواند نتیجه این دو انتخابات را - که هم برای ترامپ و هم برای نتانیاهو بسیار بسیار حساسند و حتی حکم مرگ‌ و زندگی را دارند- بشدت تحت الشعاع خود قرار دهد. از سمت دیگر بواسطه کم شدن احتمال درگیری نظامی در ماه اخیر، پروتکلهای حفاظتی مقامات ارشد کشور ملایمتر شده است. با توجه به این امر و اینکه هنوز فاصله زمانی با انتخاباتها زیاد است و موج تبعات شکست در عملیات اطلاعاتی جسورانه احتمالی علیه تهران به دو انتخابات مذکور نمیرسد، طی دو ماه آینده ما با یک قله افزایشی در احتمال ترور مقامات ارشد کشور (و همچنین عناصر محور مقاومت) با روشهای اطلاعاتی مواجهیم. لذا اولا بر خلاف روند کاهشی احتمال عملیات نظامی علیه ایران، پروتکلهای حفاظتی مقامات ارشد کشور باید تشدید شود. جلسات و سفرهای غیرضروری مقامات حذف و ارتباطات آنها محدود شود. ثانیا دستگاههای حفاظتی و اطلاعاتی باید طی چند ماه آینده هر سیگنال مشکوک را به بدبینانه ترین شکل ممکن تفسیر کنند. ثالثا باید با رویکرد تهاجمی در حوزه ضداطلاعات، طرف مقابل را در زمین خود مشغول و مهار کرد. رابعا گروههای عراقی، یمنی و لبنانی هم باید برای سناریوهای بدبینانه آماده باشند. تاکید مجدد: جنگ ایران و اسراییل در درجه اول دارای ماهیت اطلاعاتی است و حفظ آمادگی حداکثری حفاظتی و اطلاعاتی قطعا بازدارنده و رفع کننده سایه جنگ از کشور و مانع آسیب به مردم عادی و اقتصاد ایران است.
*محسن‌حسام مظاهری* مردم‌شناس، *دین، فرهنگ، جامعه*: *نظام در استخدام مناسک مذهبی در جنگ ۱۲روزه ناکام ماند.* تلاش‌هایی برای استخدام مناسک مذهبی در جنگ ۱۲روزه برای مدیریت افکار عمومی مانند نوحه‌های با مضامین ملی صورت گرفت اما این تلاش‌ها به‌رغم استقبال اولیه، خیلی زود خاموش شد، به جریان تبدیل نشد و از سطح چند مصداق فراتر نرفت. مصادیق تولیدشده، حتی در بدنۀ مذهبی حامی نظام نیز به‌صورت فراگیر، مصرف و الگوبرداری نشدند. این ناکامی، ثمرۀ روند تحولاتی است که دهه‌های گذشته در مسیر تقویت سویه‌های هویت‌گرایانه پیش رفته و بر غیبت عنصر ملی در بدنۀ مذهبی افزوده است. *نمی‌توان در شرایط عادی به عنصر ملیت بی‌اعتنا بود و سپس در موقعیت جنگ انتظار داشت که ناگهان یک گفتار مذهبی با سویه‌های ملی شکل گیرد.*
*مهدی خانعلی‌زاده*، پژوهشگر روابط بین‌الملل، *فرهیختگان*: همان‌طور که عدم درک درست تحولات منتهی به جنگ جهانی دوم و استفاده از تحلیل‌های «شیک ولی غیرواقعی» در آن سال‌ها زمینه‌ساز اشغال ایران شد و شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی را رقم زد، در شرایط کنونی هم شعار‌های زیبا ولی توخالی مانند «پرهیز از جنگ و پایبندی به بی‌طرفی» می‌تواند خطر جدی را متوجه امنیت و منافع ملی کشورمان کند. *منطقه غرب آسیا در دوران‌ گذار نظام بین‌الملل، آبستن جنگ‌های فراوان دوجانبه و چندجانبه است و هر واحد سیاسی که این مسئله را به درستی درک نکند، آسیب خواهد دید.*
*علی صمدزاده*، پژوهشگر امنیت بین‌الملل، *ایکس*: ‌برای احیا و بازیابی توان منطقه‌ای ایران و مواجهه مؤثر با سیل رخدادهای آتی، ضرورت دارد تا به پروندهٔ سقوط ساختار سیاسی پیشین در سوریه و مؤثرین و مقصرین آن رسیدگی کرده و نسبت به آسیب‌شناسی نیروی قدس سپاه پاسداران و ساختارهای متولی اطلاعات خارجی کشور اقدام عاجل صورت دهیم.
فرید زکریا، ترجمۀ لیلا احمدی، عصر ایران: تجربۀ خاورمیانه نشان داد دیپلماسی شخصی و پرهیاهوی ترامپ در محیط‌های مبتنی بر نابرابری قدرت، ممکن است دستاوردهایی موقت داشته باشد، اما رویارویی با چین میدان دیگری است؛ کندتر، پیچیده‌تر و فنی‌تر است و نیازمند دیپلماسی حرفه‌ای، نه خودنمایی رسانه‌ای. *اگر ترامپ با پکن همان‌گونه رفتار کند که با خلیج فارس کرد، آمریکا دیر یا زود درمی‌یابد که «هنر معامله» هرگز جای «معماری راهبرد» را نمی‌گیرد.*