eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📣 رهبر انقلاب صبح امروز در دیدار هزاران نفر از دانش‌آموزان و دانشجویان: ✏️تنها راه‌حل بسیاری از مشک
⭕️ضرورت تدوین یک «نظریه‌ی قدرت» ایرانی-اسلامی؛ درمان درد دیرینه‌ی ایران ▪️آیا بدون یک نظریه‌ی قدرت می‌توان در جهان امروز «قدرتمند» بود؟ چین قدرت کنونی خود را نه از اندیشه‌ها و مواضع ایدئولوژیک مارکسیستی‌اش، بلکه از فهم منابع قدرت در جهان مدرن به دست آورده است. شروع کرد به تغییر جهت‌دادن و نیل به منابع جدید قدرت. قدرت دیگر تنها وجه نظامی ندارد که با موشک قوی شویم، بلکه وجوه و چهره‌هایی سخت و نرم دارد. ابعاد مختلف فلسفی، علمی، دینی، تکنولوژی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، سازماندهی اجتماعی و... دارد. قدرت امروزه تنها دولت نیست. دولت اگر چه مهم، اما یکی از ابزارهای نیل به قدرت است که تولید قدرت می‌کند. دولت، ابزار تولید، توزیع و مصرف قدرت است. می‌توان گفت قدرت، هسته‌ی سخت دولت است. متأسفانه ما هنوز در سپهر معانی پیشین مفاهیم سیر می‌کنیم، در حالی که این مفاهیم معانی جدیدی پیدا کرده‌اند. مسأله‌ی جمهوری اسلامی، به نظر من که مدت مدیدی است در کانال تأکید بر آن می‌کنم، تولید و تدوین یک «نظریه‌ی قدرت» است که سر در سنت و پای در جهان جدید دارد. اصلا نمی‌توان فارغ از مناسبات قدرت، گوشه عزلت گزید و غرب‌گریز یا غرب‌ستیز بود. اساساً قدرت در خلأ، جریان ندارد، که در جنگ دائمیِ عینی حضور دارد. یعنی قدرت، حضور و تعین دارد و هم در جنگ و تضاد وجودی است. لذا پویاست. این مسأله یک پرابلم است که مشهور است در تاریخ ایران از زمان عباس میرزا شکل گرفت و امروزه آیت‌الله خامنه‌ای در عمل، به دنبال پاسخ درخور و کارآمدی به آن است. اصلا آیت‌الله خامنه‌ای چون قدرت و مناسبات آن را با مختصاتی واقعی فهمید، تنها فقیه و سیاستمدار رده‌بالای ایرانی است که پروژه‌‌ی علمی-سیاسی‌ او جدی است و الا چه فرقی با دیگران داشت که برخی‌شان می‌گفتند: «دنیای امروز دنیای موشک نیست، دنیای گفتمان‌هاست» ؟ اصلا طیف‌های غربگرا از گفتمان سازندگی، اطلاح‌طلبی و اعتدال و... در ایران، از ابتدا هم جدی نبودند. آن‌ها به دنبال توسعه بودند اما از پیش‌نیاز و شرط مهم و اصلی توسعه که قدرت باشد، غفلت داشتند. در واقع، یا فاقد نظریه قدرت بودند و یا نظریات قدرت‌شان از بیخ غلط بود و همین بود که روی مذاکره و دیپلماسی مانور می‌دادند. هرچه زمان می‌گذرد، جهان، چهره‌ی خشن واقعی خود را عیان‌تر از گذشته نشان می‌دهد و ابتذال حرف‌های رمانتیک این گفتمان‌های مبتذل، بیش از پیش آشکار می‌شود. از طرفی برخی جریان‌ها از جمله سرداران نظامی و حزب اللهی هم که قدرت را فقط در موشک می‌بینند و مؤلفه‌های دیگر قدرت؛ اقتصادی، اطلاعاتی و سیاسی را کم‌رنگ می‌بینند و هژمونی را به شدت سخت‌افزاری می‌بینند. رئالیست‌ها قدرت را می‌فهمند، اما مادی، سخت و ساده، اگر چه رئالیست‌های شبکه‌ای در تلاش بودند تا قدرت را چندمولفه‌ای و شبکه‌ای درک کنند و قدرت درک حدی از پیچیدگی را داشته باشند اما تنها به وجه سیاسی و ژئوپلیتیکی آن توجه دارند و به علت مادی‌گرایی ماتریالیستی در روش و جهان‌بینی، قدرت درک جنبه‌های الهیاتی قدرت (الهیات شیعی) را نداشته و به‌خاطر تمرکز بر وجه سخت قدرت، از ساحت و جنبه‌ی تمدنی آن و وجوه ایده‌ای و انگاره‌ای و فلسفی آن غافل‌اند. حال آن‌که هر سه یا چهار سطح مهم است. اما آنچه در «واقعیت» تعیین تکلیف می‌کند شبکه‌ای از قدرت است که شکل‌گرفته از چینش این عناصر است با سهم تأثیر خاص. ازاین‌روی، به نظریه‌ی قدرتی احتیاج است که از جنبه‌های مختلف الهیاتی، فلسفی و علمی به ابعاد مختلف و پیچیده‌ی عینی و ذهنی، سخت و نرم قدرت در لایه‌های بنیادی، راهبردی و کاربردی بیندیشند و به سوال‌های مهم در این حوزه، که منبع قدرت چیست؟ مکانیزم‌های تولید، توزیع و مصرف آن کدام اند یا کدام باید باشند؟ مؤلفه‌های تعیین‌کننده‌ی قدرت در میدان واقعیت امروز کدام است؟ و... معمولاً این‌گونه بحث‌ها هم در مراکز حساس تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری باید پیگیری شود و به صورت کاملا تخصصی و در قالب گزارش‌های سیاستی نهایی شود. در اتاق‌هایی دربسته و کاملا علمی و تخصصی و اصلا نباید عمومی و در واقع مبتذل گردد. 🆔@NAZM_JAHANI
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻رهبرانقلاب اجازه نمی دهند فراموش کنیم رهبر انقلاب اجازه نمی‌دهند ما فراموش کنیم. چرا؟ چون یکی از بیماری‌های خطرناک عصر جدید «زوال حافظه تاریخی» است. انسان امروز در سیلی از خبر، تصویر، اتفاق و هیجان زندگی می‌کند؛ هر روز ده‌ها رخداد، هر کدام رنگی تازه، جذاب، پر سروصدا. نتیجه چیست؟ گذشته محو می‌شود. آدم‌ها از تاریخ «منفک» می‌شوند و در «اکنون» متوقف می‌مانند. وقتی گذشته فراموش شد، آینده بی‌نقشه می‌شود. هیچ تجربه‌ای چراغ راه نمی‌شود. همه چیز دوباره تکرار می‌شود؛ با همان خطاها، همان فریب‌ها، همان خسارت‌ها. این فقط تقصیر شتاب رسانه‌های شبکه‌ای نیست. ما خودمان هم تاریخ را بد می‌خوانیم. تاریخ برای ما «روایتِ خشک» است؛ بی‌جان، بی‌علت، بی‌اتصال. وقتی نام تسخیر لانه جاسوسی را می‌شنویم، آن را یک «اتفاق» می‌بینیم نه «درس». وقتی نام ۲۸ مرداد می‌آید، آن را «خاطره» می‌دانیم نه «هشدار». تاریخ اگر معنا نداشته باشد، اگر روح و جهت نداشته باشد، مثل بدن بی‌جان است. هست اما اثر ندارد. اینجاست که روش رهبر انقلاب اهمیت پیدا می‌کند. ایشان تاریخ را بازخوانی نمی‌کنند؛ زنده می‌کنند. حادثه را از گذشته می‌کشند و می‌آورند وسط امروز. نه برای نوستالژی؛ برای بصیرت. به سخن اخیرشان نگاه کنیم؛ فرمودند ۲۸ مرداد را درست ببینید. مصدق حکومتی مردمی تشکیل داده بود. آمریکا با نیرنگ، با استفاده از ساده‌اندیشی داخلی، این حکومت را از مردم گرفت و سپرد دست یک دیکتاتور. پس فرمول آشکار است؛ حکومت مردمی را با نیرنگ و خدعه و با استفاده از ساده اندیشی و خام اندیشی داخلی دست دیکتاتور دادند. حالا این گزاره را بگیرید و هرجایی دیگری خواستید استفاده کنید. این گزاره هویت آمریکا است. بعد فرمودند تسخیر لانه چرا شکل گرفت؟ چون مردم دیدند شاه فراری را آمریکا پناه داده؛ ترسیدند دوباره همان سناریوی ۲۸ مرداد تکرار شود. دانشجویان رفتند تا فریاد مردم شنیده شود. اما داخل سفارت دیدند ماجرا فقط پناه دادن نیست؛ آمریکا مشغول طراحی کودتای تازه بود. همان گزاره قبلی. آمریکا با خدعه می خواهد دیکتاتور رو بر مردم مسلط کند. حالا تاریخ را امتداد دادند. فرمودند آمریکا در تمام سالهای بعد از انقلاب دنبال همین خط بوده است. مشکل ما با آمریکا نیز همین است. این هویت و ذات آمریکاست. او مستکبر است و مستکبر تنها از طریق حکومت دیکتاتوری است که می تواند بر یک ملت مسلط شود و آنها را غارت کند. با همین منطق تاریخی رابطه با امریکا تنها در شرایطی میسر است که از رژیم جلاد حمایت نکند و از منطقه برود و دیگر دخالت نکند. دقیقا دو عنصر بروز و ظهور هویت استکباری آمریکا. یعنی از ذات خودش کنده شود تا امکان گفت وگو فراهم می شود. این سبک تحلیل، تاریخ را به «علم» تبدیل می‌کند؛ چشم را باز می‌کند؛ مخاطب را مسلح می‌کند؛ قدرت روشنگری و آینده نگری دارد. خلاصه هم «ببین» و هم «درست ببین». همشهری @mahdian_mohsen
هدایت شده از حکمران
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 مهدی خراطیان: متاسفانه ما نتوانستیم اقتصاد کشورهای محور مقاومت را بهم بدوزیم هر چند در حوزه نظامی موفق بودیم. الان هم شاهد واگرایی عراق در کریدور توسعه با ترکیه و امارات هستیم. حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
💢 در حال حاضر شاهد یک تراژدی یا شاید سابوتاژ خطرناک در حوزه مدیریت نهاده های دامی و همچنین تلف شدن دامها با بیماری تب برفکی با احتمال تبعات گسترده امنیت ملی در کل کشور هستیم. هر گونه اهمال در این حوزه به منزله چراغ سبز به آشوبهای اجتماعی و در نهایت تجاوز دشمن به خاک ایران است. ✍🏻 مهدی خراطیان حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
هدایت شده از  مرصوص
چین "خطوط قرمز" خود را در توسعه روابط دوجانبه با ایالات متحده مشخص کرد. ایالات متحده، اگر می‌خواهد روابط خود را با جمهوری خلق چین ادامه دهد، باید: در مسئله تایوان دخالت نکند؛ در موضوع دموکراسی و حقوق بشر فشار وارد نکند؛ نظام سیاسی چین را زیر سوال نبرد؛ حق چین در توسعه اقتصادی خود را محترم بشمارد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
چین "خطوط قرمز" خود را در توسعه روابط دوجانبه با ایالات متحده مشخص کرد. ایالات متحده، اگر می‌خواهد
⭕️چرا گفتمان‌های رمانتیک در سیاست خارجی محکوم به شکست‌اند؟ ▪️صلح، محصول «قدرت» است، نه‌ گفت‌وگو اساساً برجام بر پایه‌ی دستاوردهای ما در جنگ ٢٠٠۶ بود. زمانی که آمریکا قدرت میدانی ایران را مشاهده کرد و نتوانست قدرت و عاملیت ایران را انکار کند و ایران را به عنوان یک «قدرت منطقه‌ای» پذیرفت. زمانی که متوجه شدند باید با ایران معامله کنند. گفتمان‌های رمانتیک سازندگی، اصلاح‌طلبی و اعتدال و... که خود را صلح‌طلب می‌خوانند، خیال می‌کنند دکمه‌ی صلحی وجود دارد و حتی اگر در نقطه‌ی ضعف باشیم می‌توان صلح را با «مذاکره و قدرت استدلال» محقق کرد. اما غافل از این‌که اگر در نقطه‌ی ضعف باشیم و در «میدان» چیزی نداشته باشیم، طرف مقابل، حاضر به معامله نخواهد بود. ما نمونه‌های عینی بسیاری داریم که هر زمان که ما وجه «نظامیِ» «قدرت میدانیِ» خود را نشان دادیم، طرف مقابل برای معامله آمد. این مذاکره‌ی آخری (دولت وفاق ملی با دولت ترامپ)، معامله‌ی پوچی بود که در نهایت، ختم به جنگ نظامی شد. می‌گفتند یا «هرچه ما بگوییم» یا «جنگ». عیب این گفتمان‌ها و جریان‌ها در چیست؟ توهم محض نسبت به «معادلات قدرت». یا فاقد «نظریه‌های قدرت‌»اند یا «نظریات‌ قدرت‌»شان از اساس غلط است. ✍تفرشی
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️چرا گفتمان‌های رمانتیک در سیاست خارجی محکوم به شکست‌اند؟ ▪️صلح، محصول «قدرت» است، نه‌ گفت‌وگو ا
من تمرکز و تأکیدم روی «پالیسی‌پارادایم‌»ها است؛ نه جریان‌های مبتذل غربگرا (کاسه‌لیس غرب) که خیلی ارزش وقت‌گذاشتن ندارند. گاهی به‌گونه‌ای حاشیه‌ای و بیشتر برای تقریب‌ ذهن مخاطب به واقعیت ناچارم بیشتر اسم جریان و گفتمان، و کمتر اسم شخص بیاورم.
⭕️ در قلمرو «میانگین»ها، «من» گم می‌شود 🔹 چرا هوش مصنوعی کافی نیست؟ 🔸 اگر سؤالی ذهن شما را به خودش مشغول کرده باشد یا بخواهید دربارۀ موضوعی تحقیق کنید، به‌سراغ دوست یا آشنای صاحب‌نظرتان می‌روید و مسئله را با او در میان می‌گذارید. اما گاهی اطلاعات دوستتان هم کافی نیست. تصمیم می‌گیرید به‌سراغ اینترنت بروید یا گشتی در ابزارهای هوش مصنوعی بزنید. صفحۀ چت‌بات را باز می‌کنید و مسئله را تمام‌وکمال شرح می‌دهید. 🔸 پاسخ چت‌بات دقیق، مرتب و منطقی است. پاسخ دوست شما پر از تردید بود، اما سرشار از بینشهای شخصی و پیشنهادات غیرمنتظره. هوش مصنوعی در ارائۀ «پاسخ استاندارد» استاد است، اما آن «پیشنهاد غیرمنتظره» که تنها از ذهن یک انسان تراوش می‌کند محصول تجربه‌های زیسته، شهود و ریسک‌پذیریِ منحصربه‌فرد و خاص اوست. 🔸 هوش مصنوعی براساس «میانگینِ» داده‌های گذشته پاسخ می‌دهد. هدفش پیداکردن امن‌ترین و قابل‌قبول‌ترین پاسخ برای بیشترین تعداد افراد است. اما یک «منِ» انسانی می‌تواند برخلاف جریان شنا کند و ارزشی را در حاشیه ببیند که میانگین هرگز آن را نشان نمی‌دهد. 🔸 محدودیت هوش مصنوعی همین‌جاست؛ می‌تواند به شما بگوید «چه کتابی پرفروش است»، اما نمی‌تواند بگوید «کدام کتاب ناشناس می‌تواند دیدگاه شما را دگرگون کند». کشف ناشناخته‌ها و برجسته‌کردنِ حاشیه‌ها هنوز در حیطۀ توانایی انسان است. تنها یک «منِ» گزینشگرِ انسانی است که می‌تواند براساس تجربۀ زیسته‌اش به شما پاسخ دهد و به معنای واقعی کلمه با شما «همذات‌پنداری» و «همدلی» داشته باشد. 🔸 کار مجلۀ ترجمان تقویت همین «منِ» گزینشگر دربرابر استیلای «میانگین»هاست. ما تلاش می‌کنیم بعد از خواندن ده‌ها و صدها منبع، و گزینشگری از میان آن‌ها براساس الگویی که با تجربۀ زیستۀ ده‌ساله به آن رسیده‌ایم، نه محتواهای محبوب، که آنچه را سزاوار محبوبیت است انتخاب کنیم. این انتخاب براساس یک الگوریتم ازپیش‌معین نیست؛ بر پایۀ شمّی شکل گرفته که در طول یک دهه کار فکری در ترجمان نهادینه شده است. 🔹 تا شنبه ۱۷ آبان می‌توانید اشتراک مجلۀ ترجمان را با ۵۰ درصد تخفیف و ارسال رایگان تهیه کنید و، همراه اولین ارسال، یک کتاب نیز از انتشارات ترجمان نیز هدیه بگیرید. 🔹 لطفاً با بازنشر پست‌ها از ترجمان حمایت کنید و طرح اشتراک را به اطلاع دوستان و مخاطبانتان برسانید. 🔗 لینک خرید: https://B2n.ir/bp3486 🔺همچنین برای خرید ساده‌تر می‌توانید کلمۀ «اشتراک» را به آیدی زیر ارسال کنید: @Tarjomaaan @tarjomaanweb
هدایت شده از خبرگزاری فارس
ستادکل نیروهای مسلح: اظهارات دربارۀ خرید تسلیحات خارجی بی‌اعتبار است 🔹هرگونه اظهارنظر درخصوص همکاری‌های نظامی و دفاعی با سایر کشورها، از جمله خرید یا فروش تجهیزات و تسلیحات، فاقد وجاهت و اعتبار رسمی است. @Farsna
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ستادکل نیروهای مسلح: اظهارات دربارۀ خرید تسلیحات خارجی بی‌اعتبار است 🔹هرگونه اظهارنظر درخصوص همکاری
ایران اینترنشنال یک فیلمی از ثابتی نماینده مجلس (که از شهرت رسانه‌ایش در مجری‌گری برنامه‌های سیاسی استفاده کرد و با نگاه شورای نگهبانی که صرف تبعیت از ولایت فقیه (نه تخصص و چارچوب تئوریک داشتن) برای تأیید کفایت می‌کنه وارد مجلس شد) منتشر کرده که گفته: «در روز چهارم بعد از جنگ با اسرائیل از چین سامانه هوایی گرفتیم.» خب این نماینده محترم نمیدونه که با انتشار این‌گونه اخبار، فرصت‌های همکاری با چین را از بین می‌برد. در حالی که در انتخابات حامی شعار «یک جهان فرصت، یک ایران جهش بود» شعار خیلی خوبی است ولی الزاماتی دارد تا دچار ساده‌انگاری دراین‌باره نگردیم. به فرض هم چنین سامانه‌هایی، نه تنها از چین که سایر کشورها نیز دریافت شده باشد، علنی‌کردن این‌‌دست مسائل از خطوط قرمز طرف چینی است! این یعنی مناسبات قدرت را نفهمیدن! کلا چپ و راست هم نداره! در عمل یا کنش سیاسی باید پنجاه جا را ملاحظه کرد. باید پی‌آمدهای عمل را، احتمالات مختلف را مدنظر قرار داد.
کاربر: نادر پودینه درود بر دکتر عبدالکریمی عزیز آنچه نویسنده فرمایش کرده اند ، تفسیر این مثل است: از کوزه همان برون تراود که دروست؛ تردیدی وجود ندارد که یک ذهنیت براساس ایدئولوژی دینی ، فقط میتواند آنچه در راستای ایدئولوژی اوست را بپذیرد و بر آن صحه گذارد و هر سخن و رای و نظر دیگر را باطل انگارد ، مضاف بر آنکه تحلیل های پیرامون و نقد آنها را نیز ، بنوعی حمله به خود برآورد نماید؛ اینکه نویسنده، مطالب را براساس دیدگاه خود به دودسته تقسیم کرده و براساس آن هرکس موافق دیدگاه دسته نخست باشد و نقدی بر دسته دوم داشته باشد را ، بزعم خود در مقابل خود می بیند و خود را مورد " هجوم بیرحمانه ، تخریب و ترور شخصیتی و رسانه ای" آنان می بیند، با توجه به دیدگاه ایدئولوژیک او ، جای تعجبی ندارد؛ حال آنکه این دیدگاه ایدئولوژیک است که نظریاتش را بر مبنای تفسیر وحی می شناسد و هر سخن مخالف را باطل می داند! مگر میشود کسی بر خلاف وحی نظر بدهد و سخنش باطل نباشد؟! از سوی دیگر در مدرنیته ، سکولاریسم ، دموکراسی و روابط بین الملل ، هیچ ابایی از نظر مخالف وجود ندارد! بلکه دیدگاههای مختلف بر مبنای عقلانیت خود، منافع خود و پارامترهای وابسته ، تصمیم گیری می کنند و چه بسا مخالفت آنان براین اساس ، موجب جنگ بین آنها نیز بشود! که صد البته رویکرد اعتقادی و ایدئولوژیک دینی ندارد؛ اساس تفکر فلسفی ، عقلانیت است که با ابزار منطق مسائل را واکاوی کرده و بیان می کند و از آنجایی که تفکر فلسفی سکولار خود را متعهد به ایدئولوژی نمی داند ، لذا ، هرگاه فیلسوف بداند که برخی پارامترها را که در ذهن خود به اشتباه تفسیر کرده ، ابایی از قبول منطق درست از سوی دیگری ندارد؛ چیزی که در فلسفه دینی قابل پذیرش نیست! چرا که مستلزم نپذیرفتن وحی است و آن ممکن نیست؛ اما موضوع از جایی بغرنج می شود که تفکر فلسفی بر مینای دین ، از تفسیرهای مختلف دینی ناشی میشود! در اینجا بین متفکرین دینی نیز اختلاف بوجود می آید و چه بسا زیربنای جنگ بین دینداران شود! و نمونه بارز آن در اسلام و در عصر حاضر ، داعش و عربستان و طالبان و جمهوری اسلامی و غیره میباشد ، که هیچیک آن دیگری راقبول ندارد و برای اثبات عقیدۀ خود حاضر به جنگ با یکدیگر هم هستند؛ برخی عناوین را نویسنده ، به غلط و یا براساس تفکر ایدئولوژیک خود تغییر داده است! مثلا ما عناوینی مانند «سازش با قدرت‌های استکباری» و یا «غرب‌زدگی» نداریم! بلکه این ناشی از تفکر ایدئولوژیک و تفسیر ذهنیت اوست؛ او می خواهد ، " فضای گفتگو" را به دلیل ناسازگاری با اعتقاداتش ترک کند ، لذا نام آنرا به سازش ، آنهم با استکبار جهانی می نامد! حال آنکه جامعه جهانی ، پس از جنگ های فراوان به این نتیجه رسیده است که فضای گفتگویی بین المللی تحت عنوان سازمان ملل ایجاد کند؛ چیزی که با ذهنیت ایدئولوژیک او همخوانی ندارد؛ قبل از تفسیر این مطلب در همینجا عرض کنم که سازمان ملل ، پدیده ای نوپا در جهان محسوب میشود و دلیلی ندارد که همگان ، حتی همان قدرت های استکباری ، به صورت تمام و کمال آنرا رعایت کنند ، بلکه این مسیر ، روندی عقلایی است که بشر در پیش گرفته و امید می رود که در آینده نواقص آن برطرف شود.