𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
یعنی میتونم تا دوازده امشب تمومشون کنم؟
با احتسابی که انجام دادم انشاالله تا چهارشنبه این هفته تمام پی وی هارو جواب دادم.
🔴🔴مهم🔴🔴
بیش از یه ماهه که دارم بهش فکر میکنم و هر چی میگذره بی فایده بودن چنلم رو تماشا میکنم، با این وجود اگه حتی ذره ای برای شما حتی با یک پیام موثر و مفید واقع شده عمیقأ خوشحالم.
تصمیمم رو گرفتم، اول میخواستم کامل پاکش کنم اما خاطرات زیادی باهاش دارم چه از پست های روزمره و چه تعامل هایی که با چنل های دوستام داشتیم.
بنا بر این اگه پستی رو میخواید ذخیره کنید تا فردا انجامش بدید و بعد از اون لفت بدید.
شاید بعد از یک مدت اگر هدف دوبارهای پیدا کردم (دوست ندارم چنلم فقط روزمره باشه و دوست دارم هدف معنادار و موثری برای افراد داخل اینجا داشته باشه) یا نظرم تغییر کردم دوباره میزنم.
با همین آدرس میتونید من رو پیدا کنید.
@XGostonia آدرس چنلم
@Wulpecula پی وی بنده
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
🔴🔴مهم🔴🔴 بیش از یه ماهه که دارم بهش فکر میکنم و هر چی میگذره بی فایده بودن چنلم رو تماشا میکنم، با
همسایه های عزیز، ممکنه فوروارد کنید؟
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
🔴🔴مهم🔴🔴 بیش از یه ماهه که دارم بهش فکر میکنم و هر چی میگذره بی فایده بودن چنلم رو تماشا میکنم، با
آیدی ویرایش شد👺
حواسم نبود به جای w، وی گذاشتم.
https://eitaa.com/tolidy_tiriyak/1293
حس عمیق فلسفی و عاطفی سنگینم پرید و یه لبخند کوچیک اومد روی لبم! دست شما درد نکنه کوییکوشی سان👺
شبتون در آرامش تاریکی و سیاهی، مراقب خودتون باشید~
[چون هیچکس نباید بدون شب بخیر بخوابه]
هدایت شده از مَسخ
مامور پشت میز نشسته است؛ خیره به برگهای سفید که گویا هرگز کسی در آن چیزی ننوشته است.
مرد روبرویش مضطرب و معذب مدام روی صندلی جابجا میشود و هرازگاهی زیر چشمی نگاهی به مامور میاندازد. چهرهی مامور با گذشت زمان یکنواخت و ثابت میماند. سکوت از هر طرف به او یورش میبرد. فضای اتاق به حدی برای او تنگ جلوه میکند که انگار راه تنفس او را مسدود کرده است.
مامور سرش را بالا میآورد و با لحنی آرام و متاسف میگوید:
شرمنده! شما مدرک لازم برای وجود داشتن ندارید