هدایت شده از بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
این جنگ منو امیدوارترم کرد...!
[نکتهٔ ادبیاتی:
این جنگ «من»و مصمّمتر«م» کرد...
هر دو قسمت داخل پرانتز یه نقش مشترک توی جمله دارن و استفادهی یهدونهش کافیه.]
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
«باید برخاست!» هردفعه که گوش میدم، با هر مصرعش موج احساسات جدیدی به قلبم سرازیر میشه که جمع همهی
دنیا با آنها و
مولا با ماست :)
این پیچِ تاریخی
طاقتفرساست...
باطل خواهد رفت و
حق پابرجاست!
هدایت شده از فطرسستان 🇵🇸🇱🇧🇮🇷
فاطمه... فاطمه... فاطمه...
حاتمی کیا اگر برای همین یک سکانس بهشتی شود حق است!
جایی که در آژانس شیشه ای، حاج کاظم، مرد مبارز در میدان، تردیدش بر تشخیصش سایه میاندازد. مدام با عذاب وجدانش دست در گریبان است و نمیداند آن مردمی که شب عیدی رویشان اسلحه کشیده، شاهدند یا گروگان؟!
اما چه چیزی تمام تردید ها را به ایمان تبدیل میکند؟ فاطمه، همسر حاج کاظم برای مردش یک امانتی فرستاده. امانتی یک چفیه است و پلاک. پلاک حاج کاظم در روزهای جنگ و بعد آن دیالوگ ماندگار پرویز پرستویی پخش میشود: فاطمه... فاطمه... فاطمه...!
اگر مرد باید اسلحه به دست بگیرد و به خط بزند، زن باید جایی در #مقاوم_شهر بماند و امکان مقاومت ایجاد کند. باید در لحظهی تردید ایمان ببخشد و در موقع بیتابی صبر بپروراند. ما گروهک و گنگستر نیستیم که به دست همهی اقشارمان کلاش و نارنجک بدهیم. ما ملتیم و ملت همانقدر که قاطعیت انفجار را میخواهد به دست های سازنده نیز محتاج است.
سید علی خامنه ای جهان غرب را بیچاره میکرد، از رژهی پسرانش با اقتدار سان میدید و سید علی خامنه ای برای روز دختر حسینیهاش را صورتی رنگ میکرد. کاش راه امت سازی، راه رهبر را پی بگیریم. رهبر ما بلد بود موی دخترانش را[حتی با یک دست سالم] دخترانه ببافد!
کاش حرارت جنگ مجبورمان نکند همه چیزمان را ذوب، تبدیل به گلوله و شلیک کنیم. چیزهایی باید بماند که فردای پیروزی و رهایی بتوان با آنها فردا را ساخت و مقاومت های بعدی را. چیزهایی مثل مادر، همسر، دختر!
به مقاومت زنانه باید اصالت داد. که حاج قاسم همه چیزش را از دامان مادرش داشت و شهید سید علی خود میگفت که اولین بار مادرم عِمامه را دور سرم بست و برایم سعدی خواند. مادران مبارز که شب ها با فرزندانشان صدای انفجار ها را میشمرند، جنگ را تبدیل به بازی میکنند و میخندند که فرزندانشان تا ابد با ترس از زورگو ها غریبه بمانند.
تصویر دختران تویوتا سوار در تهران تصویر خوبی نبود. چون ما برای زندگی میجنگیم و این زندگی باید چیزی برای فردای جنگ هایش نگه دارد. باید لطافت بماند، غیرت بماند و خانه باید همیشه بوی حیات بدهد. چیزی مثل بوی چای تازه دم!
✍ فطرس
🇮🇷 #فطرسستان
🆔 @fotrosesstan
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
فاطمه... فاطمه... فاطمه... حاتمی کیا اگر برای همین یک سکانس بهشتی شود حق است! جایی که در آژانس شیشه
«به مقاومتِ زنانه باید اصالت داد.»