eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکی‌اش مدرسه را دوست نداشت😂✋
خسته هستم از ولی اما خسته از چرا اگر شاید مثل یک لباس تنگ است و عاشقی به من نمی آید
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد من سالهاست هیچ نمی آورم به یاد بی اعتنا شدم به جهان، بی تو آنچنان کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد رسم این مگر نبود که گر آتشم زنی؛ خاکستر مرا نسپاری به دست باد؟ گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست خیر شما رسیده به ما، مرحمت زیاد!
دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهد دلم یک کلبه‌ی چوبی کنار آب می‌خواهد چنان دلگیرم از دنیا که ترجیحا دلم شعری پر از تصویر موزون و خیالی ناب می‌خواهد 🌹❤️
... درد پنهان بہ تو ڪَویم ڪه خداوند منی یا نڪَویم ڪه تو خود مطلعی بر اسرار
؟؟؟🔪🔪 دوباره عاشقی از کنج مظلومیتش پر زد دوباره از غریبی قسوتِ قدّاره ای سر زد به شُکر سایه سار سروهای سبز امنّیت تبر در اوج عصیان زخم بر سروی تناور زد برای پاسخ چشمان بر در منتظر مانده سفیرِ مرگِ خونینِ پدر، جای پدر در زد نمی ترسد دگر قداره بند از سر زدن وقتی که با این سادگی خنجر به حنجرهای دیگر زد چه نامردانه در بن بست‌های خلوت قانون تبر بر سروهای باغ ما زخم مکرر زد کجای کارمان ایراد دارد؟! فکر باید کرد! که قاتل پای قتل مرد حق «دستش نمی لرزد» 🖍
گفتم: بیا! که خسته‌شدن را بهانه کرد گفتم: بمان! و پرسه‌زدن را بهانه کرد با من به قدر لحظه‌ی جان‌دادنم نماند گوری نداشتم که کفن را بهانه کرد 😭
. 🏴 صلی الله علیک یا علی بن محمد الهادی ▪️در رثای حضرت امام هادی سلام‌الله‌علیه صد شکر هدایت‌شدۀ دست شماییم با نور شما راهی درگاه خداییم گویند همه: "اهل ولا اهل بلایند" صد شکر که از لطف خدا اهل بلاییم این خاک اگر زر شده از مهر شما بود در خانۀ معصومه و در ملک رضاییم آیین شما چون به‌جز احسان و کرم نیست عمری است سر سفرۀ احسان و عطاییم داریم دلی خسته و تنگ از غم دوری محتاج حرم رفتن و مشتاق لقاییم در راه زیارت نشناسیم سر از پا شاهیم که در کوی شما بی‌سروپاییم از سامره همواره گدایش شده مشهور "بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم" از فیض شما بود اگر جامعه خواندیم از دولت عشق است اگر اهل ولاییم از داغ غم غربتتان معدن آهیم در سوگ جگرسوز شما غرق عزاییم زهر ستم آتش به سراپای شما زد از داغ شما یاد غم کرب‌وبلاییم ، بهمن ۱۴۰۰ 🏴
شور دیدارت اگر شعله به دل‌ها بکشد رود را از جگر کوه بـه دریا بکشد گیسوان تو شبیه است به شب اما نه شب که اینقدر نباید بــه درازا بکشد خود شناسی قدم اول عاشق شدن است وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد عقل یک دل شده با عشق فقط می‌ترسم هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد زخمی کینه‌ی من این تو و این سینه‌ی من من خودم خواسته‌ام کار به اینجا بکشد حال با پای خودت سر به بیابان بگذار پیش از آنی که تو را عشق به صحرا بکشد فاضل نظری
دلداده ات اسیر ظواهر نمیشود در بین راه محو مناظر نمیشود از اوکسی به غیر خودت دل نمیبرد موسی شناس طعمه ی ساحر نمیشود مولا به اسم اعظمت این روزها کسی شایسته ی شناختن سر نمیشود هرگز کسی به کُنه وجود تو پی نبرد من مانده ام چرا،به چه خاطر نمیشود ای صاحب زره، به خدا هیچ حاکمی مثل تو در محاکمه حاضر نمیشود باید کبوتر حرمت بود در حرم چیزی نصیب مرغ مهاجر نمیشود من هر چه گفته ام همه از لطف چشم توست اینجا کسی بدون تو شاعر نمیشود @aAHMADALAVI
گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی‌سبب سویش مرا زین پای بی فرمان ، چه ها بر سر نمی آید؟ ┈┈••✾•🌷🍃🌸🍃🌷•✾••┈┈