هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود
پرواز به مرغان چمن خوش که درین دام
فریاد من از حسرت بی بال و پری بود
گر اینهمه وارسته و آزاد نبودم
چون سرو، چرا بهرهی من بیثمری بود
روزی که ز عشق تو شدم بی خبر از خویش
دیدم که خبرها همه از بی خبری بود
بی تابش مهر رُخت ای ماه دلافروز
یاقوت صفت، قسمت ما خونجگری بود
دردا، که پرستاری بیمار غم عشق
شبها همه در عهدهی آه سحری بود
#فرخی_یزدی
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم...
او میرود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم...
ما شهرتمان بسته بهاین است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم...
تن رعشه گرفتیم کهبا غیر نشستهست
از غیرتمان بود،نوشتند حسودیم...
جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم...
پیگیرِ پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ بهیک خندهی او زود به زودیم...
بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم،فرازیم و فرودیم...
یک روز میآید و بماند کهچه دیر است
روزیکه نفهمد کهچه گفتیم و کهبودیم...
بعد از تو اگر هم کسی آمد بهسراغم
آمد بِبرَد آنچه ز تو تازه سرودیم...
#حامد_عسکری
6.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 شعرخوانی فهیمه انوری
«بگوبخند»😄
چشمهایش تیر صهیون،بر دلم آوار شد
قلب من تنهای تنها،غزهی بی یار شد
#نون_میم
جانا بنام بوسه! غارت کردی لبم را
اندر بَرِ قشـنگت، بالا بردی تَـبم را
چشمان پرشرر بار، دستان پُر دغلباز
زنهار از این بلایی! بُرده زجان تنم را
ای کاش صبح نمیشد، آنشب در کنارم
آغوش گرم و نازت! حل کرد مشکلم را
جانا بگو کجایی؟ مُـردم از این جدایی
جانا بیا به خوابم! سیراب کن سرآبم
در خلوتی شبانه! بی عذر و بی بهانه
مشتاق دیدن تو ، بی تو بدان هلاکم
#شاهد(معصومه.عزیزی)١۴۰١۰٧۰۴
آبادی شعر 🇵🇸
جانا بنام بوسه! غارت کردی لبم را اندر بَرِ قشـنگت، بالا بردی تَـبم را چشمان پرشرر بار، دستان پُر د
ارسالی اعضا در لینک ناشناس👌👌👏👏🌼🌼
زیباست ولی هم چند چایی مشکل وزن داره و هم اینکه قافیه ها درست انتخاب نشده👌