eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
93 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود کارِ من سودازده ، دیوانه گری بود پرواز به مرغان چمن خوش که درین دام فریاد من از حسرت بی بال و پری بود گر اینهمه وارسته و آزاد نبودم چون سرو، چرا بهره‌ی من بی‌ثمری بود روزی که ز عشق تو شدم بی خبر از خویش دیدم که خبرها همه از بی خبری بود بی تابش مهر رُخت ای ماه دل‌افروز یاقوت صفت، قسمت ما خون‌جگری بود دردا، که پرستاری بیمار غم عشق شبها همه در عهده‌ی آه سحری بود 
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم... او می‌رود و هر قدمش لاله و نسرین ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم... ما شهرتمان بسته به‌این است بسوزیم با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم... تن رعشه گرفتیم که‌با غیر نشسته‌ست از غیرتمان بود،نوشتند حسودیم... جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم در حسرت پیراهن او پود به پودیم... پیگیرِ پریشانی ما دیر به دیر است دلتنگ به‌یک خنده‌ی او زود به زودیم... بر سقف اگر رستن قندیل فراز است ما نیز همانیم،فرازیم و فرودیم... یک روز می‌آید و بماند که‌چه دیر است روزی‌که نفهمد که‌چه گفتیم و که‌بودیم... بعد از تو اگر هم کسی آمد به‌سراغم آمد بِبرَد آنچه ز تو تازه سرودیم...
6.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 شعرخوانی فهیمه انوری «بگوبخند»😄 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
من خود پریشان ریشه ام از باد میترسانی ام؟!
مست ماییم که مست غزل چشم توییم نیست آنکس که خورَد خون جگر از انگور
چشمهایش تیر صهیون،بر دلم آوار شد قلب من تنهای تنها،غزه‌ی‌ بی یار شد
ارسالی اعضا محترم در لینک ناشناس👆👏👏👏🌼🌼🌼
جانا بنام بوسه! غارت کردی لبم را اندر بَرِ قشـنگت، بالا بردی تَـبم را چشمان پرشرر بار، دستان پُر دغلباز زنهار از این بلایی! بُرده زجان تنم را ای کاش صبح نمیشد، آنشب در کنارم آغوش گرم و نازت! حل کرد مشکلم را جانا بگو کجایی؟ مُـردم از این جدایی جانا بیا به خوابم! سیراب کن سرآبم در خلوتی شبانه! بی عذر و بی بهانه مشتاق دیدن تو ، بی تو بدان هلاکم (معصومه.عزیزی)١۴۰١۰٧۰۴
آبادی شعر 🇵🇸
جانا بنام بوسه! غارت کردی لبم را اندر بَرِ قشـنگت، بالا بردی تَـبم را چشمان پرشرر بار، دستان پُر د
ارسالی اعضا در لینک ناشناس👌👌👏👏🌼🌼 زیباست ولی هم چند چایی مشکل وزن داره و هم اینکه قافیه ها درست انتخاب نشده👌