eitaa logo
🔥ابرفقه | خونخواهی
5.5هزار دنبال‌کننده
643 عکس
741 ویدیو
21 فایل
امیرالمؤمنین (ع): العقولُ أئمةُ الأفکار والأفکار أئمة القلوب والقلوب أئمة الحواسّ والحواسّ أئمة الأعضاء. کراجکی، کنز، ۱: ۲۰۰ @abarin کتاب ابرفقه: https://24on.ir/g/21 گروه ابرفقه https://eitaa.com/joinchat/1426391062Cab11ed33e8
مشاهده در ایتا
دانلود
📚سفارش حاج‌قاسمِ امیرالمؤمنین: اشعث حائک (چی‌چی‌باف) برخی در برابر نقد مستند به برخی، می‌گویند مثلا فلانی سفارش‌شده حاج قاسم است! حاج‌قاسمِ سیدعلی (ره) بسان مالک‌اشتر امیرالمؤمنین (ع) است. امیرالمؤمنین درباره مالک فرمود: او شمشیری از شمشیرهای خدا است! او برای من چنان بود، که من برای پیغمبر خدا» و حاج قاسم برای رهبر شهید چنین بود. اما بنگرید که مرد سفارش‌شده حاج‌قاسمِ امیرالمؤمنین (مالک) برای ریاست چه فاجعه‌ای به پا کرد: ◾️سردار اشعث ویکی‌فقه: قبیله کِنده در جایی میان ایران و روم و دارای جایگاه راهبردی بود که آن قبیله را پیچیده و کارا کرده بود. اشعث از بزرگان قبیله کنده بود، مردی قدرتجو و فریبکار و پیمان‌شکن بود. اشعث‌ در دوره عثمان،‌ فرمانروای آذربایجان‌ شد و در خلافت امیرالمؤمنین (ع)،‌ نیز بر فرمانروایی آذربایجان‌ و ارمنیه ماندگار شد. او در جنگ‌ صفین‌ شرکت کرد و دلاوری‌ها نشان داد، ولی علی (ع) و یاران نزدیک ایشان، به‌ وی‌ اعتمادی‌ نداشتند و گویا این همکاری اشعث را، از سر فرصت‌طلبی و موقعیت جبهه حق می‌دانستند. ◼️مذاکرات پنهانی با دشمن بنابر روایتی‌، اشعث از همان‌ هنگام فرمانروایی بر‌ آذربایجان‌ که دستور امیرالمؤمنین برای واگذاری دارایی‌ها را دریافت‌ کرد، خواهان پیوستن به معاویه بود و‌ برپایه روایت‌ دیگری، از همین‌ هنگام‌ با معاویه‌ مذاکرات پنهانی می‌کرد ولی در پی رایزنی‌ یارانش از پیوستن‌ به‌ شامیان خودداری کرد. ◼️سفارش مالک‌اشتر برای ریاست اشعث، سرآغاز ویرانی‌ها امیرالمؤمنیی می‌خواست‌ ریاست‌ دو قبیله «کِنده‌ و ربیعه‌» را از اشعث‌ گرفته، به‌ «حسان‌» بسپارد، ولی مالک‌ اشتر و عُدَی‌ بن‌ حاتم‌، امام‌ را از آن‌ کار بازداشتند و جایگاه نیرومند سروری بر قبیله حساس «کِنده» و ربیعة برای اشعث استوار شد. ازینرو، او در پی پله دوم قدرت‌افزایی برآمد. ◼️پله دوم: قدرتجویی اشعث امیرالمؤمنین در برابر قدرت‌جویی اشعث ایستاد. در این هنگام معاویه کوشید اشعث را در مذاکرات پنهانی، به سوی خود بکشد و امیرالمؤمنین برای از دست نرفتن این دو قبیله اثرگذار، اشعث‌ را به‌ فرماندهی‌ بخشی‌ از سپاه‌ اسلام گماشت. ◼️پله سوم: خیانت اشعث در حکمیت هنگامی که معاویه‌ در جنگ صفین، شکست‌ را نزدیک‌ دید، برادر خود را برای آتشبس نزد اشعث‌ فرستاد. اشعث در آغاز همراهی نکرد [تا امتیاز بیشتری بگیرد] ولی در لیلة الهریر که‌ سپاه اسلام در آستانه یکسره کردن کار جنگ بود، [با دریافت خواسته‌اش] در میان کندیان‌ به‌ پا خاست‌ و با زبان خیرخواهی خواهان آتشبس و رهایی از خونریزی‌ بیشتر شد. همین‌که معاویه از سخن اشعث‌ آگاه شد، دستور انجام برنامه «قرآن‌به‌نیزه‌ کردن» داد. «یعقوبی»، آشکارا از مذاکرات میان اشعث‌ و معاویه‌ سخن گفته است‌. اشعث و گروهی‌ از کندیان‌ بیش‌ از هر کس‌ دیگری‌ در پی آتشبس بودند و سپس ابوموسی‌ اشعری را ‌به حکمیت برگزیدند و با حکمیت‌ ابن‌عباس‌ یا مالک‌ مخالفت‌ کردند. ◼️پله چهارم: خیانت اشعث در پسا آتشبس و مذاکرات صلح برنامه امیرالمؤمنین، نخست نبرد با خوارج نبود و با کج‌دار‌و‌مریز با آنان تا می‌کرد؛ چون دشمن رده نخست، آنان نبودند. ولی اشعث‌ بر آن بود که باید پیش‌ از نبرد دوباره با معاویه‌، با خوارج‌ جنگید. ولی پس‌ از نبرد با خوارج، اشعث‌ خستگی‌ از جنگ را بهانه‌ آورد و سخنان‌ او نیز در سپاهیان‌ کاری شد، جنگ نشد. ◼️پله پنجم: نبرد هزارخنجر (الغارات) با کوتاه‌آمدن چندباره از تدبیر رهبر، معاویه کار را به دست گرفت و نبرد هزار خنجر را با حملات نامنظم و پراکنده آغاز کرد. با این کار، مردم به تنگنا افتادند و گستره فرمانروایی امیرالمؤمنین (جبهه مقاومت) از ۲۵ کشور کنونی، به عراق و آن هم به پایتخت (کوفه) فروکاست، تا آنجا که در مسجد کوفه هم ولیّ‌امر، امنیت روانی و جانی نداشت. اشعث در میانه سخنرانی رهبر جامعه، ایشان را ریشخند می‌کرد و امیرالمؤمنین «علی‌الاصول» به این فرمانده سپاه خویش فرمود: «عليکَ لعنةُاللَّه و لعنةُ اللّاعِنین! حائِكٌ بْنُ حائكٍ! منافقٌ بْنُ كافر» (حائک: سرهم‌بند، بافنده مانند چی‌چی‌باف) بافنده پسر بافنده و منافق پسر کافر! ◼️پله ششم: همدستی اشعث در شهادت امیرالمؤمنین سرانجام رسواسازی فرمانده سپاه و میاندار آتشبس و مذاکرات، تهدید جان رهبر مسلمین جهان شد که اشعث امیرالمؤمنین را تهدید به مرگ کرد و سپس ابن ملجم در بستر هماهنگی و یا خویشاوندی مادری خویش با کِنده، میزبان ابن ملجم در کوفه شد. در بیشتر روایات‌ است که اشعث‌ اندک‌ زمانی‌ پیش‌ از ورود امام‌ (ع) به‌ مسجد کوفه‌، به‌ ابن‌ ملجم‌ گفت: پیش‌ از دمیدن‌ صبح در خواسته خود شتاب‌ کن! حُجر بن‌ عدی‌ کندی‌ یا عفیف‌ کندی‌ که‌ در مسجد بوده‌اند، آن را شنیدند و همان‌ موقع‌ برنامه شهادت‌ امام‌ (ع) را به‌ او نسبت‌ دادند. 👈لعنتِ ابدی به‌توان۲ بر مسئولانی که 👈قالیباف: ۱_۲_۳_۴_۵_۶_۷_۸_۹_۱۰_ ۱۱_۱۲_۱۳_۱۴_۱۵_۱۶
هدایت شده از 🔥ابرفقه | خونخواهی
🔺مستند ۴بخشی کودتای قالیباف این مستند به اسناد و رخدادهایی می‌پردازد که «انگاره کودتا از سوی قالیباف را تأیید» می‌کند. این کودتا به گونه پیچیده با «حفظ امام» و «زدن امامت امام» نهفته‌ترین کودتای تاریخ تشیع است که سرانجام ولیّ‌فقیه را بسان «پاپ»، شخصیتی زینتی و آبروبخش برای رسوایی‌هایی کودتاگران می‌کند. سرنخ این کودتا را می‌توان در نیرنگ مأموم برای دادن «ولایت‌عهدی» به امام رضا (درودش باد) یافت. این کودتا «به نام رهبر به کام وفاق» انجام می‌شود و نخستین فاشگر آن، رویکرد «علی‌الاصول» رهبرمان است. طبعاً قصد قالیباف در این کودتا، خیانت و کار بر ضد ولایتِ فقیه نیست؛ بلکه او با «دلسوزی» و «حسن نظر» این چنین می‌کند. این مستند در پی اثبات کودتا نیست؛ بلکه درپی انگاره‌ای است که قاعده «دفع خطر احتمالی+ مُحتَمل مهم»، بازگویی آن را بایسته می‌کند. 📚همسو مستند «لعنتِ ابدی به‌توان۲ بر مسئولانی که» مستند «علی الاصول»؛ حاجی! صادقی؟ مستند تحریف «علی‌الاصول» از سوی حداد رهبر: گاه مسئول ما همان کاری می‌کند که مأمور عالی‌رتبه سیا می‌خواهد سخن رهبر درباره بزرگترین خیانت تحمیل مذاکره (غیرمستقیم) به رهبر اثبات فقهی حرمت آتشبس کنونی 👈قالیباف‌شناسی: ۱_۲_۳_۴_۵ _۶ _۷_۸ _۹_۱۰_ ۱۱_۱۲_۱۳_۱۴_۱۵_ ۱۶_
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺وقتی خدا در مستراح بهت درس زندگی یاد میده
14050418_پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران.pdf
حجم: 154K
📝 متن کامل پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵ 🔗 Rahbar.ir/s/1522 ▪️ | 📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از حمید رسایی
‌‌ ♻️ آقای قالیباف! یعنی به شهادت رساندن هموطنان در بمباران‌های اخیر، زدن زیرساخت‌ها، تحریم جدید آمریکا و ... هیچکدام از نظر شما لحظه خیانت به نیست؟! یاد حسن روحانی و برجام‌پرستی آن را زنده نکنید و از دخیل بستن به این امامزاده قلابی دست بردارید. اگر مذاکره و تفاهم و توافق با آمریکا شفا می‌داد، نصیب قبل از شما می‌شد. 🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید: 🇮🇷 @rasaee
📝 پدر شهید امت، عمری در آرزوی شهادت ▪️ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودید، گوارایتان باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشان‌ها از مادرتان زهرای اطهر و جدّتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس علیهم الصلاة و السّلام دارد، مبارکتان باشد. ▪️و شما ای همراهان مظلوم او که غافلگیرانه مورد هجوم دشمن قرار گرفتید و به شهادت رسیدید، خوشا به‌حالتان که اینک میهمان آن مولائی هستید که شاید بارها رأفت و لطفشان را درک کرده بودید. آن آقائی که باب رحمت الهی برای همه و بخصوص مردمان این سرزمین هستند، اینک میزبان شمایند و جوار امنشان خانه‌ی شما شده است. ✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵ ▪️ | 💻 Rahbar.ir
🔺گونه‌شناسی مُشت رهبر+ رسوایی باند وفاق با واژه «غافلگیرانه» آ. پیام توحید و امامت این‌گونه مشت‌کردن دست، دو پیام دارد؛ یکی پیام «توده» نبودن انگشتها و توحیدی و افراشته و بالا بودن انگشت والاتر، در هنگام درهمیدگی انگشتان که پیام باهم‌بودگیِ محوردار و امام‌مند (نه شعامی) است. کار شعام در ترجیح پندار طاغوتی خود بر رهبریِ رهبر و ولایتِ ولیّ‌امر، نقض اصول اعتقادات تشیع (امامت) و برتر دانستن «مفضول» بر «فاضل» بود. ب. رد «توده»ای و کمونیستی بودن جدا کردن نشان مُشت کمونیستی (توده‌وار و بدون امام) از نشان مُشت اسلامی. در مُشت کمونیستی انگشت شست روی انگشتان دگیر می‌افتد و به جای عدالت در جایگاه انگشتان، برابری را نشان می‌دهد. ج. رسوایی باند وفاق و زیر پرسش بردن شعام باند ۴٪ وفاق، پرخاش می‌کردند که چرا امثال حجةالاسلام دکتر رفیعی گفته بودند که رهبر و خانواده‌اش را بی‌هوا کشتند و مسئولان [شعام] بر خلاف آنچه رخ داد، شرایط را امن اعلام کرده بودند! امام سید مجتبی با واژه «غافلگیرانه» نشان داد که شعام باید پاسخ این خونها را بدهد! ◾️این هم یک علی‌الاصول دیگر!
📚هشدار رخنه سلفی‌گری در سپاه؛ دستور عجیب حاجی‌صادقی حاجی‌صادقی میگفت همه پیرو خواست رهبرند! ولی رهبر با بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم، این خلاف را فاش کرد، نظر شعام را هم تقبّل که نه، تحمل کردند و پیامد آن را بر دوش شعامیان گذاشتند و راه کنونی را بیرون از خیر دنیا و آخرت دانستند 🔺حاجی‌صادقی که باید نماینده ولیّ فقیه در سپاه باشد، بجای توبه، پوزش و جبران، در توجیه کار خود و فرمانده سپاه، دستوری مانند سَلفی‌ها دارد: مالک درباره ایستادن خدا بر عرش گفت: «ایستادن، روشن است، چگونگی آن روشن نیست، ایمان به آن واجب است و پرسش از آن هم بدعت است: الاستواء معلوم والكيف مجهول والإيمان به واجب والسؤال عنه بدعة ۱. التزام نظری، قلبی و عملی یعنی بر خلاف تدبیر رهبر عمل کردن؟ ۲. خلافگوییِ هماهنگی با رهبر و ردکردن نظر رهبر، یعنی فهم درست و پیشی نگرفتن از ولی؟ ۳. پس‌زدن رهبری رهبر یعنی تمسک واقعی و فرمانبرداری مطلق از وی؟ ۴. درک عمیق تدبیر رهبری یعنی کنار زدن آن؟ ۵. رهبر گفت نظر دیگری داشتم؛ سخن رهبر را تحریف نکن! 👈۶. مباحثه و تعمق در سخن رهبر و پرسش درباره اشتباه شما و شعام بد است؟ ۷. شما را در گمراهی رها کنیم؟ ۸. اشخاص و جریانها را قضاوت نکنیم؟ ۹. رهبر یا رأی شعام را پذیرفت یا به وی تحمل شد؛ حالت دیگری هست؟ ۱۰. میشود حسن‌نظر داشت ولی حسن فعلی نداشت و آن کار خیانت باشد ۱۱. تفاهمنامه باطل نبود، غلط بود. اینک که نقض شده باطل هم است ۱۲. مطالبه: فرمانده سپاه بگوید چرا تعهدش عملی نشد؟ ۱۳. اذن پیشینی و اجازه پسینی است ۱۴. در سخن آقا، شعام و شما، بخشی از «ما» نبود ۱۵. صراط مستقیم با خروج از راه رهبر؟