هدایت شده از 🌾 زَوا
📚زوای «ویر» (ویرایش)؛ شگفتی باور نکردنی دانش «زَوا»
در این پگاه آدینه، پیشکش پیدایش امام زمان عج و برای نابودی وفاق (بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران)
«ویر» زایه پسینی «ویختن» (از ویختن: ویشتن: ویر) است.
ویختن در دانش زوا، همتبار بیختن است. معنای؛ زاویهای از معنای ویرایش یعنی بیختن و الک کردن و بیرون ریختن چیزهای نافراخور؛ گیرا این که زایه دیگر ویختن: ویژ+ه است. ویرایش یعنی ویژهسازی و بیخت چیزی.
«ویختن» در دانش زوا، همتیره «واختن» است. واز و واژ، زایه واختن هستند؛ یعنی آ+«واز» (وُیس انگلیسی و وُچِه ایتالیایی) و «واژه» با «ویر» و ویرایش همزایه هستند.
زایه دیگر ویختن، «ویس» است: نـ+«ویس» با ویرایش همزایه هستند.
زایه دیگر ویختن «ویش» است. کمینه ویش، وِش است؛ نـ+«وِش»تن با ویرایش همزایه هستند.
نوشتن از «نِختن: نیختن: نیک»+ وِختن: ویختن: وِش، ویش، ویس درست شده است.
🌾زوای «بیستون»
بیختن تباره ویختن است که زایه «بیس» میدهد و کمینه ان بِختن با زایه «بِش» است.
نـ+بیس و نـ+بِشتن از اینجا است.
بیستون یعنی چه؟ یعنی «بیسـ (یا کمینه آن بیـ)+ تون (ستون)؛ یعنی ستوننوشته: کتیبه.
زوا برای نخستین بار، واژه بیستون را بدینسان بازنمایی میکند؛ بیستون با واژه، آواز، ویرایش، نبشته، نویسه و ویراش همریشه است.
🌾 زوای دبیره (خط)
زایه دیگر ویختن- بیختن، «ویش (بیشینه وِش) و بیش (بیشینه بِش) است؛ نـ+وشتن و نـ+بشتن.
زایه «ویشتن: ویر است؛ مانند زایه بیشتن که بیر است.
دبیر یعنی نویسنده و دبیره یعنی نوشتار (خط) (دفتن+ بیختن: د+بیر؛ یعنی واژگان دفتری شده: در دفتر رفته)
این ریشه در لهجه انگلیسیِ زبان فارسی (همه زبانهای هندواروپایی یک گویش از نیای زبان فارسی بودند (بنگرید به کتاب زَوا) به گونه وِرایت که «و» آن نوشته میشود ولی خوانده نمیشود درآمده است؛ «وِر: ویر، ویس، واژه، وُیس، وِچه، وُکال، واک، پژواک».
👈 بنگرید به: دبیرگان ایران باستان و میانداری صهیونیستاگرام
🌾زوای ویر (ویرایش)
«ویر» زایه ویشتن است و ویشتن زایه ویختن. ویر یعنی همان ویش (نـ+وشـ+ تن)؛ ویرا/ ویرایش را اگر از ویختن+ آختن بگیریم، ویرایش یعنی آشکارسازی نوشته (رونمایی از نوشته) و اگر از ویختن+ آفتن بگیریم، یعنی چیزِ درپیوند با نوشته
ننگ بر وفاق بر ضد راه رهبر که نطفهاش حرام بسته شد!
درود بر تپه «علیالطاهر»
شغال بور
سگ زرد
هدایت شده از 🇮🇷 صبح میبد
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌⚠️ مهم/ ضربالاجل مردم مبعوث و انقلابی میبد به مسئولان(فرماندار، دادستان و شورای تأمین) در مطالبه برای حضور در جمع مردم و پاسخگویی تا ده روز آینده
⚠️قسمتی از بیانیه قرائت شده امروز ، پس از نمازجمعه در مصلی آیتالله اعرافی:
🔰از مسئولان علی الخصوص فرماندار محترم، دادستان محترم و اعضای شورای تأمین از امروز تا ده روز آینده دعوت میکنیم که بیایند و گزارش دهند که چکارهایی انجام شده.
ما ملت مبعوث شده، در تمامی زمینه ها از جمله زمینه عفاف و حجاب خواهان اصلاح و بازگشت به اصول شرعی و الهی و قانونی هستیم.
🇮🇷 @SOBHEMEYBOD | صبح میبد🇮🇷
هدایت شده از بیداری ملت
❌به تدریج خود واقعیشان را نشان می دهند.
متأسفانه پیش بینی می کردیم و نوشته بودیم:
«شبی که پیام «علی الأصول» آقای حکیم و شجاعمان منتشر شد!
به بعضی دوستان گفتم: به زودی خوارج واقعی که به تدبیر و امر رهبری گردن نمی گذارند، ظاهر خواهند شد!
صبر کنید و ببینید که ماه پشت ابر نمی ماند!
بماند به یادگار...!»
✍ محمد صالح مشفقی پور
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat
هدایت شده از سید احمد فقیهی
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #فایل_تصویری
سخنرانی | تقدیر و قضای الهی
" ماجرای جنگ بدر "
🎤 سخنران :
حضرت آیتالله استاد فقیهی
🔘 دهـه دوم محرمالحرام ۱٤٤۸
📱 صـفـحـات مــجــازی هیئت :
ســایـت | اینستاگـرام | تـلـگــرام
ایــــتـــا | روبـــیــکـــا | آپـــارات
☑️ هیئت محترم خادمالحسن(ع)
🆔چ
#سید_احمد_فقیهی
🆔 @faghihi_seyyed_ahmad
هدایت شده از آیت الله حسینی آملی
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا متوجه نیستید
چرا نمی فهمید!!
هدایت شده از 🔥ابرفقه | خونخواهی
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هجو سنگین رهبر بر خواص (نجاستخوار)
ادبیات نقد چیست؟ آیا همیشه با «شبهه فکری» روبرو هستیم که با نقد فکری آن را پاسخ بدهیم؟ یا گاهی مشکل برخی «شهوت عملی» است و باید بر آنان فشار آورد؟
◼️هجو خواص
رهبر: «هدف این است که تودههای مردم مورد اغوا قرار بگیرند امّا وسیله اغوای تودههای مردم، اغوای خواص است. امروز یکی از کارهای مهم، اغوای خواصّ جامعه است؛ کسانی که عنوانی دارند و امکانی دارند و احیاناً سوادی دارند و مانند اینها. چون وقتی خواص اغوا شدند، اگر به این خواصّ اغواشده فرصت داده بشود و امکان داده بشود، راحت توده مردم را اغوا خواهند کرد. ... دارند دائم با مزدورپروری، با حرامخوارسازی، با لطایفالحیل افرادی را حرامخوار میکنند؛ وقتی حرامخوار شد، مثل حیوان جَلّال، [نجاستخوار] دیگر خیلی مشکل میشود او را از حرامخواری دور کرد. و مزدورپروری میکنند»
👈 چقدر این واژگان، مکرر، تلخ و کوبندهاند!
◼️رسوایی خواص اغواگر
برخی خواص مردم مبعوث را اغـــوا میکردند که «همهچیز با رهبر هماهنگ است» ولی رهبر علیالاصول آنها را رسوا کرد! آنهایی که هنوز توبه نکردند، پیوندشان را با حراملقمگی و نجاستخواری بررسی کنند!
◼️آیا آقایان توبه میکنند؟
شعام برخلاف رأی رهبر، راه ناسازگار با اعتقادات تشیع (امامت) را پیگرفت. رهبر «میثاق غلیظ»ی از آنان گرفت که باید حقوق ایران و جبهه مقاومت رعایت شود! ولی نشد!
◼️کودتای حفظ امام و پسزدن امامت وی
نگذاریم بدعت «حفظ امام و پسزدن امامت وی» باب بشود! این بدعت از سقیفه بدتر است! پسزدن امام کفر است و نقابکردن امام برای لغزشهای خود، نفاق است؛ نه وفاق!
📚بررسی فنی «تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز سه قوه که تلاششان ... مشهود است»
⁉️شبهه
برپایه پیام و دستور ولایی رهبر (تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز سه قوه که تلاششان ... مشهود است)، همه باید به قالیباف اعتماد داشته باشند و هر سخن یا کاری که نشاندهندهی بیاعتمادی به قالیباف باشد، حرام ولایی و بر ضد وحدت است.
توضیح این که «که تلاششان مشهود است» قید توضیحی (حال از ذوالحال) است، نه قید احترازی (صفت برای موصوف)؛ یعنی وقتی میگویند: «مسئولان که تلاششان مشهود است»، یعنی مسئولان اینچنین هستند، نه «مسئولانی که تلاششان مشهود است» که بتوان گفت پس برخی مسئولان اینچنین نیستند.
◼️پاسخ شبهه
◽️آ. اگر خودِ رهبر به قالیباف اعتماد داشتند، چرا دربارهی مذاکرهی پاکستان فرمودند که این مذاکرات خلاف شرع بوده است؟ پس تداوم اعتمادِ گذشته، بیمعنا میشود.
◽️ب. مردم از آغاز نیز به ادعاهای وفاق (قالیبافی) درباره هماهنگیِ همهچیز با رهبر اعتماد نداشتند و رهبر هم با «علیالاصول» این بیاعتمادیِ مردم را تأیید کردند.
◽️ج. اگر خودِ رهبر به قالیباف اعتماد داشتند، چرا در برابر خواستِ قالیباف دربارهی تفاهمنامهی شیطانی، زیر بار نرفتند و اعتماد نکردند؟
پافشاریِ سنگینِ جریان وفاق، چیزی بیش از تعهد مکتوبِ رهبر از اینان و تهدید آنها به نظارتِ خودش و مردم برای تحقق حقوق ملت ایران و جبههی مقاومت را در پی نداشت. آیا تعهدِ مکتوب گرفتن و به مردم اعلام کردن، یعنی اعتماد داشتن به قالیباف؟!
◽️د. خودِ همین پیام «اعتماد» رهبر کی صادر شد؟
هنگامی که باند وفاق با همهی ادعا و یالوکوپال و سِرتِقی بر ضد «علیالاصول» و هشدارهای رهبر بر خسران دنیا و آخرت در این بیراهه (یادآور مباهله میان علیالاصول و ضداصول)، شکست خورد و تفاهمنامهی شیطانی به «تجربهی تاریکی» (اشغال جنوب لبنان و محاصرهی دریایی ایران) بدل شد.
در این هنگام، همهی حیثیتِ قالیباف که تضمینِ تفاهم را «جان» خودش دانسته بود، بر باد رفت. پس چرا رهبر سخن از اعتماد به مسئولان (مثلاً قالیباف) میزند؟
👈آیا میتوان سندِ اثباتِ بیاعتمادی به همهی ادعاهای قالیباف را علتِ صدورِ حکمِ اعتماد به وی دانست؟!
◼️ه. تلاش رهبر برای پاشیدن سایهی اعتبار به قمارباختگان
رهبر با کاربستِ دلالتِ التزامیِ امر به مردم برای اعتماد به مسئولان، به مسئولان فرصتی برای اعتمادسازی برای مردم میدهد؛ زیرا آنان در اوج ادعا، دچار شکست و بیاعتباری شدند و دشمن میتواند از این شکاف میان مردم و مسئولان بهره ببرد.
در اینجا رهبر سخنِ صریحی در اعتباربخشی به قالیباف ندارند؛ مثلاً نمیگویند:
«به مسئولان سه قوه، بهویژه سران سرافراز سه قوه، اعتماد کنید»؛ بلکه عبارتی کلی و مبهم در میان است که نه دشمن شاد بشود و نه باندِ وفاق بتواند به آن ببالد.
◼️تبیین قید «که تلاششان مشهود است»
اصل در قید، احترازیت (یعنی محدودسازی موصوف) است.
وقتی میگوییم «دوستِ خوب» بگزین، به معنای این نیست که هر دوستی خوب است.
در شبههی قالیبافپرستان ادعا شده که قیدِ «که تلاششان مشهود است» قیدِ توضیحی است؛ زیرا «مسئولان سه قوه» معرفه است و جملهی پس از معرفه، «حال و توصیف» آنان است (مسئولان ... که تلاششان مشهود است)، نه قیدِ محدودساز. اگر رهبر میخواست محدودیت درست کند، متبوع (مسئولان) را نکره میآورد («مسئولانی») تا صفت («مسئولانی که تلاششان مشهود است») درست شود.
◼️ تبیین خروجِ تخصیصیِ اعتماد به قالیباف
اگر بینگاریم که رهبر فرموده بودند:
«به مسئولان اعتماد کنید»
یا بالاتر، فرموده بودند:
«به همهی مسئولان سه قوه اعتماد کنید»
که دلیلی بسیار صریح و روشن است، باز هم این عبارت، دلیلِ عام است و اگر دلیلِ خاص یافت شود، باید آن را تخصیص زد.
◽️دلیل خاص برای عدم اعتماد به قالیباف چیست؟
- پافشاری بر راه فاسدِ پیشین در فرایند مذاکره و تفاهمنامه
- تداوم تفرقه با مواضعِ مغایر با مواضعِ رهبر، بهویژه دربارهی تفاهمِ شیطانی که رهبر فرمود «تجربهی تاریک» است و قالیباف میگوید «سند افتخار»
- خلافگویی درباره آزادسازیِ پول ایران
- خلافگویی دربارهی پیششرطیِ آتشبسِ لبنان برای مذاکراتِ پاکستان و سپس عمل بر خلاف آن و سپس حاشا کردنِ وجود چنین پیششرطی
- گفتههای فاسدی مانند نظریهی «مردم گشنه»
و نمونههای دیگر که اجازهی اعتمادِ مردم به قالیباف را نمیدهد.
دنباله نوشته در بخش دوم👇
... دنباله نوشته از بخش نخست
◼️ تبیین خروجِ تخصصیِ اعتماد به قالیباف
شبههافکن عبارت را تقطیع کرده میگوید: «اعتماد به مسئولان که تلاششان مشهود است»
با اینکه جملهی کامل چنین است: «اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملت مشهود است»
◽️بررسی قیدِ تلاشِ «مشهود» برای رفاه و «سعادت»
اگر جملهی رهبر توضیحی باشد، پس تلاشِ قالیباف باید در راستای «رفاه» و «سعادت» ملت آشکار باشد.
آیا:
- مجلس تعطیل و نیمهتعطیل
- عدم ابلاغ قانون عفاف و حجاب
- گرانیهای افسارگسیخته
- عدم وجود «پیوستِ انسجام اجتماعی» برای گرانسازیِ بنزین
یعنی تلاشِ مشهود برای رفاه و سعادتِ ملت؟! حضرت عباسی؟!
◽️بررسی قید «دلسوز»؛ فاجعه زبانشناختیِ حذفِ صفتِ اول
به این سه جمله بنگرید:
- مسئولان که دلسوزند و تلاششان مشهود است
- مسئولان که تلاششان مشهود است
- مسئولان دلسوز در سه قوه که تلاششان مشهود است
- سخنِ نخست نیرومندترین است.
- سخنِ سوم سستترین است.
- سخنِ دوم که از بیخ، سخنِ رهبر نیست؛ چون صفتِ «دلسوز» در آن نیامده است.
در ساختارِ بیان حکیمانه، هنگامی که چند صفت برای موصوف میآید، صفتِ نخست، بسترِ فهمِ بهترِ صفتِ دوم و قرینه معنایی و ساختاری فهم دیگر صفات است؛ یعنی موصوف و صفتِ نخست، بر روی هم بسترساز نشستن و فهم صفتِ دوم میشوند.
مانند: «گرامیداشتِ دانشجویانِ پرانگیزهی این دانشگاه که تلاشِ بسیار میکنند.»
رخدادِ ساختارِ زبانی چیست؟ اگر بگوییم: «گرامیداشتِ دانشجویانِ این دانشگاه که تلاشِ هوشمندانه میکنند»
دانشجویان، ذوالحال است و «تلاشِ هوشمندانه میکنند» گزارش حال آنان است؛ نه اینکه برخی دانشجویان (تلاشگر) را از دیگر دانشجویان (تنبل) جدا کند.
اما هنگامی که میگوییم: «گرامیداشتِ دانشجویانِ پرانگیزهی این دانشگاه که تلاشِ هوشمندانه میکنند»
همین که قیدِ «پرانگیزه» برای موصوف میآید، موصوف را از دایرهی عامِ دانشجویان دانشگاه (معرفه) بیرون آورده، نکره میکند؛ یعنی موضوع، برخی از دانشجویان دانشگاه میشوند: مانند: «مسئولان دلسوز در سه قوه»
در اینجا، جمله «که تلاششان مشهود است» دیگر قید برای یک موضوع معرفه (مسئولان سه قوه) نیست، بلکه قید برای «مسئولانِ دلسوزِ سه قوه» است که یک موضوع (موصوف) نکره است؛ نه موضوع (ذوالحال) معرفه! بهویژه اینکه صفت بهگونهی جمله آمده است و افزون بر عدمِ تطابقِ ساختارِ دو صفتِ مفرد و جمله، قیدِ «در سه قوه» نیز میان موضوف و صفت دوم جدایی افکنده است؛ پس این قید با این جدایش، بر سرِ موضوعِ نخست در نیامده، بر سرِ موضوعِ پرورده با صفتِ نخست و متمم (در سه قوه) آمده است و ازاینرو، قیدی (صفت) برای یک موضوع نکره (موصوف) است؛ نه حال برای یک ذوالحالِ معرفه و اصل در قیود نیز احترازیت است.
✅ جمعبندی نهایی
با این نظام نقد، پنج چیز روشن شد:
آ. سخنِ رهبر، یک امرِ مطلق برای اعتماد به همهی مسئولان نیست و مگر چنین چیزی پذیرفتنی است!
ب. «که تلاششان مشهود است» به دلیل حضورِ «دلسوز»، صفتِ احترازی است، نه حالِ توضیحی و لذا قالیباف از شمول بدوی آن نیز تخصصاً بیرون است.
ج. اگر این را نپذیریم، قالیباف به دلایلِ خاص گوناگون، تخصیصاً از عموم این سخن خارج است.
د. شبههافکنان با تقطیعِ عبارت و حذفِ قیدِ «دلسوز»، دچار لغزش ساختاری شدهاند.
◼️همسو
🔺امام شهید: هنر مسئولان «تکهتکه کردن اتحاد و همصدایی مردم
◽️بعثت مردم و فتنه مسئولان؛ اثبات فقهی نادرستی آتشبس
🔺۲روی قالیباف یا قالیباف ۲رو؟
◽️وحدت مقدس در برابر وفاق گمراه
🔺بررسی پیام رهبر به دوگانهسازان تفرقهافکن