eitaa logo
محسن عباسی ولدی
57.2هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
350 فایل
صفحه رسمی حجت الاسلام #محسن_عباسی_ولدی متخصص | نویسنده | مدرّس 🌱 مسائل تربیتی و سبک‌زندگی‌دینی 🌐 پایگاه‌های اطلاع رسانی: ktft.ir/v 📬 ارتباط با مدیر: @modir_abbasivaladi 📱نشـانی صفحات مجازی حاج‌آقا در پیام‌رسان‌ها: @abbasivaladi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. کمتر از ۷ ساعت مونده تا شروع قسمت ۲ وبینار ❤️ 🔹کسانی که در ثبت‌نــام اول، نـام نویسی کردن اما به پخش زنده نرسیدن، هر چـــــــه سریع تر قسمت اول رو ببینن.(کلیک کنید) 🔸 کسانی هم که تازه ثبت‌نام کردن، بعد تکمیل فرم، فیلم جلسه اول براشون بـــــــاز می‌شه. این عزیزان هم سریـــــــع‌تر ببینن و خودشون رو برسونن به جلسه دوم. .
8.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 توضیح‌ حاج‌آقا در مورد جلسهٔ ۲ وبینار بین جلسه اول و دوم کدوم مهم تره⁉️ 🔹+ جواب حاج‌آقا به کسایی که نگران سلامتی‌شون بودن... ⭕️ همین الان ثبت‌نــام کن و بقیه رو دعوت کن: ktft.ir/wbnr1 https://eitaa.com/joinchat/223281339C5b30207d21
. قــــــــــــــــــــــــــســــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــــت دوم وبینار ❤️ شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروع شــــــــــــــــــــــــــــــــــد. ⭕️ اگه همین الانم ثبت‌نام کنید به ایــن جلسه دسترسی پیدا خواهید کرد👇👇 ktft.ir/wbnr1 .
محسن عباسی ولدی
دنیای من چند روز قبل از سفر اربعین و در سفر اربعین دنیای دیگری است. گویی زمین هیچ کششی ندارد برایم.
سال‌هایی که زیارتت نصیبم شد و اربعین، آغوش تو را در کربلا احساس کردم، دلم غبطۀ جاماندگانی را می‌خورد که اشکشان شعلۀ آتش فراق را به جانم می‌انداخت. به قدری شعلۀ آن آتش، جانسوز بود که در یک لحظه، تردید می‌کردم دوست دارم بمانم و بسوزم یا بروم و در آغوش تو آرام بگیرم. اصلاً می‌ماندم در این که جاماندۀ آتش گرفته، بیشتر آغوش گرم تو را احساس می‌کند، یا زائر در جاده. کار تو همین است: به هم ریختن قاعده‌ها. این حیرت هم در جای خودش شیرین است. حسین جان! من هر کجا که باشم، آغوش تو را می‌خواهم. در خانه باشم و سرم روی سینۀ تو، بهتر است از این که در کربلا باشم و محروم از آغوش تو. ماندن یا رفتن، هر کدام را که برایم نوشته‌ای، آغوشت را از من دریغ نکن. ۵ @abbasivaladi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃حضرت نور دست خودم نیست آقا! نزدیک اربعین که می‌شود شب و روزم می‌شود خیال زیارت اربعین با تو. گاهی میزبانت می‌شوم و گاهی همراهت. با تو از خانه راه می‌افتم،‌ با تو از مرز رد می‌شوم، با تو در طریق الحسین پیاده به سوی کربلا می‌روم،‌ با تو از باب القبله وارد حرم می‌شوم، با تو زیارت می‌خوانم و روضه. من اگر بدون یاد تو اربعین را پشت سر بگذارم، خودم را زائر نمی‌بینم. زائر کسی است که به قصد حسین راهی کربلا می‌شود تا به وصال تو نائل آید. کسی اگر میان تو و حسین، جدایی ببیند و پیاده رفتن به سوی کربلا را دویدن به سوی تو نداند،‌ معلوم می‌شود مفهوم زیارت را نفهمیده و حسین را نشناخته و با جغرافیای کربلا هم ناآشناست. آقا! خیالم را از ستارۀ زیبای همراهی‌ات، دلم را از قمر منیر یادت و چشمم را از خورشید فروزان جمالت محروم نکن آقا! شبت بخیر حضرت نور! @abbasivaladi
▪️من کبوترم. پرنده‌ای که شوق پرواز آرامَش نمی‌گذارد. من رفیق آسمانم. آسمان هم با من آشناست. اگر روی زمین نشستنم طولانی شود دل آسمان برایم تنگ می‌شود. ▪️من کبوترم. از وقتی چشم به این دنیا باز کردم دنبال گنبد و بارگاه بودم. گِل مرا گویی با گنبد سرشته‌اند که این چنین شوق حرم دارم. ▪️وقتی به دنیا آمدم در گوشم گفتند: تو کبوتر بارگاه حسنی. مادرم پرواز را یادم داد و خودش از دنیا رفت. من راه بارگاه مولایم را در پیش گرفتم و پُرسان پُرسان رسیدم به بقیع. ولی هر چه گشتم نه گنبدی دیدم و نه بارگاهی. ▪️خاندان ما همه کبوتران حرمی بوده‌اند مادرم قصّۀ حرم را برایم گفته بود امّا چه قدر فرق می‌کرد قصّه‌های مادرم با حریمی که نامش روی پیشانی من خورده بود . ▪️بارها شنیده‌ام که این مترسک‌های شیطان به شما می‌گویند بوسیدن در و دیوار پنجرۀ این قبرستان شرک است و مشرک هم جایش وسط آتش. اینها چه می‌فهمند از توحید که کسی را متّهم به شرک می‌کنند. ▪️کاش کسی به اینها می‌فهماند: همۀ دین محبّت است و ای کاش می‌فهمیدند توحید هر کسی به اندازۀ محبّتش رشد می‌کند ولی نمی‌فهمند. مگر خدا دوست‌تر از مولای من و خاندانش، دوستی دارد؟ ▪️مادرم می‌گفت قصّۀ کوچه سینه به سینه از اجدادش به او رسیده و می‌گفت کبوترهای زیادی از داغ آن قصّه دق کرده و مرده‌اند. 🏴 شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی علیه السلام (به روایتی) را به همه عاشقان آن حضرت تسلیت عرض میکنیم. @abbasivaladi
محسن عباسی ولدی
سال‌هایی که زیارتت نصیبم شد و اربعین، آغوش تو را در کربلا احساس کردم، دلم غبطۀ جاماندگانی را می‌خورد
تردید ندارم که یکی از اصلی‌ترین رازهای گذشت در اربعین، اعجاز ایثار در کربلاست. نقطۀ ثقل اربعین حسین است که از هر چه داشت، برای خدا دست برداشت؛ از سر و پسر، از همسر و دختر، از برادر و خواهر، از مال و جلال، از جان و از آبرو. جز خدا، چه چیزی برای حسین ماند؟ نماند. حالا عجیب نیست که در اربعین هر کسی در مسیر زیارت قرار می‌گیرد، خون گذشت در رگ‌هایش جاری شود و هر چه دارد را فدا کند برای حسین و زائران حسین. ۶ @abbasivaladi