eitaa logo
محسن عباسی ولدی
57.3هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
350 فایل
صفحه رسمی حجت الاسلام #محسن_عباسی_ولدی متخصص | نویسنده | مدرّس 🌱 مسائل تربیتی و سبک‌زندگی‌دینی 🌐 پایگاه‌های اطلاع رسانی: ktft.ir/v 📬 ارتباط با مدیر: @modir_abbasivaladi 📱نشـانی صفحات مجازی حاج‌آقا در پیام‌رسان‌ها: @abbasivaladi
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃دین من مگر نمی‌گویند المرء علی دین خلیله؟ من می‌خواهم اول دوستم را انتخاب کنم و پس از آن، دینم خود به خود انتخاب شود. آقا! تو معنای حقیقی دینی. من می‌خواهم با تو دوست شوم. بیا و با من دوست شو تا من بی‌دین از دنیا نروم. شبت بخیر دین من! @abbasivaladi
محسن عباسی ولدی
📌وظیفۀ پدران ❌ما در این بحث، نمی‌خواهیم وظیفۀ پدر را نادیده بگیریم. یکی از مشکلات اصلی مادران، آن
‼️یکی از دلایل اصلی گریز مادرها از وظایف مادری، آن است که می‌گویند: مادری کردن، موجب می‌شود که ما، در مادری خلاصه بشویم و به هیچ کدام از کارهای مورد علاقۀ خودمان نرسیم. 💯مادری کردن، به قدری بزرگ هست که اگر یک زن در همۀ عمرش کاری جز آن نداشته باشد، باز هم پیروز میدان است؛ امّا نباید فراموش کرد که مادران، قبل از این که مادر باشند، انسان‌ هستند و نیازهای خاصّ خود را دارند. ✅ یک انسان، هر اندازه هم که قوی باشد، نیاز به استراحت دارد. استراحت هم تنها استراحتِ جسمانی نیست. ✳️یکی از اصلی‌ترین نیازهای ما به عنوان انسان، استراحت عصبی است. یک مادر هم نیاز به استراحت دارد. ⚠️ اگر بنا باشد موجود ظریفی مثل مادر، در طول شبانه‌روز، تاوان آزاد بودن فرزند خود را بپردازد و به استراحت جسمی و عصبی خود نپردازد، خیلی باید قوی باشد که در مسیر تربیت فرزند، کم نیاورد. ⬅️ ادامه دارد.... 📚منِ دیگرِ ما، کتاب سوم، صفحه ۹۷ @abbasivaladi
🍃حضرت منجی تو اگر با من دوست شوی و به من بگویی که دوستم داری قول می‌دهم عالم اگر به هم بریزد آسمان اگر روی سرم خراب شود و زمین اگر زندان تنگ و تاریک شود لب به گلایه باز نکنم آقا! تو اگر با من دوست شوی و به من بگویی که دوستم داری قول می‌دهم با هیچ کوه غمی احساس کاهی از غصه نکنم. طوفان بلا اگر آمد به اندازۀ یک نسیم بهاری ببینمش اصلاً خودم را در مسیرش قرار دهم و به آن لبخند بزنم. تو اگر با من دوست شوی و به من بگویی که دوستم داری قول می‌دهم روی خارها اگر قدم بر دارم و هر چه قدر بیشتر راه بروم بیشتر قهقهه بزنم از شدّت شوق. از دنیا ممنونم که به من ثابت کرد جز دوستی تو هیچ چیز دیگری ارزش ندارد. برزخ از دنیا دل کندن و به تو دل نبستن دوزخ دردناکی است آقا! به فریاد برس! نکند در این برزخ از دست بروم. شبت بخیر حضرت منجی! @abbasivaladi
محسن عباسی ولدی
🔸لازمه‌های زندگی یک روحانی ✅ زندگی یک روحانی، لازمه‌هایی دارد که فکر می‌کنم باید توان یک دختر، با
🔸روحانی بودن، معیار درجه دو ❌با توجّه به آنچه گفتیم، به نظر می‌رسد که اصرار شما بر روحانی بودن همسر آینده، حسّاسیت بی‌جایی است. ✅ شما اهدافی را در زندگی دنبال می‌کنید که آنها را در معیارهای درجه یک خود آورده‌اید. هر کسی که توانست آن اهداف را دنبال کند و همراه شما باشد، همسر خوبی برای شما خواهد بود؛ چه روحانی چه غیر روحانی. البتّه روحانی بودن را می‌توان از معیارهای درجه دو شمرد. 🔰در این جا خوب است به این نکته هم اشاره کنیم که برخی به سیّد بودن طرف مقابلشان خیلی علاقه دارند. آنچه در بارۀ روحانی بودن گفتیم، در بارۀ سیّد بودن هم هست. ⚠️ درست است که سادات به جهت انتسابی که به خاندان پیامبر خداصلی الله علیه و آله دارند، از احترام ویژه‌ای برخوردارند؛ امّا سیّد بودن، دلیل بر خوب بودن و کفو بودن نیست. برخی سیّدند؛ امّا به جهت کارهای ناشایستی که انجام می‌دهند، ارج و قربشان در نزد خدا بسیار کمتر از دیگران است. ✳️ سلمان و ابوذر هیچ یک سیّد نبودند؛ امّا از طرف پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شایستۀ دریافت مدال «منّا اهل البیت» شدند. ‼️ بیشترین دغدغۀ شما باید تشخیص کفویت باشد و سیّد بودن و نبودن، دلیل بر کفویت و عدم کفویت نیست. در ازدواج‌های فرزندان اهل بیت علیهم السلام هم گزارش نشده که این بزرگواران، یکی از ملاک‌ها را سیّد بودن قرار داده باشند. 📚نیمه دیگرم، کتاب اول، ص۲۲۳ @abbasivaladi
محسن عباسی ولدی
🍃مهربانم امروز خیلی دلم گرفته بود. یک بار نوشتم «خیلی»؛‌ ولی تو هزار بار بخوان «خیلی» را. امروز خیلی گریه کردم، خیلی بیشتر از خیلی. می‌دیدم که دور و بری‌هایم دل می‌سوزانند برایم. شاید تو دوست داری که گاهی هم آدمی قابل ترحّم شوم و مثل بچّه یتیمی که این و آن دست نوازش روی سرش می‌کشند مرا هم نوازش کنند تا آرام شوم. ولی مگر تو خودت هر چه غیر خودت را که آرامم می‌کرد، نگرفتی از من؟ تو که خوب می‌دانی دورۀ آرام شدن‌هایم با هر چیزی و هر کسی غیر از تو تمام شده آقا! وقتی نوازش می‌شوم و آرام نمی‌شوم، انگار که بیشتر آتش می‌گیرم. امروز خیلی دلم گرفته بود. یک بار نوشتم «خیلی»؛‌ ولی تو هزار بار بخوان «خیلی» را. چه قدر خوب حس می‌کردم که اگر نسیمی صدای تو را به گوشم برساند که می‌گویی می‌خواهی با من دوست بشوی دل گرفته‌ام در یک آن، باز می‌شد. گوشم را خیلی تیز کردم؛ ولی صدایی نیامد. نمی‌خواهی با من دوست بشوی آقا؟! امروز خیلی دلم گرفته بود. یک بار نوشتم «خیلی»؛‌ ولی تو هزار بار بخوان «خیلی» را. پیش از این گفته بودم که گرفتن دل، نشانۀ حیات است ولی نمی‌دانستم که گاهی تحمّل نشانۀ زندگی، این اندازه سخت است. امروز هم گذشت و تو نگفتی که می‌خواهی با من دوست شوی یا نه فردا می‌خواهی چه کار کنی؟ باز هم منتظر بمانم یا نه؟! دوباره باید بار این همه دل‌گرفتگی را تاب بیاورم بی آن که از تو بشنوم می‌خواهی با من دوست شوی یا نه؟ التماست می‌کنم خودت اگر نمی‌آیی یکی از دوستانت را امشب به خوابم بفرست تا به من بگوید که تو می‌خواهی با من دوست شوی. بگو چگونه التماس کنم تا قبول کنی؟! من به دل مهربانت امید بسته‌ام. شبت بخیر مهربانم! @abbasivaladi
8.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ۱۱ ✅ هم بخون📖 ✅ هم با صدای نویسنده گوش کن🎧 🍃بچشان به کاممان طعم شیرین بی مثالت🍃 📚 ص۱۲۲ @abbasivaladi 🎥 کلیپ با کیفیت اصلی 👇👇👇👇👇👇👇 https://b2n.ir/f47299
🍃پسر ابوتراب گاهی دل آدم می‌گیرد. شاید بشود یک جور تحمّلش کرد. گاهی دل آدم بی‌قرار می‌شود. شاید بشود یک جور تابَش آورد. گاهی دل آدم تنگ می‌شود. شاید بشود یک جور صبوری کرد. دل‌گرفتگی وقتی به اوج می‌رسد برای تحمّلش باید منتظر معجزه بود. بی قراری وقتی بی‌حساب می شود برای قرار گرفتن، باید چشم به آسمان دوخت. دل‌تنگی وقتی از حد می‌گذرد برای درمانش باید به دنبال دمِ مسیحایی گشت. عزیز دلم! ماه مهربانم! مهربان‌تر از پدر و مهربان‌تر از مادرم! اگر کسی دلش گرفته باشد به اندازۀ همۀ‌ غروب‌های زندگی و هم بی قرار شده باشد به اندازۀ همۀ‌ دریاهای طوفان‌زده و هم دلش تنگ شده باشد به اندازۀ همۀ عاشق‌های فراق زده باید چه خاکی به سر بریزد؟ می‌شود بگویی؟ آخرش هم نتوانستم نازت را اندازه بگیرم! و دلم نفهمیده نسبت میان ناز و مهربانی‌ات را. می‌بینی دارم می‌سوزم؛ ولی به تماشا می‌نشینی. می‌دانم دلت می‌سوزد از سوختن من؛ ولی جلو نمی‌آیی. می‌دانی اگر بدانم سوختن تا کی تداوم دارد شاید تحمّلش برایم آسان‌تر شود؛ ولی نمی‌گویی. باز شدن دل گرفته، آرام شدن دل بی‌قرار و شفای دل تنگم را نمی‌گویم که نمی‌خواهم؛ ولی هر چه تو صلاح بدانی امّا آقا! هنوز هم نمی‌خواهی بگویی که می‌خواهی با من دوست شوی یا نه؟! قول می‌دهم اگر بگویی که می‌خواهی با من دوست شوی خودم بگردم و پیدا کنم خاکی را که باید به سر بریزم. شبت بخیر پسر ابوتراب! @abbasivaladi
حباب‌سازی🛁🛁 🔸در یک ظرف، مقداری مایع ظرفشویی، دستشویی، شامپو و یا پودر صابون بریزید. آرام آرام، آب داغ را در ظرف ریخته، هم بزنید. بهتر است در این محلول، از ترکیب پودر صابون و مایع ظرف‌شویی استفاده کنید. 🔹برای این که بتوانید حبابهای بزرگ و مقاومی را تولید کنید، به ازای هر لیوان آب، کمتر از یک قاشق چایخوری گلیسیرین به آن اضافه کنید. ✅موادّ حبابسازی را به صورت آزمون و خطا، کم و زیاد کنید تا به حباب مقاومتری برسید. هر اندازه محلول ساخته شده، بیشتر بماند، حبابها از مقاومت بیشتری برخوردار میشود. ✳️با یک سیم نسبتاً ضخیم، یک دایرۀ سیمی بسازید و دسته ای را هم برای آن تعبیه کنید. مقداری نخ، دور قسمت دایره ای‌شکل این وسیله بپیچید. 🔻قسمت دایره ای‌شکل را وارد مایع کنید تا لایه ای از محلول را به خود، جذب کند. حالا در وسط این لایه، آرام بدمید. با این کار، حبابهایی روی آسمان به پرواز در میآید. یادتان باشد هر اندازه سیم شما حالت دایره ای‌شکل داشته باشد، حبابهای بهتر و بادوام تری تشکیل میشود. 🔰علاوه بر این روش، میتوانید یک نی در لیوان گذاشته، در آن بدمید. وقتی حبابهایی در لیوان تشکیل شد، نی را بردارید و با دهان به سمت حبابها فوت کنید. حبابها از لیوان جدا شده، به پرواز در میآیند. ‼️وقتی این حبابها به پرواز در می آیند، کودک را تشویق کنید با دستش آنها را بترکاند. 🔅آشنایی با قوانین طبیعت، از فواید این بازی است. 📚 بازی ، بازوی تربیت ص ۶۷ - ۶۶ @abbasivaladi
هدایت شده از لالایی خدا
0215 ale_emran 159.mp3
7.52M
۲۱۵ آیه ۱۵۹ (مهربونی پیامبر) ✅ شنبه ها و چهارشنبه ها، ساعت ۹شب 📣 بچّه‌های لالایی خدا! رزمنده‌های جبهه مواسات! از لشگر بچّه‌های صاحب زمانی جا نمونید. @lalaiekhoda
🍃یار بخشنده روزهایی که زیاد به یادت هستم احساس می‌کنم زندگی به رویم لبخند می‌زند. حتّی وقتی که تیغی بر می‌دارد و به رویم می‌کشد نمی‌توانم آن را جدا از لبخندش تفسیر کنم. با یاد تو حتّی تیغ را تیغ نمی‌بینم. تیغ‌ها وقتی به یاد تو می‌رسند دست خودشان نیست می‌شوند پری برای نوازش. خیالاتی نشده‌ام. واقعیت را می‌گویم؛ همانی را که هست. خدا در یاد تو این خاصیت را گذاشته کسانی که زیر بار بلاها قد خم می‌کنند مشکل از خودشان است که یاد تو نیستند. خدا اوّل یاد تو را آفرید بعد باران مشکلات بارید. امروز بیشتر به یادت بودم. هر کاری که می‌خواستم انجام دهم حواسم به اخم و لبخند تو بود. به گمانم چند بار خواستی بگویی که می‌خواهی با من دوست شوی ولی منتظر ماندی تا من روزهای دیگری را هم با یاد تو طی کنم تا بیشتر به وادی محبّت تو نزدیک شوم. حتّی اگر خیالاتی شده‌ام بگذار با این خیالم خوش باشم. فردا در پیش است. نمی‌دانم هستم یا نیستم. اگر بودم، باز هم کمکم که به یادت باشم، بیشتر از امروز. اگر نبودم مرا ببخش به خاطر همۀ غفلت‌هایی که از تو داشتم. شبت بخیر یار بخشنده! @abbasivaladi
🍃غیور مهربانم من این را خوب فهمیده‌ام که تو دوست نداری من با کسی دیگر جز تو دوست باشم. درست می‌گویم؟ دقیق‌ترش این که: تو دوست داری همۀ دوستی‌هایم رنگ و بوی تو را داشته باشد. هر چه قدر رنگ و بوی دوستی تو بیشتر دوستی‌ها برای تو محبوب‌تر. درست می‌گویم؟ اگر اشتباه است بگو! تو محبّت پدر و دختری را که آنها را از محبّت تو دور می‌کند، دوست نداری و بر رفاقت دو غریبه‌ای که دوستی‌شان رنگ و بوی تو را دارد مُهر تأیید می‌زنی. درست می‌گویم؟ من از عشق این طور می‌فهمم: همۀ معشوق‌ها به عشقشان غیرت دارند. اگر عاشق‌ها عشق را خرج جایی غیر از معشوق کنند معشوق، همۀ عشقش را عاشق می‌گیرد و او را واگذار می‌کند به معشوق‌های دیگر. درست می‌گویم؟ و چون تو معشوق مهربانی هستی. بارها و بارها دیده‌ام محبّت کسی را که دوست نداشتم در دلم گذاشتی؛ چون رنگ و بوی دوستی تو را داشت و محبّت کسی را که دوست داشتم از دلم برداشتی؛ چون رنگ و بوی دوستی تو را نداشت. وای که اگر تو مثل معشوق‌های دیگر بودی! که اگر بودی، امروز هیچ امیدی به عاشق شدنم نبود. قربانت بروم که هم غیوری و هم مهربان! غیرت و محبّتت آخرش می‌کشد مرا! شبت بخیر غیور مهربانم! @abbasivaladi