شب دوباره همانیم
آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا!
حتی اگر تمام روز، در قویترین حالات ممکن یک انسان زیسته باشیم
گاهی بی آنکه بفهمی
در طول زمان آدم دیگری میشوی
بیشتر سکوت میکنی
دیرتر باور میکنی
و کمتر میرنجی.”
صادق هدایت يه جا با درد میگه:
"از ته دل میخواستم و آرزو ميکردم که خودم را تسلیم خواب فراموشی کنم"
من هم این روزها جز این آرزو، چيزی نمیخوام.
سخته ولی هیچکس اونجور
که تو تصور میکنی نیست
بیخیال شو و بابت یه رفتار
پیشبینی نشده حرص نخور
چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد.
از چشمهایش بیرون زد. گلویش را خراشید
و توی دلش فرو ریخت. این شکلِ طبیعیِ
چیزی بود، که بعدها فهمید غصه است . .
- فریبا وفی .
هیچوقت برای زخمهای زندگیات
پیش کسی ناله نکن،
زخم بهجز صاحبش برای کسی درد ندارد.
- فلسفی زیستن - جوناس سالزجیبر