هدایت شده از پرایوت من و خودم.
نمیدونم به چشم کی زل بزنم، نگاتو یادم بره ..
بعد از آن ماجرا بود که دیگر هیچتنشی را نمیتوانست تحمل کند. گوشهگیر شد.
از آدم ها فاصله گرفت و باخودش فکر کرد، هرچقدر دور از دسترس باشد کمتر آسیب میبیند. شاید تنهایی برایش بهترین گزینهی ممکن نبود، اما امنترین چیز چرا و این درحالی بود که بقیه اورا "بیاحساس" صدایش میزدند.
خوشحالترین آدم زمینم که بیدار شدم میبینم بیرون پره برفههه و تعطیل کردنن😭✨
هدایت شده از . بۍنهایت ؛
قبلنا موقع بحران روحی فقط میخوابیدم،اما حالا فقط کار کار کار.هرکاری بشه میکنم که فقط خسته شم و نتونم فکر کنم.در واقع از لحاظ جسمی مجبور شم که بخوابم.
اتاقكِزیرشیروونی.
قبلنا موقع بحران روحی فقط میخوابیدم،اما حالا فقط کار کار کار.هرکاری بشه میکنم که فقط خسته شم و نتونم
حقترین چیزی که میتونه اینروزا رو واسهم توصیف کنه: