eitaa logo
کانال ادبیات جامع دهم، یازدهم و دوازدهم
8.8هزار دنبال‌کننده
186 عکس
439 ویدیو
2.9هزار فایل
تحلیل کتب فارسی ،‌نگارش ،‌علوم و فنون ۱_۲_۳ ,پاسخ به خودارزیابی ها,نمونه سوالات مستمر و ترم https://eitaa.com/adabiyatjame1112 مدیر کانال : فرحناز حسینی @Fhossieni ادمین : @Zahraghadirian (فقط جهت ارسال مطلب برای کانال)
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5852718716982133984.pptx
1.43M
فرمت: powerpoint به کوشش :بانو جودکی ، کرج (براساس خلاصه ی مطالب بانو فرحناز حسینی ، کرج) @adabiyatjame1112
4_5893477681743266906.pptx
367.2K
فرمت:powerpoint خانم مهسا شجاعی،استان البرز، کرج کانال جامع ادبیات یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
4_5893261374305338851.pdf
831.1K
تحلیل + پاسخ کارگاه خودارزیابی استادجعفر میرزایی ، کرمانشاه کانال جامع ادبیات یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
4_5868747255757931733.pdf
1.04M
(تحلیل ونمونه مثال+پاسخ خودارزیابی) به کوشش :بانو ثریانصرت آبادی ، استان کرمان (سیرجان) کانال جامع ادبیات یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
4_5943015452283240808.pdf
298.4K
تهیه وتنظیم : بانو فاطمه مرتضوی کانال جامع ادبیات یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
4_5963288239086240148.pdf
650.5K
۱۱ ایران در قرن ۷،۸،۹ فرحناز حسینی ,استان البرز ,کرج کانال جامع ادبیات یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
4_5897596048573990063.pdf
382.5K
تهیه وتنظیم:فرحناز حسینی،استان البرز (کرج)، گروه دبیران ادبیات ایران براساس کتاب چاپ ۹۷ ۹۷/۷/۱۶ @adabiyatjame1112
خسروی موضوع : آفتاب ✍نویسنده ی نوجوان: مریم السادات حسینی شهرستان گالیکش دبیر: خانم سکینه خسروی @adabiyatjame1112 هوا بسیار سرد و دلگیر است و مدت‌هاست که آفتاب سری به خانه‌های کوچک و بزرگ شهرها نزده است. کوچه‌ها خلوت و کار برای مردم در این سرما بسیار سخت شده است.همه منتظر پایان این سرمای وحشتناک و آشتی آفتاب با آنها هستند. سوت بازی زده شد، سال نو فرا رسید، اما بهار همچنان روی نیمکت نشسته بود و آفتاب در سفر با مشکلی مواجه شده بود، او نمی‌دانست چه بکند، سال نو رسیده بود اما در میدان بازی نبود. به دنبال راه حلی بود تا آنکه به فکر دستان پشت پرده افتاد، نگاهی به رئیس مافیا کرد و او هم با پرداخت رشوه یکی از بازیکنان تیم حریف را خرید تا سرما را مصدوم و از زمین خارج کند. بعد از این اتفاق داور با کارت قرمز فرد خطاکار را از زمین اخراج کرد. مربی مجبور شد که یک تعویض انجام بدهد، با وارد شدن بهار، آفتاب از سفر بازگشت و نور و گرما همه جا را فرا گرفت، برف‌ها را آب کرد و شور و ذوقی در دل هواداران ایجاد کرد تا همچنان به تشویقشان ادامه بدهند. ناگهان بهار با پاسی از سمت هم تیمی خود، گلی به تیم حریف زد و به یک تعویض طلایی تبدیل شد، با این گل تیم حریف کاملا از خود بی خود شد و بازی را واگذار کرد تا شاید آب خنکی از گلوی هواداران پایین برود. اما هر شروعی پایانی دارد و هر رفتی، آمدی، و این عمر است که می‌گذرد و هیچ کس نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد؛ با وارد شدن آفتاب، گرما با گذشت زمان شدیدتر می‌شود، سنش بالا می‌رود و مرگش فرا می‌رسد، بیابان‌ها و صحراها شاد و شنگول با آفتاب هم کلام می‌شوند ، کاکتوس‌ها رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند اما روزها و ماهها گذشت تا آنکه بازی بعدی شروع شد، سرما دوران درمان خود را گذرانده بود و با تمرین‌های سخت و فیزیوتراپی دوباره به میدان بازی بازگشت. آفتاب همچنان همراه با بهار روی نیمکت منتظر می‌ماند تا دوباره وقتش فرا برسد و به همراه دستان پشت پرده سرما را مصدوم و دوباره گرما و آفتاب را به اوج خود بازگرداند. کانال جامع ادبیات یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112