eitaa logo
⌟ دختران‌آسمٰاݩ ⌜
1.2هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
419 ویدیو
316 فایل
یھ‌محفل‌شگف‌آور💌 ـ ــ ـ ♡' : گالری‌تصاویر‌‌دخترونھ‌یِ‌باحجآب🌱 ∞↻ منبعِ‌دلنوشته‌هاے‌آرامش‌بخش🌻 ∞↻ بویِ‌بابونھ‌و‌ریحون‌میدھد🌿 ∞↻ حوالیِ‌دخترانگی‌ھایم(; 💛 ∞↻ منبع عکس های رنگی و مذهبی گونہ🍊
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 -وقتی تو توی عروسی یامهمونی لباس باز میپوشی یه مرد هوس باز نگاهش میوفته روی تو و تحریک میشه در اون صورت ویژگی های زن خودش براش کم رنگ میشه وزندگیشون دچار اختلال میشه.خودت دوست داری مردت بادیدن کس دیگه ای تحریک بشه؟ رفتم تو فکر... تاحالا ازاین زاویه به قضیه نگاه نکردم...ادامه داد - باحفظ حجاب تو غرور خودت رو حفظ میکنی.نشون میدی هر کسی لیاقت دیدن ظرافت های خدادادی تو رو نداره راست میگفت ..ولی من چه جوری انقد تغییر کنم؟پسره خودش جوابم رو داد انگار ذهنم رو میخوند -قطره قطره،آروم آروم شروع کن حرفش که تموم شد منم لای پلکم باز شد. هنوز نرسیده بودیم...بدون حرف خیره شدم به بیرون. صحنه های خواب دیشب جلو چشمم رژه میرفت. کسایی که توی آتیش بودند همه پشیمون بودند ومیخواستن برگردن به گذشته وکاراشون رو جبران کنند. من نمیخوام مثل اونا پشیمون بشم...ولی ازکجا معلوم این خوابا راست باشه؟اگه درست نبود چطور ممکنه چند بار پشت سر هم من اون خواب هارو ببینم؟بهتره برم خونه تحقیق کنم..دیگه دارم گیج میشم...آره این بهترین راه ولی عروسی رو چیکار کنم؟ به اطراف نگاه کردم..نزدیکای خونه بودیم. -مامان برو خونه -چی؟دیر میشه دیوونه -شما برید بگو دنیا کار داشت نتونست واسه عقد بیاد. -ناراحت میشنا. -اشکال نداره. نویسنده:زهرا ایزدی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @adinezohour
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 -منم خوبم ممنون..آره پول برای خریدها کافی بود دستتون درد نکنه...باشه بازم نیاز داشتم زنگ می زنم می گم همین طور در حال صبحت بودم که مردی خودش رامتوجهم کرد..مامان پشت گوشی صدایم می کرد ولی حواسم نبود . -ببخش مامان جون حواسم پرت شد..بعدا زنگ می زنم حرف می زنیم فعلا سلام به بابا برسون..قربونت خداحافظ بادقت نگاهش کردم. گویی حالش خراب بود...کنار جدول روبروی رستورانی نشست...احساس کردم نفسش سخت بیرون می آید ..نمی تونستم برم جلو..خواستم برم که منصرف شدم..باید کمکش کنم شاید حالش واقعا خوب نیست..دل وزدم به دریا وگفتم من می تونم..روبرویش ایستادم - ببخشیدآقا می تونم کمکتون کنم ؟ -خیر لازم نکرده می تونید تشریف ببرید شاید اینطور راحت بود...باشه ای گفتم که خواستم برم که گفت: -موبایلم کجاست؟ چنگی به موهایش زد..موبایلم رو در آوردم وگرفتم سمتش -اگه لازم داشتید می تونید باموبایل من زنگ بزنید سرش وآورد بالا...خدایا چی می دیدم ؟؟ بازم اون ؟آخه چرا؟ -بازم تو ؟؟ ببینم تو کار وزندگی نداری همش تو جلو چشم منی؟ خودمم در شگفت بودم آخر چرا ؟؟ جوابی برای گفتن نداشتم...موبایلم راگرفت...وسط ظهر بود بعد اتمام تماسش موبایل رو پس داد وبدون گفتن چیزی رفت سمت رستوران..خواستم برگردم خوابگاه ولی من کجابودم؟ دوروبرم رو بررسی کردم هیچ جا رانمی شناسم...یادم آمد مشغول صبحت بامامان بودم.. نویسنده: atefeh-kesh 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 ┌───✾❤✾───┐ @adinezohour └───✾❤✾───┘
🧡 خانه ی آلما درست عکس خانه ی ساده بود؛ یعنی وقتی تعطیل می شدند آلما از سمت چپ مدرسه می رفت و ساده از سمت راست. اوایل این موضوع برای ساده مهم نبود؛ اما بعدها بابت این تضاد سمت ها کلی خداوند را شکر کرد. منظور از بعدها صبح روز جمعه ای بود که به اصرار آلما افراد گروه برای تمرین نمایشی که قرار بود در جشنواره ی تئاتر دانش آموزی اجرا کنند به خانه اش رفتند؛ البته همه با روز جمعه مخالف بودند. سحر گفت:« فدایت قید جمعه رو بزن!» آلما زیر بار نرفت:« نه!» پری غر زد:« مثلا یک روز جمعه می خواستیم بخوابیم .» آلما پا فشرد:« چیزی که تو مملکت ما زیاده روز تعطیله.» داد لیلا در آمد:« بابا تو هم که همیشه تحت تأثیر تبلیغاتی ! کجای تعطیلات ما زیاده؟» زهرا از او هوا خواهی کرد:« فدای حرف حساب ! عموی من فرانسه زندگی می کنه. سالی شونصد بار با زن و دو بچه اش هوار میشن سر ما. هر چی با زبان بی زبانی میگیم بابا به خدا اینقدر غیبت برای بچه ها بده از درسشون عقب می مونن فکر میکنین چی جواب میدن؟» همه مشاق پرسیدند:« چی؟» _ لبخند زنان میگن غایب نیستن که تعطیلن. بابا آخه تعطیلات چی؟ تعطیلات بارش از هوا، تعطیلات بارش از زمین، تعطیلات عید پاک، تعطیلات عید کثیف. حالا برو تقویم ما رو نگاه کن. تو کل سال بیست، بیست و پنج روز تعطیل رسمی داریم که نصفش می افته جمعه. حرف های زهرا همه را خنداند حتی آلما را؛ اما تقویم را ورق نزد که نزد و عقربه ی ساعتش روی همان ۱۰ صبح جمعه ماند. ساده با ساعت قرار مشکلی نداشت مشکل او با روز قرار بود روز دوست داشتنی جمعه. خانواده ی ساده به جمعه می گفتند روز آشتی. ...... کپی فقط با نام نویسنده و ایدی کانال 🍂 بھ ما بپیوندید 🎨🌈مَنـْ یِڪْ دُخْتَـرَمـْ🍭🎀 @adinezohour