#به_وقت_خاطره 📜
مصطفی دوره کامل کتاب های #شهید_مطهری رو خونده بود به من هم توصیه میکرد که کتاب های شهید مطهری رو بخونم.
میگفت:آدم با این کتاب ها محکم میشه...
خیلی به تمیزی اهمیت می داد هرروز می رفت حمام،به نظرم یکی از اهدافش برای حمام رفتن هر روزه غسل #شهادت بود، به یکی از دوستانش گفته بود:من هفت ساله توی بیابون های سایت،دنبال #شهادت می گردم...
{خاطره ای از زندگی دانشمند #شهید مصطفی احمدی روشن💔}
🌴 @afsaranjangnarm_313 🌴
#بیو💎
سرم بالاس
چون بالا سرم خداس.........:)❣
💎 @afsaranjangnarm_313 ❤️
🌹 #بسم_رب_العشق
❤️ #برای_همیشه
🌹 #قسمت_چهارم
مژگان گفت:
_میگم که حالا که عمو دخترشو خوب تررربیت کرده نماز میخونی؟😏
+برای چی باید بهت جواب بدم؟اصلا می خوای چیو ثابت کنی؟
_هیچی محض کنجکاوی....
پاشدم برم تو اتاق که دستمو کشید و گفت:
_دوست پسر که حتما داشتی ،مگه نه؟مهمونیای اون ور شندیم خیلی باحاله😏
داشتم از عصبانیت منفجر میشدم اون هدفش عصبانی کردن من حالا چه مشکلی با من داشت من نمی دونم
+راجب من چی فکر کردی
دویدم سمت اتاقم در بستم خودمو پرت کردم روی تخت و زدم زیر گریه .دلم گرفته بود باباهم گفته بود هر وقت تونست زنگ میزنه اما خبری نبود.
در اتاق باز شد یه نفر اومد تو
_آتنا جونم
+سمیه برو بیرون می خوام تنها باشم
_من شنیدم که لحظه اخر بهت چی گفت
+مهم نیست
_چرا مهمه. اون به تو حسودی میکنه می خواد خودشو بچسبونه به خونواده ما
+مگه من چی کار کردم خب من تا حالا جواب سلام یه پسرم ندادم نماز نمی خونم چادری نیستم ولی دلیل نمیشه که....
_من اینا رو میدونم همه ما میدونیم .پس بقیه برات مهم نباشن
+من سرم درد میکنه می خوام بخوابم چی کار کنم الان عمو منصور برا شام میاد
_اشکال نداره من بهشون میگم ،بعدشم دسته گله دختر خودشون بوده سرت درد گرفته😁
+ممنون
_راستی یه خبر خوب
+چی؟
_ کلاغا خبر اوردن بابات امشب زنگت میزنه
بعدشم دره اتاق و بست و رفت خیلی خوشحال شدم اصلا سر دردم یادم رفت .تصمیم گرفتم موقع شام برم بیرون .
گوشیمو از تو جیبم در اوردم روشنش کردم مطمئن بشم که تا الان زنگ نزده باشه
یادم افتاد قرار بود برم داروخونه اسپری آسمم وبگیرم،یکی بیشتر نمونده بود برام.
روی تخت دراز کشیدم تا نمازشون تموم بشه بعد برای شام برم کمک نشستم گوشیمو روشن کردم و رفتم توی گالری ،پر بود از عکسای من و بابا نشستم تک تک بهشون نگاه کردم با هرعکسی که می دیدم بغضم بیشتر می شد و آخرشم طاقت نیاوردم و زدم زیر گریه
هفته ی دیگه قرار بود بریم مشهد خیلی خوشحال بودم ولی کاش بابا هم بود.😔
چند دقیقه ای گذشت،از سر و صداها فهمیدم عمو و پسر عمو از مسجد اومدن روسریمو درست کردم در و باز کردم رفتم بیرون دیدم سمیه و عمو تو آشپزخونه دارن حرف میزنن اونا من و نمی دیدن نمی خواستم به حرفاشون گوش بدم اما با شنیدن اسم بابام که میگفت.........
#ادامه_دارد
✍🏻 #به_قلم :
#نفیسه و #نگار
کپی بدون ذکر نام نویسنده ممنوع🚫
🌹 @afsaranjagnarm_313 🌹
#چادرانه
🍀🌸🍀🌸🍀🌸
در دنیایۍ ڪہ همہ مےخواهند خــــــداے جذّابــــیـّـت باشنـــد تو👈 خــــودت باش👉 اینجورۍ از همہ جذّاب ترۍ🙂🙃
🌸☘🌸☘🌸☘
@afsaranjangnarm_313 🆔
4_5771824914927454267.mp3
8.57M
نمایـشنامہ #یآدتباشد🌱🌸
بر اسـاسبندگۍشهید مدافعحـرمحمید سیاهکالیمرادۍبهروایـتهمـسر🦋
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی💛
#پیشنهاددانلود✨
#قسمـت9🙃
💫 @afsaranjangnarm_313 💫
#قضـاوت_نکنیم 🚫
✍هیچ کس انتخاب نکرده که با چه قیافه ای،در چه خانواده ای و با چه شرایطی بدنیا بیاید.
هیچکس را بخاطر هیچ چیزش تحقیر یا مسخره نکنیم😔...
درباره دیگران قضاوت نکنیم🚫
همان اندازه که به یک مدیر،مهندس یا دکتر احترام می گذاریم،به همان اندازه به یک کارگر،رفتگر،مستخدم هم احترام بگذاریم.
خودمان را از هیچ کس برتر نبینیم،
خاکی باشیم،ما وجودمان از گل ساخته شده،پس همیشه خاکی باشیم تا بوی ناب آدمیزاد بدهیم.
صورت زیبا روزی پیر میشود🧓👵
پوست خوب روزی چروک می شود...
اندام خوب روزی خمیده می شود...
موی زیبا روزی سفید خواهد شد...
تنها❤️قلب زیباست که زیبا خواهد ماند😊
@afsaranjangnarm_313