حس «تعلق داشتن» به کسی یا جایی یا چیزی حس خوبیه
وابستگی نه ها!
«تعلق» ؛ (میدونی که مال اونی. میدونی که میخوادت)
اما وابستگی بدون تعلق داشتن واقعاً بده.
و بدتر اینه که نمی تونی وابستگیت رو قطع کنی
صدای نوتیف پیامات رو یه چیز خاص گذاشتم
و کار اشتباهی بود
هر دفعه که پیام میدی دلم میلرزه!
در این گوشه از دنیا
شبِ سوم: چقدر دلتنگم و چقدر تموم شدنِ این دنیا رو دوست دارم! اما برای بعد از اون آماده نیستم..
شبِ چهارم:
اگه هر آن ممکنه بمیرم پس هر لحظه شدیداً ارزشمنده!
امشب به این فکر میکنم که قدر لحظه هام رو بدونم و اونا رو طوری طی کنم که ارزشش رو داشته باشه.
نمیگم شبانه روز در حال کار و درس و فلان باشم!
اما
اگه تفریح میکنم یا صرفاً از زندگی لذت میبرم، جوری لذت ببرم که ارزشش رو داشته باشه
در این گوشه از دنیا
شبِ دوم: دارم با خودم حرف میزنم: گوش کن زهرا، با توام. یه روزی اومدی تو این دنیا که اون روز رو یاد
Allons! we must not stop here,
However sweet these laid-up stores, however convenient this dwelling we cannot remain here,
However shelter’d this port and however calm these waters we must not anchor here,
However welcome the hospitality that surrounds us we are permitted to receive it but a little while...
با اینکه کلا لهجه امریکن رو ترجیح میدم و میپسندم ولی اعتراف میکنم اشعار انگلیسی با لهجه بریتیش فوقالعاده زیباتر ان..!
در این گوشه از دنیا
با اینکه کلا لهجه امریکن رو ترجیح میدم و میپسندم ولی اعتراف میکنم اشعار انگلیسی با لهجه بریتیش فو
الان فک میکنم یه کم نظرم عوض شد
هَو اور
هر دو زیبایی خودشون رو دارن