امام صادق(ع) می فرماید:
«مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنمای اوست؛ هرگز به او خیانت و ستم نمی کند، با او غش و تقلب نمی کند و هر وعده ای به او دهد، سر برنخواهد تافت.»
در این گوشه از دنیا
امام صادق(ع) می فرماید: «مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنمای اوست؛ هرگز به او خیانت و س
وسط کاری بودم به این حدیث برخوردم
و بعد به این فکر کردم دقیقاً چند درصد از رابطه هامون الان اینطوریه؟
از زندگی کردن خسته شدم و واقعاً هیچ اتفاقی در زندگی برام اونقدر جذاب نیست که باعث شه آرزو کنم بیشتر تو این دنیا بمونم!
عشق؟ معلوم نیس تکه ای نور از گوهر حقیقیش بهم برسه
بچه ها؟ اونها نورانی اند ولی برای موندن روی زمین کافی نیستن
خونوادم؟ اونقدر بهشون دلبسته نیستم که نتونم ازشون بکنم
دوست؟ به اندازه کافی از دست داده ام و با غمش آشنام. میتونم با بقیه شون هم وداع کنم...
شعر؟ شعر آرومم میکنه و روحم رو در این دنیا نوازش میده ولی نمیتونه من رو در دنیا بند کنه.
احساسات؟ زیبا زیبا.. احساسات واقعاً زیبا هستن حتی در سیاهترین حالتشون. تابش واقعی ای از انسان بودن... اما مگه قرار نیست خارج از این دنیا احساسات قویتر باشن؟ شرط احساس داشتن موندن تو این دنیا که نیست، هست؟
در آخر
غم ؟
من از غم در این دنیا فراری ام.
وجودم باهاش در آمیخته و بیشتر از هرچیزی با غم خو گرفتهم. یه جورایی بهش اعتیاد پیدا کردهم. نمیتونم بدون غم زندگی کنم!
ولی غم های من در این دنیا خسته م میکنه، نحیف و شکسته م میکنه و کاری میکنه بخوام زودتر از دنیا عبور کنم.
پس آره،
هیچ چیز نیست که واقعاً منو نگه داره
من از همه جا کنده شدم و تو غربت نفس میکشم.
قلبم از این بیتعلقی و گمشدگی مچاله شده
کجا باید برم؟
در این گوشه از دنیا
از زندگی کردن خسته شدم و واقعاً هیچ اتفاقی در زندگی برام اونقدر جذاب نیست که باعث شه آرزو کنم بیشتر
یک بار دیگه این متن رو خوندم و احساس کردم چقدر اومانیستی ـه!
پس کمک به دیگران چی میشه؟
تلاش برای بهتر کردن دنیای انسانها؟
تا کی باید از نزدیکترین آدمهای زندگی آسیب ببینیم؟
تا کجا این روند قراره ادامه پیدا کنه؟