«Still here I carry my old delicious burdens,
I carry them with me wherever I go,
I swear it is impossible for me to get rid of them,
I am fill’d with them, and I will fill them in return!»
من واقعا دلشکسته ام.
میترسم تو هم به من نزدیک بشی و سیاهی وجودم کدرت کنه!
این زندگی آروم و خاکستریه. میتونم دوستش داشته باشم. اما نمیتونم اون رو با تو سهیم بشم!
نگاه کن تیکه های وجود من خورد شده! نمیتونم به کسی نزدیک بشم و زخمیش کنم...
در این گوشه از دنیا
از حمل این اشکها خسته شدم اینها بسیار سنگین اند، امید!
دوست دارم برای همیشه از زندگی دل بکنم و برم
منو ببخش امید!
ببخش که تنهات میزارم. وقتی بزرگتر شدی میفهمی چرا اینکار رو کردم.
تو تنها تابش امیدوارانه در زندگی من بودی
حالا مجبورم که ترکت کنم!
از من متنفر نشو...
در این گوشه از دنیا
🎙A new perspective on life
This is actually about today!
yesterday I was the most desperate person,
cause... we know me... I'm not stable 😃
من نمیدونم چرا نیمه شبا تا مرز ناامیدی از زندگی میرم
صبح دوباره ریکاوری میشم و کاملا خوشبینانه به زندگی کردن ادامه میدم!