هووف حرفم رو زدم ببخشید انقد طولانی شد
حواشی ش بمونه واسه بعد
شاید یه چیزایی باز گفتم
نیاز دارم یه چیزی باشه خودم رو درونش بپیچم و به نوعی از اطرافم فرار کنم
در این گوشه از دنیا
گویی از صحبت ما نیکــ به تنگـ آمده بود! بار بربست و به گردَش نرسیدیم و برفت٫٫ #د_ح
قابلیت ش رو دارم با این بیت و بیت قبلش عندالمطالبه بزنم زیر گریه٫٫
https://eitaa.com/mbti16personalites/5950
ینی به قدری حرص میخورم وقتی یه نفر خطایی که قبلاً ها انجام دادم و ازش پشیمونم رو به روم بیاره و ازش حرف بزنه که حد نداره.
خو آقا من تو دوران جهالت یه کاری کردم صد سال پیش😐 الان می خوای چی بگم بتت😒
ولی واقعاً من تو دوران راهنمایی خیلی تباه بودم😔 یادش میافتم متأسف میشم😂
مدرسه رو به آتیش کشیده بودم🤣 یادش بخیر، چقدر کرم میریختم😂
خوشبختانه الان آدم شدم😔✋🏻😂
ولی خدایی الان پشیمونما
به جز دوستای خودم _که میزدیم تو سر و کله ی هم و اصلا مهم نبود_ خیلی ها رو اذیت کردم و الان نمیتونم جبران کنم!
واسه همین اگه هنوز تو اون سن و سالِ مدرسه و شیطنت اید توصیه میکنم خوشگذرونی ها و کرمریزی هاتون رو متمرکز کنید رو دوستای خودتون، اونا مهم نیستن تلافی میکنند اوکی میشه😂 ولی سراغ پایه های دیگه و معلم ها نرید دیگه 😔😂
حالا که البته مجازیه و نمیشه خیلی از این کارا کرد!
بهتر!
چی یا کی رو دارین تو زندگی که میتونین راجع بهش بگین فلانیِ «عزیزتر از جانم»؟
در این گوشه از دنیا
چی یا کی رو دارین تو زندگی که میتونین راجع بهش بگین فلانیِ «عزیزتر از جانم»؟
نمیخواد جواب بدید
فقط فکر کنید راجع بهش!
حس میکنم وجود چنین کسی یا چیزی به آدم ارزش میده!
در این گوشه از دنیا
وقتی به اون چیز یا کسی که همیشه آرزوش رو داشتی میرسی تازه میفهمی اونقدری که فکر میکردی ارزشمند ن
چقدر اینو دارم حس میکنم تو زندگی...
هر سال که بزرگتر میشم بیشتر...
و باز در مقابل، اون چیزی که هرگز بهش فکر نمیکردی ناگهان رخ میده و شگفت زدهت میکنه!
کاش میشد گاهی تو انیمه ها زندگی کرد!
نه فقط گرافیکش..
دنیای انیمه ها دنیای شیرین و آشناییه!
دوستشون دارم!
#خیال_پردازی_های_شبانه_من
دقت کردین اکثر چیزایی که این روزا باهاش حالمون رو خوب میکنیم _مثه فیلم دیدن، آهنگ گوش کردن، چرخیدن تو مجازی، عکاسی، آشپزی، خواب، گریه کردن حتی٫..._ اثر موقت دارن و دوباره بعد از مدتی بهشون نیاز پیدا میکنیم!
و احتمالاً به جایی خواهیم رسید که بعد از بارها نیازمند شدن و رفع نیاز، از اون ها هم زده میشیم و دیگه آروم مون نمیکنه!
همه شون مثل یه مسکن میمونند! همه شون!
باید دنبال درمانِ بیماری بگردیم!
باید وقت بگذاریم
و فکر کنیم و بپرسیم و بخونیم..
تا بفهمیم بالاخره درمان اصلی حال بدمون چیه!
آرامش اصیل رو کجا میشه یافت!
دارم به این فکر میکنم که امشب چقدررر حالم بد بود و هست!
اونقدری که حتی نمیتونم بنویسم
انقدر حالم بده که حتی کلمه و جمله و مفهمومی به ذهنم نمیاد تا بنویسم و خودم رو راحت کنم !
و علت حال بدم هم دیگران ان!
شاید فقط باید بگم
حواستون باشه کارهایی که محض لذت میکنین به دیگران آسیب نزنه! حال اونا رو داغون نکنه!