چی یا کی رو دارین تو زندگی که میتونین راجع بهش بگین فلانیِ «عزیزتر از جانم»؟
در این گوشه از دنیا
چی یا کی رو دارین تو زندگی که میتونین راجع بهش بگین فلانیِ «عزیزتر از جانم»؟
نمیخواد جواب بدید
فقط فکر کنید راجع بهش!
حس میکنم وجود چنین کسی یا چیزی به آدم ارزش میده!
در این گوشه از دنیا
وقتی به اون چیز یا کسی که همیشه آرزوش رو داشتی میرسی تازه میفهمی اونقدری که فکر میکردی ارزشمند ن
چقدر اینو دارم حس میکنم تو زندگی...
هر سال که بزرگتر میشم بیشتر...
و باز در مقابل، اون چیزی که هرگز بهش فکر نمیکردی ناگهان رخ میده و شگفت زدهت میکنه!
کاش میشد گاهی تو انیمه ها زندگی کرد!
نه فقط گرافیکش..
دنیای انیمه ها دنیای شیرین و آشناییه!
دوستشون دارم!
#خیال_پردازی_های_شبانه_من
دقت کردین اکثر چیزایی که این روزا باهاش حالمون رو خوب میکنیم _مثه فیلم دیدن، آهنگ گوش کردن، چرخیدن تو مجازی، عکاسی، آشپزی، خواب، گریه کردن حتی٫..._ اثر موقت دارن و دوباره بعد از مدتی بهشون نیاز پیدا میکنیم!
و احتمالاً به جایی خواهیم رسید که بعد از بارها نیازمند شدن و رفع نیاز، از اون ها هم زده میشیم و دیگه آروم مون نمیکنه!
همه شون مثل یه مسکن میمونند! همه شون!
باید دنبال درمانِ بیماری بگردیم!
باید وقت بگذاریم
و فکر کنیم و بپرسیم و بخونیم..
تا بفهمیم بالاخره درمان اصلی حال بدمون چیه!
آرامش اصیل رو کجا میشه یافت!
دارم به این فکر میکنم که امشب چقدررر حالم بد بود و هست!
اونقدری که حتی نمیتونم بنویسم
انقدر حالم بده که حتی کلمه و جمله و مفهمومی به ذهنم نمیاد تا بنویسم و خودم رو راحت کنم !
و علت حال بدم هم دیگران ان!
شاید فقط باید بگم
حواستون باشه کارهایی که محض لذت میکنین به دیگران آسیب نزنه! حال اونا رو داغون نکنه!
از بین همه ی کارای اشتباه زندگیم یه بار یه کاری کردم که تا عمر دارم ازش پشیمونم و به شدت حتی فکر کردن بهش آزارم میده و حاضر بودم خیلی چیزا رو تحمل میکردم ولی اونکار رو نمیکردم.
و عاملش دو تا چیز بودن:
دیگرانی که بد رفتار میکردن!
منی که از تنهایی می ترسیدم!
حاضر بودم هرکاری بکنم اما تنها نباشم! چون البته وضعیت روحی م در حالت خوبی نبود...
هه
حتی نمیدونم چرا دارم اینو میگم
ولی تنها چیزیه که هنوز بعد از مثلاً سه چار سال اعصابم رو خورد میکنه و عمیقاً ناراحتم میکنه
با این که اصلاً نیتم از گفتنش این نبود
ولی به هر حال؛
از تنهایی نترسید
چون اونوقت برای تنها نبودن حاضرین دست به هر کاری بزنید و با هر آدمی هم قدم بشید!
همین که امام علی(ع) میگن:
الوَحدَةُ خَيرٌ مِن جَلِيسِ السُّوء
(تنهایی بهتر از همنشین بد است)
پ.ن:فک نکنید حالا چه کااااری کردم.اونقد کار عجیب یا حتی گناهی نبود.شاید خیلیا جای من بودن فراموش میکردن اصلا ولی خب این با من مونده و چیزیه که میتونه عمیقاً اعصابم رو خورد و حالم رو بد کنه!
یه وقتایی اونقدر i میشم که خودم هم تعجب میکنم!
راستش قبلاً یه دوره ی فوقِ i بودن رو تجربه کردم و بعد از اون میدونم دست کم هیچ وقت اون e ای که قبلاً بودم نخواهم شد.
از اینکه آدما باید همه چی رو به زبون بیارن تا شاید همدیگر رو درک کنن بدم میاد!
مسخره س!
همه چیز گفتنی نیست!
یه وقتایی هم هست که میدونم چیکار کنم حالم خوب بشه و روحم ترمیم شه
ولی نمیکنم!
به غم خو گرفتم
انگار ازش لذت میبرم!