eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.5هزار دنبال‌کننده
15هزار عکس
17.1هزار ویدیو
118 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
روزی استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنک‌های یکدیگر را بترکانید. هر کس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم. سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت: «من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد! ما انسان‌ها رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده. قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم. می‌توانیم با هم بخوریم. با هم رانندگی کنیم. با هم شاد باشیم. پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟» 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 قابل توجه ستاد های انتخاباتی کاندیداهای راه یافته ریاست جمهوری بیایید به مردم و اعتقاد و باور های آنها احترام بگذاریم بخاطر یک رای همدیگر را تخریب نکنیم بگذاریم مردم خودشان تصمیم بگیرند فضا را ملتهب نکنیم تا مردم بتوانند با خیال راحت و در آرامش در پای صندوق های رای حضور داشته باشند . @aghmiun
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کوچه ای بی عبورم، شبی بی مهتاب… درد چون هواست و به ناچار می‌کشم نفس… قورت داده ام زمستان را یخ بسته دلم… گیر کرده ام در خلوت ِخاموش و جا مانده ام در فصلی که عشق راهش از من جدا گشت… دیگر مرا نمی‌شناسد آن آشنای دور… آفتابِ آرزوهایم را ربوده فلک دیگر تابشی نیست این دلِ یخ بسته بهارش را خاک کرده اند … @aghmiun
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انرژی به خود.... - @mer30tv.mp3
زمان: حجم: 5.5M
کاش امروز اُمیدواری در خانه‌ات را بزند، کاش زمین بر وفق مرادت بچرخد و همان آرزویی که برایش تلاش می‌کنی، درست روی شانه‌هایت بنشیند، الهی لبخند بیاید و از خانه‌ات نرود، غصه‌ها بگریزند و قناری‌ها بخوانند که دیگر غصه از این دیار پر کشیده است.... 🌺 سلام عزیزان صبح زیباتون بخیر☕️ @Aghmiun
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #دلباخته #قسمت_بیستوششم اروم‌ اروم‌گریه میکردن.اروم‌گفتم‌ اجازه میدی مری
عصر شده بود و مریم باید میرفت .به عزیزه سپرده بودم براشون یه زنبیل خوردنی جمع کنه ننه یکم‌ ناراحت شد و گفت اینجوری حلال نیست.اگه جمشید خان راضی نباشه اون نمکی که میبریم هم به ما حرام .ابروهامو تو هم گره کردم و گفتم ننه من دارم بهتون میدم ببرین .بالاخره مریم هم اینجا خونه پدرشه .نه دخترم دیگه اینجا مال جمشید خان .من از جانب خودم میدم .مریم تشکر کرد و گفت دیبا حالا که همه چی میدی تو کوزه ها ازگیل ترشی هست از اونا برام بگو بزارن .عمه علی رو از سیـنه اش که شیر میخورد و خوابیده بود بیرون کشید و گفت عزیزه تا بره بیاره دیر میشه باشه یوقت دیگه .مریم مشخص بود دلش میخواد و گفتم عمه تا چایتون رو بخورین من میرم پیدا میکنم .همونم‌شد من و عزیزه یه دبه از اون ازگیل ترشی ها پر کردیم و برای مریم گزاشتم تو زنبیلش .سر راه دست انداختم از گونی گردو براشون گردو هم ریختم .عزیزه اروم گفت زیر زیر گوشت گزاشتم همونطور که گفتی . دستت درد نکنه.مریم تو ناز و نعمت اینجا بزرگ شده به نداری خونه هاشم عادت نداره .حداقل این کمک من یک ماه اون رو بی نیاز از خوردن میکنه.جمشید دهنشو باد کرد و فوت کرد و گفت تو واقعا بچه ای .گفتم این بچه از خدا فقط تو رو خواسته .اروم ازم فاصله گرفت و گفت برو پیش مریم .خوشحال بودم از اون لطفش .تا اتاق میدویدم که تو راهرو نسرین رو دیدم .قدم هام سست شد و گفت کجا با این عجله ؟‌ابرومو بالا دادم و گفتم جایی نمیرم .به اطراف نگاه کرد کسی نبود.زیر بازومو محکم گرفت و همونطور که فشار میداد گفت تو یه الف بچه برای من شاخ و شونه کشییدی ؟ من تو این عمارت بزرگ شدم ببین چی به سرت بیارم.بازوم از جای ناخن هاش درد گرفته بود و گفت بهت میگم چی به سرت میاد باورش سخت بود که نسرین بتونه همچین ادمی باشه .پلیدی تو ذات ادم هاست و نمیشه هیچ جوره تغییرش داد .بازومو ول کرد و گفت برای زندگی کردن بهم التماس میکنی .اون لحظه از تهدیدش نترسیدم چون خودم ادم ساده ای بودم و همه رو مثل خودم ساده میدیدم .دلخورم کرد ولی برام مهم نبود .سرمو بردم داخل اتاق .چشم های مریم خیـس بود و گفتم داری میری ؟‌با بغض گفت اره باید برم .لبخند زدم و گفتم خبر خوش دارم‌.همه خیره بهم بودن و گفتم جمشید خان اجازه دادن تا فردا بمونی و تو مراسم سوم ارباب باشی .اتاق مثل بمبی منفجر شد و همه هورا کشیدن ننه با اخـم گفت اروم اینجا مثلا ارباب مرده .عمه مریم رو بغل گرفت و گفت همش از پا قدم قشنگ دیباست.جمشید خان خیلی تغییر کرده.اگه قبل از تو این اتفاق میوفتاده محال بود مریم رو ببخشه .اونشب اونا با هم خوابیدن و من مجـبور بودم برگردم اتاقم .جمشید خان رو خیلی چیزا حساسیت داشت و نمیشد رو حرفش مقاومت کرد .شام‌ اونشب برای ما شیرینی و قشنگی داشت چون دور هم بودیم .رعنا و مریم واقعا خوشحال بودن و منم از شادی اون شاد بودم‌.جمشید خیلی دیر اومد داخل اتاق و من خواب و بیدار بودم که خوابید.چشم هام باز نمیشد و خیلی خسته بودم‌ فقط حس کردم که خوابید .صدای عزیزه بیدارم کرد و گفت دیبا خانم مهمون میاد بیدار شو .چقدر عمیق خوابیده بودم‌.به دیوار تکیه کردم و گفتم ناهار مهمان میاد ؟رختخواب هارو تا میزد و گفت بله همه جارو تمیز کردیم .خرما و حلوا رو چیدیم‌.ناهار ارباب دستور دادن مرغ و پلو بزاریم .از صبح دارن مرغ پوست میکنن .چقدر مهمون کلافه نمیشید از این همه کـار ؟عزیزه صبحانه امو جلو اورد و گفت ما وظیفه امونه.بفرما خانم سینی رو عقب هـول دادم و گفتم فقط چای میخوام‌.و یه چای شیرین شد تمام صبحانه من .همزمان با عمه و دخترا بیرون رفتم و رفتیم تو اتاق هایی که مهمونا قرار بود بیان .خانم بزرگ زیر چشم هاش گود افتاده بود و اونجا نشسته بود .خبری از دخترهاش نبود.جواب سلاممون رو با سر داد و به عمه اشاره کرد کنارش بنشینه .عمه کنارش نشست ولی تمام وجودش پر از استرس بود .خانم بزرگ با علی بازی میکرد و علی با النگوهای خانم بزرگ سرگرم بود .مریم خجالت میکشید و خانم بزرگ گفت جمشید خان بزرگی کرد که اجازه داد بیای .مریم اهی کشید و گفت خان داداش خیلی مرد بزرگی .در حق من خیلی بزرگی کرد .صدای باز شدن و جیر درب چوبی که اومد جمال پر از ابهت جمشید تو چهارچوب در دیده شد .سلام کرد و همیشه تو سلام پیش قدم بود و نمیزاشت حتی بجه ها بهش سلام کنن .علی با دیدنش به سمتش رفت و جمشید از رو زمین بلندش کرد .بوسه ای به سرش میزد .مریم پشت من و رعنا خودشو مخفی میکرد .جمشید نزریک خانم بزرگ نشست و گفت دخترات کجان؟ خانم بزرگ‌ پاهاشو دراز کرد و گفت میان دیشب تا دیر وقت بیدار بودن یکم خوابیدن .مگه اینجا استراحتگاه که خوابیدن به عزیزه اشاره کرد.بگو تا نیم ساعت دیگه همه اینجان .امروز سوم پدرشون و خوابیدن . ادامه دارد... @Aghmiun
با سلام عرض احترام سازنده‌ترین کلمه 👈گذشت است ، آن را تمرین کن. پرمعنی‌ترین کلمه 👈ما است ،آن را به کار ببر. عمیق‌ترین کلمه 👈عشق است ، به آن بها بده. بی رحم‌ترین کلمه 👈تنفر است ،از بین ببرش. سرکش‌ترین کلمه 👈حسد است ، با آن بازی نکن. خودخواهانه‌ترین کلمه 👈من است، از آن حذر کن. ناپایدارترین کلمه 👈خشم است، کنترلش کن. 👈بازدارنده ترین کلمه ترس است ، با آن مقابله کن. با نشاط‌ترین کلمه 👈کار است، به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه 👈طمع است ، آن را بکش @aghmiun ارسالی جناب کریم ساعدی
لطیفه‌ای از عبید زاکانی😂😂 سلطان محمود، پیری ضعیف را دید که پُشتواره‌ی خار می‌کشد. بر او رحمش آمد. گفت: ای پیر، دو سه دینار زر می‌خواهی، یا درازگوشی، یا دو سه گوسفند، یا باغی که به تو دهم تا از این زحمت خلاصی یابی؟ پیر گفت: زر بده تا در میان بندم و به دراز‌گوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ بروم و به دولت تو، در باقی عمر، آن جا بیاسایم. سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند. پشتواره: کوله‌بار. درازگوش: الاغ. میان: کمر، کمر لباس. کلیات عبید زاکانی و لطایف، ص ۲۶۸. @aghmiun
چرا دعاهایمان مستجاب نمی‌شود؟ 😭😭 روزی ابراهیم اَدهَم، از بازار بصره عبور می‌کرد. مردم، اطراف او را گرفتند و گفتند: یا ابراهیم، خداوند در قرآن می‌فرماید: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. ما دعا می‌کنیم؛ اما دعای ما اجابت نمی‌شود. ابراهیم گفت: ای مردم بصره، علت آن ده چیز است: ۱ - خدا را شناختید؛ ولی حق او را ادا نکردید. ۲ - قرآن را می‌خوانید؛ ولی عمل نمی‌کنید. ۳ - ادعای محبت رسول خدا را دارید؛ در حالی که با اولاد او دشمنی می‌کنید. ۴ - ادعای دشمنی با شیطان دارید و حال آن که در عمل، با او موافقید. ۵ - می‌گویید بهشت را دوست داریم؛ اما برای رسیدن به آن، عملی انجام نمی‌دهید. ۶ - اظهار ترس از جهنم می‌کنید؛ ولی خود را در آن انداخته‌اید. ۷ - مشغول عیب‌گویی مردم شُدید و از عیب خود غافل ماندید. ۸ - ادعای بیزاری از دنیا دارید؛ ولی در جمع آن، حرص می‌ورزید. ۹ - اعتقاد به مرگ و قیامت دارید؛ ولی خود را آماده نکردید. ۱۰ - مُردگان را دفن می‌کنید؛ ولی از مرگ آن‌ها عبرت نمی‌گیرید. @aghmiun
❇️ درمان های ساده و کاربردی و ۱_سیب زرد رنده شده با عسل و دمنوش بیدمشک ۲_مصرف جوانه گندم ۳_ پنیر با نعناع یا ریحان و نان خشک ۴- خوردن منابع ویتامین ب ۱ و ب۲ طبیعی ۵- نگه داشتن برگ نعناع ساییده شده در دهان بعد بیرون بیندازید. ۶- به را رنده نموده با عسل میل کنید. ۷- پیاده روی ملایم ۸- مالیدن مداوم دستها و پاها از ابتدا به سمت انگشتان ۹- پرهیز از خوردن قهوه، چای، آدامس های الکل دار، کاکائو ۱٠- شوید پلو کته ای مصرف کنند. ۱۱-پرهیز از نوشیدن حجم زیاد مایعات خصوصا نوشابه، آب سرد و یخ ۱۲- استراحت بدنی ۱۳- پرهیز از غذاهای چرب و سرخ کردنی ها و غذاهای چرب و ادویه دار ۱۴- حذف ناهار ۱۵-نان کاملا برشته ۱۶- دم نوش زنجبیل جهت سرد مزاجان ۱۷- پودر زنجبیل یک واحد با ۴ برابر عسل مخلوط کنید هر ۸ ساعت یک قاشق مرباخوری از معجون را آرام آرام لیس بزنید . نکات مهم👇👇👇👇 1. کسانی‌که (حتّی زن حامله) قبل از غذا خوردن یا به محض دیدن غذا استفراغ می‌کنند، آبغورۀ طبیعی قبل از غذا مصرف کنند. 2.میوۀ انار بعلّت داشتن ویتامین B6 ضِدِّ تهوّع بوده‌و درمان ویار زنان باردار است‌و همچنین در درمان لک‌های قهوه‌ای و سیاهِ پوست مفید است، و خوردن انار میخوش(انار ترش و شیرین= رُمّان المُزّ) جهت رفع ویار بسیارمفیداست. (توجه: اگر یبوست‌دارید، بجایِ انار، یک‌استکان آبِ انار بنوشید). 3. ضدّ ویار زنان حامله و ضدّ تهّوع و ضدّ اُغ زدن و ضدّ استفراغ، قبل از غذا دمکردۀ سبزی سُوسَنبر(چای نعنا فلفلی)، بعد از غذا راه برود سپس یک استکان آب سیب رسیدۀ شیرین (اگر نفخ یا یبوست ندارد یک عدد سیب رسیده بخورد) سپس راه برود و نصف استکان عرقِ نعنا بخورد. 4. درمان استفراغ خونی: مخلوط آب تازۀ سبزی تَرِه + آبغورۀ طبیعی 5.درمان ویار شدید: قبل از غذا آبغورۀ طبیعی، بعد از غذا انار شیرین با پردۀ نازک روی دانه‌ها بخورد. 6.در بعضی از زنان حاملۀ دارای ویار، بو کردن پوست پرتقال و سپس خوردن یک چهارم پرتقال ضدّ ویار است. ب. درمان هوس‌های نامعقول در دوران بارداری: 1ـ برای درمان تمایلات بی‌جا (ویار) در دوران بارداری مخصوصاً میل به خاک خوری، گچ خوری، زغال خوری و...، بایستی صبح، ظهر و شب، هر دفعه مقداری ربّ انار شیرین یا ربّ انار ترش طبیعی بخورد، همچنین مصرف مخلوط آب انار شیرین طبیعی و آب انار ترش طبیعی، برای رفع ویار زنان باردار بسیار نافع می‌باشد. 2ـ خوردن میوۀ بِه رسیده و فرآورده‌های آن، میل به خاک و گِل خوردن را برطرف می‌کند و پیشگیری از سِقط جنین نموده و عرق بدن را خوشبو نموده و مقوّی قلب و أعصاب است. نکته مهم👇👇 بهتر است با توجه به شرایط خاص خود پیش از مصرف هر نوع داروی گیاهی با پزشک خود مشورت نمایید. 🖊والحمدلله رب العالمین @aghmiun