eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.4هزار دنبال‌کننده
14.6هزار عکس
16.7هزار ویدیو
112 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘نادرشاه افشار پایه‌گذار دودمان افشار است که از ۱۱۴۸ تا ۱۱۶۰ ه‍.ق به‌عنوان شاه ایران حکومت کرد. بیرون راندن افغان‌های هوتکی، عثمانی‌ها و روس‌ها از کشور، بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست رفته و یک‌پارچه‌سازی ایران، فتح دهلی، ترکستان و جنگ‌های پیروزمندانهٔ نادرشاه سبب شهرت بسیار او شد... 🌼 داستان زندگی جهان گشای شرق نادرشاه افشارتقدیم علاقمندان میگردد. @aghmiun
Amir_SoodbakhshRokhpodcast_Nader2-mc.mp3
زمان: حجم: 23.7M
🌼دومین وآخرین قسمت ازداستان زندگی جهان گشای شرق نادرشاه افشارتقدیم علاقمندان میگردد. @aghmiun
➗♾ ➕ ➖ ➗ ✖ ♾ سلام ودرودبرشما 🙋‍♀️❤️🙋‍♀️❤️🙋‍♂️ متن بی نهایت زیبا از زنده یاد خانم پرفسور مریم میرزاخانی که ارزش بارها خواندن و تأمل دارد!لطفا با دقت بخوانید و اگر مفید یافتید پخش کنید تا دیگران هم متوجه شوند و نگرششان عوض شود. عشق ریاضی 😍 کلمه ریاضی یعنی ورزش! یعنی راه و اعداد ، یعنی وسیله نقلیه! یعنی پیداکردن راه حل‌های درست مسائل زندگی! ریاضی؛ اعداد،علامت‌ها و بنوعی الفبا و حرف‌های هدف مند دارد! عشق با ریاضی یعنی ورزیدگی و مهندسی دقیق اعداد! 👌 یک مطلب فوق العاده، که شاید ساعتی به آن فکر کردن ارزشش را داشته باشد، حروف الفبای انگلیسی و معادل عددی آن در زیر آمده است، مثلا حرف A معادل عدد 1 میباشد و B عدد 2 و... : A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 پس این حروف و اعداد بالا با هم برابر می باشند! حالا با معادل عددی کلمات انگلیسی برای هر کدام از موارد زیر بررسی و ارزیابی میکنیم که آیا برای رسیدن به خوشحالی و موفقیت تنها "تلاش سخت" کافی است؟ پس مینویسیم: تلاش سخت که انگلیسی آن میشود Hard work = H + a + r + d + w + o + r + k اعداد معادل آنرا مینویسیم و جمع میکنیم: 8 + 1 + 18 + 4 + 23 + 15 + 18 + 11= 98% میبینیم که 100 نشد، موضوع دیگری را امتحان میکنیم: آیا "دانش" ما را 100% به موفقیت می رساند و خوشحال میکند؟ Knowledge = دانش K + n + o + w + l + e + d + g + e 11+14 + 15 + 23 + 12 + 5 + 4 + 7 + 5 = 96% باز هم 100 نشد، حالا ببینیم "عشق" چطور؟ Love = عشق L + o + v + e 12 + 15 + 22 + 5 = 54% خیلی از ما فکر می کردیم که این موارد مثل تلاش و کوشش فراوان یا دانش یا عشق موجب موفقیت و خوشحالی ما میشوند و ازمهم ترینها باشند، اما دیدیم که نه نیستند! پس چه چیزی میتوان 100% را بسازد، "پول" ؟ Money = پول M + o + n + e + y 13 + 15 + 14 + 5 + 25 = 72% باز هم میبینم که کافی نیست، پس برای رسیدن به اوج خوشبختی و موفقیت چه باید کرد؟ بله؛ *" نگرش "* ! باید نگرش مان را به جهان هستی و زندگی تغییر بدیم و بهبود ببخشیم! پس مینویسیم نگرش: Attitude = نگرش A + t + t + i + t + u + d + e 1 + 20 + 20 + 9 + 20 + 21 + 4 + 5 = 100% آری، اگر نگرش و نگاه مان همراه با معرفت،محبت، صداقت،شجاعت، ایمان، مثبت اندیشی و با ریاضی (ورزش) باشد، زندگی 100% زیباتر و موجب توفیق و سعادت ما می شود! به یاد و پاس پروفسور مریم میرزا خانی نشر دهیم ، چون واقعا زیباست 💚🤍❤️😘💚🤍❤️🌏 📲جناب آقای کریم ساعدی، دبیرمحترم ریاضی @Aghmiun
🔘اونجا که محمود درویش میگه: در من امیدی‌ست می‌آید و می‌رود اما هرگز نمی‌گویمش بدرود... @Aghmiun
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️صبحها هوا عطر تازه ای دارد 🧡و عشق از همیشه پررنگ تر است 🌼بیا برای همدیگر و گشایش گره 🧡از کار همه دعا کنیم 🌼و روز و روزگاری خوش 🧡برای همه آرزو کنیم سلام روزتون زیبـا 🌼 @Aghmiun
🏴سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را تسلیت عرض مینماییم . @Aghmiun
🌿🖤🖤🌿زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها🌿🖤🖤🖤🌿🌿🌿 السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَه اللهِ السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى کَلِیمِ اللهِ السَّلامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَفِیَّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللهِ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکُمَا یَا سِبْطَیْ نَبِیِّ الرَّحْمَهِ وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعَابِدِینَ وَ قُرَّهَ عَیْنِ النَّاظِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ بَاقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِیِّ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطَّاهِرَ الطُّهْرَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ التَّقِیَّ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النَّاصِحَ الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ السَّلامُ عَلَى الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِکَ وَ سِرَاجِکَ وَ وَلِیِّ وَلِیِّکَ وَ وَصِیِّ وَصِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ فَاطِمَهَ وَ خَدِیجَهَ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّهَ وَلِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَیْکِ عَرَّفَ اللهِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّهِ وَ حَشَرَنَا فِی زُمْرَتِکُمْ وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ وَ سَقَانَا بِکَأْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْکُمْ أَسْأَلُ اللهِ أَنْ یُرِیَنَا فِیکُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ یَجْمَعَنَا وَ إِیَّاکُمْ فِی زُمْرَهِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لَا یَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَکُمْ إِنَّهُ وَلِیٌّ قَدِیرٌ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللهِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرَاءَهِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللهِ رَاضِیاً بِهِ غَیْرَ مُنْکِرٍ وَ لَا مُسْتَکْبِرٍ وَ عَلَى یَقِینِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ وَ بِهِ رَاضٍ نَطْلُبُ بِذَلِکَ وَجْهَکَ یَا سَیِّدِی اللَّهُمَّ وَ رِضَاکَ وَ الدَّارَ الْآخِرَهِ یَا فَاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَهِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عَافِیَتِکَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. 🖤🖤🌿🌿🖤🖤🖤🌿🌿🖤🖤🖤🖤🖤🌿🌿🌿🖤🖤 @Aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #چشمان_زغالی #قسمت_دویستوسیوشش میان افکارش دست و پا میزدکه ریحانه وارد ش
چه روزهای خوبی که باهمدیگه داشتیم چرافقط به تلخی ها فکرمیکنی .مگه همه چیزفقط اون احساس و رابطه بینمون بوده؟غیراز اون چیزدیگه ای نیست که بهش فکرکنی ؟مثل روزهای قشنگ بچگی دستش را باز کرد و گل سرها را به سمت سیاوش گرفت این دوتا پیش من امانت مونده بودمیخوام از این به بعد فقط برام بهترین پسر عموی دنیا باشی و بس بدون هیچ یادگاری از احساسی که به هم داشتیم.نگاه سیاوش با درد به گل سرها دوخته شد اصلا نمی خواست به یاد بیاورد باعشقی خریدشان چقدرگشت تایک چیز ناب ودرجه یک پیدا کنددستش رادرازکرد بی میل گل سرها را از آیلار گرفت می دانست مقاومت فایده ای نداره لبخند تلخی زد و گفت یعنی حتی نخواستی یک یادگاری از من پیشت بمونه ؟آیلار محکم گفت این حرفو نزن سیاوش .مغز من پره از خاطره های خوبه توبازی های بچگیم ،حمایتهای که همیشه ازم می کردی توی بچگی ونوجونی،همیشه هرجا که من بودم و تو بودی هوامو داشتی.یک تیکه فلز چه دست من باشه چه نباشه نمی تونه خاطره های خوبمون پاک کنه .بذار احساسمون بهم تاابد پاک بمونه .بذار دوباره بر گردیم سر همون علاقه ی دختر عمو و پسر عمویی .من و تو فامیلیم،هم خونیم.نمی تونیم که برای همدیگه از هم بگذریم،همیشه از هم فرار کنیم چون می ترسیم یاد عشق گذشته حالمون خرابه کنه .بذار با خاطرات خوب ادامه بدیم منتهی محبتی که بود و قسمت نشد .مازار گوشی به دست از در خارج شد و در حالی که از پله ها پایین می رفت گفت آره قرار بود اون مدرکو ازش بگیرم بذارم روی پرونده برای فردا ولی واقعیتش یادم نمیاد گرفتم یا نه .بذار برم ماشینوچک کنم ببینم توی ماشین نیست.باشه خبرمیدم گوشی را قطع کرد و به سمت پارکینگ رفت اما دم در پارکینگ آیلار و سیاوش را دید که با هم حرف می زدننداصلا نمی دانست چه عکس العملی باید نشان دهدآیلار و سیاوش تنها وسط پارکینگ ایستاده بودنند گلسر های آیلار توی دستان سیاوش بودهمسر او داشت برای عشق سابقش از دوست داشتن می گفت احساس می کرد مغزش در حال انفجار است دوست داشت سرش را چنان محکم به دیوار بکوبد که همه لحظات پیش از آن پاک شودآیلار بی خبر از همه جا داشت به سیاوش می گفت با خاطرات خوبمون ،با روزهاب خوبی که داشتیم .اما فقط خاطره های فامیلی مون .روزهای قوم و خویشی مون .دوستت دارم چون تو بهتری پسر عموی دنیاهستی .اون عشق فراموش کردم .گذاشمتش کنار و دارم زندگیمو می سازم ،سیاوش ما قسمت هم نبودیم راهمون از هم جدا شد .اینو قبول کن و به این باور زندگی کن بعد از حرفهایش با سیاوش او را در پارکینگ تنها گذاشته بود و برگشته بود بالاارزو می کرد توانسته باشد منظورش را به سیاوش برساند بدانند که از این به بعد هر دو باید تلاش کنند دختر عمو و پسر عمو باشند مازار را در سالن ندیدبه سمت آشپزخانه رفت تا چای بریزدو همزمان مازار را صدا کرد صدایش مثل پتک توی سر مازار فرو آمد از نامش با صدای آیلار متنفر شد چطور می توانست انقدر صادقه و خاص نامش را بخواند وقتی همین چند دقیقه پیش داشت در پارکینگ به سیاوش ابراز علاقه می کرد مبادی ادابی بود اهل بی حرمتی به مهمان یا اهمیت ندادن به حضورش نبود که اگر از این اخلاق ها داشت اگر می توانست وجود مهمان هایشان را نادیده بگیرد توی همان پارکینگ گردن سیاوش را می شکاند چنان توی دهان آیلار می خواباند که یک دندان در دهانش نماند چند بار دستش را به صورتش کشید و از اتاق خارج شد بی انکه به کسی نگاه کند به آشپزخانه رفت آیلار با حس خوبی به شوهرش نگاه کرد و گفت میشه لطفا شیرینی ها رو ببری تا من چای بیارم مازار بدون حرف و نگاه به آیلار به سمت ظرف شیرینی روی میز رفت اگر به آیلار نگاه می کرد هیچ تضمینی نمی داد که مشتش را درست توی دهانش روی آن لبهای خوش رنگ و لعابش نکوبد آیلار متوجه بی حوصلگی مازار شد صدایش کردمازار ؟دستان مرد جوان مشت شد سر جایش ایستاد.آیلار کنارش ایستاددست روی بازویش گذاشت و گفت خوبی ؟خسته شدی مازار سر چرخاند نگاهش کرد از چشمانش خون می چکیدحس رکب خورده ها را داشت یعنی این دختر با آن چشمان سیاه معمصومش تمام مدت بازی اش داده بودچیزی مثل خوره به جان مغز لعنتی اش افتاد خدا همه خوره های دنیا را لعنت کند از بین دندان های قفل شده اش گفت حرفهاتو با سیاوش شنیدم آیلار متعجب شد چه چیزی شوهرش را انقدر ناراحت کرده بود همانطور که با چشمانی ناباور نگاهش می کرد پرسیدمنظورت چه حرفیه؟مازار کاش کسی نبود آنوقت با پشت دست چنان در صورت دخترک مثلا ناباور رو به رویش می کوبید که دیگر چیزی از آن چشمان زیبایی ارایش شده اش نماند باید خشمش را سر چیزی خالی می کرد وگرنه احتمال اینکه سکته یا بالایی سر آیلار بیاوردخیلی زیاد بوددستش را به میز رساند اولین شی روی میز را برداشت و با تمام قدرت روی زمین کوبید ادامه دارد.... •┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈• @Aghmiun