eitaa logo
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
4.5هزار دنبال‌کننده
14.8هزار عکس
16.9هزار ویدیو
114 فایل
شورانگیز ترین مهر، دلدادگی به زادگاه است... 👇👇 محمدفرازی @mfarazi20 ✏️✏️✏️ محموداسماعیلی @m_esmal
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
670.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺همه میگن گل زیباست 🌺ولی من میگم 🌺دوستان من از گل زیباترن سلام صبحتون به خیر🌸😍 @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداروشکر واسه تن سالمی که داریم و میتونیم برای زیباییش تلاش کنیم ♥️ @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
@mer30tvمرزبندی... - @mer30tv.mp3
زمان: حجم: 4.7M
صبح یازدهم شهریور @Aghmiun ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آغاز امامت حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف ) مبارک باد 🛑ارسالی تعدادی از مخاطبین بزرگوار و گرامی @Aghmiun
ارسالی : یکی از عزیزانی که در این عکس حضور دارند ولی هیچوقت نخواستند اسم شان را قید کنیم. درود بر مردان بی ادعا که همیشه فقط برای خدا و مملکت شان فعالیت کردند.
اولین گروه ازبچه های اعزامی آغمیون بزرگ درجبهه های جنگ تحميلي سال ۶۲ نفرات ایستاده ازچپ: اروج علی حسین زاده، محمودفقیهی، صالح عباسخانی، حسین نژاد عباسی، حبیب مقصودی سرابی و ناشناس نشسته ازچپ: محبوب بیغم، جوادمستوری، یعقوب زاهد، شهید رسول فرمانده گروهان، شهید سجاد غفاری ازسرعین، دولت بابازاده سهزابی، حمزه نجف زاده☝️ @Aghmiun
📌 💢 برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم: بیمارستان زندان قبرستان 💢 در بیمارستان می‌فهمیم که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست... 💢 در زندان می‌بینیم که آزادی گرانبهاترین دارایی ماست... 💢 در قبرستان درمی‌یابیم که زندگی هیچ ارزشی ندارد. 💢 زمینی که امروز روی آن قدم می‌زنیم فردا سقف‌مان خواهد بود... @Aghmiun
در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم. مادرم مرا بوسید. و گفت: نمی توانی عزیزم! گفتم: می توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم. مادر گفت: یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی. نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم. ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم! بزرگتر که شدم عاشق شدم، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم. ولی وقتی پیش خودم گفتم؛ کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود، که انتخاب شد. سالها گذشت و یکی آمد. یکی که تمام جان من بود. همان روز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی! من هر چه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم، او با آمدنش سلطان قلب من شده بود. من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم. آخر من خودم مادر شده بودم... @Aghmiun