بسمه تعالی
قابل توجه کشاورزان و باغداران محترم
با توجه به وضعیت آب و هوائی وفعالیت جوندگان مضر (موش) در اکثر مناطق ، وپتانسیل حالت طغیانی در موش مغان –کلاهو و موش کور در مزارع و باغات ، خواهشمند است نسبت به مبارزه به موقع اقدامات لازمه را انجام داده واز خسارت احتمالی آنها جلو گیری کنیم در صورت عدم آگاهی از نحوه مبارزه حتماً از کارشناسان و مروجین مدیریتهای جهاد کشاورزی راهنمائیهای لازم را اخذ نمائید ./
--روشهای مبارزه زراعی و کنترل فیزیکی :
1- رعایت تناوب زراعی و تغیر الگوی کشت نسبت به سال قبل.
2- آبیاری غرقابی مزارع.
3- شخم عمیق (30سانتی) در زمینهای آیش
4- بیل کاری در باغات بخصوص در فصل سرد ، و برهم زدن لانه های موش و جلوگیری از زاد و لد آنها.
5- استفاده از یخ آب زمستانه در فصل زمستان.
6- استفاده از د ود اگزوز موتورسیکلت با بنزین حاوی روغن موتور،درلانه موشها (موش کور).
7- استفاده از تله های زنده گیر و چسبها در انبارهای محصولات کشاورزی.
8- از بین بردن موشها یی که هنگام آبیاری مزارع، از لانه ها فرار می کنند .
9- استفاده از تیرک های چوبی و پایگاه مناسب برای پرندگان شکارگر موش در حاشیه مزارع .
10- استفاده از تله های سطلی در سطح مزارع و باغات و جمع آوری جهت جلو گیری از زاد و لد آنها .
درصورت عدم کنترل در مبارزه زراعی نسبت به مبارزه شیمیائی اقدام گردد.
--روشهای مبارزه شیمیایی :
1-اقدام به لانه کوبی یک روز قبل از مبارزه و تراکم گیری جهت شناسائی لانه های فعال.
2-تهیه طعمه مسموم با سم زینگ فسفات به صورت تازه (بیش از 30 روزاز تاریخ تهیه طعمه نگذشته باشد)
3- طعمه گذاری در صبح روز بعد از لانه کوبی به مقدار 5- 10 گرم (یک قاشق غذاخوری نیمه پر) در هر لانه باز شده و فعال. (بدلیل فعالیت بیش از حد موش برای باز کردن لانه مسدود شده و نیاز شدید به تغذیه طعمه گذاری حتماً باید در صبح اول وقت انجام گردد) .
4- استفاده از طعمه های بو دار و خوش خوراک تا جونده را راحت تر جلب کند .
5- بعد از یک هفته دوباره پایش انجام داده ، در صورت زنده ماندن جونده ، حتماً باید نسبت به تغیر نوع طعمه مسموم اقدام کرده و لانه های فعال را دوباره طعمه گذاری کنیم .
6- جهت جلو گیری از تصعید سم طعمه آماده شده با زینگ فسفات را در کیسه های نایلونی ریخته و در آنرا محکم ببندید .
6-برای مبارزه با موش کور نمیتوان از طعمه مسموم (گندم-جو-ویا ذرت) استفاده کرد لذا بهتر است از قرص فستوکسین بعد از لانه کوبی به مقدار یک عدد در هر لانه فعال و یا با استفاده ازدود اگزوز موتور میتوان مبارزه کرد .
طرز تهیه طعمه مسموم :
--در صورت که از گندم – جو و ذرت برای طعمه مسموم استفاده می کنید باید : 100 کیلو گندم یا جو ویا ذرت (درصورت امکان بو داده شوند) با 2 لیتر روغن حیوانی ترجیحاً (روغن دنبه یا کره و یا روغن زرد) بدون اینکه دست بزنید کاملاً مخلوط کرده تا روغن آلود شود سپس 4-5 کیلو سم فسفر دوزنگ به آن اضافه کرده ودوباره خوب مخلوط می کنیم . (طعمه آماده مصرف می گردد).
-هنگام تهیه طعمه مسموم باید نکات ایمنی را کاملاً رعایت کرده و از دستکش-ماسک ولباس مناسب استفاده کرده واز دست زدن به کلیه مواد طعمه در تمامی مراحل جداً خودداری کنید (چون موش حس طعمه بودن آن را فهمیده واز خوردن آن امتناع می کند ).
-در فصول گرم سال با توجه به اینکه جوندگان مواد آبدار و تر را بیشتر می پسندد لذا برای تهیه طعمه مسموم میتوان از خیار- گوجه فرنگی- هویج –سبزیجات و ... استفاده نمود .
-برای بو دار کردن طعمه مسمومی که از مدیریت جهاد کشاورزی تحویل می گیرید میتوانید از سوسیس و کالباس کاملاً ریز شده و یا پفک و پوفیلای پودر شده استفاده نمود .
-بهترین زمان مبارزه با جوندگان اوایل فصل پائیز بعد از برداشت محصول و اواخر زمستان و فصل بهار قبل از پر پشت شدن سطح سبز مزارع میباشد .
-استفاده از طعمه های آماده ضد انعقادیمثل برومادیالون-اکتوسین سی-کلروفاسیئون –کلرات و سولفاکیئوکسالین برای تغیر طعمه در دفعات بعدی میتوان استفاده کرد.
مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان سراب – واحد حفظ نباتات
پائیز 1402
📲جناب آقای علی مهری
🙏🙏🙏
@aghmiun
کانال آناوطن آغمیــــــــــــون🧿
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #آقای_عزیزمن #قسمت_چهل بلند تر خندید وبا مهربونی منو ورانداز کرد و
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#آقای_عزیزمن
#قسمت_چهلویک
روز بعد اول عید بود ..
سلیمان و یونس ماشین رو دیده بودن و از اومدن آقا با خبر شدن و خودشون رو رسوندن ..
کمی بعد آقا رفت تا سه تایی چیزایی رو که از تهران برای ما آورده بود از ماشین بیارن بالا ..شیوا رو دیدم که جلوی آینه ایستاده بود و داشت به خودش می رسید ..
با روسری قسمت زخمی صورتش رو پنهون کرد و یک ماتیک کم رنگ مالید؛
وقتی داشت توی چشمش رو سیاه می کرد رفتم جلو و گفتم : فکر نمی کنم برای آقا مهم باشه ..اون شما رو از ته قلبش دوست داره ..شما خیلی خوشگلی ..نکنه دختر شاه پریون شما بودین ؟
خندید و گفت : تو نصفت زیر زمینه ...
گفتم : واقعا ؟ امیر حسام هم همینو بهم گفت ؛؛مگه چی گفتم ؟ شیوا در حالیکه چشم هاش برق می زد خندید و گفت : برای اینکه خیلی شیرین زبونی ..حالا برو به آقا کمک کن
آقای عزیز من حتی فکر لباس هم برای ما بود ..اصلا اون به فکر همه چیز بود ..
اما وقتی بسته هایی رو که آورده بود می داد به من متوجه ی صورت غمگین اون شدم حس کردم خوشحالی اون عمیق نیست و داره برای ما تظاهر می کنه ... نمی دونم چرا ؟
درد و رنجی توی صورتش دیدم که تا اون زمان با همه ی سختی هایی که داشتیم ندیده بودم ..انگار بار سنگینی رو به دوش می کشید .. که به نظر میومد به این زودی ها هم زمین گذاشته نمیشه ...
دلم گرفت یک تشویش خاصی بهم دست داد ..نه می تونستم بپرسم و نه می تونستم فراموش کنم ..و با اینکه شور و نشاط به اون کلبه برگشته بود ..و همه چیز رنگ و بوی تازه ای داشت ..
من مدام به صورت آقا خیره می شدم تا شاید این حس رو پیدا کنم که اشتباه کردم ...
حالا دیگه هوا زیاد سرد نبود و دشت و کوه پر از گلهای رنگ و وارنگ شده بود ..منظره ای که هیچ کس نمی تونست از کنارش بی تفاوت بگذره و نا خود آگاه به آدم شادی می بخشید ...
منم وقتی وظایفم رو انجام می دادم میرفتم توی گلها و گشت می زدم تا اونا تنها بمونن ...
یک روز هم به بهانه همین کار,, اجازه گرفتم و تنهایی رفتم لب برکه ..و تا غروب برنگشتم ...
ماهی گرفتم آب بازی کردم و از اون طعیبت زیبا لذت بردم ...نمی دونم شیوا چی فکر می کرد ؟ ولی من مدام به روزی فکر می کردم که آقا بخواد بره و این خیلی نزدیک به نظر میومد چون مدام به شیوا می گفت : باید عید رو خونه می موندم ولی ترجیح دادم سال تحویل پیش تو باشم ..شیوا سر حال بود غذا رو خودش درست می کرد و برای آقا چای میریخت با هم حرف می زدن و گاهی می خندیدن ..گاهی درد دل می کردن ...
آقا روز چهارم از صبح زود بیدار شد و هیزم شکست و دسته کرد تعمیرات کلبه رو انجام داد ..و تا شب هر کاری از دستش بر میومد برای خوشحالی شیوا کرد و اینطوری سعی داشت اونو برای رفتنش راضی کنه ..و بالاخره صبح روز پنجم راهی شد ..
در حالیکه بهمون قول داد به زودی دوباره بر می گرده ..
اونا داشتن خداحافظی می کردن و من چمدون آقا رو بر داشتم و بردم طرف ماشین ...
اما بشدت دلم گرفته بود ؛ با خودم فکر می کردم اون شیوا رو راضی کرد اما چرا من راضی نیستم ؟
کنار ماشین ایستادم تا آقا رو دیدم که از کوه سرازیر شد و شیوا هم از اون بالا با نگاه بدرقه اش می کرد ..
چمدون رو گذاشت عقب ماشین و به من گفت : گلنار دیگه بهت سفارش نکنم خیلی هوای شیوا رو داشته باش مثل اینکه دواهاشو درست نخورده بود دقت کن سر ساعت بهش بدی ..این یونس پسر سلیمان خیلی فضوله گفتم که دیگه اینجا نیاد ..
اگر اومد خودت ردش کن بره می ترسم بفهمه و بره به همه بگه ..آهان در ضمن می خواستم بهت بگم ..
خیلی ازت ممنونم کارتو خوب انجام دادی ..منم هوای خانواده ی تو رو دارم ,به مادرت سر زدم و یکم پول بهش دادم ..
حالشون خوب بود اما نمی دونن که تو خونه ی ما نیستی ..مادرت می خواست که سال تحویل بری خونه ؛؛ بهش گفتم پرستو بدون تو نمی خوابه ..
گفتم : آقا ما تا کی باید اینجا بمونیم ؟
گفت : نمک به زخمم می پاشی ؟ تو دیگه چرا این سئوال رو می کنی ؟ از دل خوشم این کارو می کنم ؟ باور کن هر چی برای شیوا ناراحتم برای توام هستم ..ولی خودت که می دونی .
گفتم : بله آقا می دونم فقط پرسیدم ..چند تا هندل زد و سوار ماشین شد و درو بست و رو کرد به من و گفت : گلنار ؟ بعد از خدا امیدم به توست حواست به همه چیز باشه ..
انشالله به زودی همه چیز ....و سکوت کرد و باز با غمی که توی صورتش نشسته بود با افسوس گفت : نگران نباش زود بر می گردم ...و گاز داد و رفت ..
حالا شیوا اون بالا و من این پایین عزای رفتنش رو گرفته بودیم ...
دوباره باید خودمون رو با اون وضع عادت می دادیم ...
و تا شب ده تا جمله بین ما رد بدل نشد ..
اما موقعی که رفتیم به رختخواب شیوا گفت : خوابت میاد ؟
گفتم : نه بابا هنوز سر شبه ولی بی حوصله ام ..فکر کنم شما هم همینطور هستین ؛؛
گفت : می خوای بقیه اش رو تعریف کنم ؟
ادامه دارد...
@aghmiun
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘حس خوب زندگی روستایی 😍
@aghmiun
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امان ازدست «دوپــــــــــــــامین»!!!
@aghmiun
کورس سرهنگزاده - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.pdf
حجم:
1M
🔘مختصری از کوروس سرهنگ زاده باتقدیم دوترانه ایشان
@aghmiun
Kouros Sarhangzade ~ Music-Fa.ComKouros Sarhangzade - Be Sooye To (320).mp3
زمان:
حجم:
10.5M
🌼به سوی تو
🎙کوروس سرهنگ زاده
🎼 @aghmiun
Kouros Sarhangzadeh_(wWw.New-Song.ir)Kouros Sarhangzadeh Golnar_(www.new-song.ir).mp3
زمان:
حجم:
4.4M
🌼گلنار
🎙کوروس سرهنگ زاده
🎼 @aghmiun
22.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹عاشقانه ای ازکاظم بهمنی...
داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستاد
داشت باران در مسیر ناودان می ایستاد
با لبی که کاربرد اصلی اش بوسیدن است
چای می نوشيد و قلب استکان می ایستاد
در وفاداری اگر با خلق می سنجیدمش
روی سکوی نخست این جهان می ایستاد
یک شقایق بود بین خارها و سبزه ها
گاه اگر یک لحظه پیش دوستان می ایستاد
در حیاط خانه گلها محو عطرش می شدند
ابر، بالای سرش در آسمان می ایستاد
موقع رفتن که می شد من سلاحم گریه بود
هر زمان که دست می بردم بر آن، می ایستاد
موقع رفتن که می شد طاقت دوری نبود
جسممان می رفت اما روحمان می ایستاد
از حساب عمر کم کردیم خود را، بعدِ ما
ساعت آن کافه یک شب در میان می ایستاد
قانعش کردند باید رفت؛ با صدها دلیل
باز با این حال می گفتم بمان، می ایستاد
ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
نه چرا آهسته، باید ساربان می ایستاد
باید از ما باز خوشبختی سفارش می گرفت
باید اصلا در همان کافه زمان می ایستاد..
🌹 زندگیتون سرشار از عشق ومحبت
⭐️شبتــــــــــون بخیر
🌟کانال آناوطن آغمیون
@aghmiun
اصالت .... - اصالت .....mp3
زمان:
حجم:
4.2M
صبح 20 آذر
🍁ســلام
صبح قشنگتون بخیر
🍁بوم روزتون رنگین
طرح زمینه اش مهربانی
🍁لحظه هاتون
پراز اتفاقات قشنگ
🍂افکار بلندتان سبز
و دلتان به پاکی آسمان
🍁صبحتون سرشاراز معجزهی خدا
@aghmiun
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘سخنرانی
دکتر الهی قمشه ای
👤 دکتر الهی قمشه ای
@aghmiun