eitaa logo
الو سلام حاج آقا
161 دنبال‌کننده
6 عکس
0 ویدیو
0 فایل
الو سلام حاج آقا، گفت و شنودی در موضوعات مختلف است و حاج آقا روحانیت عالم و عاملی را نمایندگی می‌کند که از سرچشمه اسلام سیراب شده و عقل را با نقل و علم را با تقوا و فضیلت‌های اخلاقی درآمیخته و اقتضائات زمانه خود را می‌شناسد. او به همین دلیل نامیراست.
مشاهده در ایتا
دانلود
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۷۹ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا چرا مخاطبان مکاتب مختلفند؟ 🔸 مخاطب آیین‌های الهی و ساختگی و مکاتب بشری به اعتبار اهداف، آرمان‌ها و چگونگی جهان‌بینی آنها تعیین می‌شود. مکتبی که رنگ ملیت دارد، هدفی جز نجات ملت خویش نداشته و ملت‌های دیگر را مخاطب قرار نمی‌دهد. مکتبی که رنگ نژادی دارد، هدفش نجات یک تیره و نژاد است و مخاطبش نیز به همان تیره و نژاد خلاصه می‌شود. مکتبی که داعیه نجات و سعادت طبقه کارگر را دارد، کارگران مخاطب آن بوده و به طبقات دیگر بی‌توجه است. 🔹 مخاطبان اسلام چه کسانی هستند؟ 🔸 برخی می‌گویند اسلام به دلیل آنکه در میان اعراب ظهور کرد، به اعراب اختصاص داشته و آنها مخاطب اسلام هستند، اما وقتی به خطاب‌های قرآن مراجعه می‌شود این حقیقت را روشن می‌گردد که در قرآن مجید خطاب‌هایی نظیر «یا ایها العرب»، «یا ایها القریش»، «یا ایها المکیون»، «یا ایها المدنیون» و یا «یا ایها الشامیون» وجود ندارد. 🔹 یعنی مخاطب اسلام فراتر از اعراب است؟ 🔸 بله. مخاطب اسلام یک ملت، نژاد یا طبقه خاصی از مردم نیست، بلکه تمام انسان‌ها و بشریت را شامل می‌شود. قرآن کریم دو گونه خطاب دارد، یک خطاب هنگام دعوت به اسلام است، «یا ایها الناس‏» یعنی ای همه انسان‌ها، و خطاب دیگر به مسلمانان است، آنگاه که می‌خواهد دستوراتی به آنها بدهد. «یا ایهَا الَّذینَ امَنوا» یعنی ای کسانی که ایمان آورده‌اید! 🔹 مخاطب قرار دادن همه بشریت چگونه ممکن است؟ 🔸 برخی می‌گویند موتور محرکه ملت‌ها وجدان ملی، نژادی و طبقه اجتماعی آنهاست و مکاتب بر همین اساس به تحریک غرور ملی، نژادی و طبقه اجتماعی مردم می‌پردازند و آنها را با خطاب‌هایی چون: ای ایرانی، ای مصری، ای عرب، ای سیاه‌پوستان، ای سرخ‏پوستان، ای مستضعفان، ای طبقه کارگر و ای طبقه کشاورز مخاطب قرار می‌دهند. در واقع اهرمی که روی آن تکیه کرده و به وسیله آن حرکتی به وجود می‌آورند، همان وجدان ملی، نژادی یا طبقاتی است. 🔹 اسلام وقتی انسان را مخاطب قرار می‌دهد، روی چه چیزی تکیه می‌کند؟! 🔸 اسلام وجدان انسان را در ملیت، نژاد و یا طبقه‏‌ اجتماعی‌اش تکوین یافته نمی‌داند، آنها وجدان‌های اکتسابی هستند. در جهان‏‌بینی اسلامی اصل «فطرت» مطرح است‏. رسول خدا (ص) می‌فرماید: «کلُّ مَوْلودٍ یولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ» یعنی هر نوزادى بر فطرت زاده مى‌شود. مطابق این اصل، خدای متعال در متن خلقت به انسان یک وجدان شریف و روح ملکوتی عطا کرده است و همان را مخاطب دعوت اسلامی قرار داده است. می‌گوید ای انسان! به دلیل اینکه تو انسانی مخاطب دعوت من هستی. در دعوت اسلامی تکیه بر غرور انسانی است، نه غرور ملی، نژادی و یا منافع مادی. 🔹 یعنی ظالمان نیز مخاطب قرآن هستند؟ 🔸 بله. حتی فرعون و فرعون‌ها نیز مخاطب دعوت قرآنند، چون قرآن در نهاد هر انسانی، ولو فرعون یک انسان واقعی سراغ دارد که بر فطرت خدادادی زاده شده است، از این‌رو پیامبران الهی وقتی به مبارزه با فرعون‌ها می‌روند، ابتدا تلاش می‌کنند تا انسان درونی‏‌ آنها را بیدار کرده و بر علیه خودشان بشورانند، چنان که خداوند متعال خطاب به حضرت موسی (ع) می‌فرماید: «اذْهَبْ الی‏ فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغی‏. فَقُلْ هَلْ لَک الی‏ انْ تَزَکی‏. وَ اهْدِیک الی‏ رَبِّک فَتَخْشی‏» یعنی به سوى فرعون برو، زيرا كه طغيان كرده است. پس به او بگو: مى‌خواهى پاك و پاكيزه شوى؟ من تو را به سوى پروردگارت راهنمايى مى‌كنم تا از او بترسى. به عبارت دیگر می‌فرماید: ای موسی! برو انسان درونی فرعون را که اسیر و زندانی هواهای نفسانی شده است، نجات بده و بلکه از درون او انقلابی علیه خودش ایجاد کن. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: آشنایی با قرآن، (مخاطب قرآن)، ج ۲، تالیف: متفکر شهید استاد مرتضی مطهری (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa)
♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۰ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا منظور از «تجسم اعمال» چیست؟ 🔸 مسأله تجسم اعمال از مسايل مربوط به جهانِ پس از مرگ و شاخه‌اى از پاداش و کیفر اخروى است و در بحث شهود و گواهان قيامت نيز راهگشاست، زيرا هرگاه كردار انسان گنهكار در سراى ديگر تجسم يابد، خود بهترين شاهد و گواه بر مجرم بودن او و انسداد راه‌های انكار اوست. تجسم يا «تمثل» غالباً ناظر بر كردارهاى مربوط به جوارح انسان است، یعنی هر عملی که انسان در اين جهان انجام می‌دهد، در جهان ديگر به صورتى متناسب با آن جهان پدیدار می‌گردد. 🔹 یعنی هر کار خوب و بدی تجسم عینی می‌یابد؟ 🔸 بله. هر عمل خوب و بدى كه انسان انجام مى‌دهد، يك صورت دنيوى دارد كه قابل مشاهده است و يك صورت اخروى دارد كه در دل و نهاد عمل نهفته شده و در روز رستاخيز پس از تحولات و تطوراتى كه در آن رخ مى‌دهد شكل دنيوى خود را از دست داده و با واقعيت اخروى خود جلوه مى‌كند و باعث لذت و فرح یا عامل آزار و اندوه صاحب خود مى‌شود. اعمال نيكِ زندگى دنیوی در روز رستاخيز تغيير شكل داده و به صورت باغ و راغ، چمن و سوسن، طبیعت زيبا وكاخ‌هاى مجلل در می‌آید و اعمال بد به صورت آتش، زنجيرهای آتشین و انواع عذاب نمودار می‌شود. 🔹 قرآن از تجسم اعمال سخن گفته است؟ 🔸 بله. مسأله تجسم اعمال یک حقیقت قرآنی و از معارف بلند و عميق آن است که در آیات مختلفی به آن پرداخته شده است. مثلا در آیه ۳۰ سوره آل عمران می‌فرماید: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهٰا وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً...» یعنی روزى كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده و آنچه را از كار زشت مرتكب شده حاضر شده مى‌يابد، و آرزو مى‌كند كه اى كاش ميان او و كارهاى زشتش زمان دور و درازى فاصله بود. 🔹 صورت اخروی خود انسان چگونه خواهد بود؟ 🔸 انسان به اعتبار اخلاق و ملكاتش از نظر صورت اخروى سه گونه امکان ظهور دارد، يا فرشته است يا حيوان و درنده و يا شيطان. هرگاه شهوت و غضب بر او غلبه نمايد و كارهاى او پيوسته از اين دو غريزه صادر شود، صورت اخروى او حيوان و درنده خواهد بود، و اگر مكر و حيله حكمران وجود و كارهاى او باشد، صورت اخروى او شيطاني می‌باشد، و اگر اخلاق پسنديده در نفس او رسوخ كرده و ملکه وجودش شود، به صورت‌هاى زيباى بهشتى تمثل خواهد يافت. 🔹 صورت اخروی اعمال انسان چگونه خواهد بود؟ 🔸 هر كار خوب و بد انسان به شكل متناسب با آن مجسم می‌شود. مثلا ايمان به صورت نور و روشنايى و ظلم و ستم به شكل ابرى سياه و ظلمانى اطراف انسان را خواهد گرفت و اموال نامشروع به صورت شعله‌هاى آتش در خواهد آمد. گاهى كيفيّات عمل، تبديل به كيفيات روحى و جسمى مى‌گردند، مثلاً رباخوارانى كه با عمل زشت و آلوده خود تعادل اقتصادى جامعه را برهم زدند، به صورت بيماران مصروعى در مى‌آيند كه به هنگام برخاستن از زمين قادر به حفظ تعادل خود نيستند. اموالى را كه ثروتمندان محتكر و بخيل روى هم انباشته و بدون کمترین ترحمی از افراد محروم و گرسنه دریغ كرده‌اند، و حتى خودشان نیز از آن بهره‌ای نبرده‌اند، به صورت طوق‌هاى سنگينى بر گردنشان آویخته خواهد شد و انجام هر فعاليتى را از آنها سلب خواهد كرد! 🔹 تجسم اعمال چه رابطه‌ای با پاداش و کیفر اخروی دارد؟ 🔸 در سرای آخرت جزاى اعمال هر انسانى عين اعمال اوست. یعنی در محكمه عدل الهی عمل انسان اعم از خوب و بد مجسم خواهند شد و نعمت‌های بهشت و نقمت‌های جهنم همان چهره اخروی صواب‌ها و گناهان انسان خواهد بود که با ‏اعمال دنیوی رابطه تکمیلی داشته و آنها را کامل می‎کند. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: منشور جاوید، (تجسم اعمال و ملکات)، جلد پنجم، تالیف: آیت الله العظمی جعفر سبحانی ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۱ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا «آیه تطهیر» کدام آیه قرآن است؟ 🔸 آیه ۳۳ سوره احزاب را آیه تطهیر می‌گویند. خداوند در این آیه می فرماید: «إِنَّمٰا يُرِيدُ اَللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» یعنی خداوند مى‌خواهد پليدى و گناه را، فقط از شما اهل بيت دور كند و شما را كاملاً پاك سازد. طبق اين آيه، اهل بیت از رجس و هرگونه پليدى بدور بوده و به اراده تكوينیّه الهيّه، مطهّر، پاك و داراى عصمت مطلقه هستند. 🔹 اهل بیت چه کسانی هستند؟ 🔸 در این باره نظرات مختلفی ارائه شده است. برخی از مفسران اهل سنت، همسران پیامبر (ص) و به تعبیری اقوام سببى رسول خدا (ص) را مصداق اهل بیت دانسته‌اند، عده‌ای نیز پیامبر (ص)، همسران، داماد، دختر و نوه‌های آن حضرت (علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام) را مصداق اهل بیت ذکر کرده‌اند و گروهی ساكنين مكّۀ مكرّمه را به این امر اختصاص داده و گفته‌اند: مراد از بيت كعبه معظّمه است و اهل بیت به كسانى كه اهل و ساكن آن هستند، اطلاق مى‌شود. اما مفسران شیعه معتقدند، منظور از اهل بیت، مشخصا پیامبر (ص)، على، فاطمه، حسن و حسين (ع) هستند و آيه تطهير از جمله آيات مربوط به ولايت اميرالمؤمنين (ع) و ديگر حضرات معصومين (ع) است و بر عصمت ائمّه اطهار (ع) دلالت می‌کند. 🔹 علمای شیعه چگونه ادعای خود را اثبات می‌کنند؟ 🔸 روايات فراوانى بر صدق این ادعا دلالت می‌کند که تعداد آنها بيش از ۷۰ حدیث است. بيشتر این احادیث در كتب مهم اهل سنّت مانند: صحيح مسلم، صحيح ترمذى، المستدرك على الصّحيحين، السّنن الكبرى للبيهقى، الدّرّ المنثور سيوطى، شواهد التّنزيل و مسند احمد نقل شده است. 🔹 در این روایات امکان خدشه وجود ندارد؟ 🔸 رواياتى كه اهل بیت را به پنج‌ تن آل عبا (ع) تفسير كرده‌اند، از نظر تعداد و اعتبار قابل خدشه نیستند که «حديث كساء» یک نمونه از آنهاست. پیرو این حدیث روزى پيامبر (ص) على، فاطمه، حسن و حسين (ع) را زير کسای یمانی قرار داد و فرمود: پروردگارا! اينان اهل بيت من هستند، پليدى را از آنان دور كن. پس از آن جبرئيل امین فرود آمد و آیه تطهير را نازل کرد. در كتب اهل سنّت در ذيل اين روايت آمده است: «امّ سلمه جلو رفت و از پيامبر اجازه خواست تا زير کسای یمانی قرار گرفته و به آنها بپيوندد، اما پيامبر نپذیرفت و فرمود: «تو زن خوبى هستى، اما جاى تو در میان این جمع نيست.» 🔹 هدف رسول خدا (ص) از این کار چه بود؟ 🔸 حضرت مى‌خواست اهل بيت را به گونه‌ای معرّفى كند كه در گذر تاریخ هيچ‌گونه ابهام و امکان اشكال‌تراشى در آن وجود نداشته و مردم در تشخیص آنها اشتباه نکنند. رسول خدا (ص) به همين مقدار هم اكتفاء نكرد و طبق روايت انس بن مالك، پس از نزول آیه تطهیر هر روز صبح به مدت شش ماه جلوى خانه على و فاطمه (ع) مى‌رفت و مى‌فرمود: اى اهل بيت پيامبر! هنگام نماز صبح است. سپس آيه تطهير را تلاوت مى‌کرد. پيامبر (ص) می‌خواست با تعيين مصداق روشن و كامل اهل بیت، آنها را از دیگران جدا نماید. آن حضرت در کمتر موضوعی به اين اندازه تكرار و پافشارى داشته است. 🔹 عصمت اهل بیت نشانه چیست؟ 🔸 اثبات مقام عصمت براى اهل بيت، امامت آنها را نیز ثابت می‌کند، چرا که اطاعت از امام بدون هيچ قيد و شرطى بر همه واجب است و اطاعت بى‌قيد و شرط از غيرمعصوم ممكن نيست، پس امام بايد معصوم باشد و اگر قرار باشد، امامى انتصاب يا انتخاب شود، با وجود معصوم نوبت به غيرمعصوم نمی‌رسد. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: آیات ولایت در قرآن، (آیه تطهیر)، تالیف: آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۲ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا «النص والِاجتهاد» چه کتابی است؟ 🔸 این کتاب آخرین اثر نفیس علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی، رهبر مذهبی شیعیان لبنان است که چاپ اول آن با مقدمه آیت‌الله العظمی سید محمدصادق صدر، چاپ دوم آن با مقدمه آیت‌الله سید محمدتقی حکیم و چاپ سوم آن با مقدمه فرزند مولف صدرالدین شرف الدین در کشورهای اسلامی منتشر شده است. این کتاب که به‌ زبان عربی نوشته شده در ایران با عنوان «اجتهاد در مقابل نص» توسط استاد علی دوانی ترجمه و به زیور طبع آراسته است. 🔹 «نص» و «اجتهاد» به چه معناست؟ 🔸 نص به کلام معتبر، صریح و آشکاری گفته می‌شود که بیش از یک معنا نداشته باشد و منظور از آن در اینجا قرآن و احادیث رسول خداست. اجتهاد نیز در اصطلاح به معنای اعمال رای و استنباط حکم است، منوط بر اینکه از نص سرچشمه گرفته و مخالف آن نباشد. اجتهاد در مقابل نَصّ یعنی مقدم‌ داشتن ظن و نظر شخصی مجتهد بر کلام صریح خدا یا پیامبر (ص) اوست. از نظر فقیهان شیعه و بیشتر فقهای اهل‌ سنت، اجتهاد در برابر نص بدعت است. 🔹 موضوع کتاب درباره چیست؟ 🔸 این کتاب در اثبات حقانیت امام علی (ع) تالیف شده و نویسنده در آن صد مورد از موارد برجسته‌ای را که خلفای ثلاثه و ... با نص صریح مخالفت کرده‌اند را با ذکر منابع و ماَّخذی از شیعه و سنّی بیان می‌کند و بدعت‌هایی را که در دین ایجاد کرده‌اند - که امروز به عنوان سنّت‌های مذهبی، بین میلیون‌ها مسلمان رایج شده است - را مورد نقد و نظر قرار می‌دهد. 🔹یعنی موضوعات آن جزو مسائل جدید نیست؟ 🔸 نه. از سنخ مسائل کلامی است که نظایر آن در سده چهارم و پنجم هجری، یعنی قرون طلایی اسلام مطرح بوده و علمای مذاهب اسلامی از معتزله، اشاعره، شیعه امامیّه و غیره با وسعت نظر و آزادی کامل پیرامون آنها بحث و مجادله علمی کرده‌اند و کتاب‌هایی مانند: «المغنی فی ابواب التوحید و العدل» تالیف قاضی عبدالجبّار معتزلی، «الشّافی فِی الاِمامه» تالیف سیّد مرتضی، «تلخیص الشافی» تالیف شیخ طوسی و ... را در رد یکدیگر نوشته‌اند. جنس مسائل این کتاب به گونه‌ای است که می‌تواند در همه زمان‌ها محل بحث، گفتگو و جدال احسن قرار گیرد. 🔹 اجتهاد در مقابل نص چند نوع است؟ 🔸 این کتاب مشتمل بر اعمال، احکام و فتاوایی است که از بعضی بزرگان صحابه در زمان رسول خدا (ص) و بعد از آن حضرت صادر شده و با قرآن و سنت هماهنگی ندارد، بعضی از آنها صریحا و با علم مخالف قرآن و سنت است که اگر حمل به صحت و عذر صاحبان آن نباشد، به معارضه نزدیکتر است تا اجتهاد. بعضی دیگر صریحا مخالف با نصوص است، اما صاحبان آن جاهل به نصوص بوده و پس از آگاهی به آن ارجاع داده‌اند. این نوع مخالفت با نص، اگر بر اساس قواعد مقرر نزد آنها بوده، عادتا نباید مواخذه‌ای داشته باشد، به این جهت که صاحبان آن کوشش خود را در فحص از دلیل اولی به عمل آورده، ولی از دسترسی به آن مایوس شده‌اند و پس از یاس، فتوا یا حکم داده‌اند، اما به این جهت که با عدم اقدام به فحص بیشتر یا کوتاهی از بررسی کامل و پرسش از آگاهان همراه بوده، جای مواخذه دارد، چون با وجود اشخاص مطلع، حجت بر آنها تمام است. قسم دیگر اجتهاد در مدلول نص و انتخاب روشی است که مخالف مقتضای ظاهر نص بوده و عکس مفهومی باشد که معاصران آنها فهمیده‌اند. این نوع اجتهاد در حقیقت به لغو نص باز می‌گردد و همان اجتهاد در مقابل نص است که مولف آن را عنوان کتاب خود برگزیده است، زیرا بازگشت به اجتهادات و اعمال رای‌هایی دارد که به طور قطع و واقع، نصوص بر خلاف آنهاست. 🔹 کتاب دارای چند فصل است؟ 🔸 کتاب در هفت فصل تدوین شده است که عبارتند از فصل اول: اجتهادهای ابوبکر و اتباع وی در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی، فصل دوم: اجتهادهای عمر و اتباع وی در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی، فصل سوم: اجتهادهای عثمان و اتباع وی در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی،، فصل چهارم: اجتهادهای عایشه و اتباع وی در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی، فصل پنجم: اجتهادهای خالد بن ولید و اتباع وی در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی، فصل ششم: اجتهادهای معاویه بن ابی‌سفیان در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی، فصل هفتم: اجتهادات علمای اهل تسنن در مقابل نص صریح قرآن و سنت نبوی 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: اجتهاد در مقابل نص، تالیف: آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین عاملی (ره)، ترجمه: حجت الاسلام علی دوانی (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۳ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا امام علی (ع) دشمن‌ساز بود؟ 🔸 بله. علی (ع) مردی دشمن‌ساز و ناراضی‌‌تراش است و این یکی از افتخارات بزرگ اوست. او شخصیتی دو نیرویی و دارای جاذبه و دافعه بسیار قویست. شاید تاریخ در تمام قرون و اعصار، جاذبه و دافعه‌ای به نیرومندی جاذبه و دافعه علی (ع) سراغ نداشته باشد. دوستانی دارد در اوج فداکاری و از خودگذشتگی که از عشق او چون شعله‌های آتش، سوزان، بی‌قرار و پر فروغ‌اند، در دوستی او همه چیز را فراموش کرده‌ و جان دادن در راه و رکاب او را آرمان و افتخار خود می‌دانند و دشمنانی دارد که از نام او به خود می‌پیچیدند و تا سر حد جنون نسبت به او بغض و کینه دارند، به طوری که حاضرند از دم تیغ گذشته و شاهد مرگ را در آغوش گیرند تا شاید زخمی هم بر پیکر او نشانده باشند. 🔹 چرا امام دشمن‌ساز بود؟ 🔸 اصولا هر انسان هدفمند، انقلابی و الهی که در پی عملی ساختن آرمان‌های مقدس خود است، ناچار دشمن‌ساز و ناراضی‌تراش است. امام علی (ع) مرد خداست و در راه خدا از کسی نمی‌ترسد و کسی را ملاحظه نمی‌کند. چنین کسی و چنین حالتی قهراً دشمن‌ساز است و روح‌های طمع‌کار، جاه‌طلب و مقام‌پرست را رنجانده و با خود دشمن می‌سازد. 🔹 یعنی امام انعطاف‌پذیر نبود؟ 🔸 بله. رسول خدا (ص) امام علی (ع) را به فرماندهی لشکری گماشت و به سوی یمن روانه کرد. هنگام بازگشت امام کسی را به جای خود گذاشت و برای ملاقات با پیامبر (ص) به سوی مکه شتافت. آن شخص حُلّه‌هایی را که امام آورده بود، در بین لشکریان تقسیم کرد تا با لباس‌های نو وارد مکه شوند. امام پس از بازگشت به بی‌انضباطی او اعتراض کرد و دستور داد حلّه‌ها را درآورده و در جایگاه خود قرار دهند تا پیامبر (ص) درباره آن تصمیم بگیرد. در حقیقت امام این کار را نوعی تصرف در بیت‌المال بدون اطلاع و اجازه پیشوای مسلمین می‌دانست. لشکریان از این عمل امام ناراحت شده و وقتی به حضور پیامبر (ص) رسیدند، از خشونت امام درباره حلّه‌ها شکایت کردند. در این لحظه پیامبر (ص) جمله تارخی خود را درباره امام علی (ع) فرمود: «یا ایهَاالنّاسُ! لا تَشْکوا عَلِیاً فَوَاللهِ انَّهُ لَأَخْشَنُ فی ذاتِ اللهِ مِنْ انْ یشْکی» یعنی ای مردم! از علی شکوه نکنید که به خدا سوگند او در راه خدا شدیدتر از این است که کسی درباره وی شکایت کند. 🔹 دشمنان امام از جهت شدت دشمنی چگونه بودند؟ 🔸 در میان اصحاب پیامبر (ص) هیچ کس مانند امام علی (ع) دشمنان جسور، سرسخت، خطرناک و خونریز نداشت. او مردی بود که حتی پس از مرگش نیز مورد عداوت و کینه‌توزی دشمنانش قرار گرفت، به حدی که ناچار جنازه‌اش را شبانه و مخفیانه دفن کردند و مزارش را حدود یک قرن پنهان نگاه داشتند تا از جسارت و نبش قبر دشمنانش مصون بماند. چهره درخشان امام علی (ع) را به وضوح می‌توان بر اساس قاعده «تعرف الاشیاء باضدادها» از راه شناخت دشمنانش نیز شناخت. 🔹 دشمنان امام چند گروه و دسته بودند؟ 🔸 یکی از مظاهر جامعیت و انسان کامل بودن امام علی (ع) در این است که او در مقام اثبات و عمل، با فرقه‌های گوناگون و انحرافات مختلف روبرو شد و با همه آنها مبارزه کرد. او در دوران خلافتش سه دسته را از خود راند و با آنها به پیکار برخواست. «اصحاب جمل» که خود آنان را «ناکثین» نامید و «اصحاب صفّین» که آنها را «قاسطین» خواند و «اصحاب نهروان» که از آنها با عنوان «مارقین» یاد کرد. 🔹 این سه گروه چه روحیاتی داشتند؟ 🔸 ناکثین روحیه، پول‌پرستی داشتند، صاحبان مطامع و طرفداران تبعیض بودند. سخنان امام درباره عدل و مساوات بیشتر ناظر به آنهاست. قاسطین دارای روح سیاست‌‌بازی و نفاق بودند. آنها می‌کوشیدند تا بنیان حکومت امام را فرو ریخته و زمام حکومت را به دست گیرند. اما روح مارقین با عصبیت‌های ناروا و خشکه مقدسی‌ها و جهالت‌های خطرناک آمیخته شده بود و امام نسبت به آنها دافعه‌ای نیرومند و حالتی آشتی‌ناپذیر داشت. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: جاذبه و دافعه امام علی علیه السلام، (دشمن‌سازی علی)، تالیف: متفکر شهید استاد مرتضی مطهری (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۴ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا خداوند جسم است؟ 🔸 خداوند از جسم، ماده و آثار آنها منزه است و دلائل عقلى، قرآنى و احاديث خاندان رسالت بر اين حقيقت دلالت می‌کند. امام رضا (ع) به نقل از رسول خدا (ص) می‌فرماید: «خداى بزرگ به من خبر داده است كه آن كس كه مرا به مخلوقم تشبيه كند، مرا نشناخته است». امام صادق (ع) می‌فرماید: «خدا نه جسم است و نه صورت، از محدوده حس بيرون است. مرغ سبكبال انديشه و خيال به ساحت اقدس او نمى‌رسد. گذشت زمان از او نمى‌كاهد و زمان در او دگرگونى ايجاد نمى‌كند.» 🔹 پس چگونه عوارض جسم بر او بار می‌شود؟ 🔸 خدا جسم نيست و از عوارض جسم مبراست. با این همه خدای متعال رضا و خشنودى، غضب و خشم را به خود نسبت داده و مى‌فرمايد: «رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌» یعنی خدا از آنان خشنود شد و آنان نيز از خدا خشنود شدند، اين است سعادت بزرگ. و نیز مى‌فرمايد: «وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ‌» یعنی خدا بر آنان خشمگين شد و آنان را از رحمت خود دور ساخت و دوزخ را براى آنان آماده كرد. 🔹 آیا خشنودی و خشم از عوارض جسمانیت نیست؟ 🔸 خشنودى و خشم نوعی انفعال روح در برابر حوادث است و انفعال از شئونات موجود مادى می‌باشد، اما خداوند ماده نیست و آثار ماده را ندارد. اینکه خدای متعال خشنودی و خشم را به خود نسبت داده، بدین جهت است که خواسته با زبان مردم سخن بگوید و آنها را به سوی اهداف و اغراضی راهنمایی کند. چنانکه وقتی كسى از كسى خشنود شود، به او پاداش مى‌دهد و اگر خشمگين گردد، مؤاخذه‌اش مى‌كند. خدا نیز آنجا كه سخن از خشنودى و خشم خود به ميان مى‌آورد، مقصودش تفهيم آثار و تبعات خشنودى و خشم است نه خود اين حالات نفسانى، در واقع اطاعت خدا مايه رضاى او و رضاى خدا مستلزم پاداش اوست. بنابراین مراد آثار خشنودی و خشم است، نه خود آنها. 🔹 یعنی خشنودی و خشم خدا به معنای پاداش و کیفر اوست؟ 🔸 بله. امام باقر (ع) درباره این آيه: «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوىٰ‌» یعنی هر كس كه مستوجب خشم و غضب من گرديد، خوار و هلاك مى‌شود، می‌فرماید: مقصود از غضب در آيه همان كيفرهاست، نه نفس خشم و غضب. هر كس كه تصور كند خدا از حالتى به حالتى منتقل مى‌شود، او را با صفت مخلوق توصيف كرده است، خدا بالاتر از آن است كه چيزى او را دگرگون سازد. امام صادق (ع) نیز در پاسخ مردى كه از او پرسيد: آيا خدا خشنودى و خشم دارد؟ فرمود: خشم خدا همان كيفرهاى او و خشنودى خدا پاداش‌هاى اوست. در قرآن کریم به غیر از خشنوی و خشم، آثار مادی دیگری مانند استهزاء، مکر و ... به خدا نسبت داده شده است که سرّ همه آنها سخن گفتن به زبان مردم است. 🔹 استهزاء و مکر چگونه بیان شده است؟ 🔸 خداوند می‌فرماید: «فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّٰهُ مِنْهُمْ‌» یعنی مؤمنان را مسخره مى‌كنند، خدا نيز آنان را مسخره مى‌كند. و نیز می‌فرماید: «وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ‌» یعنی خداوند بهترین مکر کنندگان است. پیرو اين آيات آنان فكر مى‌كنند كه مى‌توانند خدا را مسخره و استهزاء كنند، يا در حقّ او مكر و حيله ورزند، ولى خداوند استهزاء و مکر آنان را خنثى كرده و به كيفر اعمالشان مى‌رساند، در واقع مقصود از استهزاء و مكر همان مجازات و كيفرهاى آنهاست. 🔹 پس علت این نوع بیان سخن گفتن به زبان مردم است؟ 🔸 بله. به حكم اينكه قرآن با زبان مردم سخن مى‌گويد، در تفهيم مقاصد خود از تعبيرهاى رايج و اصطلاح‌هاى متداول كمك مى‌گيرد. آنجا كه مى‌خواهد بفهماند كه مخالفت با دستورات خدا بى‌كيفر نيست و اطاعت از فرمان‌هاى او دارای پاداش است، لفظ «غضب و رضا» را به كار مى‌برد، زيرا همان‌طوری كه عمل به تكاليف يك بزرگ، مايه خشنودى او و مستوجب پاداش اوست، عمل به دستورهاى الهی نيز چنين نتيجه‌ای در برداشته و داراى پاداش است، هرچند خود حالت خشنودى كه انفعال نفس است در او نباشد. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: سیمای فرزانگان، جلد یک، (مقصود از خشنودی و خشم خدا چیست؟)، تالیف: آیت الله العظمی جعفر سبحانی ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۵ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا علم «قرائت قرآن» چگونه شکل گرفت؟ 🔸 در زمان حيات رسول خدا (ص) از خط کوفی برای كتابت استفاده می‌شد. این خط نقطه و اعراب نداشت و هر كلمه آن به صورت‌های مختلف خوانده می‌شد. بی‌سوادی بر جامعه حاکم بود و برای ضبط قرآن راهى جز حفظ و روايت آن وجود نداشت. در این شرایط افرادى در مدينه به قرائت قرآن و آموزش آن اشتغال داشتند و مصدر تعليم قرائت محسوب می‌شدند. كسانى كه از ايشان قرائت می‌آموختند، كيفيت قرائت خود را در قالب روايت مستند کرده و به استادشان ارجاع مى‌دادند. 🔹 قاریان چند طبقه بودند؟ 🔸 قاریان به هشت طبقه تقسیم شده و از صدر اسلام تا قرون متأخر را شامل می‌شوند. طبقه اول قراء «صحابه» بودند که در عصر پیامبر (ص) زندگی می‌کردند. طبقه دوم «تابعین» بودند که شاگران طبقه اول محسوب می‌شدند. طبقه سوم از نام‌آوران ائمه قرائت بودند كه قرائت خود را از طبقه دوم اخذ كردند. هفت تن از افراد این طبقه که به آنها «قراء سبعه» می‌گویند، از مشاهیر و مراجع به نام قرائت محسوب می‌شوند. آنها از چنان شهرت و مرجعیتی برخوردار بودند که دیگر قاریان همه تحت‌الشعاع آنها قرار گرفتند. پس از این طبقات سه گانه، قاریان قرآن را بر اساس عصر و زمان به پنج طبقه دیگر تقسیم می‌کنند. 🔹 قراء سبعه چه کسانی هستند؟ 🔸 قاریان هفت‌گانه یا قرّاء سبعه، هفت نفر از قاریان شهیر قرآن در سده دوم هجری قمری بودند که در نحوه قرائت برخی از کلمات قرآن با یکدیگر اختلاف داشتند. با اینکه تعداد راویان قرائت آنها زیاد بود، اما دو راوی برای هر قاری از شهرت بیشتری برخوردار بودند. قراء سبعه و راویان آنها عبارتند از: «ابوبکر عاصم ابن ابی النَّجود» که راویانش «ابوبکر شعبه بن عیاش» و «حفص» بودند. «ابو عبدالله نافع ابن ابی النّدیم» که راویانش «ورش» و «قالون» بودند. «ابو عمّارۃ حمزۃ ابن حبیب زیّات» که راویانش «حمزه خلف» و «خلاد» بودند. «ابوالحسن علی ابن حمزۃ کسائی» که راویانش «دوری» و «ابوالحارث» بودند. «ابو عَمرو ابن علاء» که راویانش «دوری» و «سوسی» بودند. «عبدالله ابن کثیر» که راویانش «قنبل» و «بزی» بودند و «عبدالله ابن عامر دمشقی» که راویانش «هشام» و «ابن ذکوان» بودند. 🔹 قراء سبعه از چه ملیت‌هایی بودند؟ 🔸 از میان هفت نفر ائمه قرّاء سبعه، پنج نفر یعنی نافع، ابن کثیر، حمزه، کسائی و علاء بصری ایرانی بودند و دو نفر یعنی عامر دمشقی و عاصم اصالت عربی داشتند. 🔹 قراء سبعه چه جایگاهی داشته و دارند؟ 🔸 جمهور علماى عامه قرائات سبع را متواتر مى‌دانند و حتى جماعتى روايت نبوى معروف «نزل القرآن على سبعة احرف» یعنی قرآن روى هفت حرف نازل شد را به قرائات سبع تفسير كرده‌اند، اما قرائات سبع مشهورند نه متواتر. قرائت قابل اعتماد آن است كه سند روايتش صحيح و با قواعد عربيت موافق و با رسم خط مصحف مطابق باشد. 🔹 چگونه قراء سبعه مشهور شدند؟ 🔸 علت اين كه مردم به قرائت قراء سبعه روى آوردند اين بود كه با زیاد شدن راویان قرائت، امکان ضبط و حفظ همه روايات ممکن نشد، ناچار با رعايت عدد قرآن‌های پنج‏گانه‌ای كه «عثمان بن عفان» سومین خلیفه مسلمین به شهرهاى مكه، مدينه، كوفه، بصره و شام فرستاده بود، پنج قاری كه قرائت‏شان با رسم خط قرآن موافق و از جهت ضبط و حفظ آسان‏‌تر بود را انتخاب كردند. سپس خلیفه دو قرآن نیز به يمن و بحرين ارسال کرد و بدین جهت دو نفر دیگر به جمع قراء افزودند و عدد قراء به هفت رسید. از طرفى مطابقت عدد هفت با عددى كه در روايت نبوى ذكر شده بود، افراد بى‏‌اطلاع را به این باور رساند كه مراد از هفت حرف در فرمایش رسول خدا (ص)، همان هفت قرائت قراء سبعه است. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: قرآن در اسلام، (قراء سبعه)، تالیف: علامه محمد حسین طباطبایی (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۶ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا روح نیز به غذا نیاز دارد؟ 🔸 بله. انسان در ناحیه روح و ضمیر عینا مانند بدن محتاج به تغذّی است. اگر به بدن غذا نرسد لاغر می‌شود و اگر مدتی نرسیدن غذا ادامه یابد، بدن مرده و از بین می‌رود. اگر به روح نیز غذا نرسد لاغر و ناتوان می‌شود و اگر نرسیدن غذا برای همیشه ادامه یابد، روح می‌میرد. 🔹 غذای روح چیست؟ 🔸 غذای روح علم، عشق، امید و ایمان است. اشتباه اصلی فرزند آدم این است که تشنگی و احتیاج روح را می‌خواهد با سیر کردن جسم و بدن تأمین نماید که این یک امر محال است. آنچه نیاز روح را رفع کرده و به او قوّت، نیرو، آرامش و اطمینان می‌بخشد، ماده و مادیات نیست، بلکه معنویات است. 🔹 معنویات چگونه به انسان حيات می‌بخشد؟ 🔸 قرآن کریم می‌فرماید: «آیا آن کس که مرده بود و ما او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن نور در میان مردم راه می‌رود و با آنها معاشرت می‌کند، مانند کسی است که در ظلمات به سر می‌برد و هرگز از آن ظلمات خارج نمی‌شود؟» مقصود قرآن از این جمله که برخی مرده بودند و ما آنها را زنده کردیم، این نیست که جسم و بدن عده‌ای از مردم مرده و از حرکت باز ایستاده بودند و ما دو مرتبه به آنها جان دادیم، بلکه مقصود دل‌های مرده است که با روح ایمان زنده شده‌اند. ایمان تولید عشق، حرارت و امید می‌کند ولی نه عشق مجازی، بلکه عشق حقیقی، عشق به مبدأ کل عالم که معدن خیرات و منبع همه جمال‌ها، زیبایی‌ها و کمال‌هاست. 🔹 وسعت و دامنه روح چقدر است؟ 🔸 کارکرد روح و ضمیر انسان همانند جهاز هاضمه است که از راه آنچه به او داده می‌شود تغذی کرده و به بدن نیرو می‌رساند، با این تفاوت که ظرفیت روح نامحدود است. آنچه در ظرف روح جای می‌گیرد علم، امید، ایمان و محبت است. انسان نمی‌تواند از راه پر کردن شکم، دستیازی به مقامات ظاهری و مادیات زندگی، روح خود را راضی و خشنود سازد و یا حالتی را به وجود بیاورد که صددرصد از زندگی راضی و به آن دلگرم شود، زیرا غذای روح از جنس دیگری است. 🔹 یعنی صرف مادیات خوشبختی نمی‌آورد؟ 🔸 نه. کسی که دلش به شعله ایمان گرم و به برق امید روشن و به زینت علم مزین نباشد، نمی‌تواند خوشبختی و رضایت واقعی را تجربه کند. برخی تعجب می‌کنند وقتی می‌شنوند که فلان مرد یا زن که تمام وسایل زندگی برایشان مهیاست و دیگران آرزوی داشتن زندگی آنها را می‌کنند، از وضع خود ناراضی‌اند، دائما در تشویش و نگرانی به سر می‌برند و حتی بعضی از آنها تصمیم به خودکشی می‌گیرند. ولی برای یک روان‌شناس یا عالمی که دست‌اندر کار معرفت‌الروح است، جای هیچ‌گونه تعجب و شگفتی وجود ندارد، زیرا نتیجه پرداختن صرف به لذات مادی و غافل شدن از نیازهای روحی و معنوی به طور طبیعی عوارض خود را دارد. 🔹 اما برخی‌ها لذت را اصل و اساس زندگی می‌دانند؟ 🔸 اپیکور از این‌گونه افراد است. او از دانشمندان به نام جهان در قرن چهارم قبل از میلاد بود که دارای نظریه خاصی در باب فلسفه زندگیست. اپیکور اصل زندگی را لذت می‌دانست، یعنی در نظر او معیار و مقیاس خوبی و بدی لذت بود. می‌گفت: فقط آن چیزی خوب است که لذت بیشتری تولید کند. این نظریه سبب شد تا عیاشی را اپیکوری نام نهادند. این دانشمند در عین حال معتقد بود که تنها با عیاشی‌های حاصل از می، معشوق، بازی و تفریح نمی‌توان به لذت کامل رسید؛ لذت کامل آن وقتی حاصل می‌شود که ظرفیت روح اشباع گردد و ظرفیت روح با علم، کمال، عزت و مناعت اشباع می‌شود. لذا اپیکور شخصا از عیاشی و شهوترانی پرهیز می‌کرد و در گوشه‌ای با تفکر در معضلات علمی و معاشرت با دوستان هم‌فکر زندگی می‌نمود. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: حکمت‌ها و اندرزها، (غذای روح)، جلد دوم، تالیف: متفکر شهید استاد مرتضی مطهری (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۷ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا «ولایت فقیه» چه کتابی است؟ 🔸 کتاب ولایت فقیه مجموع سیزده سخنرانی امام خمینی (ره) است که در فاصله‏ یکم بهمن 1348 تا بیستم بهمن 1348 در خلال تدریس «درس خارج مبحث بیع» در «مسجد شیخ انصاری نجف اشرف» ایراد شده است. این سخنرانی‌ها در‏‎ ‎‏هنگام اقامت امام در نجف به صورت‌‌های مختلف منتشر‏ شد و در پاییز 1349 پس از ویرایش و تأیید امام، در بیروت به چاپ رسید و‎ در سال1356‎ ‎‏ با عنوان «نامه‌ای از امام موسوی کاشف الغطاء» به ضمیمه «جهاد اکبر» در ایران منتشر گردید. 🔹 این کتاب چه اثری بر نهضت اسلامی گذاشت؟ 🔸 کتاب ولایت فقیه مانند دیگر آثار امام، صدرنشین کتاب‌های ممنوعه شد و افراد بسیاری به جرم چاپ و تکثیر یا همراه داشتن و مطالعه آن به زندان افتاده و شکنجه شدند.‎ ‎‏اما علیرغم فشار ساواک و سخت‌گیری‌های رژیم پهلوی، حمایت از اندیشه حکومت اسلامی که‏‎ ‎‏مبانی فقهی آن در این کتاب تبیین شده بود، به سرعت‏‎ ‎‏در میان نیروهای انقلابی و مراکز فکری و فرهنگی گسترش‏‎ ‎‏یافت و موضوع ایجاد حاکمیت دینی بر مبنای نظام سیاسی ولایت فقیه در کنار ‎‏آرمان‌های قیام و نهضت ملت ایران قرار گرفت و تصویر روشنی از آینده و فردای انقلاب ترسیم کرد.‎ ‎ 🔹 این کتاب چگونه به ولایت فقیه می‌پردازد؟ 🔸 نظام سیاسی ولایت فقیه یک نظریه‌ اجتهادی در فقه شیعه و به معنای حاکمیت فقیه جامع الشرایط به نیابت از معصوم (ع) در زمان غیبت امام عصر (عج) است. ماهیت ولایت فقیه و جایگاه آن در تشکیل و استمرار حکومت اسلامی در این کتاب مورد تحقیق قرار گرفته و با تکیه بر براهین عقلی و نقلی (آیات و روایات) اثبات شده است. 🔹 فقهای دیگر نیز به این موضوع پرداخته‌اند؟ 🔸 ‏بله. فقها معمولا در باب ولایت فقیه به تناسب موضوع در ابواب مختلف فقه بحث کرده‌اند، اما ‏‏یک بحث منظم و جامع در کتب فقهی قدما در این باره وجود ندارد که‏‎ علت آن به شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر تاریخ گذشته ممالک اسلامی‏‎ ‎‏و سلطه حکومت‌های ظالم و فقدان اسباب لازم برای طرح آن باز می‌گردد. ضمن اینکه اختلاف نظراتی درباره محدوده اختیارات و شئون ولایت فقیه در زمان غیبت میان فقها وجود دارد. اما با این همه، عموم فقهای شیعه اجمالا بر نوعی ولایت‏‎‎‏ برای فقیه جامع الشرایط اتفاق نظر دارند. ملا احمد نراقی از علمای بزرگ عصر قاجار بیشتر از دیگران به این موضوع پرداخته و با‏‎ ‎‏تمسک به روایات متعدد ثابت می‌کند که به غیر از مواردی که به دلیل شرعی استثنا می‌شوند، فقیه در «عصر غیبت» در همه اموری که پیامبر (ص) و ائمه (ع) در آنها صاحب اختیار بوده و ولایت‏‎ داشتند و نیز در همه اموری که با دین و دنیای بندگان خدا ارتباط دارد، ولایت دارد.‎ ‎ 🔹 یعنی فقیه هم‌رتبه معصوم است؟ 🔸 نه. منظور از اینکه ولایت رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) بعد از غیبت به فقیه عادل می‌رسد، این نیست که مقام معنوی فقها همسنگ مقام حضرات معصومين (ع) شده و فقیه در تراز و جایگاه معنوی آنها قرار می‌گیرد که امری محال و غیرممکن است، چون جایگاه معصومین (ع) الهی و دست‌ نیافتنی می‌باشد. بلکه منظور این است که ولایت فقها در مقام عمل، انجام وظایف حکومیتی، اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس همانند معصومین (ع) است. از این‌رو ولایت برای فقیه جامع الشرایط امتیاز نیست، بلکه صرفا یک وظیفه است. 🔹 امام چه ادله‌ای برای ولایت فقها اقامه می‌کند؟ 🔸 در این کتاب ولایت فقیه از جنس موضوعاتی شمرده شده که تصورش موجب تصدیق می‌شود. یعنی کسی که با عقاید و احکام اسلامی آشنایی داشته باشد، بی‌درنگ ضرورتش را تایید کرده و آن را در امتداد ولایت معصومین (ع ) می‌شمرد. امام به ادله‌هایی در باب ضرورت تشکیل حکومت‏‎ ‎‏اسلامی چنگ می‌زند که از جمله آنها می‌توان به عمل پیامبر (ص) و امام علی (ع) در تشکیل حکومت، ضرورت استمرار اجرای احکام الهی که اختصاص به زمان پیامبر (ص) ندارد و ماهیت و کیفیت قوانین اسلام که بدون حکومت قابل اجرا نیست، اشاره کرد. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: ولایت فقیه، تالیف: امام خمینی (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۸ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا ایمان به «ظهور» امری صرفا شیعی است؟ 🔸 نه. اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق، صلح و عدالت بر نیروی باطل، ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزش‌های انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‌‏آل، و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالی‏‌قدر که در روایات متواتر اسلامی از او به «مهدی» تعبیر شده است، اندیشه‌‏ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی - با تفاوت‌ها و اختلاف‌هایی - بدان مؤمن و معتقدند؛ زیرا این اندیشه به حسب اصل و ریشه، قرآنی است؛ این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام، پیروزی نهایی ایمان اسلامی‏، غلبه قطعی صالحان و متقیان‏، کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت‏ را نوید داده است. 🔹 این اندیشه بر چه اصلی استوار است؟ 🔸 این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوش‌بینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است که طبق بسیاری از نظریه‏‌ها و فرضیه‌ها فوق‌العاده تاریک و ابتر است. امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی انسانی، در زبان روایات اسلامی «انتظار فرج» خوانده شده و عبادت، بلکه افضل عبادات شمرده شده است. 🔹 انتظار فرج مبتنی بر چه اصولی است؟ 🔸 اصل انتظار فرج از یک اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می‌شود و آن اصل «حرمت یأس از رَوح الله» است. مردم مؤمن به عنایات الهی، هرگز و در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی‌دهند و تسلیم یأس و ناامیدی و بیهوده‌‏گرایی نمی‌گردند. چیزی که هست این انتظار فرج و این عدم یأس از روح الله در مورد یک عنایت عمومی و بشری است نه شخصی یا گروهی، و بعلاوه توأم است با نویدهای خاص و مشخص که به آن قطعیت داده است. 🔹 انتظار فرج همیشه سازنده و انرژی‌بخش است؟ 🔸 نه. انتظار فرج و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده، نگهدارنده، تعهدآور، نیروبخش و تحرک‌آفرین است، به گونه‌ای که می‌تواند نوعی عبادت و حق‌‏پرستی شمرده شود و انتظاری که گناه، ویران‌گر، اسارت‌بخش، فلج‌کننده و نوعی اباحی‌گری بوده و فاقد ارزش است. این دو نوع انتظار فرج، معلول دو نوع برداشت از ظهور مهدی موعود (عج) و دو نوع بینش درباره تحولات و انقلابات تاریخی است. 🔹 انتظار سازنده چه نوع انتظاری است؟ 🔸 انتظار سازنده حلقه‌ای از حلقات مبارزه اهل‏ حق علیه اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می‌شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که آن فرد عملًا در گروه اهل حق وارد شود. آن روایات اسلامی که می‌گویند گروهی به محض ظهور امام به آن حضرت می‌پیوندند، ناظر بر این است که در میانه ظلم و فساد، زمینه‌های عالی برای پرورش این گروه وجود دارد و جناح حق کلا نابود نشده و صالحان و متقیان از بین نمی‌روند. از مجموع آیات و روایات استنباط می‌شود که قیام مهدی (عج) آخرین حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان برپا بوده است و امام تحقق بخش ایده‌‏آل همه انبیا، اولیا و مردان مبارز راه حق است. 🔹 انتظار ویران‌گر چه نوع انتظاری است؟ 🔸 برداشت قشری از مهدویّت این است که مهدویت ماهیت انفجاری دارد و از اشاعه ظلم‌ها ناشی می‌شود. نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آنگاه که حقیقت طرفداری نداشت و باطل یکه‌‏تاز شد، این انفجار رخ می‌دهد. بنابراین هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی وجود دارد، دست غیب الهی ظاهر نمی‌شود. بدین جهت مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهیان از منکر مطرود شمرده شده و مورد بغض و عداوت قرار می‏‌گیرند، چرا که موجب تأخیر در ظهور و قیام مهدی موعود (عج) می‌شوند. برعکس، هر گناه و فسادی به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و کمک به تسریع ظهور می‌کند، بهترین شکل انتظار است. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: قیام و انقلاب مهدی (عج) و مقاله شهید، (انتظار فرج)، تالیف: متفکر شهید استاد مرتضی مطهری ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
‌♦️ الو سلام حاج آقا / ۸۹ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا معنای «زندگی» چیست؟ 🔸 زندگی یعنی «بینایی و توانایی‏». تفاوت زنده با مرده در همین جهات است. به هر درجه که بینایی و توانایی بیشتر شود، حیات بیشتر است. ما چرا به خداوند کلمه «حی» را اطلاق می‌کنیم. «اللهُ لا الهَ الّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ‏»، «وَ تَوَکلْ عَلَی الْحَی‏ الَّذی لایموتُ»‏ چرا به خدا می‌گوییم زنده؟ آیا معنی زندگی این است که نفسی بیاید و برود،؟ به این معنی که خدا زنده نیست. خدا که قلب، رگ، خون و بدن ندارد. 🔹 پس خدا از چه جهت زنده است؟ 🔸 از آن جهت به خداوند تبارک و تعالی حی مطلق می‌گوییم که دانا و توانای مطلق است و آثار حیات بر وجود مقدس او بار می‌شود. «علیم‏»، «حکیم‏»، «خالق‏» و «قادر‏» است. 🔹 یعنی زندگی به معنای دانایی و توانایی است؟ 🔸 بله. زنده بودن و نفس کشیدن شرایط زندگی است نه خود زندگی. خود زندگی به معنی دانایی و توانایی است. انسان هر چقدر داناتر و تواناتر باشد، زنده‌تر است و این برنامه اسلام است که قرن‌ها آن را در عمل پیاده کرد. آن تفکری که نتیجه‌اش دانایی یا توانایی نباشد، از اسلام نیست. اسلام دین حیات است. دین حیات با ضعف، عجز و ناتوانی سازگاری ندارد. 🔹 قرآن در مورد زندگی چه می‌گوید؟ 🔸 قرآن کریم برای انسان نوع دیگری از حیات را ترسیم کرده است. انسان از نظر منطق قرآن ممکن است زنده باشد، یعنی ضربان قلبش بزند و نفس بکشد، اما در عین حال مرده باشد. این تعبیر قرآن است که می‌فرماید: «لِینْذِرَ مَنْ کانَ حَیاً» یعنی قرآن افرادی را که زنده‌ هستند، بیم می‌دهد. مردم را به دو دسته زنده و مرده تقسیم کرده و می‌فرماید قرآن روی افرادی اثر می‌گذارد که شائبه‌ای از حیات دارند، والا روی کسانی که مرده‌‏اند، بی‌اثر است. ما تصور می‌کنیم که انسان تا وقتی که قلبش کار می‌کند زنده است و زمانی که قلبش از کار افتاد و از نفس کشیدن باز ماند، می‌میرد، البته از جهت زندگی حیوانی همین‌طور است، ولی این زندگی، زندگی انسانی انسان نیست، بلکه زندگی مشترک میان او و حیوان است. انسان با فطرت مبتنی بر حق‏‌جویی و حقیقت‌‏طلبی به این دنیا می‌آید. ولی نور فطرت در افرادی روشن و در عده‌ای خاموش می‌شود. وقتی نور فطرت روشن بود، انسان زنده است و وقتی به خاموشی گرایید، او به موجودی مرده تبدیل می‌شود، یعنی در ظاهر زنده و در باطن مرده است. 🔹 چگونه قرآن افراد مرده را زنده می‌کند؟ 🔸 قرآن در سرزمین روحشان بذرافشانی می‌کند تا سبز و خرّم شوند. مثل زمین مستعدی که به باغ و کشتزاری تبدیل شده و گیاهانی آن را احاطه نماید. قرآن می‌فرماید: «اوَ مَنْ کانَ مَیتاً فَاحْییناهُ‏» آیا آن کسی که مرده‏‌ای بود، ولی ما او را به وسیله قرآن زنده کردیم‏ وَ «جَعَلْنا لَهُ نوراً یمْشی بِهِ فِی النّاسِ‏» و برای او نوری قرار دادیم که به موجب آن نور در میان مردم راه می‌رود. گو این که همراه خودش چراغی دارد و در روشنایی حرکت می‌کند، آیا او «کمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیسَ بِخارِجٍ مِنْها» مانند کسی است که در تاریکی‌ها فرو رفته و راهی به بیرون ندارد؟ در واقع قرآن مردم را به دو دسته زندگان و مردگان تقسیم کرده و پیغمبر را محیی، حیات‌بخش و زنده کننده معرفی می‌کند. می‌فرماید: «یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجیبوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاکمْ لِما یحْییکمْ‏» یعنی ای مردمی که ایمان آورده‌اید و اجمالًا تصدیق کردید پیغمبر و برنامه او را که دعوت کننده شما به چیزی است که شما را زنده می‌کند، این برنامه را بپذیرید. اسلام هماره از حیات و زندگی سخن می‌گوید. 🔹 حیاتی که ناظر بر معنای زندگیست؟ 🔸 بله. همان‌طور که در احیاء شب قدر زمان را زنده نگه می‌داریم. باید زمان عمر خود را نیز زنده نگه داریم و زنده زندگی کنیم نه مرده. در اخبار و احادیث وارد شده است که در روز قیامت، لحظات عمر انسان را ارائه می‌دهند و انسان قطعاتی از آن را سیاه و قطعاتی را سفید می‌بیند. آن لحظات روشن و نورانی ناظر بر حیات معنوی و الهی انسان است و آن لحظات تیره و تاریک ناظر بر حیات شهوانی و غیرالهی انسان است. 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: احیای تفکر اسلامی، (زندگی یعنی بینایی و توانایی)، تالیف: متفکر شهید استاد مرتضی مطهری (ره) ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa
♦️ الو سلام حاج آقا / ۹۰ 🔸 سلام بفرمایید. 🔹 حاج آقا خداوند چگونه بر دل‌ها مُهر می‌زند؟ 🔸 خدای متعال بر دل‌ها مُهر نمی‌زند، اين انسان‌ها هستند که به‌ دلیل‌ تعصب، لجاجت، اعمال زشت، گناهان مکرر و كفر خویش، حس تشخيص و قدرت درک حقایق را از دست می‌دهند. اعمال زشت و گناهان مستمر، ابزارهای شناخت انسان را دچار اختلال می‌کنند و مانع دیدن و شنیدن حقایق توسط چشم و گوش انسان شده و میان حقیقت و قوای ادراکی انسان پرده‌‌ای حائل می‌کنند که خداوند از آن تعبیر به مُهر نهادن بر اعضای شناختی انسان می‌کند. در برخی از آيات قرآن کریم براى بيان سلب حس تشخيص و درك واقعى افراد، تعبير به «ختم» شده است و احيانا تعبير به طبع و رين. 🔹 قرآن کریم در این باره چه می‌فرماید؟ 🔸 خدای متعال در آیه ۷ سوره بقره می‌فرماید: «خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةࣱۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمࣱ» یعنی خداوند بر دل‌هاشان و بر گوش‌هاشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‌اى است و آنها را عذابى است بزرگ 🔹 چرا عذاب بزرگ در انتظار این افراد است؟ 🔸 چون چشمى كه انسان با آن آيات خدا را مى‌بیند و گوشى كه سخنان حق را با آن مى‌شنود و قلبى كه حقايق را به وسيله آن درك مى‌كند، در آنها از كار افتاده است. عقل، چشم و گوش دارند، اما دیدن، شنیدن و درك حقایق به واسطه اعمال و کردار زشت از آنها سلب شده است. انسان تا مادامی که به اين مرحله از نزول نرسيده باشد، قابل هدايت است، هرچند گمراه باشد، اما هنگامى كه بر اثر کثرت گناه‌ پرده‌ای بر روی حس تشخيص و ابزارهای شناخت او کشیده شد، ديگر راه نجاتى برایش متصور نيست و عذاب الهی در انتظار اوست. 🔹 این حالت چگونه در انسان پدید می‌آید؟ 🔸 اين حالت عكس‌العمل و بازتاب طبیعی اعمال خود انسان است. انسان اگر به كار خلاف و غلط خود ادامه دهد تدريجا با آن انس مى‌گيرد. نخست يك حالت است، سپس به عادت و نهایتا به ملكه تبدیل شده و جزء بافت جان و هویت انسان مى‌شود و به جايى مى‌رسد كه بازگشت از آن ممكن نيست، چون انتخابش آگاهانه بوده و مسئول عواقب آن است. درست همانند كسى كه آگاهانه چشم و گوش خود را كور و كر مى‌كند تا چيزى را نبيند و نشنود. اگر خداوند اینها را به خود نسبت داده، بدان جهت است که اين خاصيت را در نهاد اينگونه اعمال قرار داده است، والا جبر و اجباری در کار نیست. 🔹 وقتی ابزارهای شناخت از کار افتاده باشد، هدایت چه فایده‌ای دارد؟ 🔸 مجازات و كيفرهاى الهى رابطه مستقیمی با اعمال و رفتار انسان دارد، كسى را به صرف داشتن قلب سیاه یا افکار بد مجازات نمی‌کنند، بلكه لازم است ابتدا او را به سوى حق دعوت كنند، اگر تبعيت نكرد و ناپاكى درون را در عملش منعكس نمود، مستحق كيفر می‌شود. اين همان اتمام حجت است. بنابراین مجازات بايد پس از اقدام و عمل باشد، و صرف تصميم، آمادگى، زمينه‌هاى روحى و فكرى براى انجام عمل كافى نيست. 🔹 چگونه می‌توان قلب را سالم نگاه داشت؟ 🔸 قرآن کریم می‌فرماید: «كَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ مٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ‌» یعنی چنين نيست، اعمال زشت آنها زنگار و لايه بر قلب آنها افكنده است. انسان برای اینکه قلب خود را از زنگارها مصون نگا دارد، باید مراقبت کند تا اولا گناه نکند و اگر گناهى مرتکب شد، بلافاصله آن را با آب توبه و عمل صالح بشويد تا مبادا به صورت رنگ ثابتى براى قلب او در آيد و بر آن مهر نهد. امام باقر (ع) مى‌فرماید: هيچ بنده مؤمنى نيست مگر اينكه در قلب او يك نقطه (وسيع) سفيد و درخشنده‌اى است، هنگامى كه گناهى از او سر زند در ميان آن منطقه سفيد، نقطه سياهى پيدا مى‌شود، اگر توبه كند آن سياهى بر طرف مى‌گردد و اگر به گناهان ادامه دهد بر سياهى افزوده مى‌شود، تا تمام سفيدى را بپوشاند، و هنگامى كه سفيدى پوشانده شد، ديگر صاحب چنين دلى هرگز به خير و سعادت باز نمى‌گردد، و اين معنى گفتار خدا است كه مى‌فرمايد: «كَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ مٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ‌» 🔹 ممنون حاج آقا ✍️ اکبر مظفری 📚 برداشتی از کتاب: تفسیر نمونه، ج 1، ص 82، تالیف: آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی ▪️به ما بپیوندید: https://eitaa.com/alosalamhajaqa