#پیشواز_اربعین_1402
2️⃣🟢یادش بخیر اربعین های جبهه
بچه های تخریب به صورت هیئتی از حسینیه الوارثین خارج شدند
روی وانت گردان یه بوق نصب کرده بودند و آقا جعفر مداح گردان میکرفون به دست جلوی بچه ها نوحه میخوند
این نوحه رو دم گرفته بود
یک اربعین از ظهر عاشورا گذشته
صد اربعین بر زینب کبری گذشته
عجب غوغایی بود
بیش از صد تا جوون عاشق امام حسین(ع) لباس رزم به تن داشتن و سینه میزدند
یادش بخیر
تاریخ ثبت عکس 22 مهر سال 1366 #روز_اربعین
@alvaresinchannel
#پیشواز_اربعین_1402
3️⃣🟢یادش بخیر اربعین های جبهه
همه دور میگرفتن و جلو می آمدن و شور میگرفتن
این دور بچه های تخریب لشگر10 هنگام شور عزاداری در #روز_اربعین سال 1366 است
شور شهادت به سرم آمده...
کرببلا در نظرم آمده
حسین جان زیارت
حسین جان شهادت
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#پیشواز_اربعین_1402
آخرین اربعین دو فرمانده
به روایت جعفرطهماسبی
اربعین 1366
#شهید_حاج_قاسم_اصغری
#شهید_حاج_رسول_فیروزبخت
با شهید رسول فیروزبخت تصمیم گرفتیم که مراسم روز اربعین رو در #مقر_الوارثین با شکوه برگزار کنیم با همفکری که با دوستان داشتیم قرار شد که بچه ها بعد از خواندن زیارت اربعین در حسینیه الوارثین(مقر رزمندگان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداءعلیه السلام در فکه) ، مسیر حسینیه تا گلزار شهدای الوارثین را به صورت دسته عزاداری سینه زنی کنند و نهار رو در حسینه همه بچه ها سر یک سفره باشند و اونروز نهار در چادرها توزیع نشه.
صبح روز قبل از اربعین تازه از صبحگاه اومده بودیم که از بلند گوی مقر یک تعداد اسم خونده شد و تاکید داشتند که برادرها وسایلشون رو جمع کنند و آماده برای ماموریت جدید باشند . این خبر و رفتن بچه ها که تعدادشون به ۳۰ نفر میرسید برنامه اربعین رو به هم میزد. حدود ۱۰ صبح بود که شهید حاج قاسم اصغری جانشین گردان تخریب ل۱۰ با ماشین وارد مقر گردان شد . من و شهید رسول فیروزبخت دم در حسینیه ایستاده بودیم . به رسول گفتم به حاج قاسم بگو رفتن بچه ها رو به عقب بیاندازه و برنامه اربعین رو خراب نکنه. رسول گفت خودت بگو ، من با حاج قاسم رودربایستی دارم . تو بگی حرفت شهید نمیشه. حاج قاسم از جهت روحی حرفش یک کلام بود وقتی میگفت باید بشه دیگه کوتاه نمی اومد. گفتم من با حاجی صحبت میکنم و به بهانه اینکه حاجی موهای سرت بلند شده باید موهات رو کوتاه کنی رفتم ماشین سلمونی دستی ام رو برداشتم و رفتم سراغش و یک گوشه چند تا بلوک سیمانی روی هم چیدم و ماشین سلمونی رو توی موهاش گذاشتم. حاجی خیلی موهاش پرپشت بود و ماشین داخل موهاش گیر میکرد و گاهی هم یک ناله آخی میزد. سر صحبت رو باز کردم و گفتم حاجی قراره بچه ها رو کجا ببری ؟ و بعد از کلی صغری و کبری گفتم برای روز اربعین امام حسین(ع) برنامه عزاداری داریم و رفتن بچه ها مراسم ما رو از رونق می اندازه . حاجی اسم امام حسین علیه السلام که اومد متقاعد شد که برنامه رفتن رو عقب بیاندازه و قرار شد فردای #اربعین بچه ها به طرف #سردشت حرکت کنند.
این آخرین اربعین حاج رسول و حاج قاسم در این دنیا بود. روز اربعین بعد از نماز صبح دیگه بچه ها صبحگاه نرفتند و آماده شدند برای دسته عزاداری روز اربعین. وانت گردان رو دو تا بوق بلند گو روش سوار کردیم و اطراف گلزار شهدا و مزار یادبودها پرچم ها نصب شد و کاسه ای گل از تربت امام حسین علیه السلام فراهم شد و عزاداری اربعین همانطور که پیش بینی شده بود انجام گرفت. بچه ها با پای برهنه و بر سینه و سر زنان مسیر حسینیه تا گلزار شهدا را پیمودند و من هم میکرفون به دست جلوی اونها حرکت میکردم و نوحه ای که میخوندم این بود که ..یک اربعین از روز عاشورا گذشته…صد اربعین بر زینب (س) کبری گذشته….آنچه که تعجب بر انگیز بود ضجه و ناله شهید حاج قاسم اصغری در این مراسم بود او از خود بیخود شده بود . انگار نه انگار که فرمانده گردان است و باید مقابل نیروهاش مراعات کند…
شهید حاج قاسم اصغری و شهید حاج رسول فیروزبخت ۲۰ روز بعد در روز ۹ ربیع الاول و در روز امامت حضرت ولی عصر(ع) در پاکسازی میادین مین منطقه سردشت با انفجار مین والمری هر دو به شهادت رسیدند.
@alvaresinchannel
حضرت امام خمینی رحمهم الله ، در 18 شهریور سال 1357، با ارسال پیامی به ملت شریف و شجاع ایران، ضمن ابراز هم دردی با ملت، کشتار وحشیانه رژیم شاه را محکوم و دولتِ آشتیِ ملی را، دولتی تحمیلی و غیر قانونی اعلام کردند. ایشان فرمودند: «... چهره ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماکن به چشم می خورد. آری این چنین است راه امیرالمؤمنین علی علیه السلام و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام ... ای کاش خمینی در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می شد ... باید علما و روشن فکران ملت در زیر چکمه دژخیمان خُرد شوند تا کسی خیال آزادی به خود راه ندهد. شما ای ملت محترم ایران که تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید، در رفراندمی که در سوم و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید که رژیم شاه جایی برای خود در ایران ندارد ... 17 شهریور مکرِّر عاشورا و میدان شهدا مکرِّرِ کربلا و شهدای ما مکرِّرِ شهدای کربلا و مخالفان ما مکرِّرِ یزید و وابستگان او هستند».
@Alvaresinchannel
🟢زیارت مجازی
#امروز_از_حرم
زیارت حرم سیدالشهداء(ع)و
قمربنی هاشم ابالفضل العباس(ع)
در روز جمعه 17 شهریور 1402
@alvaresinchannel
6.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅#فاستقم_کما_امرت
🔷 اگر #مقاومت کردید، #قله را #فتح خواهید کرد
برشی از بیانات اخیر رهبر انقلاب در پایان دیدار مراسم عزاداری اربعین حسینی. 15/6/1402
@alvaresinchannel
🔷 چهل و چهارمین سالگرد
#ابوذر_زمان
مرحوم آیت الله حاج سید محمود طالقانی
ولادت : 1289
وفات: 19 شهریورماه 1358
@alvaresinchannel
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
🌿🌸
#شوخی_با_همسنگر
#تخریبچی_شهید
#حسن_پردازی_مقدم
شهادت عملیات کربلای2
10 شهریورماه 1365
✍️✍️✍️✍️ راوی : #جعفر_طهماسبی
توی بیمارستان شهدای تجریش بستری بودم که خبردار شدم #حسن_مقدم مجروح شده
دو سه روز بعد آوردنش تهران در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد
نگرانش بودم ، شنیده بودم #تیر_دوشکا خورده توی کمرش
هر طوری بود شماره بیمارستان رو پیدا کردم و با کلی تلاش و خواهش از اپراتور بیمارستان به اطاقشون وصل کردن.
حسن که گوشی رو گرفت و الو گفت تنم لرزید
صداش گرفته بود و به آرومی حرف میزد.
گفتم : #برادر_مقدم؟؟؟؟ گفت بفرمایید
#گفتم_حسن_جون_خودتی
گفت آره جعفر خودمم
انگار همه ی دنیا رو به من داده اند
بدن خودم آش و لاش شده بود اما با شنیدن صدای حسن درد خودم یادم رفت.
بعد از اینکه چاق سلامتی ها تموم شد گفتم #حسن_جون!!! کجات ترکش خورده
اون هم خیلی جدی گفت تیر به #لپ_چپم خورده
من تعجب کردم آخه شنیده بودم کمر یا لگنش زخمی شده.
گفتم : #حسن لپ چپت.. گفت آره
من ساده هم باور کردم
گفتم حسن جون به #لب_و_دندونت که آسیب نرسونده..
تا اینو گفتم یه قهقهه ی بلندی زد و گفت :
داداش جعفر: شوخی کردم، ترکش به باسنم خورده
کلی دو تایی خندیدیم
#شهید_حسن پردازی_مقدم جزء #غواص_هایی بود که در #عملیات_والفجر_8 برای حمله به دشمن در #جزیره_ام_الرصاص به آب اروند زد
#شهید_حسن_پردازی_مقدم در دهمین روز شهریور ماه سال 65 در عملیات کربلای 2 ودر منطقه حاج عمران آسمانی شد.
🌿🌸
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
@alvaresinchannel
#20 شهریور
چهل و دومین سالگرد شهید محراب
#آیت_الله_مدنی گرامیباد
روایتی از شهید مدنی
به نقل از #شهید_علی_سیفی
شهید علی سیفی نماز را با حضور قلب میخواند انگار توی این دنیا نیست...
نمازهایش خیلی طولانی میشد...
یک روز #بچه_های_تخریب به علی اعتراض کردند و گفتند : نماز رو تندتر بخوان.
شهید سیفی در جواب حکایتی از #شهید_محراب_مدنی گفت و اظهار داشت که درصف اول نمازجمعه تبریز پشت سر شهید مدنی نماز میخواندیم، این شهید هم نمازهایش توام با طمئنینه و اشک بود. شخصی در صف اول نماز بود و شهید مدنی درحال اقامه نماز بود که شنید میگوید آقا نماز را تند بخوان. یکدفعه دیدم شهید مدنی تمام قامت برگشت و در حالیکه قطرات اشک صورتش را پرکرده و از محاسنش سرازیر بود فرمود: قارداش جان میدونی میخواهی با کی حرف بزنی؟
شهید سیفی با نقل این حکایت به بچه ها فهموند که هر چیزی حساب و کتاب داره
غواص شهید حجت الاسلام علی سیفی در عملیات والفجر8 به شهادت رسید
@alvaresinchannel