eitaa logo
این عماریون
365 دنبال‌کننده
240.7هزار عکس
65.3هزار ویدیو
1.4هزار فایل
کانال تحلیلی درباب مسائل سیاسی واجتماعی https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
مشاهده در ایتا
دانلود
زن زندگی آزادی در دنیا قسمت سوم 🖋 قدرت های استعماری دنیا در طول تاریخ، بارها از بهانه برای توجیه کشورهای دیگر استفاده کردند. یکی از این کشورها است که بریتانیایی‌ها برای تداوم حضور استعماری خود در این کشور، از بهانه نجات زنان استفاده کردند. 🖋در روزگاری که آمریکایی‌ها که به بهانه ،‌ فیلیپین را استعمار کرده بودند؛ بریتانیایی‌ها در کشوری دیگر به بهانه استعمار خود را در کشور مصر ادامه دادند که نشان از واضح حقوق زنان توسط قدرت‌های استعماری دارد و نمایانگر آن است که قدرت‌های استمعاری فقط به دنبال ای میگردند تا از آن برای استعمار استفاده کنند که گاهی پوشش کم زنان است و گاهی پوشش زیاد آن ها 🖋 بریتانیایی ها تصاویر متعددی از زنان مصری با پوشش‌های زیاد منتشر کردند تا افکار عمومی دنیا را جهت اقناع کنند. 🖋 پس از اشغال مصر توسط بریتانیا، در سال 1883 به عنوان سرکنسول بریتانیا به مصر بازگشت؛ منصبی که او به مدت بیست و چهار سال بر عهده داشت. او در این مدت علاوه بر سخنرانی و کتاب‌هایی که در مذمت حجاب زنان مصری نوشت، تلاش‌های بسیاری نیز برای برداشتن حجاب زنان مصری انجام داد مانند استخدام مبلغ و سخنران برای تبلیغ 🖋 تلاش‌های بریتانیایی‌ها نتیجه داد و در دهه‌های بعد، زنان مسلمان مصری به کشف حجاب روی آوردند و در دهه 1950 زنان با حجاب به در مصر وجود داشتند. 🖋 این کشف حجاب و مسئله حجاب هنوز هم در مصر جریان دارد و در برخی موارد مردم با یکدیگر درگیر می‌شوند. به عنوان مثال گزارش‌هایی وجود دارد که برخی رستوران‌ها و کافه‌ها، زنان را راه نمی‌دهند و زنان محجبه نیز موی سر زنان را با قیچی کوتاه می‌کنند. 🖋 اینگونه بود که بریتانیا با استفاده از ابزار بهانه حجاب توانست افکار عمومی دنیا را جهت تداوم استعمار مصر اقناع کرده و دوقطبی حجاب را برای مردم این کشور به میراثی کهنه تبدیل کند https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
زن زندگی آزادی در دنیا 🔰 قسمت چهارم 🖋 قدرت های استعماری دنیا در طول تاریخ، بارها از بهانه برای توجیه کشورهای دیگر استفاده کردند. یکی از این کشورها است که فرانسوی‌ها برای تداوم حضور استعماری خود در این کشور، از بهانه نجات زنان استفاده کردند. 🖋 الجزایر یکی از کشورهایی است که سال‌های زیادی از سال 1830 تا 1960 مستعمره فرانسه بود و یکی از مسائلی که در طول این سال ها بین مردم مسلمان الجزایر و دولت و ارتش فرانسه مورد بحث و جدل بوده است، مسئله است. 🖋 نویسنده فرانسوی در کتاب خود تحت عنوان «الجزایر بی‌حجاب» بر قصد فرانسوی‌ها برای زنان الجزایری، در جمله‌ای معروف می‌گوید: «اگر می‌خواهیم ساختار جامعه الجزایر و ظرفیت آن‌ها را نابود کنیم، ابتدا باید را تسخیر کنیم». او در بخش دیگری از کتاب می گوید: «هر حجابی که افتاد و هر بدنی که از آغوش حجاب سنتی رهایی یافت، این واقعیت را بیان می‌کند که الجزایر شروع به خود کرده و را پذیرفته است.» 🖋 فرانسوی ها می‌بایست افکار عمومی مردم خودشان و دیگر کشورهای دنیا را اقناع می‌کردند که در الجزایر به زنان می‌شود و ما فرانسوی‌ها باید زنان این کشور را دهیم. به همین خاطر عکاسانی را به الجزایر فرستادند تا تصاویری از زنان الجزایری تهیه کنند. آنچه فرانسوی‌ها به دنبال آن بودند این بود که نشان دهند زنان در بیرون از خانه، پوشش بسیار زیاد دارند ولی در خانه تحت ظلم و سلطه مردان هستند و بیش از حد و هستند. آن‌ها برای تولید این تصاویر، مدل‌هایی را استخدام کردند و تصاویری برهنه و نیمه برهنه از زنان الجزایری در خانه تولید کردند و این تصاویر در قالب کتاب‌هایی مانند به دیگر کشورهای دنیا فرستادند تا دنیا را اقناع کنند. 🖋 آن‌ها برای اقناع افکار عمومی زنان الجزایری از ابزار مختلفی مانند و استفاده کردند و در برنامه‌های مختلف، حجاب را به عنوان عامل عدم پیشرفت زنان مطرح کردند و پوسترهای متعددی برای دعوت به کشف حجاب پخش کردند تا اینکه تلاش‌های فرانسوی‌ها در 17 و 18 ماه می 1958 نتیجه داد. 🖋 در این روز، مراسم کشف حجاب دسته جمعی و توسط ارتش فرانسه برگزار گردید و جمعیت زیادی از مردم در این فراخوان شرکت کردند که بعد مشخص شد بسیاری از مردم از روستاهای اطراف و برخی از آن‌ها به زور، اجبار و تهدید ارتش فرانسه در مراسم شرکت کرده بودند و تصاویری به از کشف حجاب آن ها گرفته شد. 🖋 اینگونه بود که فرانسه با استفاده از ابزار توانست افکار عمومی دنیا را جهت تداوم استعمار الجزایر اقناع کند و حجاب را برای مردم این کشور به میراثی کهنه تبدیل کند. https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
8.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در صورت موافقت آمریکایی‌ها به ژاندارمری خمپاره بدهید! ناگفته هایی از حضور آمریکایی ها در زمان پهلوی... https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
🔴 | ‌‏سفارش یکدیگر به حق و ‏ ♦️امام خمینی(ره):باید جوان های تحصیلکرده از این هیاهوی خود را نبازند، و‌‎ ‌‏سرگرم بساط عیش و نوشی که به دستور برای آنها و‌‎ ‌‏عقب نگه داشتن آنها فراهم شده است نگردند. ♦️باید اشخاص‌‎ ‌‏بیدار، تولید مثل کنند و هرچه بیشتر و هم قدم پیدا کنند و‌‎ ‌‏صفوف خود را فشرده کنند، و در ناملایماتْ پایدار و جدی و‏ قوی الاراده باشند، و از تواصی به حق و تواصی به ، که‌‎ ‌‏دستوری است الهی، غفلت نکنند.‎ 📚 منبع: تهذیب‌‏ نفس و سیر و سلوک از دیدگاه امام خمینی (ره)، صفحه 604 و 605 🇮🇷
🔻برگی از داستان نمک حکومت انگلیسی هند که همواره به دنبال خالی کردن جیب هندی‌ها بود، آخرین مالیاتش را برای« نمک » برقرار کرده بود؛ هر کس که از مغازه ای نمک می‌ خرید، باید مالیاتی هم به دولت می‌ داد. گاندی قانون نمک را فرصت خوبی می‌ داند که مبارزه بدون خشونت را از سر بگیرد. او تصمیم می‌گیرد از روستای «دندی» در نزدیکی شهر احمدآباد به طرف دریا حرکت کند و در ساحل، با تبخیر آب دریا به نمک دست پیدا کند تا مجبور نباشد به انگلیسی‌ها مالیات بدهد. گاندی با عده ای از پیروانش به راه می‌ افتد. آنها تا دریا باید ۶۰۰ کیلومتر پیاده روی کنند، از شهرها و روستاهای مختلفی می‌‌گذرند و مردم گروه‌گروه به آن‌ها می‌ پیوندند، این راهپیمایی پیش از دو ماه طول می‌کشد. گاندی در ساحل دریا شروع به تهیه نمک می‌کند. اما نافرمانی آرام مدت‌ها پیش از رسیدن او به ساحل شروع شده است، مردم، نه تنها نمک نمی‌خرند بلکه به طرف کالاهای انگلیسی هم نمی‌ روند. دسته هایی از افراد انقلابی تشکیل می‌ شود تا در کنار فروشگاه‌ها به مردم تذکر بدهند که دست به جنس انگلیسی نزنند. انگلستان حرکت آرام مردم را هم تحمل نمی‌کند و شروع به دستگیری آنها می‌کند. بیش از صدهزار نفر به زندان می‌ افتند. گاندی هم دستگیر و زندانی می‌ شود. اما مردم به مبارزه بدون خشونت ادامه می‌ دهند. آنها راه‌های تازه ای برای« ساتیاگراها »یا مبارزه بدون خشونت پیدا می‌کنند. کارمندها از شغل‌های دولتی استعفا می‌ دهند. دیگرکسی از بانک ها وام نمی‌ گیرد. مردم بچه هایشان را از مدرسه‌های انگلیسی بیرون می‌ آورند. پول‌های پس انداز شده در بانک‌‌های انگلیسی، پس گرفته می‌ شوند. مردم دادگاه‌های محلی را تشکیل می‌دهند تا کسی به دادگاه دولتی مراجعه نکند و هنگامی‌ که ولیعهد انگلستان در پایان سال ۱۹۲۱ میلادی برای دیداری از هند وارد کلکته می‌ شود، در این شهر«هارتال» یا سوگواری اعلام می‌شود، هیچ کس به استقبال ولیعهد نمی‌ رود، همه مغازه‌ها تعطیل شده و مردم در خانه های خود مانده‌اند. کسی در کوچه و خیابان‌ها نیست ولیعهد به شدت خشمگین می‌شود. پلیس از بی اعتنایی مردم به ولیعهد انگلستان خشمگین می‌ شود و سعی می‌ کند رهبران آن‌ها را دستگیر کند؛ اما حدود هزار نفر از مردم جلوی زندان کلکته جمع می‌ شوند و می‌گویند همه ما را دستگیر کنید! مردم در شهرهای مختلف با فروش کتاب‌هایی که چاپ آن‌ها ممنوع شده بود، راه دیگری برای اعتراض به دولت پیدا کرده بودند. پیش از این، انتشار دو کتاب گاندی به نام‌های « خودمختاری هند » و « تا به آخر » ممنوع اعلام شده بود. گروهی از جوانان تصمیم گرفتند این کتاب‌ها را چاپ کنند و بدون پنهان کاری در بازار و خیابان به فروش برسانند. تمام نسخه‌های این دو کتاب در زمانی کمتر از یک ساعت فروخته شد. قیمت هر یک از این کتاب‌ها چهار ( آنه ) بود. هر شانزده آنه برابر بود با یک ( روپیه ). اما مردم کتاب ها را با اسکناس های پنج و ده روپیه ای می‌ خریدند؛ حتی یک نفر یک نسخه از کتاب خودمختاری هند را به قیمت پنجاه روپیه خریداری کرد. حکومت انگلستان اعلام کرد تصمیم گرفته است به درخواست‌های مردم توجه کند و آن ها را در شوراهای حکومت شرکت دهد. مردم می‌توانستند در انتخابات شرکت کنند و اعضای شورای ایالت را انتخاب کنند. بسیاری از هندی‌ها می‌ دانستند که این هم فریب تازه ای است، چون حکومت در ایالت هر کاری را که دلش می‌خواست انجام می‌داد و توجهی به شورای ایالت نداشت، فقط بهانه تازه‌ای برای یک اعتراض دیگر پیدا شد؛ هیچ‌کس نباید برای عضو شدن در شورا نامزد می‌ شد، مردم هم در انتخابات شرکت نمی‌ کردند. انگلستان چاره دیگری هم برای رویارویی با هندی‌ها پیدا می‌کند؛ یک بار دیگر شیوه«جدایی بینداز و حکومت کن» را امتحان می‌کند و سعی می‌کند بین هندوها و مسلمانان تفرقه ایجاد کند. در کنار کنگره ملی هند، مسلمانان حزبی تأسیس می‌کنند به نام «مسلم لیگ»؛ البته هنوز هم اعضای مسلمان در کنگره حضور دارند. گاندی که از زندان آزاد شده، تلاش می‌کند مسلمانان و هندوها را به هم نزدیک کند و برای آنکه به دوری آن‌ها از یکدیگر اعتراض کند (روزه) می‌گیرد.
برگی از داستان 🔻 آزادی هنوز زمان زیادی از تشکیل مجلس و دولت استان‌های هند نگذشته بود که جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ میلادی آغاز شد. در این جنگ انگلستان با فرانسه و روسیه متحد بود و در برابر آلمان، ایتالیا و ژاپن می‌ جنگید. با شروع جنگ، نایب السلطنه انگلیسی هند اعلام کرد که در شرایط جنگی دولت‌های استان ها نمی‌ توانند به کار ادامه دهند و مجلس استان‌ها هم پس از جنگ بازگشایی خواهند شد. به این صورت، قانون ۱۹۳۵ به شکل کامل کنار گذاشته شد. نایب السلطنه، هند را هم در کنار انگلستان، دشمن آلمان، ژاپن و ایتالیا معرفی کرد و از هندی‌ها خواست مانند جنگ جهانی اول به انگلستان کمک کنند. هندی‌ها فریبکاری و پیمان‌شکنی انگلستان را در جنگ اول فراموش نکرده بودند، به همین علت کنگره ملی هند اعلام کرد که هندی‌ها به شرط استقلال و آزادی به انگلستان دولت انگلیس، شرط هندی‌ها را قبول نکرد و کنگره ملی هند بار دیگر مردم را به انجام ساتیا گراها یا مبارزه بدون خشونت دعوت کرد. کارگران کارخانه‌ها از کاردست کشیدند و راهپیمایی بزرگی کمک خواهند کرد. در شهرها برپا شد. حتی در ارتش هند هم که در آماده باش جنگی به سر می‌ برد، زمزمه‌هایی برای آغاز اعتراض و قیام شنیده می‌ شد؛وضعیتی که انگلیسی ها را به یاد انقلاب ۱۸۵۷ میلادی می‌ انداخت. در همین اوضاع، ژاپن که دشمن انگلستان بود، پیروزی‌های بزرگی را در جنوب شرقی آسیا به دست آورد و سرانجام توانست برمه را هم فتح کند و با هندوستان همسایه شود؛انگلیسی‌ها هر روز منتظر بودند که ژاپن به هند حمله کند. گروهی از هندی‌ها هم در برمه به یاری ژاپنی ها شتافته و سازمانی نظامی‌ را به نام «ارتش ملی هند» تأسیس کرده بودند. انگلیسی ها نگران بودند که افراد بیشتری از هندی‌ها به یاری ژاپنی ها بروند. اما بیشترین اضطراب آن ها از مبارزه آرام مردم در درون مرزهای هند بود، اعتصاب ها، تعطیلی کارخانه ها و نخریدن کالاهای انگلیسی در شرایط جنگی به شدت به اقتصاد انگلستان ضربه می‌ زد. در چنین وضعیتی برنامه «انقلاب بدون خشونت» که سال‌ها از سوی کاندی رهبری می‌ شد ارزش واقعی خود را نشان می‌ داد. جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ میلادی با پیروزی انگلستان و متحدانش به پایان رسید. اما فشار مردم هند بر انگلستان برای رسیدن به استقلال تمام نشده بود. بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ میلادی ۳۴۵۰ اعتصاب، بسیاری از کارخانه ها را از کار انداخت و انگلستان را با ضررهای هنگفت و بی سابقه روبه رو کرد. ویلیام اتلی، نخست وزیر انگلستان، در مارس ۱۹۴۶ به نمایندگان مجلس انگلستان گفت: «اوضاع در هندوستان تغییر کرده. با روشهای قدیمی‌ نمی‌ توانیم مشکلات را حل کنیم. اگر باز هم به دنبال شیوه های گذشته باشیم، دردسرهای تازه ای خواهیم داشت.» این سخنرانی، نشانه ای از راه و روشی بود که انگلیسی‌ها پس از جنگ دوم جهانی پیش گرفتند، آن ها می‌ خواستند از استعمار مستقیم کشورها دست بردارند. منظور ویلیام اتلی از « شیوه های گذشته » همان اشغال کشورها و بهره برداری از منابع و ثروت آنها بود. کشورهای غربی، پس از این دوران، از راه های تازه ای برای بهره کشی از کشورهای دیگر استفاده می‌کردند که به آن «استعمار نو» می‌گفتند. انگلیسی ها در هند هم نمی‌ توانستند تا ابد پنجه در پنجه مردم این سرزمین بیندازند و بالاخره در سال ۱۹۴۷ میلادی حاضر شدند به استقلال هندوستان رضایت دهند. سرگذشت استعمار ج8 ص108 🍃🇵🇸🇮🇷
⁉️مسئله‌ تعطیلی جمعه‏ ♦️مسئله‌ تعطیلی جمعه هم از آن مسائلی است که در بعضی کشورهای اسلامی از وقتی که آمد آن را تغییر داد. ♦️مثلاً در پاکستان انگلیسی‌ها از زمان ورودشان به هند سعی کردند همه سنت‌های آنها را به سنت‌های خودشان تبدیل کنند. از جمله اینکه روز تعطیل را از جمعه به یکشنبه تبدیل کردند. ♦️هنوز هم در پاکستان همین‌طور است؛ اگر یک چیزی برگشت، عود دادنش به حالت اول بسیار مشکل است. پاکستان اساساً به نام اسلام مستقل شد، یعنی پاکستان در مقابل هندوستان هیچ جهتی برای اینکه یک واحد مستقل باشد نداشت مگر جهت روحی و معنوی و فکری و ایمانی که ما مسلمانیم و شما هندو هستید و از نظر فرهنگ معنوی از یکدیگر جدا هستیم و نمی‌خواهیم با شما زندگی کنیم و می‌خواهیم مستقل شویم. ♦️در عین حال اینها که در مقابل هندی‌ها آنقدر مقاومت کردند هنوز این سنت مسیحی را در میان خودشان حفظ کرده‌اند؛ مبدأ سالشان مبدأ مسیحی و تعطیل هفتگی آنها هم یکشنبه است. ♦️این را عرض می‌کنم برای این که ما باید توجه داشته باشیم به نغمه‌‏هایی که کم و بیش در مجله‏‌ها و در مقالات ادبی و به اصطلاح علمی و نیمه ‏علمی شنیده می‌شود. ♦️می‏‌نویسند این برای ایران سبب رکود کارهاست که تعطیلات خودمان را جمعه قرار بدهیم در حالی که اکثریت مردم دنیا که ما با آنها سر و کار داریم تعطیلاتشان یکشنبه است. ♦️آن‏وقت ما مجبوریم که در هفته دو روز تعطیل داشته باشیم، روز جمعه به خاطر خودمان و روز یکشنبه برای اینکه دنیا تعطیلی دارد. ♦️پس ما برای اینکه کارمان بیشتر جریان داشته باشد، بیاییم تعطیلی جمعه را تبدیل به یکشنبه کنیم. درباره تاریخ هم می‌گویند: اکثریت مردم دنیا سال مسیحی را انتخاب کرده‌اند ولی ما سال هجری را انتخاب کرده‌ایم و این اسباب زحمت است که ما تاریخ خودمان را به هجری بنویسیم و آنها به مسیحی، پس بیاییم تاریخ هجری را به تاریخ مسیحی تبدیل کنیم. ⚠️ اینها همه مقدمه جذب‏ شدن و مقدمه هضم ‏شدن فرهنگی در هاضمه دیگران است. 👤 علامه شهید مرتضی مطهری 📚 آشنایی با قرآن، ج ۷، ص ۸۵
⁉️مسئله‌ تعطیلی جمعه‏ ♦️مسئله‌ تعطیلی جمعه هم از آن مسائلی است که در بعضی کشورهای اسلامی از وقتی که آمد آن را تغییر داد. ♦️مثلاً در پاکستان انگلیسی‌ها از زمان ورودشان به هند سعی کردند همه سنت‌های آنها را به سنت‌های خودشان تبدیل کنند. از جمله اینکه روز تعطیل را از جمعه به یکشنبه تبدیل کردند. ♦️هنوز هم در پاکستان همین‌طور است؛ اگر یک چیزی برگشت، عود دادنش به حالت اول بسیار مشکل است. پاکستان اساساً به نام اسلام مستقل شد، یعنی پاکستان در مقابل هندوستان هیچ جهتی برای اینکه یک واحد مستقل باشد نداشت مگر جهت روحی و معنوی و فکری و ایمانی که ما مسلمانیم و شما هندو هستید و از نظر فرهنگ معنوی از یکدیگر جدا هستیم و نمی‌خواهیم با شما زندگی کنیم و می‌خواهیم مستقل شویم. ♦️در عین حال اینها که در مقابل هندی‌ها آنقدر مقاومت کردند هنوز این سنت مسیحی را در میان خودشان حفظ کرده‌اند؛ مبدأ سالشان مبدأ مسیحی و تعطیل هفتگی آنها هم یکشنبه است. ♦️این را عرض می‌کنم برای این که ما باید توجه داشته باشیم به نغمه‌‏هایی که کم و بیش در مجله‏‌ها و در مقالات ادبی و به اصطلاح علمی و نیمه ‏علمی شنیده می‌شود. ♦️می‏‌نویسند این برای ایران سبب رکود کارهاست که تعطیلات خودمان را جمعه قرار بدهیم در حالی که اکثریت مردم دنیا که ما با آنها سر و کار داریم تعطیلاتشان یکشنبه است. ♦️آن‏وقت ما مجبوریم که در هفته دو روز تعطیل داشته باشیم، روز جمعه به خاطر خودمان و روز یکشنبه برای اینکه دنیا تعطیلی دارد. ♦️پس ما برای اینکه کارمان بیشتر جریان داشته باشد، بیاییم تعطیلی جمعه را تبدیل به یکشنبه کنیم. درباره تاریخ هم می‌گویند: اکثریت مردم دنیا سال مسیحی را انتخاب کرده‌اند ولی ما سال هجری را انتخاب کرده‌ایم و این اسباب زحمت است که ما تاریخ خودمان را به هجری بنویسیم و آنها به مسیحی، پس بیاییم تاریخ هجری را به تاریخ مسیحی تبدیل کنیم. ⚠️ اینها همه مقدمه جذب‏ شدن و مقدمه هضم ‏شدن فرهنگی در هاضمه دیگران است. 👤 علامه شهید مرتضی مطهری 📚 آشنایی با قرآن، ج ۷، ص ۸۵
🔴 مسئله‌ تعطیلی جمعه‏ 👤 🔹مسئله‌ تعطیلی جمعه هم از آن مسائلی است که در بعضی کشورهای اسلامی از وقتی که آمد آن را تغییر داد. 🔸مثلاً در پاکستان انگلیسی‌ها از زمان ورودشان به هند سعی کردند همه سنت‌های آنها را به سنت‌های خودشان تبدیل کنند. از جمله اینکه روز تعطیل را از جمعه به یکشنبه تبدیل کردند. ✅هنوز هم در پاکستان همین‌طور است؛ اگر یک چیزی برگشت، عود دادنش به حالت اول بسیار مشکل است. پاکستان اساساً به نام اسلام مستقل شد، یعنی پاکستان در مقابل هندوستان هیچ جهتی برای اینکه یک واحد مستقل باشد نداشت مگر جهت روحی و معنوی و فکری و ایمانی که ما مسلمانیم و شما هندو هستید و از نظر فرهنگ معنوی از یکدیگر جدا هستیم و نمی‌خواهیم با شما زندگی کنیم و می‌خواهیم مستقل شویم. 🔹در عین حال اینها که در مقابل هندی‌ها آنقدر مقاومت کردند هنوز این سنت مسیحی را در میان خودشان حفظ کرده‌اند؛ مبدأ سالشان مبدأ مسیحی و تعطیل هفتگی آنها هم یکشنبه است. 🔸این را عرض می‌کنم برای این که ما باید توجه داشته باشیم به نغمه‌‏هایی که کم و بیش در مجله‏‌ها و در مقالات ادبی و به اصطلاح علمی و نیمه ‏علمی شنیده می‌شود. ✅می‏‌نویسند این برای ایران سبب رکود کارهاست که تعطیلات خودمان را جمعه قرار بدهیم در حالی که اکثریت مردم دنیا که ما با آنها سر و کار داریم تعطیلاتشان یکشنبه است. 🔹آن‏وقت ما مجبوریم که در هفته دو روز تعطیل داشته باشیم، روز جمعه به خاطر خودمان و روز یکشنبه برای اینکه دنیا تعطیلی دارد. 🔸پس ما برای اینکه کارمان بیشتر جریان داشته باشد، بیاییم تعطیلی جمعه را تبدیل به یکشنبه کنیم. درباره تاریخ هم می‌گویند: اکثریت مردم دنیا سال مسیحی را انتخاب کرده‌اند ولی ما سال هجری را انتخاب کرده‌ایم و این اسباب زحمت است که ما تاریخ خودمان را به هجری بنویسیم و آنها به مسیحی، پس بیاییم تاریخ هجری را به تاریخ مسیحی تبدیل کنیم. 💢 اینها همه مقدمه جذب‏ شدن و مقدمه هضم ‏شدن فرهنگی در هاضمه دیگران است.
🔴 | ‌‏سفارش یکدیگر به حق و ‏ ♦️امام خمینی(ره):باید جوان های تحصیلکرده از این هیاهوی خود را نبازند، و‌‎ ‌‏سرگرم بساط عیش و نوشی که به دستور برای آنها و‌‎ ‌‏عقب نگه داشتن آنها فراهم شده است نگردند. ♦️باید اشخاص‌‎ ‌‏بیدار، تولید مثل کنند و هرچه بیشتر و هم قدم پیدا کنند و‌‎ ‌‏صفوف خود را فشرده کنند، و در ناملایماتْ پایدار و جدی و‏ قوی الاراده باشند، و از تواصی به حق و تواصی به ، که‌‎ ‌‏دستوری است الهی، غفلت نکنند.‎ 📚 منبع: تهذیب‌‏ نفس و سیر و سلوک از دیدگاه امام خمینی (ره)، صفحه 604 و 605
🔴فریادهای مدرس، برقی در آسمانِ تاریک و ظلمانی ♦️امام خامنه ای: «[ایران] در دوره‌ی حکومتهای قاجاری و بعد ، تبدیل شد به حکومت عقب‌افتاده‌ىِ دست‌نشانده‌ىِ فقیرِ ضعیفِ توسریخور. این، در تاریخ ما اتفاق افتاد. گناهش به گردن کیست؟ در درجه اول به گردن آن زمامداران فاسد و بی کفایت است، که وابسته هم شدند؛ وقتی سیاستهای استعماری وارد میدان شد، وابسته هم شدند... ♦️در خلال این صد، صد و بیست سالی که بخش آخر آن دوران سخت تا امروز. گذشته، وجدانهای بیدار و شخصیتهای بزرگی پیدا شدند که هشدارهایی دادند؛ برقهایی در آسمان تاریک و ظلمانىِ زندگىِ این کشور جهاندند که روشنیهایی به وجود آمد؛ بیداریهایی به وجود آمد... [یک نمونه‌اش] فریادهای مرحوم آیت‌الله در صحن ملی آن روز در مقابله‌ی با و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانه‌ای که آن روز داشتند می‌بستند که همه‌ی کشور را تحویل بدهند. اینها برقهایی در این فضا روشن کرد؛ دلها را روشن کرد، عزم‌ها را محکم کرد. به وسیله‌ی پیشروان این فکر شروع شد.» ۱۳۸۶/۰۲/۱۹ http://l1l.ir/2nom 🔳 : ایستادگی علمایی چون شهید مدرس در مقابل و در ایران 🇮🇷
🔴... ♦️ ای :. ما ایرانیها در طول تاریخ طولانی خودمان دورانهای متفاوتی را گذرانده‌ایم؛ هم داشتیم، هم داشتیم؛ اما در این دوران طولانىِ دویست ساله‌ی منتهی به انقلاب، ما یک را گذراندیم. ♦️، و خیلیها تاریخ را سرسری نگاه میکنند. باید در تاریخ تعمق کرد، از تاریخ گرفت. ♦️ ما در این دویست سال، یک دوران تاریکِ ذلت را از سر گذراندیم. نشانه‌های این ذلت، زیاد است. ما در تمام این دوران، در ، یک ملت بودیم؛ در فعل و انفعالات منطقه‌ی خودمان چه برسد به فعل و انفعالات جهان هیچ تأثیری نداشتیم. در این دوران دویست ساله، به وجود آمد. ♦️ دولتهای مستعمر از اقصی نقاط عالم به منطقه‌ی ما آمدند؛ کشورهائی را گرفتند، ملتهائی را اسیر کردند، منابع ثروت ملتها را غارت کردند. ♦️در این دویست سال، ایران و ، و ، به حوادث نگاه میکردند؛ حتّی شاید از حوادث مطلع هم نمیشدند، چه برسد به اینکه بخواهند در آن حوادث دخالت کنند و تأثیر بگذارند. در حوزه‌ی اقتصاد، وضع ما روزبه‌روز به طرف انحطاطِ بیشتر حرکت میکرد. ♦️در حوزه‌ی و ، بکلی عقب‌مانده بودیم؛ هیچ دستاورد علمی ای که قابل توجه و قابل عرضه باشد، در مقابله‌ی با حرکت عظیم علمی در دنیا نداشتیم. ♦️در ، سیاستهای بودیم. استعمارگرها، قدرتهای مسلط دنیا، بر روی حکومتهای ما اثر میگذاشتند؛ آنها را به این طرف و آن طرف میکشاندند، به آنها تحمیل میکردند، از آنها کار میکشیدند؛ و دولتهای ما، پادشاهان ما، قدرتهای مسلط ما، هیچ عکس‌العمل شایسته‌ی انسانىِ افتخارآمیزی از خودشان نشان نمیدادند. ♦️ در کشور، حفظ دولتها، را در این دورانِ دویست ساله مشاهده و تجربه کردیم. ♦️ در همین دورانِ دویست ساله است که ذلتبار و قبل از آن، معاهده‌ی اتفاق افتاد؛ را از ایران جدا کردند. ♦️ در همین دورانِ دویست ساله بود که آمدند ما را کردند، بدون کمترین مقاومتی از سوی دولت و دولتیها. ♦️در همین دوران بود که یک آمد در زد و دولت را کرد که باید فلان کار را بکنید، فلان اقدام را بکنید، فلان کس را بیرون کنید، والّا به تهران حمله میکنند. یعنی تا قزوین جلو آمدند، تهران را تهدید کردند، دولت مرکزی در تهران به خود میلرزیدند. ♦️ اگر شخصیتهای نادری در این میان نبودند، قطعاً تسلیم اولتیماتوم آن دولت بیگانه می شدند. ♦️در همین دوران بود که دولت انگلیس آمد حکومت پهلویها را در ایران به وجود آورد؛ را انتخاب کردند، از یک او را بالا کشیدند، به کشور رساندند و سلطنت او را در کشور به صورت یک قانون درآوردند و همه‌ی امور را به دست او دادند و او هم در مشت خودشان و در اختیار خودشان بود. ♦️در همین دوران بود که ۱۲۹۹ - ۱۹۱۹ میلادی - اتفاق افتاد؛ که بر طبق این قرارداد، اقتصاد کشور به دست بیگانه میافتاد و کشور و کشور یکباره در اختیار ایران قرار میگرفت. ♦️ در همین دوران بود که رئیس سه کشور که متحدین جنگ بودند به تهران آمدند و بدون اینکه از دولت اجازه بگیرند، بدون اینکه به دولت مرکزی کمترین اعتنائی بکنند، در اینجا جلسه تشکیل دادند. ♦️ ، و به میل خودشان به تهران آمدند و جلسه تشکیل دادند؛ نه از کسی اجازه گرفتند، نه گذرنامه‌ای نشان دادند. ♦️محمدرضا که آن روز پادشاه ایران بود، مورد اعتنای اینها قرار نگرفت؛ آنها به دیدن او نرفتند، او به دیدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برایش نشدند، نکردند! ببینید ذلت یک دولت مرکزی که سرریز میشود بر روی مردم، تا کجاها منتهی میشود؟ این، حضیض یک حکومت و یک ملت است. این، مال دوران دویست ساله‌ی ماست. 🇮🇷