Dante and Virgil in Inferno:
موجوداتِ نفرتانگیز واهی، افکنده در تنور دستهجمعی: پخته اما نه مرده.
استشمام بوی تن آنها برای فهم این مورد که کدام یک بهعنوان پیشغذای یک تمامیتخواهی خونین مناسب است.
برای: کبابی هانیبال و برادران (💞)
Le Petit Chaperon rouge:
شنلقرمزی جوان، به دور از خانه و در دل طبیعتِ خونخوار. مواجهه با دوستی به نام گرگ_بدون ترس و واهمه؛ نانی را به گرگ تعارف کرده و گرگ چون دوستی مهربان، از روی لطف و به نشانه محبت دخترک را میبلعد.
برای: White Butterflies
انسانی غولپیکر با قلبی مهربان، اما گیرافتاده در کالبد هیولایی نیمه یونانی_رومی، پنهانشده در درههای درندشت آسیای صغیر: برای کمک به افرادی که از دست امپراتوری روم شرقی به سرزمینهای اطراف میگریزند.
برای: ala baster (💞💞💞)
دیدن آثار هنری که خود به وجود آوردهاید، طراحی دردِ چهرهی انسانها، درست همانند طراحیِ روی جلدِ کاغذ.
تا وقتی واقعیات بیرونی برای به تصویر کشیدن رنج و درد وجود دارند، کاغذ و دیوار به چه کار میآید؟
برای: عمو وینِ خسته (عاشق کساییم که طراحی میکنن، بهخصوص که اوسیهای خودتم داری. خیلی قشنگ میکشی واقعا😭)