یک ظرف غذای طلایی رنگ که میتونی درش به خوبی چهرت رو مثل اینه ببینی. این ظرف برای دوران سلطنت خانوادت توی دوران قرون وسطی هست. پشت ظرف غذا با خط خوانا خیلی ریز چیزی نوشته شده:
" ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.
ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.
نان کفاف ما را امروز به ما بده.
و گناهان ما را ببخش چنانکه ما نیز، آنانکه بر ما گناه کردند را میبخشیم.
و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده.
زیرا ملکوت، قدرت و جلال از آن توست تا ابدالاباد، آمین. "
برای: نارنگی
یک زنجیر نقرهای که به یک الماس کوچیک متصل شده و تبدیل به یک گردنبند خوشگل شده. مال زمان ویکتوریاست، دوشیزهای زیبارو که سالیان سال پیش همانند تو بوده، این گردنبند رو توی صندوقچهی عتیقش گذاشته، با این خیال که بعدها دوباره شخصی توی خانواده با چهرهی اون به دنیا بیاد و مثل اون عاشق این گردنبند بشه.
برای: @Moondrip_daily
خنجری قدیمی که از روشنترین و سرسختترین سنگهایی که همیشه در معرض دید مهتاب بودند ساخته شده، متعلق به یک دراکولا در قلعهای گمشده. دراکولایی تنها که در پس عشق از دست رفته داغ دیده. خنجر بعد از سالها هنوز میدرخشه و به زیبایی ماه آسمونه. دستهی سیاهی داره و روی تیزیش چیزی خوانا و ریز نوشته شده:
" چهچیز نجاتم خواهد داد؟ اگر انسانها نوشتههایم را مانند تو، عشق من بسوزانند. دیگر چیزی برای سوگواری و حیات باقی نمیماند. پس این خنجر میماند برای دنیایی دیگر، برای منی در آینده با همین خون و در همین سرزمین. به امید آنکه سرنوشت او همانند من به این خنجر کشیده نشود. "
برای: هاروی