آندیا!
— میان ِصفحهي ِصد ُیازده 💘 : [ گاهي مافکرمیکنیم مبهم بودن راه ِفرار ِخوبيست ؛ شاید هم فکرمیکن
چقدر که اینو با پوست و گوش درک میکنم ؛)) مچکرم🙂✨
آندیا!
یه دیالوگ قشنگی تو فیلم پل چوبی بود میگفت: حال آدما بد نميشه كه خوبيش كم ميشه الان حال من كم خوبه،
یه دیالوگی بود که میگفت: هرگاه چیزی را رها کردم به سمتم بازگشت و دیربود؛ مثل دریا که جسدی را پس میزند ..
از هم جدا شدیم و
بدین درد ساختیم ...
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت ...
- هوشنگ ابتهاج.
اندوههای یک مرد را
گاهی چند نخ سیگار هم می تواند
به هم بدوزد
و از لب هایش بشکافد و
بیرون ببرد از پنجره . .
اندوههای زنانه اما ، خانگی تر از این حرف ها هستند ؛
درست مثل ِ شیشههای مربا
مثلِ سبزیهای خشکِ معطر
که میکوشند
یک تکه از بهار را
برای زمستان کنار بگذارند . !
"میدونین چرا شبا احساس هامون واقعی تر و عمیق ترن و بیشتر دلتنگ میشیم؟
چون شبا به خاطرِ جاذبهیِ ماه؛
غلیان و جوشش خون توی بدن زیاد میشه و احساساتمون هم شدت میگیره!
خلاصه اش اینکه شب حرفا واقعی تره، احساسات واقعی تره، چتا واقعی تره =))
آدم بیدلیل یک آهنگ رو دوبار گوش نمیکنه
بیدلیل دوبار به چشمهای هیچکسی نگاه نمیکنه .
بیدلیل به یك نفر دو بار فرصت نمیده
هیچ تکراری بیدلیل تبدیل به تکرار نمیشه .