آنــــ روز | (:
برای راهیان پارساله و من امسال، خیلی بیشتر به خواستهم اعتقاد دارم من حتی نمیخوام همینقدر هم از ا
و در عین حال سخت
خیلی خیلی خیلی سخت...
ولی شدنی
هدایت شده از ♡•[دلانههایمن]•♡
این که چرا بچه های تو این سال تو یمن و ایران و سوریه و اروپا و آمریکا دغدغه هاشون انقدر متفاوته پشتش خیلی حرف هست .
الان بچه های یمنی تیر اندازی رو کامل و دقیق یاد میگیرن و رجز هاشون مثل یه آدم رزمنده شصت ساله است...
تو همین ایام بچه های ما به فکر بازی های کامپیوتری و موبایل و گاهی درس و مشق و😅 و ... ان.
این تفاوت رو بین نسل نوجوان امروز و دیروز هم میشه قیاس کرد . نوجوانی که تو ایام جنگ از وصیت نامه اش ،حتی علما هم تعجب میکنند.
نکته اش میدونید چیه ؛ اینکه این بچه ها هر چیزی رو که خوب لمس کنند براشون دغدغه میشه .
یه هفته که بوفه ی مدرسه خالی باشه دغدغه اشون میشه خوراکی هاشون ، سرشون که خلوت باشه دغدغه اشون میشه پر کردن اون وقت خالیی که عمدتا پدر و مادرای امروزی خیلی دغدغه ی صحیح و تربیتی ندارن براش...
اما وقتی لمس میکنه تو جبهه ی جنگه ، میشه بچه ی فلسطینی که خبرنگار و روایت گر جنگ شده ، میشه بچه هایی که تو یمن یه تنه حریف میطلبند . چون دغدغه اش جونشه ، خانواده اشه ، وطنشه ... این بچه دیگه به بازی فکر نمیکنه ، چون رویاش نابودی کساییه که برای نابودی کشورش دارن تلاش میکنن .
# دغدغه_سازی برای نسل امروز از ضروریاته ، از کودک و نوجوانش گرفته تا بزرگسال ها و مخصوصا #مادرها ...
چون مادر قلب خونه است . دغدغه اش تاثیر گذار تر از هر کدوم از اعضای خونه میتونه باشه .
پ.ن ؛به نظرم بهترین راه جهاد تبیین هم دغدغه سازی برای #مادرایرانی میتونه باشه .
قبل اینکه همه ی برنامه های دشمن تو خانواده و قلبش تاثیر نهایی رو بزاره!
https://eitaa.com/delanehyeman
داریم با بچههای عمهم بازی میکنیم
و من تازه متوجه شدم نظم و الگوریتم ذهنی آدمها، تا چه اندازه میتونه متفاوت باشه...
#مدرسهٔ_بازی
آنــــ روز | (:
داریم با بچههای عمهم بازی میکنیم و من تازه متوجه شدم نظم و الگوریتم ذهنی آدمها، تا چه اندازه می
اینجوریه که میخوایم به هم کمک کنیم، ولی چون مدل نظم ذهنیمون فرق داره، الگوریتمهامون متفاوته، بدتر نقشههای ذهنی هم رو به هم میریزیم
مثل وقتایی تو دنیای واقعی که میخوایم به هم کمک کنیم، ولی بدتر خرابکاری میکنیم و بقیه رو تو دردسر میندازیم
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
🌄 كسانى كه خود را باور نمىكنند...
✍🏻 عینصاد
❞ كسانى كه خود را باور نمىكنند، خدا و غيب و روز ديگر و وحى را باور نخواهند كرد و دستآموز طاغوتهاى مسلط و حاكمهاى بهرهبردار خواهند شد و بر گور خويش رقص مرگ خواهند كرد.
📚 #کید_پنهان | ص ۳۴
#️⃣ #عکس #عکس_نوشته #قرآن
▫️ @einsad
هدایت شده از ماهــ نشآن 🇮🇷
بسم رب الشهداء والصدیقین
مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا
کربلا، تنها یک قطعهٔ خاک نیست، کربلا، جغرافیای نامحدود این تاریخ گستردهاست. و لشکر حسین(علیهالسلام) پیوسته در حال لبیک به فریاد هل من ناصر او.
آری، فریاد هل من ناصر حسین(علیهالسلام) پیوسته در همهمهٔ جنون انگیز تاریخ میچرخد و خوشا آنانکه دلهایشان، به خاطر جهاد پیوستهٔ در راه خدا، گیرای طنین دل نشین حسین(علیه السلام) است.
خواهر بسیجی، فاطمه آقازاده، پیوستن پدر مجاهدت را به سیل عاشقان اباعبدالله علیه السلام تبریک و تسلیت عرض میکنیم.
و از خداوند متعال، برای شما و همهٔ مجاهدان راه خدا، طلب صبر و استقامت داریم.
۳۰ام دی ماه ۱۴۰۲ هجری شمسی
بسیج دانشجویی دانشگاه قم
🇮🇷@Bkh_Qom
آنــــ روز | (:
بسم رب الشهداء والصدیقین مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِن
صبح خبر رو خوندم، صرفاً خبر بود، اسم نداشت
ظهر گفتند که فرمانده بخش اطلاعات سپاه رو شهید کردن، حواسم به بخش اطلاعات جلب شد و ...
بعدش اسامی اومد، گفتم عه، یه فامیلی آشنا، از کنارش رد شدم
شب یکی ازم پرسید که مطمئنی، این بابای فاطمهٔ خودمون نیست؟ حساس شدم، متوجه شدم خودشه و ماجرا شروع شد...
آنــــ روز | (:
صبح خبر رو خوندم، صرفاً خبر بود، اسم نداشت ظهر گفتند که فرمانده بخش اطلاعات سپاه رو شهید کردن، حواس
اولش شاید یه اسم معمولی که بخوام بخونم هم نبود...
صبح دوستم وقتی خبر رو خوند، گفت: من دیگه نمیکشم،
شاید نگران بود، نگران جنگ
جوابش رو دادم: که ما از این بدترهاش رو هم کشیدیم
نگران جنگ نبودم، فعلاً هم نیستم، اطمینان قلبی دارم که وقتش هنوز نرسیده...
هنوز، گاهگاهی اسمی زیرنویس میشه، گاهی همون هم بیان نمیشه، که فلانی شهید شد، امروز به خاطر امنیت این اتفاق افتاد، دیروز تشییع فلان شهید بود و...
راحت میگذریم، شاید بمونیم و فاتحهای و احترامی بگذاریم، ولی اغلب فقط یه اسمه، میگذریم...