آنــــ روز | (:
داریم با بچههای عمهم بازی میکنیم و من تازه متوجه شدم نظم و الگوریتم ذهنی آدمها، تا چه اندازه می
اینجوریه که میخوایم به هم کمک کنیم، ولی چون مدل نظم ذهنیمون فرق داره، الگوریتمهامون متفاوته، بدتر نقشههای ذهنی هم رو به هم میریزیم
مثل وقتایی تو دنیای واقعی که میخوایم به هم کمک کنیم، ولی بدتر خرابکاری میکنیم و بقیه رو تو دردسر میندازیم
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
🌄 كسانى كه خود را باور نمىكنند...
✍🏻 عینصاد
❞ كسانى كه خود را باور نمىكنند، خدا و غيب و روز ديگر و وحى را باور نخواهند كرد و دستآموز طاغوتهاى مسلط و حاكمهاى بهرهبردار خواهند شد و بر گور خويش رقص مرگ خواهند كرد.
📚 #کید_پنهان | ص ۳۴
#️⃣ #عکس #عکس_نوشته #قرآن
▫️ @einsad
هدایت شده از ماهــ نشآن 🇮🇷
بسم رب الشهداء والصدیقین
مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا
کربلا، تنها یک قطعهٔ خاک نیست، کربلا، جغرافیای نامحدود این تاریخ گستردهاست. و لشکر حسین(علیهالسلام) پیوسته در حال لبیک به فریاد هل من ناصر او.
آری، فریاد هل من ناصر حسین(علیهالسلام) پیوسته در همهمهٔ جنون انگیز تاریخ میچرخد و خوشا آنانکه دلهایشان، به خاطر جهاد پیوستهٔ در راه خدا، گیرای طنین دل نشین حسین(علیه السلام) است.
خواهر بسیجی، فاطمه آقازاده، پیوستن پدر مجاهدت را به سیل عاشقان اباعبدالله علیه السلام تبریک و تسلیت عرض میکنیم.
و از خداوند متعال، برای شما و همهٔ مجاهدان راه خدا، طلب صبر و استقامت داریم.
۳۰ام دی ماه ۱۴۰۲ هجری شمسی
بسیج دانشجویی دانشگاه قم
🇮🇷@Bkh_Qom
آنــــ روز | (:
بسم رب الشهداء والصدیقین مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِن
صبح خبر رو خوندم، صرفاً خبر بود، اسم نداشت
ظهر گفتند که فرمانده بخش اطلاعات سپاه رو شهید کردن، حواسم به بخش اطلاعات جلب شد و ...
بعدش اسامی اومد، گفتم عه، یه فامیلی آشنا، از کنارش رد شدم
شب یکی ازم پرسید که مطمئنی، این بابای فاطمهٔ خودمون نیست؟ حساس شدم، متوجه شدم خودشه و ماجرا شروع شد...
آنــــ روز | (:
صبح خبر رو خوندم، صرفاً خبر بود، اسم نداشت ظهر گفتند که فرمانده بخش اطلاعات سپاه رو شهید کردن، حواس
اولش شاید یه اسم معمولی که بخوام بخونم هم نبود...
صبح دوستم وقتی خبر رو خوند، گفت: من دیگه نمیکشم،
شاید نگران بود، نگران جنگ
جوابش رو دادم: که ما از این بدترهاش رو هم کشیدیم
نگران جنگ نبودم، فعلاً هم نیستم، اطمینان قلبی دارم که وقتش هنوز نرسیده...
هنوز، گاهگاهی اسمی زیرنویس میشه، گاهی همون هم بیان نمیشه، که فلانی شهید شد، امروز به خاطر امنیت این اتفاق افتاد، دیروز تشییع فلان شهید بود و...
راحت میگذریم، شاید بمونیم و فاتحهای و احترامی بگذاریم، ولی اغلب فقط یه اسمه، میگذریم...
آنــــ روز | (:
اولش شاید یه اسم معمولی که بخوام بخونم هم نبود... صبح دوستم وقتی خبر رو خوند، گفت: من دیگه نمیکشم،
ولی امشب دیگه فقط یه اسم نشد...
بابای دوستمون بود
اونم نه یه آدم معمولی،
یه دختر پر جنب و جوش
که زمین و زمان رو به هم میدوخت برای زنده نگه داشتن یاد شهدا
همش لحظه لحظه خاطراتی که ازش دارم رو یادم مییاد و...
میفهمم واقعاً خانوادهٔ شهید بودن رو به کسی نمیدن...
دیگه شهید برام فقط یه اسم نیست
یه هویته
یه پدره
پدرِ یه مبارز، یه مجاهد، یه زینب
پشت هر اسم شهیدی، کلی ماجرا خوابیده
اسم شهید، فقط اسم نیست، یه مَرده، یه پدر، یه زندگی، یه خانواده، یه داستان
که میرن تا داستان جمهوری اسلامی ایران دنبالهدار باشه
میرن که...
شهدا فقط یه اسم نیستن، انبوهی روایتن...
هدایت شده از ماهــ نشآن 🇮🇷
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصاحبه با خانواده شهید علی آقازادهنژاد
چقدر خانواده شان بوی شهادت میدهند!
دختر بزرگ خانواده که باشی، پدرت جان فدای بیبی زینب کبری(سلام الله علیها) باشد، عقیله وار با لحن و استقامت پدر سخن میگویی.
#شهید_آقازاده
#پدر_شهید
#بسیجدانشجوییدانشگاهقم
💠 @Bkh_Qom
هدایت شده از روزمَرْگی!
روز اولی که با فاطمه آشنا شدم، فامیلیش برام جالب بود: آقازاده!
ولی فکر نمیکردم یه روز این کلمه فقط فامیلیش نباشه، بشه صفتش..
نزدیک روز پدره.. و پدری رو از دست داد که واقعا آقا بود و آقازاده بودن برازنده بچههاش..
فاطمه پیگیرترینِ بچههای پایگاه بوده همیشه برا کار شهدا...
امروز که داشتم اسامی شهدارو میدیدم، دوباره به همین اسم آشنا برخوردم
مثل هربار که خبر شهادت یه آشنا میاد، نگران شدم و رفتم به گشتن که مطمئن بشم..
از دونه دونه بچهها پرسیدم..
و خودش بود..
آقازاده بود و آقازاده تر شد..💔