ذهن خالی
آنچه خواهید خواند: یه لیوان آب جلوی چشام ظاهر شد به صاحب دست این لیوان نگاه کردم محمد بود طوری که دل
آنچه خواهید خواند :
بااینکه ازش ناراحت بودم ....ولی اون لحظه دلم میخواست شونه هاش بشه پناهم از جام بلند شدم که چشام داشت سیاهی رفت داشتم میخوردم زمین که گرفتتم خودم و انداختم توی بغلش و بغضم شکست
میشه خواهش کنم سر داوود یزید شییییی خواهش میکنم تا الان هرچی رمان خوندم درباره رسول بوده دیگه خیلی خز شده واقعا میشه سر داوود یزیددددددد شیی
________________
بچه ها واقعا نمیتونم شخصیت و یا روند داستان رو عوض کنم
شخصیت اول داستان بارانِ
خواهش میکنم دیگه نگین
شخصیت اول داوود یا رسول باشه
نویسنده سرباز وطن
@SHAHIDEGOMNAMMM
🍀🍀🍀🍀
نویسنده آغوش امن برادر
@romanFms
🍀🍀🍀🍀
نویسنده شائق
@andishe_kaghazi
🍀🍀🍀🍀
نویسنده سکوت
@SokoT1389
🍀🍀🍀🍀
نویسنده های اِفتخار
@RomanEFTEKHAR
🍀🍀🍀🍀
نویسنده چریک رمان
@Cherikroman
🍀🍀🍀🍀
مدیر گاندویی ها
@Admin_Gando
🍀🍀🍀🍀
نویسنده راز
@TaNiN_Raz
🍀🍀🍀🍀
نویسنده خزان
@khazan_h89
🍀🍀🍀🍀
زیاد صحبت نمیکنم ولی
خوشحال شدم که با داستان هاتون اشنا شدم و دوستیمون رقم خورده
ان شالله سالیان سالیان بنویسید
شاید قسمتی نشه که ما تفنگ در دست بگیریم
ولی قلم هاتون به عنوان سلاح میشه استفاده کرد و امیدوارم از این سلاح برای کشورتون ایران بنویسید.
و به یزید بودن هاتونم هم هعیی اضافه بشه یزیدا😔🤣👀
وامیدوارم که سالیان سالیان بدرخشین 🍀
روزتون مبارک ❤️
از طرف :
دختر پاییز
ذهن خالی
https://eitaa.com/Admin_Gando/28906 نه من به این مظلومی😅😌
من به این مظلومی کاری به کسی ندارم
چجوری دلت میاد به من بگین یزید😂
ذهن خالی
من به این مظلومی کاری به کسی ندارم چجوری دلت میاد به من بگین یزید😂
تو که اصلاااااا یزید نیستی🔪