بیانیه اعلام بیعت با آیت الله سیدمجتبی خامنهای.pdf
حجم:
149K
بیانیه جمعی از اساتید و فضلای باورمند به تحول حوزههای علمیه، خطاب به حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای دامت برکاته
در بخشی از این بیانیه میخوانیم:👇
🔹در کشاکش تولد خاورمیانهای جدید مبتنی بر ایده مقاومت، ما فرزندان معنوی امامین انقلاب بر این باوریم که نرمافزارِ ادارهی این حرکت عظیم، چیزی جز «عقلانیت و فقاهتِ بالنده و تمدنسازِ شیعی» نیست.
🔹ما حوزویانی که در سایه هدایت و تعلیم آن قائد شهید، تحول قاعدهمند حوزههای علمیه و بالندگی علوم حوزوی را ضرورتی غیرقابلانکار یافتهایم، ضمن بیعتِ مطلق و ناگسستنی با حضرتعالی، عهدِ سربازی و میثاقِ مجاهدت علمی خود را تاکنون بر این سه رکنِ اصیل استوار کرده بودیم:
1️⃣ بازخوانی هویت حوزه؛ به عنوان مرکزِ طراحی نظامات اداره اجتماعی و نوآوریهای تمدنی؛ تا حوزهی علمیه نه در حصارِ تدرّسِ صرف، بلکه در «خطّ مقدّم جبههی تقابل با تهدیدهای استعماری» بایستد.
2️⃣ تأکید بر ضرورتِ ارتقاء در استنباط فقهی؛ با تمرکز بر «فقهِ ادارهی نظام» در چارچوب فقه جواهری، چراکه غفلت از نگاهِ کلانِ حاکمیتی، کارآمدیِ دین را در عرصهی عمل با چالش مواجه خواهد کرد.
3️⃣ تلاش برای تحول در علوم انسانی و تحقق «امتدادِ فلسفه اسلامی در عینیت»؛ با همکاری محققانهی حوزه و دانشگاه؛ چراکه حل مسائل نظام اسلامی جز از طریق این پیوند مبارک میسور نخواهد شد.
🔹ما آمادگی خود را جهت جهادِ علمی و تبیینی برای «ساختِ حوزهای پیشرو و سرآمد» و «تدوینِ نظاماتِ دینی مورد نیاز نظام اسلامی» اعلام میداریم...
✅ اسامی امضاء کنندگان این بیانیه را اینجا ببینید:👇
https://eitaa.com/alimohammadi1389/2140
بسم الله الرحمن الرحیم
برای دانش و تخصص سردار شهید علیمحمد نائینی ره
دهه نود، در مدرسه معصومیه، طلبهای فاضل در بحث «اصول»م شرکت میکرد به نام «نائینی» که هرکجا هست خدایا به سلامت دارش.
روزی بالمناسبة دربارهی جنگ نرم و قدرت نرم، در حاشیه درس چیزی گفته بودم. فردایش کتابی را برایم آورد با عنوان «اصول و مبانی جنگ نرم» و من برای نخستین بار اسم «علیمحمد نائینی» را که پدر آن طلبهی دوستداشتنی بود، بر روی جلد آن کتاب دیدم.
کتاب، اطلاعات ارزشمند و تحلیلهای قابل توجهی را به دست میداد به طوریکه در اولین فرصت آن را به مطالعه گرفتم و دیدم نویسنده در کنار فضائل علمی غیرقابل انکارش، در حریت و آزادفکری نیز از کلیشههای متعارف یک نویسندهی نظامی، فراتر رفته است.
شهید بزرگوار «علیمحمد نائینی» از آن روز، به عنوان نمونهای از پاسداران انقلاب اسلامی که در کنار نظامیگری عرصههای اندیشه را نیز با حرّیت درمینوردند، توجه مرا به خودش جلب کرده بود اما این روزها که استراتژیستهای رسانهایِ قرارگاه خاتم با طراحی سناریوهای عملیات روانی از یک سو و سخنگوی جوان و توانمندشان با بیانیههای چندزبانهی خود از سوی دیگر، طرح رسانهای مؤثّری را برای تکمیل استراتژیهای نظامی به نمایش نهادهاند، تازه متوجه میشوم که آن مرد بزرگوار و همکارانش، افزون بر پویش در عرصه اندیشه، در عرصه عمل نیز شاگردان و همکارانی توانا تربیت کردهاند.
خداوند آن شهید عرصههای جهاد علمی و عملی را با شهیدان کربلا محشور کند؛ آمین ربالعالمین.
محمد عشایری منفرد
بسم الله الرحمن الرحیم
از نظر فقهی با بیحجابان شرکتکننده در تجمعات چه کنیم؟
شکی وجود ندارد که «حجاب»، از ضروریات اسلام است و رعایت آن در همه حال واجب است. این نکته نیز غیرقابل تردید است که «نهی از منکر» نیز از فرائض قطعی اسلامی است. در کنار این دو واجب ارجمند شرعی، باید توجه داشت که شرکت در تجمعات شبانه نیز وجوب شرعی دارد. اهمیت این وجوب شرعی در حدی است که در پاسخی که اخیراً دفتر آیتالله العظمی سیستانی به یک استفتاء دادهاند، بر تکالیف دیگری مانند جلب رضایت والدین نیز مقدّم شمرده شده است. روشن است که وجوب برگزاری تجمعات و وجوب شرکت در تجمعات با تکالیف دیگری مقارنه دارد؛ از جمله تکلیفِ حرمت طرد شرکت کنندگان، حرمت جلوگیری از پیوستن مردم به تجمعات و ....
مسألهای که در این مقام بروز میکند این است که نهی بیحجابان یا بدحجابانی که در تجمعات شرکت کردهاند، با طرد و بیرون راندن آنان از تجمعات، ملازمهی عادی قطعی دارد. در چنین فرضی، مسأله، بومی باب تزاحم میشود؛ تزاحمِ بین «وجوب نهی از منکر» و «حرمت طرد شرکتکنندگان».
باید توجه داشت که در این شرایط، احکام شرعی تجمعات، از سویی حکم مضیّق و از سوی دیگر قطعا یا احتمالا از «نهی از منکر»، مهمتر است. بدین ترتیب حکم «حرمت طرد شرکتکنندگان»، از باب تقدم واجب مضیق یا از باب تقدم اهم بر مهم، بر حکم «نهی از منکر» مقدم است مگر اینکه کسی بتواند نهی از منکر را به صورتی انجام بدهد که شائبه طرد و سلب انگیزه از شرکت کنندگان کنونی و شرکتکنندگان بعدی را نداشته باشد.
در پایان خوب است به خاطر داشته باشیم که در سپاه امیرالمؤمنین علیهالسلام، «سوگواران عثمان» که از قضا به شیخین نیز ارادت و ایمان داشتند، در کنار «معترضان و محاصرهکنندگان بیت عثمان» که برخی از آنها به درست یا غلط، متهم به مشارکت در قتل عثمان نیز بودند، حضور داشتند. آن روزها نه گروه اول، گروه دوم را به جهت شرکت در قتل خلیفهی مقتولشان مذمت میکردند و نه گروه دوم حاضر بودند گروه اول را از گناه کبیرهی دلدادگی به عثمان و شیخین نهی کنند بلکه هر دو گروه با رهنمودهای امیرالمؤمنین علیهالسلام، تمام قوایشان را بر روی دشمن اصلی یعنی معاویه متمرکز کرده بودند. حفظ انسجام سپاهی که متشکل از این دو گروه متخاصم بوده، چنان کار دشواری بوده است که متکلمان معتزلی آن را از معجزات سیاسی امیرالمؤمنین علیهالسلام شمردهاند.
محمد عشایری منفرد
اینجا را بخوانید.
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضور استاد عشایری منفرد حفظه الله تعالی در تجمعات شبانه.
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
نقدی از حجت الاسلام والمسلمین علی مهدیان بر یادداشت اخیر استاد عشایری
✍سلام استاد بزرگوار
بی ادبی کردم عذرخواهم
استدلال متن بر پایه تزاحم "وجوب نهی از منکر" با "وجوب دفاع از ولایت" استوار شده. به این ترتیب که امتثال یکی مانع از امتثال دیگری است.
اما اولا وجوب "نهی از منکر" به گونه ای است که قابل ترک کردن نیست. نحوه تشریع آن و مراتب مختلف آن به نحوی است که مشخص است از منظر شارع بنای بر رها کردن آن در هیچ شرایطی نیست.
وجوب دفاع از ولایت نیز واجبی است که قابل ترک کردن نیست. واجباتی مثل وجوب اقامه توحید و یا نصرت ولی و خلیفه الله اساسا قابل ترک نیستند در هیچ شرایطی و بلکه به نحو اشعاع بر هر حکم دیگری سایه انداخته و حاکمند.
پس اساسا ورود از ناحیه تزاحم و در نهایت ترک یکی به نحو اهم و مهم قابل تصور نیست. حداقلی ترین سطح نهی از منکر در ناحیه انزجار قلبی است که خود قابل توصیه و آثار فردی و اجتماعی است و با واجب دیگر تزاحمی هم ندارد.
ثانیا شما بهتر میدانید که تزاحم زمانی محقق میشود که مندوحه وجود نداشته باشد. عنوان نهی از منکر در سطح ابراز و اظهار با زبان و عمل، مصادیق مختلف دارد و میتواند داشته باشد، ما باید اثبات کنیم که تمام مصادیق آن با امر حضور در خیابان که فرض ما این است که در این زمان مصداق و مقدمه قطعی غیر قابل انکار نصرت ولایت است، قابل جمع نیستند، حال آنکه این طور نیست. نهی از منکر زبانی و عملی میتواند به گونه ای باشد که حضور در خیابان را تضعیف نکند بلکه باعث تقویت آن و بلکه تقویت انسجام اجتماعی هم باشد. باید مصادیق آن را طراحی و معرفی نمود. اصل مساله اینجا است و ورود و خروج این متن محترم ، صورت مساله را پاک میکند. باید اثبات کنید تمام مصادیق نهی از منکر زبانی و ابرازی با حضور در خیابان جمع نمیشود. این مسلم نیست به هیچ وجه.
بله ما میتوانیم بگوییم نهی از منکری که باعث تضعیف حضور در خیابان و وحدت اجتماعی باشد ممنوع شرعی است از باب اجتماع امر و نهی. پس راهی باید یافت که این تضعیف انجام نشود.
اینکه در انتها فرموده اید مگر اینکه کسی بتواند ... یعنی بحث اساسا ذیل باب تزاحم قرار نمیگیرد.
ثالثا ممکن است متن در صدد این نکته بوده که اساسا نوعا نهی از منکرهای عادی زبانی ما باعث کم شدن حضور در خیابان و وحدت اجتماعی میشود. اگر این دغدغه وجود دارد که درست هم هست اولا به لحاظ فقهی این بحث همانطور که عرض شد، ذیل اجتماع امر ونهی قرار میگیرد و باید بگوییم اکثر نهی از منکرها نوعا امروز حرامند. نه اینکه نهی از منکر فعلیت وجوب ندارد یا باید رها شود. چنانکه گذشت و ثمره اش در این است که همه در پی پیدا کردن راه درست خواهند رفت و ایده های مختلف و موثری یافته خواهد شد. و در مرحله دوم نیز این طرح بحث، اثبات میکند وجوب تلاش نخبگان و پیشروان اجتماعی برای طراحی و ترویج روش درست نهی از منکر در این زمان، چه در بحث حجاب چه هر منکر دیگری. خصوصا که اساسا مقوله کشف حجاب خودش یک منکر مهم سیاسی و مدد عملی به طاغوت و طرح طاغوت است چنانکه قائد شهید ما تبیین فرموده بود و حتما مطلعید. لذا جلوگیری از طرح دشمن و مدد به ولایت خودش یکی از مصادیق روشنش نهی از منکری به نام کشف حجاب و دیگر پرچمهای سبک زندگی غربی است که امروز ترویج میشود.
رابعا ماجرای وحدتی که امیرالمومنین ع بین دو دسته از لشکریان خود ایجاد کرده بود و به عنوان شاهد بحث از سیره ایشان نقل فرمودید اثبات نمیکند که اصحاب ایشان این دو موضوع را رها کرده بودند. اتفاقا در بیان امیرالمومنین ع روشن است که به هر دو بحث در خطابه ها و نامه هایشان پرداخته اند و این نشان میدهد که بحث بین اصحاب هم مطرح بوده با وجود این آن انسجام در لشکریان شکل گرفته بوده است. و این ضرورت بررسی سبک کار حضرت را نشان میدهد اما اثبات نمیکند که این دو مقوله رها شده باشند.
باز هم بی ادبی حقیر را ببخشید.
خدا حافظ شما باشد.
حقیر دورادور دوستدار شما هستم و از نکات و مطالب شما استفاده میکنم. از همین تواضع بزرگوارانه شما نیز درس طلبگی گرفتم.
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
بسم الله الرحمن الرحیم
فروتنانه در پاسخ به نقدها (بخش نخست)
درباره یادداشت اخیر نقدهایی به دستم رسیده که نکات زیر درباره آنها قابل عرض است:
1.ادعا کرده بودم که نهی از منکر چون با طرد شرکتکنندگان بیحجاب، ملازمه عادی قطعی دارد پس مسأله بومی باب تزاحم است.
1/الف) بسیاری از منتقدان عزیز، این ملازمه را باور نداشته و فرمودهاند که میتوان با روشهای جذاب، نهی از منکر را انجام داد بنابراین وقتی مندوحه وجود دارد، تزاحمی وجود ندارد.
عرض بنده این است که این سخن ناقدان را من نه تنها رد نمیکنم بلکه در ادامهی همان یادداشت، تأیید کرده و به روشنی نوشتهام: «مگر اینکه کسی بتواند نهی از منکر را به صورتی انجام بدهد که شائبه طرد و سلب انگیزه از شرکت کنندگان کنونی و شرکتکنندگان بعدی را نداشته باشد.» خب، هرکس میتواند به چنین شکلی تذکر لسانی بدهد، در باب تزاحم نیست ولی چنان که میدانید کثیر (یا اکثر) کسانی که متسرِّع در تذکّر لسانی هستند، یا توانایی کافی برای تذکر جذاب را ندارند یا اگر واکنش خاصی از طرف مقابل سر بزند، توانایی جمع و جور کردنش را ندارند. آنها در باب تزاحم هستند و وجوب تذکر لسانی از آنها ساقط است.
1/ب) برخی از منتقدان ادعا کرده بودند که چون مکلف میتواند با نرمزبانی نهی از منکر کند، پس مندوحه وجود دارد و وقتی مندوحه وجود داشته باشد مسأله ربطی به باب تزاحم ندارد. عرض بنده این است که باب تزاحم به مقام امتثال مربوط میشود و باتوجه به شخصی بودن مقام امتثال، هر مکلّف، شرایط خودش را باید لحاظ کند، یعنی شرایط مکلّفانی که توانایی نرمزبانی (مندوحه) دارند و در باب تزاحم نیستند، قابل تعمیم به مکلّفان دیگر نیست.
1/ج) در برخی از نقدها، حتی در فرض قبول ملازمه نیز، باب تزاحم رد شده و مسأله را به اجتماع امر و نهی بازگردانده بودند. عرض بنده این است که این سخن ممکن است طبق برخی مبانی اصولی نادرست نباشد اما بنده این سخن را درک نمیکنم و مسأله را کما کان بومی باب تزاحم میدانم.
1/د) در یکی از نقدها با تأکید بر ذومراتب بودن نهی از منکر، ادعا شده است که نهی از منکر هرگز در باب تزاحم از فعلیت نمیافتد بلکه از مرتبهی لسانی به مرتبه قلبی کشیده میشود. این سخن، سخن نادرستی نیست لکن تعبیر دیگری از همین مطلب است که مرتبه لسانی نهی از منکر، که از قضا در تجمعات این روزها مورد بحث ما است، از فعلیت ساقط میشود ولی مرتبه قلبی آن که تکلیف دیگری است، به جای خود باقی است.
محمد عشایری منفرد
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared